داستانهای مذهبی

توضیح در مورد سند روایت کلمینی یا حمیراء

سؤال:

درکتاب معراج السعاده مرحوم نراقی به مطلبی برخوردم که امید است راهنمایی ام بفرمایید. درباب مفاسد پیروی از شهوت امده است : " ..... چنان آتش شوق ومحبت خدادرکانون سینه همایونش افروخته بود که اگرگاهگاهی آبی بر آن نریختی دل او آتش گرفتی و از آنجا سرایت به جسم مبارکش کردی واجزای وجودمسعودش را از هم پاشیدی و... . به این جهت آن جناب زنان متعدده خواستند و نفس مقدس خودرا به ایشان مشغول ساختند که فی الجمله التفاتی به دنیا از برای او همیشه باشد وازکثرت استغراق درلجه بحرشوق الهی منجر به مفارقت روح مقدسش نگردد و به این جهت بود که هرگاه کثرت استغراق اورافراگرفتی و از باده انس سرشار گشتی دست مبارک بر ران عایشه می زد و می فرمود: (کلمینی یا حمیرا اشغلینی یا حمیرا) یعنی ای حمیرا با من سخن گوی و مرا مشغول دنیا کن و........"

حال با توجه به آنچه مذکورشد، آیا این مطالب درست است و در صورت درست بودن آیا نعوذ بالله پیامبر شهوتران معرفی نشده اند!؟ واگر افرادی فقط این قسمت مطلب را گرفته و دائم به آن تاکید دارند چه جوابی بدهیم؟

پاسخ:

اساسا این جمله نقل شده در معراج السعاده نراقی از کتاب احیاء العلوم ابو حامد غزالی سنی گرفته شده است. پیش از غزالی چنین حدیثی در هیچ یک از منابع حدیثی سنی و شیعی نقل نشده است.

علامه الفتنی سنی متوفای 986 نویسد: این مطلبی را که غزالی نقل کرده هیچ اصل و ریشه‌ای ندارد.(1)

علامه زین ابوالفضل عبدالرحیم بن الحسین العرفی متوفای 806 در کتاب «تخریج ما فی الاحیاء من الاخبار» می‌نویسد: برای این حدیثی را که ابوحامد غزالی به پیامبر اکرم (ص) نسبت داده من هر چه در منابع حدیثی گشتم، اصل و اساسی برای آن پیدا نکردم.(2)

علامه سید مرتضی عسکری از علمای شیعه معاصر نیز می‌گوید: من این حدیثی را که برخی از عرفا از ابوحامد غزالی نقل کرده‌اند بعد به توجیه عارفانه آن پرداخته اند، خیلی تفحص کردم اما سند و ریشه‌ای برای آن نیافتم. چون اصل و اساس نداشته تا من آن را پیدا کنم. زیرا پیامبر اکرم (ص) چنین حرفی را نزده است. این مطلب از جعلیات و ساخته های شخص غزالی است. او این حدیث را جعل کرده، بعد به دروغ و افتراء آن را به پیامبر نسبت داده است. این اولین یا آخرین افتراء غزالی نیست بلکه او به خیال خودش با قصد تقرب به خدا و جهت تربیت و تهذیب نفس اهل سلوک از این جعلیات و افترائات زیاد دارد.

علامه عسکری سپس می‌نویسد: و نحن لا نشک ان الغزالی کتب ما کتب فی الاحیاء من کل کتب و افتراء و تدلیس احتسابا للخیر و بقصد التقرب الی الله فی تربیته السالکین الیه(3) یعنی ما شک و تردید نداریم که غزالی در کتاب احیاء العلوم خود، از هر کتابی مطلبی دیده آن را نوشته است بدون آن که به راست و دروغ بودن آن کاری داشته باشد. بلکه در این کتاب مطالب افتراء آمیز و غیر واقعی و بی‌اصل و ریشه آورده است، تا بتواند از طریق باطل و این مطالب دروغین کسانی را که قصد سیر و سلوک الی الله را دارند، هدایت نماید. او این عمل را خیر و پسندیده می داند و عامل نزدیکی و تقرب به سوی خدا می‌پندارد. در حالی که از نظر شیعه و ائمه طاهرین علیهم السلام عملی ارزشمند است که هم هدف فاعلی آن نزدیکی به خدا باشد (حُسن فاعلی) و هم راه و عمل بر اساس دستور خدا و رسول باشد (حُسن فعلی) هیچ گاه از راه باطل و دروغ و افتراء نمی‌توان دیگران را به سوی حق و راستگویی و صداقت هدایت کرد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- الفتنی السنی، تذکره الموضوعات، ص 196.

2- علامه سید مرتضی عسگری، احادیث ام المومنین عایشه، ج 2 ص 25.

3- همان، ص 26.

 

منبع:

http://www.pasokhgoo.ir/node/18385



درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات