تبلیغات
داستانهای مذهبی - تمام انسانها باید مسلمان شوند و این ربطی به ایرانی بودن و یا عرب بودن ندارد
 
داستانهای مذهبی

اخیرا شبهه ای در مورد اینکه ایرانی ها نباید مسلمان شوند و باید زرتشتی باشند، مطرح شده است. در زیر متن اشکالات به صورت مشکی آمده است و جوابها به صورت قرمز بیان شده است.

هموطنان خوب ایرانی من
 
اگر قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن را الله فرستاده است و محمد ابن عبدالله رسول الله است، بدانید که الله دستور داده که شما باید زرتشتی بشوید
 
تعجب نکنید. این دستور صریح الله است و چندین بار آن را در قرآن تکرار کرده است تا جای هیچ شک وشبهه ای نباشد که ایرانی ها نباید از محمد پیروی کنند و باید از پیغمبر خودشان که زرتشت و مانی است پیروی کنند

 

سلام بر هموطن ایرانی

ما قرآن را قبول داریم و باور داریم که قرآن را خداوند متعال فرستاده است و حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هم رسول الله است. ولی چون شما فقط از قسمتی از دین اسلام آگاهی دارید، برایتان شبهه پیش آمده است.

جواب شما از تمام آیات به صورت زیر است:

دعوت آن جناب هر چند جهانى بوده و لیكن مرحله به مرحله صورت مى‏گرفته، اولین دعوتى كه كرد دعوت مردم در مراسم حج بود كه با انكار شدید مشركین مواجه شد. آن گاه از آن به بعد مدتى به طور سرى و پنهانى دعوت كرد، و در مرحله سوم مامور شد عشیره و نزدیكان خود را دعوت كند، هم چنان كه آیه شریفه" وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ" (سوره شعراء، آیه 214) بدان اشاره دارد. و در مرحله چهارم مامور شد همه قومش را دعوت كند، هم چنان كه آیه" فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ" (حال به آنچه مامور شده‏اى قیام كن و از مشركین روى برتاب. سوره حجر، آیه 94) به آن اشاره دارد.
و در مرحله پنجم، مامور شد به دعوت عموم مردم كه آیه" قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُمْ جَمِیعاً" (بگو هان اى مردم به درستى من فرستاده خدا به سوى همگى شمایم. سوره اعراف، آیه 158) و نیز آیه" وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ" (این قرآن بر من نازل شده تا شما را و هر كس را كه پیام من به او برسد انذار كنم. سوره انعام، آیه 19)، به آن اشاره‏ دارند.
علاوه بر این، این معنا از مسلمات تاریخ است كه یكى از گروندگان به آن جناب، سلمان فارسى است كه ایرانى بوده، یكى دیگر بلال بوده كه اهل حبشه بوده است و یكى صهیب بوده كه اهل روم آن روز بوده. و نیز این هم مسلم است كه آن جناب یهودیان را هم دعوت مى‏كرده و وقایعى كه بین آن جناب و یهودیان اتفاق افتاده معروف است. و نیز این مسلم است كه آن جناب به پادشاهان ایران، مصر، حبشه، و روم نامه نوشته و همه را به اسلام دعوت كرده، همه این شواهد دلالت دارد بر اینكه دعوت آن جناب جهانى و عمومى بوده است.

 

نکته دیگر: قرآنی که ما شیعیان قبول داریم، تنها نیست بلکه با توجه به فرمایشات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، قرآن و عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هیچ گاه از یکدیگر جدا نمی شوند. پس شما اجازه ندارید فقط با ظاهر چند آیه اشکال کنید بلکه باید روایات را هم مطالعه بفرمایید.

نکته دیگر اینکه، بعضی از آیات ارسالی اصلا بر مدعای شما دلالت ندارد و ظاهر بعضی دیگر هم با آیات دیگر همخوانی ندارد و طبق فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باید به عترت ایشان مراجعه کنیم. حالا در زیر هر آیه به توضیح می پردازیم:


  
من در اینجا آیه های قرآن را برایتان تکرار میکنم.
  
سوره ابراهیم، آیه 4  
 
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ ۖ فَیُضِلُّ اللَّـهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ  
  
ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم بغیر از پیغمبری که به زبان آنان سخن بگوید.  
 
و بنا براین محمد برای ما پارسی زبانان فرستاده نشده است. پیامبر پارسی زبان زرتشت بود.  

 

این آیه با ظاهر آیات زیر همخوانی ندارد:

ان هو الاّ ذكر للعالمین (سورة تكویر، آیة 27) در این آیه تأكید شده است كه قرآن برای جهانیان نازل شده است.

در آیه دیگر از پیروزی دین جهانی اسلام، بر همه ادیان خبر داده و می‌فرماید: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ كُلِّهِ (سورة صف، آیة 9)

او كسی است كه رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همة ادیان غالب سازد.

پس باید نزد اهل بیت علیهم السلام برویم تا ببینیم معنای این آیات چگونه است. که در روایتی را می آوریم که نشان دهنده جهانی بودن دین اسلام است.

 

امام رضا ـ علیه السّلام ـ نقل كرده‌اند كه از امام جعفرصادق ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: چه سری است كه هرچه زمان بیشتری بر قرآن می‌گذرد و هرچه بیشتر تلاوت می‌شود بر طراوت و تازگیش افزوده می‌گردد؟
فرمودند: برای این كه قرآن تنها برای یك زمان و نه زمان دیگر و برای یك مردم و نه مردم دیگر، نازل نشده؛ بلكه برای همة زمان‌ها و همة مردم نازل شده است. بنابراین، خداوند متعال قرآن را طوری ساخته كه در هر زمان و با وجود همه اختلاف‌هایی كه در اندیشه‌های مردم به چشم می‌خورد، بر زمان‌ها و افكار پیشی‌گیرد و در هر عصری مفاهیم تازه‌ای از معارف بلند آن كشف شود. (میزان الحكمة، محمدی ری‌شهری، ج8، ص70، ح16135، مركز نشر اسلامی).

 

نکته دیگر عملکرد خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و پیامبران دیگر مانند حضرت موسی و ... است. که در زیر ارائه می شود:

مثلا ابراهیم خلیل با اینكه خود،" سریانى" زبان بود عرب حجاز را به عمل حج دعوت نمود، و موسى با اینكه" عبرى" بود، فرعون و قوم او را كه" قبطى" بودند به ایمان به خدا دعوت فرمود، و پیغمبر بزرگوار اسلام هم یهود عبرى زبان و نصارى رومى زبان و غیر ایشان را دعوت فرمود، و هر كه از ایشان كه ایمان مى‏آورد ایمانش را مى‏پذیرفت، همچنین دعوت نوح، كه از قرآن كریم، عمومیت دعوت او استفاده مى‏شود، و همچنین دیگران.

پس این پیامبران و یا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نمی دانستند که فقط باید مردم هم زبان خود را دعوت کنند؟

 

در نتیجه می توان گفت معنای آیه این است که خداوند نخواسته مردم را با معجزه و به زور مومن کند بلکه پیامبرها می آمدند و برای مردم دین الهی را توضیح می دادند به طوری که بفهمند (یعنی بالاخره مبانی دین و مفاهیم دینی به مردم می رسد) حتی اگر قرآن عربی باشد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به صورتی که آنها بفهمند، دین را به آنها می رساند. مانند نامه هایی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به کشور ایران و ... نوشت.

 

 


 
سوره النحل (زنبور)، آیه 36  
 
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ  
 
ما برای هر جامعه ای رسولی فرستادیم، می گفت: "خدا را بپرستید و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنید
 
برای ما ایرانیان این رسول زرتشت و مانی بود که پیام یکتا پرستی را مطابق با خلق و خوی ایرانی آورد.

 

اولا اصلا این آیه حرف شما را نمی رساند.

ثانیا اگر هم زرتشت را تأیید کند، منافاتی ندارد که پیامبری بعد از زرتشت بیاید و او بالاتر و کاملتر از زرتشت باشد. یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم


   سوره یونس، آیه 47
 
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ
 
برای هر امتی رسولی است که هرگاه آن رسول آید و حجت کند، حکم به عدل خواهد شد و هیچکس ستم نخواهد دید.
 
دوباره، پیامبر ایرانی برای مردم ایرانی یعنی زرتشت.

 

اصلا نگفته که پیامبر ایرانی باید باشد و فقط گفته هر امتی، رسول و فرستاده ای دارند و این حرف منافاتی با داشتن دو رسول برای یک قوم ندارد. یعنی مثلا هم زرتشت در آن زمان و هم رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در زمانهای بعد. که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دین زرتشت را نسخ کرده است.
  
 
سوره الشعراء (شاعران)، آیه 195، 198، 199
 
بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِینٍ، وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ، فَقَرَأَهُ عَلَیْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ
 195
و آن (قرآن) به زبان فصیح عربی آمد 198 و اگر آن را برای مردمی که عربی نمیدانند نازل میکردیم،199 محال بود که آن را بفهمند و به آن ایمان بیاورند.
 
یکبار دیگر به وضوح میگوید که قرآن برای عرب زبانها آمده است. نه برای ما پارسی زبانها.
  

ظاهر این آیات را چند جور می توان معنا کرد. این معنایی که شما کردید با عملکرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تناقض است زیرا ایشان برای ایران و کشورهای دیگر نامه نوشتند و آنها را به اسلام دعوت کردند. پس باید معنای دیگری را در نظر گرفت. مثل اینکه: اگر قرآن عربی را بر یک غیر عرب نازل می کردیم و این غیر عرب آن را بر بقیه مردم غیر عرب می خواند، ایمان نمی آوردند. (بدیهی هم هست چون ارتباطی بین آنها و قرآن برقرار نمی شود.). ولی در حال حاضر قرآن عربی است و تبیین کننده آن هم عرب است و تبیین کننده آن می تواند برای زبانهای دیگر هم بیان کند. (چون ما شیعیان یقین داریم که 14 معصوم علیهم السلام به تمام زبانها علم دارند.)

نکته دیگر اینکه: امکان دارد خداوند متعال با علمی که دارد، بداند بهترین زبانی که با آن می توان مقصود را رساند در بین تمام زبانهای جهان، زبان عربی است. و بالاخره باید قرآن به یک زبان نازل شود، پس قرآن را عربی نازل کرد. آن گاه باید این را بر اعراب نازل می کرد زیرا زبان آنها فقط عربی بود. آن گاه که اسلام رشد کرد و قوی شد آن را به دیگران هم ارائه می کرد. (همانطور که در اول بحث به مراحل دعوت اشاره شد.)

پس با این توضیح، این آیه به مرحله ای از دعوت اشاره دارد که باید قرآنِ عربی (که بهترین زبان است) به اعراب نازل شود چون فقط آنها آن را می فهمند و بعد از قوی شدن آن به دیگران می توانند بفهمانند و سپس دیگران وقتی با این مفاهیم اساسی رو به رو شوند و تشویق اهل بیت علیهم السلام را در یادگیری عربی ببینند، بالطبع دنبال یادگیری زبان عربی می روند و آنها هم بیشتر قرآن را می فهمند.
 
سوره سجده، آیه  3
 
أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۚ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِیرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ
 
ای محمد قرآن را برای قوم تو فرستادیم چون پیش از تو رسولی برای آنها نیامده بود تا تو بر آنان رسولت کنی و شاید که هدایت شوند.
 
ما زرتشت را داشتیم که یکی از چهار پیامبر کتابدار و مورد قبول الله و محمد هستند. هیچ لزومی نداشت که به ما حمله کنند و آن قتل و غارت و برده گیری را راه بیاندازند
 
شرایط هنوز هم عوض نشده است. هنوز هم زبان ما پارسی است و فرهنگمان را هم از دست نداده ایم و عرب نشده ایم. بنابراین پیامبر ما طبق دستور الله، زرتشت و مانی است و دین ما باید زرتشتی یا مانوی باشد.
 

در این آیه اصلا تصریح نکرده است که برای کشورهای غیر عرب نیامده است. بلکه تصریح دارد که این قرآن برای قومی آمده که قبلا برایشان ترساننده ای نیامده است ولی نگفته که فقط برای این قوم آمده. بلکه امکان دارد علاوه بر این قوم برای قوم دیگری که قبلا رسول داشته اند هم باشد. که باز هم با توجه به عملکرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که برای ایران و ... نامه نوشت و به اسلام دعوت کرد، می فهمیم که این قرآن صرفا برای اعراب نیست.

 
 
سوره انعام (چهارپایان)، آیه 92
 
وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا ۚ وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ،
 
این نیز كتاب آسمانی مباركی است كه ما نازل كرده‌ایم، تصدیق کنندهٔ كتب آسمانی پیشین
 
باشد كه به مهم ترین جامعه (مکه) و به مردم حوالی آن هشدار دهی. آنان كه به آخرت ایمان دارند، به این (كتاب) ایمان می آورند و نمازها (ارتباط با خدا) را به جا می آورند.
 
این آیه ثابت میکند که محمد فقط برای پیامبری مکه و اطراف آن فرستاده شده
 
بنابراین حتی ایرانیانی که خود را عرب زبان میدانند نباید از او پیروی کنند چون آنها در ایران زندگی میکنند، نه در مکه و حوالی.

اولا که اطراف مکه می تواند تمام عالم را شامل شود و علت بیان مکه، اهمیت آن است.

ثانیا اگر اطراف مکه را هم، شهرهای مجاور آن بگیریم، جمله بعد آن را کاملا وسیع می کند و می گوید و تمام کسانی که به آخرت ایمان دارند، به قرآن ایمان می آورند. پس این قرآن باید جهانی باشد تا در عالم هر کس که به آخرت ایمان دارد (مثل مسیحیان و یهودیان و حتی زرتشتیان و ...)، به آن ایمان بیاورد.

 
سوره انعام (چهارپایان)، آیه 130
 
یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ أَلَمْ یَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْكُمْ آیَاتِی وَیُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ یَوْمِكُمْ هَـٰذَا ۚ قَالُوا شَهِدْنَا عَلَىٰ أَنفُسِنَا ۖ وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِینَ
 
ای جن‌ها و انسان‌ها، آیا از میان خود رسولانی دریافت نكردید كه آیات مرا برایتان خواندند و شما را دربارهٔ ملاقات این روز هشدار دادند؟
  
آنها خواهند گفت: "ما علیه خود شهادت می دهیم." آنها كاملاً سرگرم زندگی دنیوی شدند و علیه خود شهادت خواهند داد كه كافر بودند
 
محمد پیامبری از میان ما نیست. پیامبری که از میان ما است زرتشت است.
  

رسل منکم یعنی رسولی از جنس شما. یعنی انسان است نه جن و ملک و ... . نه اینکه رسولی است از میان شما و شهر شما. مثلا در مورد حضرت لوط تاریخ می گوید که ایشان از شهر دیگری آمدند به آن شهر و پیامبر شدند، که در زیر بیان می گردد:
لوط(ع) از کلدانیان بود که در سرزمین بابل زندگی می کردند و آن جناب از اولین کسانی بود که در ایمان آوردن به ابراهیم(ع)گوی سبقت را ربوده بود، او به ابراهیم ایمان آورد و گفت: "انی مهاجر الی ربی
".  ( من بسوی پروردگارم مهاجرت می کنم."سوره عنکبوت، آیه 26") در نتیجه خدای تعالی او را با ابراهیم نجات داده به سرزمین فلسطین، "ارض مقدس" روانه کرد: "و نجینا و لوطا الی الارض التی بارکنا فیها للعالمین (سوره انبیاء، آیه 71.) پس لوط در بعضی از بلادآن سرزمین منزل کرد، (که بنا به بعضی از روایات و بنا به گفته تاریخ و تورات آن شهر سدوم بوده).


 
سوره فصلت (جزییات)، آیه 3
 
كِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ
 
کتابی آسمانی که آیات آن با تمام جزئیات بیان شده است، در قرآنی عربی، برای مردمی که عربی می دانند
 
یکبار دیگر، قرآن عربی برای مردم عرب زبان. نه برای ما مردم پارسی زبان
 
بیخود نیست که آخوندها سعی دارند که زبان ما را عربی کنند تا از نون خوردن نیفتند.
  

اولا کلمه یعلمون یعنی علم دارند و معلوم نیست که منظور کسانی است که عربی می دانند یا هر کسی که دارای هر علمی است.

ثانیا همانطور که در اول بحث گفته شد، می تواند به مراحل دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره داشته باشد که این در مرحله دعوت اعراب باشد.


 
سوره یوسف، آیه 2
 
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
 
ما آن را قرآنی به زبان عربی نازل كرده ایم، تا شما بفهمید
 
این را به محمد و مردم مکه و حوالی میگوید. نه به پارسی زبانان ایرانی که عربی نمی فهمند.

 

اولا هیچ معلوم نیست که این را به مردم مکه و اطراف آن گفته باشد.

ثانیا اگر این باشد، باز هم به مراحل دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره دارد.


 
نظایر این را در چندین نقطه دیگر در قرآن میتوان یافت مثل:
 
سوره رعد، آیه 37
 
سوره طه، آیه 113
 
سوره الزمر، آیه 28
 
سوره الزخرف، آیه 3 و آیه 44
 
سوره الاحقاف، آیه 12
 
سوره النمل
 
سوره توبه، آیه128

 

جواب این آیات هم مانند جوابهای قبلی معلوم می شود. زیرا در قرآن صراحت در دعوت جهانی داریم و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم همین عملکرد را داشته اند.



درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :