داستانهای مذهبی

گریه برای مرده سنت است یا بدعت

در اینجا اثبات می‌كنیم گریستن بر كسى كه در حال مردن است ، و گریستن بر میت ، و گریستن بر مزار میت ، از سیره و سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله است . از این رو، گریه بر حسین - علیه السلام - نیز، پیروى از سیره و سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله مى باشد.

الف - روایاتى كه مى گوید: پیامبر بر متوفى گریست و بر آن ترغیب فرمود

1 - گریه پیامبر صلى الله علیه و آله در بیمارى سعد بن عباده :
در صحیح مسلم از عبدالله بن عمر روایت كند كه گفت : سعد بن عباده بیمار شد و رسول خدا صلى الله علیه و آله ، براى عیادت ، همراه با عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ابى وقاص و عبدالله بن مسعود به دیدار او رفتند. بر بالینش كه رسیدند مدهوشش یافتند. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: آیا جان سپرده است ؟ گفتند: نه ، اى رسول خدا! پیامبر صلى الله علیه و آله به گریه افتاد. مردم نیز كه گریستن رسول خدا صلى الله علیه و آله را دیدند به گریه افتادند. فرمود: آیا نمى شنوید؟ خداوند بر سر شك دیده عذاب نمى كند، و بر اندوه دل نیز، ولى به خاطر این - با اشاره به زبان خود - عذاب مى كند یا مى بخشاید. (1)
2 - گریه پیامبر صلى الله علیه و آله بر پسرش ابراهیم :
 
در صحیح بخارى ، صحیح مسلم ، سنن ابى داود و سنن ابن ماجه از انس بن مالك روایت كنند كه گفت : (2)
با رسول خدا صلى الله علیه وآله وارد شدیم ...ابراهیم در حال جان سپردن بود.چشمان پیامبر اشك ریزان شد، عبدالرحمان بن عوف گفت : اى رسول خدا! شما هم ؟! فرمود: پسر عوف ! این رحمت است سپس بر آن افزود و فرمود: درست مى بینى دیده گریان است و دل اندوهبار، ولى هرگز چیزى - جز آنچه كه پروردگارمان را خشنود كند - بر زبان نیاوریم . اى ابراهیم ! براستى كه ما از جدایى تو اندوهگینیم . (3)
این روایت در سنن ابن ماجه چنین است :
انس بن مالك گوید: هنگامى كه ابراهیم پسر رسول خدا صلى الله علیه و آله جان سپرد، پیامبر صلى الله علیه و آله به حاضران فرمود: او را در كفن هایش نپوشانید تا براى آخرین بار دیارش كنم . سپس بر بالینش ‍ آمده بر روى او خم شد و گریست . (4)
در سنن ترمذى آمده است :
جابر بن عبدالله گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله دست عبدالرحمان بن عوف را گرفت و با وى بر بالین پسرش ابراهیم آمد و او را كه در حال جان سپردن بود در بر گرفت و بر دامن نهاد و گریستن آغازید. عبدالرحمان بن عوف گفت : آیا گریه مى كنى ؟ مگر شما نبودى كه از گریه كردن باز مى داشتنى ؟!
فرمود: نه ، من از فغان و فریاد دو گروه احمق و سفیه گناهكار باز داشتم : آنان كه هنگام مصیبت چهره مى خراشند و گریبان مى درند و ناله هاى شیطانى سر مى دهند. (5)
3 - گریه پیامبر صلى الله علیه و آله بر نوه خویش :  
در صحیح بخارى ، صحیح مسلم ، سنن ابى داود و سنن نسائى روایت كنند: دختر پیامبر صلى الله علیه و آله براى آن حضرت پیام داد: نزد ما بیا كه ، پسرى از من جانسپار است . پیامبر برخاست و همراه با سعد بن عباده و مردانى از اصحاب خویش به دیدار آنها آمدند. كودك را كه در حال نفس ‍ زدن و جان دادن بود نزد آن حضرت آوردند. سرشك دیدگان پیامبر صلى الله علیه و آله به جوشش آمد. سعد گفت : اى رسول خدا! چه مى بینم ؟! فرمود: این رحمت و عطوفتى است كه خداوند در دلهاى بندگانش قرار داده است ، و خداوند تنها بندگان رحیم و مهربان خود را مورد رحمت و بخشایش قرار مى دهد. (6)
4 - گریه پیامبر صلى الله علیه و آله بر عموى خویش حمزه :
در طبقات ابن سعد، مغازى واقدى ، مسند احمد و دیگر كتب مكتب خلفا روایت كنند:
رسول خدا صلى الله علیه و آله - پس از جنگ احد - هنگامى كه صداى گریه از خانه هاى انصار بر كشته هایشان را شنید، دیدگانش اشكبار شد و گریست و فرمود: ولى حمزه گریه كننده اى ندارد.! سعد بن معاذ كه آن را شنید به نزد زنان بنى عبد الاشمل شتافت و آنان را به سوى پیامبر صلى الله علیه و آله و تسلیت بر او و گریستن بر حمزه فرا خواند. پیامبر صلى الله علیه و آله بر ایشان دعا كرد و آنان را بازگردانید. پس از آن واقعه ، هیچ یك از زنان انصار بر مرده اى نگریست مگر آنكه ابتدا بر حمزه گریه كرد و پس از آن بر مرده خویش گریست . (7)
5 - گریه پیامبر صلى الله علیه و آله بر شهداى جنگ موته :
پیامبر صلى الله علیه و آله چگونه شهید شدن زید و جعفر و ابن رواحه را، پیش از رسیدن خبر آنان ، براى مردم توصیف كرد و فرمود:
زید پرچم را بر گرفت و ضربت خورد و شهید شد! سپس جعفر پرچم را بر گرفت . او نیز شهید شد! پس از آن ابن رواحه پرچم گرفت و شهید شد. پیامبر صلى الله علیه و آله در حالى این سخنان را مى فرمود كه دیدگانش ‍ سرشك مى ریختند! (8)
6 - گریه پیامبر صلى الله علیه و آله بر جعفر بن ابى طالب :
در استیعاب ، اسد الغابه ، اصابه ، تاریخ ابن اثیر و دیگر كتب مكتب خلفا روایتى است كه فشرده آن چنین است :
هنگامى كه جعفر و اصحاب او به شهادت رسیدند، رسول خدا صلى الله علیه و آله به خانه او رفت ، فرزندانش را فرا خواند و آنان را - در حالى كه سرشك دیدگانش فرو مى ریخت - بوئید و نوازش كرد. همسر جعفر، اسماء گفت :
پدر و مادرم فداى شما باد، چه چیز را مى گریاند؟ آیا از جعفر و یاران او چیزى به شما رسیده ؟ فرمود: آرى ، امروز شهید شدند. اسماء گفت : من برخاستم و صیحه زدم و زنان را گرد آوردم ، وارد خانه فاطمه كه شدم دیدم او مى گرید و مى گوید: واى عمویم ! و رسول خدا صلى الله علیه و آله كه چنین دید فرمود:
براستى كه گریه كنندگان ، باید بر مثل جعفر بگریند. (9)
7 - گریه پیامبر صلى الله علیه و آله بر مزار مادرش آمنه :  
در صحیح مسلم ، مسند احمد، سنن ابى داود، نسائى ، و ابن ماجه روایت كنند: (10)
ابوهریره گوید: پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله قبر مادرش را زیارت كرد و گریست و همه اطرافیان را گریانید. (11)

 

گریه پیامبر صلى الله علیه و آله بر فرزندش حسین در مناسبتهاى گوناگون

1 - حدیث ام الفضل :  
در مستدرك صحیحین ، تاریخ ابن عساكر، مقتل خوارزمى و دیگر كتب مكتب خلفا آمده است : (12)
از ام الفضل دختر حارث روایت كنند كه او بر پیامبر خدا وارد شد و گفت :
اى رسول خدا! من در شب گذشته خواب ناخوشایندى دیدم ! فرمود: چه دیده اى ؟ گفت : خیلى سخت است ، فرمود: چیست ؟ گفت : دیدم گویا قطعه اى از جسد شما جدا شد و در دامنم قرار گرفت ! رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: چیز خوبى دیده اى. فاطمه انشاءالله پسرى به دنیا مى آورد و در دامان تو جاى مى گیرد پس گوید: پس از آن ، فاطمه - همان گونه كه پیامبر فرموده بود - حسین را به دنیا آورد، و او در دامن من جاى گرفت . روزى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله رسیدم و حسین را در دامان آن حضرت نهادم ، اندكى بعد توجهش از من منصرف شد، بناگاه دیدم دیدگان پیامبر صلى الله علیه و آله سیل آسا اشك مى بارد! گوید: گفتم : اى نبى خدا! پدر و مادرم به فدایت ، شما را چه مى شود؟! فرمود: جبرئیل - علیه الصلاه و السلام - به دیدارم آمد و به من خبر داد كه ، امتم بزودى این پسرم را مى كشند. گفتم : این را؟! فرمود: آرى ، او قدرى از تربت سرخش را نیز براى من آورد.
حاكم صاحب مستدرك صحیحین گوید: این حدیث با شرائط شیخین (بخارى و مسلم) حدیثى صحیح است ، ولى آن را نیاورده اند. (13)
2 - روایت زینب بنت جحش :  
در تاریخ ابن عساكر، مجمع الزوائد، تاریخ ابن كثیر و دیگر كتب مكتب خلفا روایت كنند: (14)
زینب گوید: در یكى از اوقات كه رسول خدا صلى الله علیه و آله در خانه من بود و حسین تازه به راه افتاده را نگه مى داشتم ، لحظه اى از وى غافل شدم و او نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله رفت .
فرمود: آزادش بگذار. - تا آنجا كه گوید - سپس دستش را بلند كرد. پس از آن كه پیامبر صلى الله علیه و آله نمازش را به انجام رسانید گفتم : اى رسول خدا! من امروز كارى را از شما دیدم كه تا به حال ندیده بودم ؟! فرمود: جبرئیل نزد من آمد و به من خبر داد امت من این فرزندم را مى كشند. گفتم : پس تربتش را به من نشان بده و او تربت سرخ رنگى برایم آورد. (15)
3 - روایت عایشه :  

در تاریخ ابن عساكر، مقتل خوارزمى ، مجمع الزوائد و دیگر كتب پیروان مكتب خلفا از ابى سلمه بن عبدالرحمن روایت كنند: (16)
عایشه گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله كه حسین را بر ران خود نشانید، جبرئیل نزد او آمد و گفت : این پسر توست ؟ فرمود: آرى ، گفت : ولى امتت بزودى - پس از تو - او را مى كشند. دیدگان پیامبر صلى الله علیه و آله اشكبار شد. جبرئیل گفت : اگر بخواهى سرزمینى را كه در آن كشته مى شود به تو نشان مى دهم . فرمود: آرى چنین كن . جبرئیل نیر، خاكى از سرزمین طف (كربلا) را به آن حضرت نمایاند.
در عبارت دیگرى چنین است : جبرئیل به سوى سرزمین طف در عراق اشاره كرد و تربتى سرخ فام بر گرفت و به او نشان داد و گفت : این تربت قتلگاه اوست . (17)
در این باب روایات دیگرى است كه خبر دادن فرشتگان به رسول خدا صلى الله علیه و آله - درباره شهادت امام حسین - علیه السلام - را تایید مى كند. مانند:
1 - روایت ام سلمه :  
در مستدرك صحیحین ، طبقات ابن سعد، تاریخ ابن عساكر و دیگر كتب پیروان مكتب خلفا روایت كنند (18) كه راوى گفته است :
ام سلمه - رضى الله عنها - مرا خبر داد كه : یك شب رسول خدا صلى الله علیه و آله براى خواب به بستر آمد و اندكى بعد با حالتى افسرده بیدار گردید؛ سپس خوابید و آرام گرفت و دوباره با حالتى سبك تر از آنچه در مرحله اول دیده بودم ، بیدار شد؛ سپس خوابید و باز هم - در حالتى كه تربت سرخ فامى در دست داشت و آن را مى بوسید - از خواب بیدار شد. عرض كردیم : اى رسول خدا صلى الله علیه و آله ! این تربت چیست ؟ فرمود: جبرئیل مرا خبر داد كه این  (حسین علیه السلام) در سرزمین عراق كشته مى شود. به جبرئیل گفتم : تربت زمینى را كه در آن كشته مى شود به من نشان بده . و این تربت آن جاست .
حاكم گوید: این حدیث با شرایط شیخین (بخارى و مسلم) حدیثى صحیح است ولى آن را در كتب خود نیاورده اند. (19)
2 - حدیث انس بن مالك :  
در مسند احمد، المعجم الكبیر طبرانى ، تاریخ ابن عساكر و دیگر كتب پیروان مكتب خلفا روایت كنند:(20)
انس بن مالك گوید: یكى از فرشتگان به نام قطر از پروردگار خود اجازه خواست تا به دیدار پیامبر صلى الله علیه و آله بیاید؛ خداوند اذنش داد و او در روز نوبت ام سلمه وارد شد. پیامبر صلى الله علیه و آله به ام سلمه فرمود: مواظب باش كسى در مجلس ما وارد نگردد. در همان حال كه او بر درب اطاق بود ناگهان حسین بن على - علیه السلام - سر رسید و در را گشود و وارد شد. رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز، او را در بر گرفت و بوسه باران كرد. آن فرشته گفت : دوستش دارى ؟ فرمود: آرى . گفت : امتت بزودى او را مى كشند! اگر بخواهى مكانى را كه در آن كشته مى شود به تو نشان مى دهم ؟ فرمود: آرى مى خواهم . گوید: آن فرشته مشتى از مكان كشته شدن او را برگرفت و به آن حضرت نمایاند، پس ‍ از آن قدرى ماسه یا خاك سرخ آورد. ام سلمه آن را گرفت و در جامه خود نهاد. راوى حدیث، گوید: ما - در آن زمان - مى گفتیم : این كربلاست !(21)

ب - روایاتى كه مى گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله از گریه كردن نهى فرمود، و منشا این روایات

 

 

در صحیح مسلم و سنن نسائى از عبدالله روایت كنند:
حفصه بر حال عمر گریست . عمر گفت : آرام باش دخترم ! آیا نمى دانى كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده : میت به خاطر گریه بستگانش بر او عذاب مى بیند؟! (22)
در روایت دیگرى آمده است :
عمر گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: میت در قبر به خاطر نوحه و زارى بر او عذاب مى بیند. (23)
و در دیگرى :
عبدالله بن عمر گوید: هنگامى كه عمر ضربت خورد، مدهوش گردید. بدین خاطر، بر او صیحه و شیون كردند.
چون به هوش آمد گفت : آیا نمى دانید كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: میت به خاطر گریه زنده عذاب مى بیند.(24)


استدراك عایشه بر حدیث و رفع اشتباه از عمر و پسرش :

 در صحیح بخارى ، صحیح مسلم و سنن نسائى روایت كنند:
ابن عباس گوید: به مدینه كه رسیدیم ، امیرالمومنین  (عمر) هنوز استقرار نیافته بود كه ضربت خورد. صهیب با فریاد: واى برادرم ! واى یاورم ! بر بالین او آمد. عمر گفت : آیا نمى دانى ، آیا نشنیده اى كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: میت به خاطر برخى گریه هاى بستگانش عذاب مى بیند؟!
ابن عباس گوید: من برخاستم و نزد عایشه رفتم و از آن چه گذشته بود آگاهش كردم . عایشه گفت : نه به خدا! رسول خدا هرگز نفرموده : میت به خاطر گریه كسى عذاب مى بیند. بلكه فرموده :
ان الكافر یزیده الله ببكاء اهله عذابا و ان الله لهو اضحك و ابكى ، و لا تزر وازره و زر اخرى
خداوند
كافر را به خاطر گریه بستگانش بیشتر عذاب مى كند، و خداوند است كه مى خنداند و مى گریاند، و هیچ كس بار گناه دیگرى را بر ندارد.

 قاسم بن محمد گوید: هنگامى كه سخن عمر و پسرش به عایشه رسید گفت : شما مرا از كسانى خبر مى دهید كه نه دروغگویند و نه دروغزن ، ولى به هر حال گوش آدمى خطا مى شنود. (25)
در صحیح مسلم ، صحیح بخارى ، سنن ترمذى و موطا مالك روایت كنند:
هشام بن عروه از پدرش ، گوید: در نزد عایشه گفته شد كه ابن عمر گفته است : میت به خاطر گریه بستگانش بر او، عذاب مى بیند. عایشه گفت : خداى بر ابا عبدالرحمن ببخشاید، چیزى را شنیده ولى خوب در نیافته ، قضیه چنین بود كه : جنازه یهودى را - در حالى كه بر او مى گریستند - از كنار پیامبر صلى الله علیه و آله عبور دادند، آن حضرت فرمود: شما مى گریید و او عذاب مى شود. (26)
امام نووى متوفاى 676 ه در شرح صحیح مسلم ، درباره روایات نهى از گریستن كه از رسول خدا روایت شده ، گوید: این روایات تنها از روایت عمر و پسرش عبدالله است . عایشه آنها را انكار كرده و آن را از نسیان و فراموشى و اشتباه آن دو دانسته ، و منكر صدور آن از پیامبر صلى الله علیه و آله شده است .(27)

رسول خدا صلى الله علیه و آله عمر را از نهى ، نهى مى كند:

 

در سنن نسائى ، سنن ابن ماجه و مسند احمد روایت كنند كه : (28)
سلمه بن ازرق گوید: شنیدم كه ابوهریره مى گفت : یكى از بستگان رسول خدا صلى الله علیه و آله از دنیا رفت ، زنان جمع شده و بر او گریه مى كردند، عمر برخاست و آنان را پراكنده مى كرد، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: عمر! آنان را به حال خود واگذار كه چشمها اشكبار و دلها مصیبت دیده، داغشان تازه است .(29)
در مسند احمد از وهب بن كیسان از محمد بن عمرو روایت كند كه :
سلمه بن ازرق با عبدالله بن عمر در بازار نشسته بودند كه عده اى جنازه اى را عبور داده و بر آن مى گریستند. عبدالله بن عمر این كار را ناپسند شمرده و آنان را طرد كرد. سلمه بن ازرق به او گفت : چنین مگو! زیرا من خود شاهد بودم و از ابوهریره شنیدم - زنى از بستگان مروان جان سپرده بود و مروان دستور مى داد زنانى را كه بر او مى گریستند از آنجا برانند - ابوهریره كه بر سر جنازه آمده بود گفت : اى اباعبدالملك ! آنان را به حال خود واگذار، زیرا جنازه اى را از مقابل پیامبر صلى الله علیه و آله عبور دادند. من و عمر بن خطاب نیز، در كنار آن حضرت بودیم . عمر شروع به راندن زنانى كرد كه همراه جنازه مى گریستند. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: پسر خطاب ! آنان را به حال خود واگذار كه جانشان مصیبت دیده ، چشمشان اشكبار و داغشان تازه است
(30)

مقایسه روایات و نتیجه آن

 

روایات بخش اول اثبات كرد: گریه كردن بر محتضر و كسى كه در حال جان دادن است و كسى كه جان سپرده و نیز، گریه بر مزار مردگان - شهید باشد یا غیر شهید - از سیره پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مى باشد.
روایات بخش دوم اثبات كرد: رسول خدا صلى الله علیه و آله بارها بر فرزند شهیدش، حسین علیه السلام گریه كردند، و با اثبات آن ، گریه آن حضرت بر حسین - علیه السلام - به بخش اول مى پیوندد و از سیره و سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله بشمار مى آید.
روایات بخش سوم اثبات كرد: روایات نهى پیامبر صلى الله علیه و آله از گریه بر میت ، تنها از سوى خلیفه دوم و پسرش عبدالله است ؛ و از استدراك (رفع اشتباه) ام المومنین عایشه بر آنها كه گفت : خداى ببخشاید ابا عبدالرحمن را، چیزى را شنیده ولى در نیافته و سخنان دیگر صحابه مانند: ابوهریره و ابن عباس پیرامون این موضوع در مى یابیم كه :
آنچه خلیفه دوم و پسرش عبدالله درباره نهى پیامبر صلى الله علیه و آله از گریستن بر میت روایت كرده اند، خطا و اشتباه است.
بنابراین ، گریستن بر كسى كه در حال مردن است ، و گریستن بر میت ، و گریستن بر مزار میت ، از سیره و سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله است . از این رو، گریه بر حسین - علیه السلام - نیز، پیروى از سیره و سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله مى باشد.

 



درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات