داستانهای مذهبی

ثانیا در مورد اینکه عثمان داماد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است یا نه، به متن زیر مراجعه کنید:

 

یكی از فضیلت‌هایی كه برای عثمان بن عفان نقل كرده‌اند، ازدواج با دو دختر نبی مكرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به نام‌های رقیه و ام كلثوم است. در این باره نظریات مختلفی وجود دارد، اهل سنت با قاطعیت تمام بر آن پافشاری می‌كنند؛ اما از طرف دیگر برخی از محققین شیعه بر این اعتقاد هستند كه همسران عثمان هیچ كدامشان دختر پیامبر نبودند؛ بلكه ربیبه آن حضرت و دختران خواهر حضرت خدیجه بوده‌اند و برای این احتمال دلایلی نیز ذكر كرده اند كه ما بدون هیچگونه اظهار نظر این دلایل را به صورت مختصر نقل و قضاوت به عهده خوانندگان گرامی وا می گذاریم.

دوستان عزیزی كه مایل به تحقیق بیشتر در این باره هستند می‌توانند به این كتاب‌ها مراجعه بفرمایند: ازواج النبی و بناته، تألیف الشیخ نجاح الطائی و الصحیح من سیرة النبی الأعظم نوشته سید جعفر مرتضی و... .

اما دلایلی كه در این باره آورده شده است:

 1 . عدم وجود رابطه صمیمانه بین پیامبر و دیگر دختران آن حضرت:

با رجوع به سیره نبی مكرم اسلام و دقت در آن، در می‌یابیم كه روایات بسیاری از رابطه بسیار صمیمانه نبی مكرم اسلام و دختر بزرگوارش صدیقه طاهره سلام الله علیها حكایت می‌كند؛ تا جایی هر زمانی پیامبر اسلام به سفر می‌رفت، آخرین كسی كه با او خدا حافظی می‌كرد، فاطمه زهرا بود و وقتی از سفر بر می‌گشت، قبل از هر كاری به دیدار فاطمه می‌رفت و در خانه او را می‌زد. روایات فراوانی در كتاب‌های شیعه و سنی  این رابطه بسیار صمیمانه را ثابت می‌كند؛ از جمله بسیاری از علمای شیعه و سنی یكی از القاب آن حضرت را «ام أبیها» نقل كرده‌اند. ابن حجر عسقلانی در تهذیب و الإصابه، ذهبی در سیر اعلام النبلاء و الكاشف خود نوشته‌اند:

فاطمة الزهراء ... كانت تكنى أم أبیها .

الإصابة - ابن حجر - ج 8 - ص 262 و سیر أعلام النبلاء - الذهبی - ج 2 - ص 118 119 و الكاشف فی معرفة من له روایة فی كتب الستة - الذهبی - ج 2 - ص 514 و تهذیب الكمال - المزی - ج 35 - ص 247 و أسد الغابة - ابن الأثیر - ج 5 - ص 520 و الاستیعاب - ابن عبد البر - ج 4 - ص 1899 .

اما هیچ روایتی؛ حتی یك روایت ضعیف نیز در  كتاب‌های شیعه و سنی نقل نشده است كه پیامبر اسلام حتی یكبار درِ خانه رقیه و ام كلثوم را زده باشد . چرا پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم این رابطه بسیار صمیمانه را با دیگر دختران خود نداشته‌ است؛ نه در مدینه و نه حتی در مكه؟ مگر نه این كه به ادعای اهل سنت آن‌ها نیز یادگار خدیجه بودند؟

هر چند كه فاطمه زهرا از هر نظر از تمامی زنان عالم متمایز بوده است؛ ولی اگر پیامبر دختری غیر از فاطمه داشت، شایسته بود كه این رابطه صمیمانه بین آن‌ها نیز وجود داشته باشد.

و یا در زمانی كه كفار قریش پیامبر اسلام را آزار و اذیت می‌كردند، دیگر دختران رسول خدا كجا بودند كه از پدر حمایت كنند؟ بخاری و مسلم در صحیحشان نوشته‌اند:

عَنْ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ بَیْنَمَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یُصَلِّی عِنْدَ الْبَیْتِ وَأَبُو جَهْلٍ وَأَصْحَابٌ لَهُ جُلُوسٌ وَقَدْ نُحِرَتْ جَزُورٌ بِالْأَمْسِ فَقَالَ أَبُو جَهْلٍ أَیُّكُمْ یَقُومُ إِلَى سَلَا جَزُورِ بَنِی فُلَانٍ فَیَأْخُذُهُ فَیَضَعُهُ فِی كَتِفَیْ مُحَمَّدٍ إِذَا سَجَدَ فَانْبَعَثَ أَشْقَى الْقَوْمِ فَأَخَذَهُ فَلَمَّا سَجَدَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَضَعَهُ بَیْنَ كَتِفَیْهِ قَالَ فَاسْتَضْحَكُوا وَجَعَلَ بَعْضُهُمْ یَمِیلُ عَلَى بَعْضٍ وَأَنَا قَائِمٌ أَنْظُرُ لَوْ كَانَتْ لِی مَنَعَةٌ طَرَحْتُهُ عَنْ ظَهْرِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالنَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سَاجِدٌ مَا یَرْفَعُ رَأْسَهُ حَتَّى انْطَلَقَ إِنْسَانٌ فَأَخْبَرَ فَاطِمَةَ فَجَاءَتْ وَهِیَ جُوَیْرِیَةٌ فَطَرَحَتْهُ عَنْهُ ثُمَّ أَقْبَلَتْ عَلَیْهِمْ تَشْتِمُهُمْ .

صحیح البخاری - البخاری - ج 1 - ص 65 و صحیح مسلم - مسلم النیسابوری - ج 5 - ص 179.

از ابن مسعود روایت شده است كه گفت: هنگامى كه پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله در برابر خانه كعبه نماز مى‏گزارد، ابو جهل و همدستانش در نزدیكى خانه نشسته بودند و یك روز قبل از آن، بچه شترى نحر شده بود. ابو جهل به همدستان خود گفت: كدامیك از شما حاضر است برود و شكمبه آن شتر را بیاورد و هنگامى كه محمد صلّى اللّه علیه و آله در سجده است، آن ها را روى شانه او بیفكند؟ بدترین آنها پیشقدم شد و دستور ابوجهل را عملى ساخت. در حالی كه پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله در سجده بود، آن شكمبه آلوده را روى شانه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله افكند. ابو جهل و همدستانش از مشاهده این منظره بسیار خندیدند به طوری كه بعضى از آن ها از شدت خنده به روى دیگرى مى‏افتاد!

ابن مسعود مى‏گوید: من در این هنگام گوشه‏اى ایستاده بودم و جریان را مشاهده مى‏كردم، لیكن جرئت آن را نداشتم كه شكمبه را از روى شانه حضرتش بردارم. پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله همچنان در حال سجده بود و سر از سجده برنمى‏داشت تا این كه مردى به حضور حضرت زهرا علیها السّلام شتافت و جریان را به عرض رسانید. حضرت فاطمه علیها السّلام در حالی كه از شنیدن این سخن به شدت ناراحت شده بود، آمد و آن را از روى دوش حضرت رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله برداشت و آن ها را مورد شماتت و ملامت قرار داد.

در تمامی گرفتاری‌هایی كه برای نبی مكرم اسلام پیش می‌آمد، تنها كسی كه می‌آمد پدر را دلداری می‌داد، زخم‌های او را مداوا می‌كرد، فاطمه زهرا بود. اگر آن‌ها نیز دختر رسول خدا بودند، شایسته بود كه آن‌ها نیز فاطمه را در دفاع از پدر یاری كنند.

بعد از جنگ احد كه صورت نبی مكرم زخمی شده بود،  رقیه و ام كلثوم كجا بودند كه همانند فاطمه بیایند و زخم‌های پدر را شستشو بدهند؟

مگر نه این كه به قول آن‌ها، آن دو نیز دختران پیامبر بودند؛ پس چرا هیچ نوع رابطه‌ای بین پیامبر اسلام با دختران دیگرش نقل نشده است؟

2 . در قضیه مباهله كه پیامبر تمام بستگان درجه یك خود را انتخاب كرد، چرا دیگر دختران خود را نبرد و از بین «نساء» خود فقط فاطمه را انتخاب كرد؟

مسلم در صحیح خود می‌نویسد:

عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَكُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ ... وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ { فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ } دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی .

صحیح مسلم ، ج 5 ، ص  23، كتاب فضائل الصحابة ، باب من فضائل علی بن أبی طالب، ح 32 .

عامر بن سعد بن ابی وقاص از پدرش (سعد بن ابی وقاص) نقل كرده است كه معاویه سعد را امر كرد و گفت: تو را چه مانع است كه ابوتراب (على بن ابى طالب علیه السلام) را دشنام دهى؟ (سعد) گفت: من سه چیز (سه فضیلت) را از او در خاطر دارم، كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم درباره وى فرموده است، هرگز وى را دشنام نخواهم داد. چنانچه من یكى از این سه فضیلت را مى داشتم از شتران سرخ مو برایم محبوبتر بود ... وقتى این آیه نازل گردید: (... فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم ...) پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را فراخواند و فرمود: «خدایا، اینان اهل من هستند».

آیا «نساءنا» شامل دیگر دختران پیامبر نمی‌شد، یا پیامبر دختر دیگری غیر از صدیقه طاهره نداشت ؟

3 . چرا هیچ كس از دیگر دختران پیامبر خواستگاری نكردند؟

قضیه دیگری كه بطلان این قضیه را روشن می‌كند، این است كه در هیچ جایی از تاریخ ثبت نشده است كه در مدینه، احدی از مهاجرین و یا انصار به خواستگاری ام كلثوم رفته باشد؛ با این كه برای خواستگاری از فاطمه زهرا و رسیدن به افتخار دامادی پیامبر، بر یكدیگر پیش دستی می‌كردند و هر كس دوست داشت این افتخار نصیب او شود. آیا ام كلثوم دختر پیامبر نبود یا اصلاً چنین دختری وجود خارجی نداشت؟

4. حرمت جمع بین دختران رسول خدا و دختران دشمن خدا:

علما و محدثین اهل سنت برای خرده گیری از امیر المؤمنین علیه السلام نقل كرده‌اند كه آن حضرت در زمانی كه فاطمه سلام الله علیها همسر او بود،  دختر ابو جهل را نیز خواستگاری كرد. این امر باعث شد كه صدیقه طاهره ناراحت شده و شكایت خود را پیش پیامبر ببرد!! پیامبر اسلام وقتی از این قضیه با خبر شدند، با عصبانیت به مسجد آمد و فرمود:

وَإِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَإِنِّی أَكْرَهُ أَنْ یَسُوءَهَا وَاللَّهِ لَا تَجْتَمِعُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَبِنْتُ عَدُوِّ اللَّهِ عِنْدَ رَجُلٍ وَاحِدٍ .

صحیح البخاری - ج 4 - ص 212 213

فاطمه پاره تن من است، من دوست ندارم كسی او را ناراحت كند، به خدا قسم نباید دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا در نزد یك نفر جمع ‌شود.

و در روایت دیگری نوشته‌اند كه آن حضرت فرمود:

إِلَّا أَنْ یُرِیدَ ابْنُ أَبِی طَالِبٍ أَنْ یُطَلِّقَ ابْنَتِی وَیَنْكِحَ ابْنَتَهُمْ فَإِنَّمَا هِیَ بَضْعَةٌ مِنِّی یُرِیبُنِی مَا أَرَابَهَا وَیُؤْذِینِی مَا آذَاهَا .

صحیح البخاری ج 6، ص 158، ح 5230، كتاب النكاح، ب 109 - باب ذَبِّ الرَّجُلِ عَنِ ابْنَتِهِ، فِی الْغَیْرَةِ وَالإِنْصَافِ و صحیح مسلم،  ج 7، ص 141، ح 6201، كتاب فضائل الصحابة رضى الله تعالى عنهم، ب 15 -باب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِیِّ عَلَیْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلام .

علی (علیه السلام) اگر می‌خواهد دختر ابوجهل را بگیرد، باید دختر من را طلاق بدهد. فاطمه پارۀ تن من است، آن‌چه كه موجب رنجش فاطمه بشود، مرا می‌رنجاند ... .

از آن‌جایی كه بحث تنقیص مقام امیر المؤمنین علیه السلام در میان است، علمای اهل سنت این قضیه را با آب و تاب فراوانی نقل كرده‌اند؛ غافل از این كه عثمان بن عفان نیز عملاً بین دختران پیامبر و دختران دشمنان خدا نه یكبار كه چندین بار جمع كرده است.

رملة بنت شیبة، یكی از همسران عثمان است كه در مكه با او ازدواج كرد و از كسانی بود كه همراه عثمان به مدینه مهاجرت كرد. ابن عبد البر در این زمینه می‌نویسد:

رملة بنت شیبة بن ربیعة كانت من المهاجرات هاجرت مع زوجها عثمان بن عفان.

الاستیعاب ، ج 4 ، ص 1846 رقم 3345 .

رملة ، دختر شیبه از كسانی بود كه همراه همسرش عثمان به مدینه مهاجرت كرد.

و شیبة از دشمنان پیامبر اسلام است كه در جنگ بدر به هلاكت رسیده است؛ چنانچه ابن حجر می‌نویسد:

رملة بنت شیبة بن ربیعة بن عبد شمس العبشمیة قتل أبوها یوم بدر كافرا.

الإصابة، ج 8، ص 142 - 143 رقم 11192.

رمله ، دختر شیبه ... پدرش در جنگ بدر كشته شد، در حالی كه كافر بود.

در حالی كه نوشته‌اند در همان زمان رقیه دختر رسول خدا! نیز همسر عثمان بوده است. ابن اثیر در اسد الغابة می‌نویسد:

ولما أسلم عثمان زوجّه رسول الله صلى الله علیه وسلم بابنته رقیة وهاجرا كلاهما إلى أرض الحبشة الهجرتین ثم عاد إلى مكة وهاجر إلى المدینة.

أسد الغابة، ج 3، ص 376 .

زمانی كه عثمان اسلام آورد، رسول خدا دخترش رقیه را به همسری او درآورد، هر دوی آن‌ها به سرزمین حبشه مهاجرت كردند، سپس وقتی از آن‌جا بازگشتند، به مدینه مهاجرت كردند.

علاوه بر این، عثمان با أم البنین بنت عیینة و فاطمة بنت الولید بن عبد شمس نیز ازدواج كرده است؛ در حالی كه پدر هر دوی آن‌ها نیز در آن زمان از دشمنان خدا بوده‌اند.

اگر واقعاً جمع بین دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا، حرام بوده است، چرا عثمان این عمل حرام را بارها و بارها مرتكب شده است؟ و اگر حرام نبوده، چرا پیامبر اسلام به قول اهل سنت اجازه چنین كاری را به امیر المؤمنین نداد و نعوذ بالله می‌خواست حلال خدا را حرام كند؟ پس معلوم می‌شود كه یا قضیه خواستگاری از دختر ابوجهل از اختراعات بنی امیه و برای تنقیص مقام امیر المؤمنین است، یا پیامبر اسلام دختری غیر از صدیقه طاهره نداشته است؟

5 . از دلایلی كه دروغ بودن این قضیه را روشن می‌سازد، این است كه بسیاری از علمای اهل سنت و از جمله ضیاء المقدسی گفته‌اند:

عن قتادة ، قال : ولدت خدیجة لرسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) : عبد مناف فی الجاهلیة ، وولدت له فی الاسلام غلامین ، وأربع بنات : القاسم ، وبه كان یكنى : أبا القاسم ، فعاش حتى مشى ، ثم مات ، و عبد الله ، مات صغیرا . وأم كلثوم . وزینب . ورقیة . وفاطمة ... .

البدء والتاریخ ، ج 5 ، ص 16 و ج 4 ، ص 139 .

قتاده گفته است: خدیجه برای نبی مكرم اسلام، در عهد جاهلیت، عبد مناف را به دنیا آورد و بعد از اسلام، دو پسر و چهار دختر به نام های: قاسم ـ به خاطر او كنیه پیامبر را «ابوالقاسم » گذاشتند، آن قدر زنده بود كه می‌توانست راه برود بعد از آن فوت كرد و عبد الله كه خردسال فوت كرد و ام كلثوم، زینب ، رقیه و فاطمه را به دنیا آورد.

شهاب الدین قسطلانی بعد از نقل سخن مقدسی می‌نویسد:

وقیل : ولد له ولد قبل المبعث ، یقال له : عبد مناف ، فیكونون على هذا اثنی عشر ، وكلهم سوى هذا ولد فی الاسلام بعد المبعث .

المواهب اللدنیة ، ج 1 ، ص 196 .

گفته‌اند كه خدیجه قبل از مبعث یك پسر برای او به دنیا آورد كه به او عبد مناف می‌گفتند، غیر از عبد مناف بقیه فرزندان پیامبر بعد از مبعث متولد شده است.

و ابن عبد البر در الإستیعاب می‌نویسد :

وقال الزبیر ولد لرسول الله صلى الله علیه وسلم القاسم وهو أكبر ولده ثم زینب ثم عبد الله وكان یقال له الطیب ویقال له الطاهر ولد بعد النبوة ثم أم كلثوم ثم فاطمة ثم رقیة .

الاستیعاب - ابن عبد البر - ج 4 - ص 1818 .

زبیر گفته: نخستین فرزند رسول خدا كه به دنیا آمد، قاسم بود و او از همه بزرگتر بود، پس از او زینب، و پس از وی عبد الله كه به وی طیب و یا طاهر نیز می‌گفتند بعد از نبوت متولد شد، پس از آن ام كلثوم، سپس فاطمه و پس از وی رقیه به دنیا آمدند.

از طرف دیگر نوشته‌اند كه رقیه، كوچكترین دختر رسول خدا و حتی از حضرت زهرا سلام الله علیها نیز كوچكتر بوده است. چنانچه ابن كثیر دمشقی می‌نویسد:

أكبر ولده علیه الصلاة والسلام القاسم ، ثم زینب ، ثم عبد الله ، ثم أم كلثوم ثم فاطمة ثم رقیة ...

بزرگترین فرزند ، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قاسم ، و پس از آن ، زینب ، عبد الله ، ام  كلثوم ، فاطمه و پس از آن رقیه بوده است.

با این تفصیل، چگونه می‌توان این سخن اهل سنت را تصدیق كرد كه رقیه با عثمان ازدواج كرده، بعد با او به حبشه مهاجرت نموده و حتی در داخل كشتی فرزندی از او سقط شده است!!! . با این كه می‌دانیم، هجرت اول به حبشه در سال پنجم بعد از بعثت بوده است.


برای ادامه به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://dastanhayemazhabi.mihanblog.com/extrapage/khishavandibapayambar4



درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات