داستانهای مذهبی

احتجاج رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در روز غدیر خمّ بر تمام مردم (در ولایت علىّ بن أبى طالب و سایر فرزندانش از امامان معصوم علیهم السّلام)

از امام باقر علیه السّلام نقل است كه: پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در موسم حجّ عازم مكّه بود (در حالى كه تمام شرایع و قوانین را بجز حجّ و ولایت ابلاغ فرموده بودند) كه فرشته وحى جبرئیل نازل شده و از جانب پروردگار متعال ابلاغ سلام نموده و گفت:

اى محمّد! خداوند مى‏فرماید من هیچ پیامبرى از پیامبران گذشته را قبض روح نكردم مگر پس از كمال دین و اتمام حجّتم، و براى تو تنها دو موضوع باقى مانده كه باید آن دو را به مردم ابلاغ نمایى، یكى حكم حجّ و دیگرى موضوع ولایت و خلافت است. زیرا من تا بحال زمین را خالى از حجّت قرار نداده‏ام و هرگز هم خالى نخواهم گذاشت، زیرا خداوند عزّوجلّ تو را مأمور فرموده تا خود و سایر مردمان (از اقصى نقاط مدینه و اطراف آن كه تمكّن و استطاعت لازم براى انجام حجّ دارند) را به مكّه سوق دهى و تمام اصول و قوانین آن را همچون نماز و زكات و روزه به ایشان آموزش دهى. پس منادى را فرمود تا اعلام كند كه رسول خدا آهنگ سفر حجّ دارد و مأمور به تعلیم این عبادت بزرگ همچون سایر شرایع و مقرّرات سابق است.

بارى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله همراه هفتاد هزار نفر از اهالى مدینه و اطراف آن عازم مكّه شده و از مدینه خارج شدند (مانند همان تعداد كه حضرت موسى از آنان براى هارون بیعت گرفت و عهدشكنى كردند و در آخر از گاو و سامرى تبعیّت نمودند) و همه جماعت مسلمین در طول این سفر قدم به قدم از تمام اعمال آن حضرت پیروى مى‏كردند.

بارى عاقبت این بیعتى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله براى خلافت على علیه السّلام از مسلمانان گرفت در نهایت نعل بالنّعل (قدم به قدم) شبیه به عهدشكنى قوم موسى در بیعت با هارون و تبعیّت از گاو و سامرى گردید.

جماعتى كه مسافت مدینه تا مكّه را طى مى‏كردند فضاى كوه و درّه و بیابان را مشحون از نداى لبّیك لبّیك خویش ساخته و به آنجا حال و هواى باشكوهى دادند.

و چون مسافتى را طى كردند جبرئیل نازل شده و خطاب به پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله گفت: خداوند پس از ابلاغ سلام مى‏فرماید: زمان وفات تو نزدیك شده و مدّت رسالتت رو به پایان است، و بدان كه من تو را بى‏هیچ چاره و گریزى فرا مى‏خوانم، پس عهد خود بنما و سفارشت را ایراد كن، و آنچه علم دارى از خود و میراث علوم انبیاى پیش، و سلاح و تابوت و آثار و آیات رسالتت را به وصى و خلیفه‏ات؛ و حجّت بالغه بر خلقم؛ على بن أبى طالب بسپار، و او را همچون نشانه‏اى براى مردم برپا كن و عهد و میثاق او را تجدید نما، و به ایشان تمام عهود، و نیز پیمانى را كه از ولایت على بن أبى طالب ولى خود و مولاى آنان و همه مرد و زن مؤمن بسته‏ام به ایشان یادآورى كن.

زیرا همه انبیایم را پس از اكمال دین و حجّتم و اتمام نعمتم به ولایت دوستانم و دشمنى دشمنانم قبض روح نمودم، و این همان كمال توحید و دین و اتمام نعمت من است كه مقرون‏ پیروى و طاعت ولىّ من مى‏باشد. و باید مردم بدانند كه من هیچ گاه زمین را خالى از ولى و سرپرست قرار نمى‏دهم تا حجّت بر مردم و خلقم باشد، پس امروز دین شما را به كمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را (به واسطه ولایت ولى خود و سرپرست مردان و زنان مؤمن: «على» بنده‏ام و وصىّ پیامبرم و خلیفه پس از او و حجّت بالغه بر خلقم) به عنوان دین شما پسندیدم. و طاعت و امتثال امر او مقرون طاعت من است. اطاعت او امتثال امر من، و عصیان او مستلزم مخالفت من است، او را علم و نشانه‏اى میان خود و مردم قرار دادم، هر كسى مقام او را شناخت مؤمن، و منكر او كافر است. و هر كس در بیعت او كسى را شریكش سازد مشرك مى‏باشد، و هر كس با ولایت او بمیرد به بهشت رود و دشمنان او به جهنّم روند. پس اى محمّد، «علىّ» را علم و راهنمایم قرارده، و از آنان برایش بیعت بگیر، و عهد و پیمانى كه با آنان بسته‏ام را تجدید كن، زیرا من جانت را ستانده و نزد خود فرا مى‏خوانم.

و از این سو چون پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله نسبت به قوم خود و مخصوصا از منافقین امّت خائف و ترسان بود كه مبادا پراكنده شده و به جاهلیّت و كفرى دیگر بازگردند، و همچنین از عداوت و بغض درونى آنان نسبت به على آگاه بود، به همین خاطر توسّط جبرئیل از خداوند درخواست نمود كه او را از شرّ و كید و مكر منافقین حفظ فرماید. بنابراین‏ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله انجام این امر را تا مسجد خیف در مراجعت از مكّه به تأخیر انداخت. پس در آن منزل بار دیگر جبرئیل نازل شده و تكلیف سابق را راجع به معرّفى علىّ ابن أبى طالب تجدید نمود ولى راجع به درخواست آخر پیامبر مبنى بر عصمت و نگهدارى او از شرّ منافقین هیچ پیامى را نیاورد تا اینكه به «كراع الغمیم» در بین راه مكّه و مدینه رسید.

در همین منزل جبرئیل براى بار سوم نازل شده و موضوع معرّفى على بن أبى طالب را متذكّر شد، ولى بازهم خبرى از جواب درخواست پیامبر در حفظ و عصمت پیامبر نبود.

پس پیامبر خطاب به جبرئیل گفت: از آن مى‏ترسم كه مردم مرا تكذیب نموده و سخنم را در باره على بن أبى طالب نپذیرند. بارى از آنجا نیز حركت كرده تا به غدیر خم؛ سه میلى «جحفه» رسیدند، جبرئیل در همان جا ساعت پنج پس از آفتاب نازل شده و پیامى حاوى منع و سرزنش و عصمت و حفظ از مردم بدین مضمون آورد كه: «اى محمّد: خداوند متعال سلامت رسانده و مى‏فرماید: اى پیغمبر! برسان و تبلیغ كن به مردم آنچه را كه از جانب پروردگارت به تو نازل شده است! و اگر نرسانى، رسالت پروردگارت را نرسانده‏اى! و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏كند، و خداوند گروه كافران را هدایت نمى‏كند (مائده: 67).

بارى پیش رفتگان در نزدیكی هاى جحفه بودند، و گروهى نیز هنوز به غدیر خمّ نرسیده بودند، پس با فرمان پیامبر همه آنان را برگرداندند و عقب ماندگان را جمع نمودند و همه را در منزل غدیرخمّ دور هم گرد آورده و مقدّمات تعریف و توصیه و خطابه خود را فراهم آورد. و در آن مكان درختهایى بود كه به دستور رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله زیر آنجا جاروب شده و از سنگها به شكل منبر استفاده گردید تا آن حضرت بر روى آن رفته و بر همه مشرف باشد.

و تمام مسلمین از پیش و روى راه در آن مكان اجتماع كرده و سر تا پا گوش شدند تا پیامبر به بالاى منبر رفته و پیام آسمانى و الهى و سخن شیرین خود را آغاز نماید. پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله پس از حمد و ثناى الهى گفت:

حمد و ستایش درخور پروردگارى است كه شریك و نظیرى نداشته و بى‏همتا و یگانه است، و حكومت او سراسر هستى را فرا گرفته، و علم و توجّه به او همه موجودات را احاطه نموده است، و همه در پیشگاه قدرت و توانایى او خاضع و خاشعند. و پیوسته محبوب و محمود عالمیان است، خالق آسمانها و زمین و پروردگار روح و ملائكه و جهان هستى، همه و همه غرق احسان و نیكویى و رحمت و فضل بى‏منتهاى اویند، كریم و حلیم و صبور و شكیبا و بردبار است، براى انتقام و عذاب گنه‏كاران شتاب نمى‏كند، سرائر و ضمائر بندگان بر او پوشیده نمى‏شود، افكار و نیّات و خاطره‏هاى مردم پیش او روشن و آشكار است، هیچ عجز و كوتاهى و نیاز و ناتوانى به مقام عظمت او راه نیابد، ادراك و عقول مردم از درك و شناخت كنه ذات و صفات كبریایى او عاجز و قاصرند، برپا دارنده قسط و عدل است، هیچ معبودى جز او نیست، عزیز و حكیم است، بالاتر از آن است كه چشمها او را دریابند، و او چشمها را دریابد، و اوست لطیف و آگاه به آشكار و نهان، هیچ كس با دیدن پى به وصف او نبرد، و نه سرّ و آشكار او را دریابد مگر خود خداوند راهنمایى فرماید. و شهادت مى‏دهم كه قدس و پاكى خداوند متعال همه طبقات دهر را پر كرده است.

و نور مقدّس او ابدیّت را پوشانیده است، خدایى كه بى‏هیچ یار و یاورى و شریك و مشاورى تقدیر و امر خود را ایجاد مى‏فرماید، آنچه را كه بخواهد لباس هستى مى‏پوشاند و كوچكترین زحمت و تكلّفى در كارهاى او در مقام خلق و تكوین كائنات دیده نمى‏شود، كارهاى او محكم و منظّم و متقن است، كمترین خلل و سستى و جور و تجاوز و ظلمى در او نیست، خداوند كریم است و مهربان، و برگشت همه به سوى او خواهد بود.

و شهادت مى‏دهم همه چیز در پیشگاه با عظمت و قدرت او خاضع و متواضعند، خورشید و ماه و ملك همه در تحت تسخیر و نفوذ او هستند، اوراق و صفحات تكوین بدست تواناى او پیوسته در تغییر و تبدّل بوده، و روز و شب و زندگى و مرگ و فقر و غنى و خوشى و گرفتارى و گرما و سرما و رنگهاى گوناگون پدیدار مى‏شود، درهم كوبنده هر مخالف و معاندى است، و نابودكننده هر شیطان نافرمان و سركشى است، عارى از هر حریف و همتایى است، (ضدّ و ندّى ندارد) یكتا و یگانه است، تنها بى‏نیازى است كه نیازها بدو برند، نزاده و زاده نشده است، و هیچ كس مر او را همتا و همانند نبوده و نباشد، معبودى واحد و پروردگارى بزرگوار است، هر چه مى‏خواهد اجرا مى‏كند و آنچه اراده مى‏كند انجام مى‏دهد، مى‏داند پس به شمار آورد، و مى‏میراند و زنده مى‏كند، و فقر و غنى، شادى و حزن، و منع و عطاء، همه و همه بدست با عظمت اوست، پادشاهى از آن اوست، نیكیها به دست او، و او بر هر چیزى توانا است. با افزودن و كاستن، شب را در روز در مى‏آورد و روز را در شب، هیچ معبودى جز او نیست، عزیز است و غفّار، همو كه دعاى بندگان اجابت و با سخاوت عطا مى‏كند، شمارنده نفسها، و پروردگار جنّ و انس، هیچ چیزى براى او مبهم و پیچیده نیست، و ناله دردمندان او را بستوه نیاورد، و پافشارى اصراركنندگان طاقتش را طاق نكند، حافظ صالحان، و توفیق دهنده رستگاران، و آقا و سرور جهانیان است، همو كه شایسته شكر و حمد همه خلائق است.

حمد و ستایش مى‏كنم او را در همه حال، در حال وسعت و تنگدستى، و در حال عافیت و شدّت، و ایمان دارم به او و به ملائكه و كتابها و پیغمبران او، مطیع اوامر او بوده و در هر چه موجب رضاى اوست شتاب مى‏كنم، و از سر میل در اطاعتش و خوف از مجازاتش تسلیم حكم و قضاى او هستم، چرا كه «اللَّه» همان خدایى است كه از نیرنگش ایمنى نیست و در نهایت عدالت و دادگرى است، معترف به بندگى او مى‏باشم، و به خدائیش شهادت مى‏دهم، و هر آنچه وحى شده‏ام را مى‏رسانم، تا مبادا مشمول قهر و عذاب و غضب او شوم كه در این صورت هیچ كس نتواند جلوى اراده او را بگیرد. هیچ معبودى جز او نیست، همو مرا آگاه فرموده كه در صورت عدم ابلاغ دستورات او مأموریتم ناتمام و ابتر بماند، و نیز خداوند متعال متعهّد شده مرا در این تبلیغ محافظت فرماید، زیرا خداوند كفایت‏كننده‏اى كریم است.

از جانب خداوند به من وحى رسیده است كه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: اى پیامبر، آنچه را از سوى پروردگارت به تو فرو آمده (درباره خلافت على بن أبى طالب) برسان و اگر این نكنى پیام او را نرسانده باشى، و خدا تو را از [فتنه و گزند] مردم نگاه مى‏دارد.

اى گروه مردم! شاهد باشید كه من در رساندن فرمان خداوند هیچ كوتاهى نكردم، بدانید كه جبرئیل در این سفر سه مرتبه از جانب خداوند بر من نازل شده و پس از ابلاغ سلام الهى مرا مأمور كرده است كه در مقابل همگان سفارش او را ابلاغ نموده و بگویم: على بن أبى طالب برادر و وصى، و خلیفه و امام بعد از من است، و او در نزد من همان جایگاه هارون در نزد موسى را داراست، جز اینكه پس از من پیامبرى نخواهد بود.

و او پس از خدا و رسول، ولى و سرپرست شماست و خداوند متعال در این خصوص آیه‏اى بدین مضمون بر من نازل فرموده كه: «همانا دوست و سرپرست شما خدا است و پیامبرش و كسانى كه ایمان آورده‏اند، آنان كه نماز را برپا مى‏دارند و زكات‏ مى‏دهند در حالى كه در ركوعند (مائده:55)». و آن همان على بن أبى طالب است كه نماز بپاى داشته و زكات پرداخته در حالت ركوع، و اوست كه پیوسته و در همه حال متوجّه خداوند بوده و در تمام امور او را در نظر مى‏گیرد. و نیز بدانید كه من در ابتداى امر از جبرئیل خواستم مرا از ابلاغ این مطلب به شما معذور بدارد زیرا به این نكته واقف بودم كه تعداد اهل نفاق و دغل و دورویى بر پرهیزگاران امّتم غالبند، و مسخره‏كنندگان اسلام را مى‏شناختم، همانها كه در كتاب خدا این گونه وصف شده‏اند كه: چیزى با دهانهایشان مى‏گویند كه در دلهایشان نیست، و آن را [سخنى كوچك و آسان‏] مى‏پنداشتند و حال آنكه در نزد خداوند، بزرگ و عظیم است، و شدّت آزارم را بدان جا رساندند كه مرا اُذُن (سراپا گوش) نامیدند، و دلیل این نامگذارى این بود كه مى‏پنداشتند من شنواى هر سخنى مى‏باشم، تا اینكه خداوند این آیه را نازل فرمود كه: «و از آنان كسانى‏اند كه پیامبر را مى‏آزارند و مى‏گویند: او [سراپا] گوش است (شنواى سخن هر كسى است) بگو: گوش نیكوست براى شما، (یعنى براى كسانى كه مى‏پنداشتند او اذن است) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را باور دارد (توبه:61)».

و اگر بخواهم مى‏توانم نامهاى یكایك آنان را بشمارم، و خصوصیات كامل و تفصیل امورشان را ذكر بكنم، ولى بخدا قسم كه این كار نه شایسته حال من و نه مورد پسند خداست كه جز آنچه وحى شده‏ام را نگویم، سپس این آیه را خواند: «اى پیامبر آنچه را از سوى پروردگارت به تو فرو آمده (در باره علىّ بن أبى طالب) برسان و اگر این نكنى‏ پیام او را نرسانده باشى، و خدا تو را از [فتنه و گزند] مردم نگاه مى‏دارد. پس اى گروه مردم بدانید كه: خداوند متعال على بن أبى طالب را بر شما ولى و امام قرار داده، و اطاعت او را به نیكویى بر تمام گروههاى مهاجر و انصار و تابعین آنان، و بر حاضر و غائب و عرب و عجم و كوچك و بزرگ و عبد و آزاد و بر هر خداپرست واجب فرموده است، او فرمانش قابل اجرا، و سخنش مقبول، و امرش نافذ است، مخالف او ملعون، و پیرو او مشمول رحمت خداوند است، و هر كس او را تصدیق كند و بدو گوش بسپارد و از او اطاعت كند مشمول غفران خداوند گردد.

اى گروه مردم! اینجا آخرین محلّ گردهمایى و گفتگوى من با شما است، پس امر پروردگارتان را نیك بشنوید و اطاعت كنید و امتثال نمایید، زیرا خداوند مولى و معبود شما است، و پس از او فرستاده‏اش محمّد، در برابرتان ایستاده و شما را خطاب مى‏كند، و پس از من به امر پروردگار متعال؛ «على» ولىّ خدا و سرپرست شماست و پس از او تا پایان عمرتان اولاد و ذرّیّه او مولى و امامند. حلال همان است كه خدا فرموده، و حرام همان كه ممنوع داشته، حلال و حرام را به من آموخت، و من تمام علوم افاضه شده از خداوند (از قرآن و حلال و حرام) را به على دادم.

اى گروه مردم! خداوند متعال تمام علوم را بمن عطاء فرمود، و من هم تمام آنها را به‏ على بن أبى طالب؛ پیشواى پرهیزگاران و امام مبین تعلیم نمودم. اى گروه مردم! از على غافل نشوید و او را ترك مكنید، و از ولایتش خوددارى مكنید، او راهنماى به حقّ و راستى و عامل به آن است، باطل و پوچ را نابود و از آن منع مى‏كند، و در راه خدا از ملامت دیگران متزلزل نمى‏شود، او اوّلین مؤمن بخدا و رسول و فدایى پیامبر است، او در حالى با رسول خدا به عبادت خداوند پرداخت كه همه شما بت‏پرست بودید.

اى گروه مردم! على را بزرگ و محترم شمارید كه خداوند او را تفضیل و تكریم فرموده است و بدو روى آورید كه خداوند او را به این مقام منصوب فرموده است.

اى گروه مردم! او از جانب خداوند امام و رهبر است، و منكر ولایت او از پذیرش و غفران الهى بدور، و بطور قطع و یقین مشمول عذاب الهى و آتش سوزان است.

از مخالفت با او برحذر باشید و گر نه به آتشى روید كه هیزمش آدمیان و سنگهایند، و براى كافران مهیّا شده است.

اى گروه مردم! همه انبیاء و مرسلین گذشته به نبوّت من بشارت داده شده‏اند، و من خاتم انبیاء و مرسلین، و حجّت خدا بر همه أهل آسمان و زمین هستم، پس هر كس در این مورد تردید كند همچون كفر دوران جاهلیّت كافر است. و هر كس در باره قسمتى از گفتار من شك نماید به همه گفتارم تردید نموده است و مستحقّ آتش خواهد بود.

اى گروه مردم! این فضیلت و نعمتى است كه خداوند متعال مرا اعطا فرموده، هیچ معبودى جز او نیست، او را پیوسته حمد و سپاس گفته و از انعام و احسان خداوند براى همیشه تشكّر مى‏كنم.

اى گروه مردم! على را تفضیل دهید كه او پس از من افضل همه مردم است، بوسیله ما است كه مردم مشمول نعمت و رحمت خداوند قرار مى‏گیرند، و جبرئیل مرا خبر داده است كه خداوند متعال مى‏فرماید: هر كه با على مخالفت و دشمنى كند ملعون و مغضوب بوده و از رحمت من دور مى‏شود. و هر كسى باید بنگرد كه براى فرداى قیامت چه پیش فرستاده است، و بترسید از اینكه دوباره دچار لغزش شوید كه خداوند بدان چه مى‏كنید آگاه است.

اى گروه مردم! بدانید كه على بن أبى طالب جنب پروردگار است، و او مصداق این آیه است: «تا كسى نگوید: دریغا بر آن كوتاهى كه در باره خدا كردم- زمر: 56».

اى گروه مردم! در باره قرآن بیاندیشید، و از آیاتش سر درآورید، و همیشه به محكمات آن ناظر باشید، و نباید از آیات متشابه پیروى كنید، و قسم بخدا كه كسى نمى‏تواند حقائق و دقائق قرآن را تفسیر و بیان كند مگر على بن أبى طالب كه برادر و وصىّ من است (و همزمان دست على را گرفته و بالا برد؛ بحدّى كه زیر بازوى آن حضرت هویدا شد) و من به شما اعلام مى‏كنم: كسى كه من مولاى اویم على مولاى او است، و موالات او از جانب خداوند با عزّت و جلال بر من نازل شده است. اى گروه مردم! على و أولاد پاكش ثقل اصغرند، و قرآن مجید ثقل اكبر است. و هر كدام از آن دو مؤیّد و موافق دیگرى خواهد بود، و هرگز از همدیگر جدا نخواهند شد تا روزى كه در جانب حوض بمن رسند، آنان امنا و حكماى خداوند در روى زمینند.

اى گروه مردم! آگاه باشید، همه و همه آگاه باشید كه من تمام این مطالب را ادا نمودم و ابلاغ كردم و به گوش همه رساندم، همه و همه كلام خدا بود و من از جانب او گفتم، كه بجز برادرم على بن أبى طالب كسى سزاوار منصب امارت و امامت نیست، و پس از من كسی را نشاید كه عنوان امیرالمؤمنین را بجز او به دیگرى نسبت دهد.

سپس دست مبارك خود را دراز كرده و از بازوى على بن أبى طالب علیه السّلام گرفته و بلند نمود تا آنجا كه پاهاى آن حضرت در موازات زانوى پیامبر قرار گرفت و فرمود:

اى گروه مردم! این على است، كه برادر و وصىّ، و حافظ علم من، و جانشینم بر امّت است، او مفسّر قرآن و داعى بسوى خدا و عامل به مرضات الهى است، با دشمنان خدا در جنگ؛ و طرفدار طاعت؛ و نهى‏كننده از نافرمانى او است، او جانشین پیامبر و امیر مؤمنان و پیشواى هدایتگر است، و با عهدشكنان و ستمكاران و خارج‏شدگان از حقّ به اذن و فرمان خدا مى‏جنگد، حال گفتارى به زبان آورم كه به امر پروردگارم هر سخنى را تغییر دهد: پروردگارا، دوستدارانش را دوست بدار، و با دشمنانش عداوت كن، و منكر او را لعن، و به هر كه حقّش را پایمال كند غضب فرما.

پروردگارا، بنا بر همانچه خود فرمودى اعلام داشتم كه امامت پس از من براى على ابن أبى طالب است و او را به این مقام منصوب نمودم، تا شریعت خود را براى بندگانت به كمال رسانى، و نعمت خود را بر ایشان تمام كنى، و اسلام را به عنوان دین آنان بپسندى، كه خود در قرآن فرموده‏اى: «و هر كس كه جز اسلام دینى بجوید هرگز از او پذیرفته نشود و او در آخرت از زیانكاران است (آل عمران:85)». پروردگارا! تو را به گواهى مى‏گیرم و تو را در این شهادت بس كه تبلیغ خود را انجام دادم.

اى گروه مردم! بى‏شكّ خداوند دین خود را با امامت او به كمال رساند، پس كسى كه از او پیروى نكند و به خلفاى پس از او (كه همه تا روز قیامت از فرزندان صلبى منند) اقتدا ننماید، كارها و اعمالشان تباه و نابود شود و براى همیشه در آتش بماند، و عذابشان سبك نشود و مهلت نیابند.

اى گروه مردم! این على است، كه در همه موارد از شما بالاتر است، در یارى‏ رساندن و شایستگى، و نزدیكى و قرب، و عزّت در نزد من برترى دارد، و خدا و رسولش از او راضى و خشنودند، و تمام آیات رضایت و خشنودى در باره او نازل شده است، و خداوند تمام خطاب‏هاى یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا در قرآن را به او آغاز نموده است «1»، و تمام آیات مدح در كتاب خدا قرآن كریم در باره اوست، و سوره هل أتى براى اوست؛ كه اعتراف به بهشت نموده، و جز در شأن او نازل نشده، و هیچ كس جز او بواسطه این سوره مدح نشده است. اى مردم! او كمك‏كار دین خدا، و مدافع رسول است، او تقى، نقى، هادى و مهدىّ است، پیامبر شما بهترین پیامبران، و وصىّ او بهترین اوصیا و فرزندانش بهترین جانشینانند.

اى گروه مردم! نسل هر پیامبرى از پشت اوست، و نسل من از پشت على است.

اى گروه مردم! براستى، ابلیس به واسطه حسادت بود كه آدم را از بهشت بیرون فرستاد، پس حسد نورزید كه اعمالتان تباه شده و در نهایت منحرف گردید، زیرا تنها یك خطا موجب شد آدم صفوة اللَّه از بهشت به زمین هبوط نماید، در حالى كه او برگزیده خداوند بود، تا چه رسد به شما كه گروهى عباد اللَّه و گروهى اعداء اللَّه هستید، بدانید كه مبغض على تیره‏بخت و دوستدار او تقىّ و خدا ترس است. و جز اهل ایمان به او اعتماد ندارد، و قسم بخدا كه سوره و العصر در باره على نازل شده، كه: «به نام خداى بخشاینده مهربان. سوگند به روزگار [پیروزى حقّ بر باطل‏]. كه هر آینه آدمى در زیانكارى است. مگر كسانى كه ایمان آوردند و كارهاى نیك و شایسته كردند و یكدیگر را به راستى و درستى اندرز دادند و یكدیگر را به شكیبایى سفارش كردند». اى گروه مردم! نقل قول خداوند نمودم و پیام خود را به شما رساندم، و بر پیامبر جز رساندن آشكار پیام نیست.

اى گروه مردم! ترس از خداى را چنان كه شایسته ترس از اوست پیشه كنید، و نمیرید مگر در حالى كه مسلمان باشید.

اى گروه مردم! به خدا و پیامبرش و نورى كه با او نازل شده (قرآن) ایمان بیاورید پیش از آنكه چهره‏هایى را محو و ناپدید كنیم آن گونه كه آنها را به پشت سرشان بگردانیم.

اى گروه مردم! نور خداوند در من راه یافته، سپس در على، و پس از آن در نسل او تا قائم مهدى جارى خواهد بود، مهدى، همو كه حقّ خدا و هر حقّى را مى‏گیرد از ماست، زیرا خداوند ما را حجّتى بر اهل تقصیر و عناد و خلاف و خیانت و گناه و ستم و خلاصه بر همه جهانیان قرار داده است.

اى گروه مردم! شما را انذار مى‏كنم كه من فقط پیامبر و رسول خدا هستم، كه پیش از او پیامبران و فرستادگان گذشتند، پس اگر من بمیرم یا كشته شوم آیا شما به دوران جاهلیّت (پیش از اسلام) برخواهید گشت؟ و هر كس كه عقبگرد كند هرگز به خدا گزند و زیانى نرساند، و زودا كه خدا سپاسگزاران را پاداش دهد. بدانید در این سوره علىّ موصوف به صبر و شكر شده، و پس از او فرزندانش كه از صلب منند.

اى گروه مردم! بواسطه اسلامتان بر خداوند منّت مگذارید كه مشمول خشم خدا گردید و شما را عذاب كند زیرا او در كمین‏گاه است.

اى گروه مردم! پس از درگذشت من پیشوایانى ظهور كنند كه شما را به سوى آتش جهنّم مى‏خوانند، و در روز رستاخیز هیچ یارى و كمكى نشوند.

اى گروه مردم! براستى كه خداوند و من از آنان بیزارم.

اى گروه مردم! آنان و تمام انصار و اعوان و پیروانشان در فروترین طبقه دوزخند و براستى بد است جایگاه گردنكشان! بدانید كه آنان اصحاب صحیفه‏اند، پس باید هر یك از شما در صحیفه‏اش نظر كند.

راوى حدیث، امام باقر علیه السّلام فرمود: جز گروهى اندك بقیّه مردم؛ ماجراى صحیفه را فراموش كردند.

اى گروه مردم! من امامت را در ذرّیّه خودم تا روز قیامت باقى گذاشتم، و من هر آنچه گفتنى بود گفتم و مأموریتم را كاملا به انجام رساندم، تا آنجا كه براى هیچ كس؛ چه حاضر و چه غایب، چه آنان كه متولّد شده‏اند و چه آیندگان جاى عذر و بهانه‏اى باقى نماند، پس سفارشات مرا به دیگران ابلاغ كنید، حاضر به غایب، و پدر به فرزند خود تا روز قیامت برسانند. و امامت را ظالمانه غصب كرده و به صورت سلطنت در خواهند آورد، ألا لعنت خدا بر آن دو گروهى كه این مقام را بزور ستانده و غصب نمودند، اى پریان و آدمیان، زودا كه به حساب شما پردازیم و بر شما پاره‏اى از آتش و دودى (یا مسى گداخته) فرستاده شود كه نتوانید از یكدیگر دفاع كنید!

 اى گروه مردم! براستى خداوند پیوسته شما را غربال مى‏كند تا پاكدلان و خوبان را از بدكرداران جدا نماید، و خداوند شما را از غیب با خبر نمى‏سازد.

اى گروه مردم! هیچ قریه و شهرى را خداوند جز به جهت تكذیبشان نابود نكرد، و همچنین شهرهائى را كه ظلم و ستم در آن رسوخ نماید، ویران و خراب مى‏كند، و این فرد «على» است كه امام و سرپرست شماست، او از وعده‏هاى الهى است، و البتّه خداوند متعال به عهد و وعده‏هاى خود عمل خواهد كرد.

اى گروه مردم! بسیارى از گذشتگان شما گمراه شدند، و به همین خاطر بدست خداوند هلاك شدند، پس پسینیان نیز مشمول آن هلاك گردند، خداوند متعال فرموده:

 «آیا پیشینیان را هلاك نكرد. سپس پسینیان (مانند كفّار مكّه) را از پى آنها درآریم. با بزهكاران چنین مى‏كنیم. در آن روز واى بر دروغ‏انگاران. (مرسلات:16- 19)».

اى گروه مردم! خداوند مرا امر و نهى فرموده، و من نیز على را، پس او امر و نهى را از پروردگارش دریافته، بنابراین به سخنانش گوش دهید تا سالم بمانید، و او را اطاعت كنید تا هدایت شوید، و از نواهی اش دست بردارید تا براه راست افتید، و مطابق میل او حركت كنید تا مبادا راههاى مختلف شما را از راه او بازداشته و متفرّق و پراكنده شوید. اى گروه مردم! من همان صراط مستقیم و راه راستى هستم كه خداوند به شما امر فرموده از آن پیروى كنید. و بعد از من على بن أبى طالب، سپس فرزندان من از صلب او صراط مستقیم‏اند. همان پیشوایانى كه مردم را به راه حقّ هدایت مى‏نمایند، و بدان وسیله دادگرى مى‏كنند. سپس آیات مباركه سوره حمد را تلاوت نمود: «سپاس و ستایش خداى راست، پروردگار جهانیان. آن بخشاینده مهربان. خداوند و فرمانرواى روز پاداش. تو را مى‏پرستیم و بس، و از تو یارى مى‏خواهیم و بس. ما را به راه راست راه بنماى. راه كسانى كه به آنان نعمت دادى (نیكویى كردى) نه راه خشم گرفتگان بر آنها و نه راه گمراهان»، و اشاره فرمود به اینكه این آیات شریفه در حقّ من و در باره آنان نازل شده است، آنان دوستان خدایند، نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهگین مى‏شوند، بدانید كه براستى گروه خدا پیروزند، بدانید كه دشمنان «على» همان اهل شقاق و نفاقند، آنان دشمن و مخالف و از حدّ گذشتگانند، آنان برادران شیطانند، همانهایى كه برخى از آنها به برخى دیگر با گفتار آراسته و فریبنده پیام نهانى مى‏فرستند تا فریب دهند.

بدانید كه دوستان آنان در قرآن مذكورند، آنجا كه فرماید: «مردمى را نیابى كه به خدا و روز واپسین ایمان آورند در حالى كه با كسانى كه با خدا و پیامبرش دشمنى و مخالفت كرده‏اند دوستى بدارند، اگر پدران با پسران یا برادران یا خویشانشان باشند، اینانند كه [خداوند] ایمان را در دلهاشان نوشته (پایدار ساخته) است و ایشان را به روحى از نزد خویش نیرومند گردانیده و به بهشتهایى در آورد كه از زیر آنها جویها روان است، در آنجا جاویدانند، خدا از آنها خشنود است و ایشان از خدا خشنودند، ایشانند گروه خدا؛ آگاه باشید كه گروه خدا رستگارانند. (مجادله:22)».

بدانید، دوستان آنان در این آیه نیز مذكورند كه فرموده: «كسانى كه ایمان آوردند و ایمانشان را به ستمى نیامیختند، ایشانند كه ایمنى دارند و آنان راه یافتگانند (انعام:82)».

بدانید، دوستان آنان به سلامت در بهشت در آیند، و ملائكه با سلام به پیشبازشان آیند [و گویند:] «خوش باشید پس به بهشت درآیید [و در آن‏] جاودانه باشید (زمر:39)». بدانید، دوستان آنان همان گروهى هستند كه خداوند در باره‏اشان فرموده: «به بهشت در آیند و در آن بى‏حساب روزى داده شوند. (غافر:40)».

بدانید، دشمنان آنان به آتش افروخته دوزخ درآیند. بدانید، دشمنان آنان در حالى كه جهنّم مى‏جوشد، آوازى دلخراش مانند صداى خران از آن بشنوند.

بدانید، دشمنان آنان در این آیه مذكورند: «هر گاه كه گروهى [بر جهنّم‏] در آید گروهى همكیش خود را نفرین كند، تا چون همگى در آن به هم رسند گروه پسین (پیروان) در باره گروه پیشین (رهبران) خود گویند: خداوندا! اینان ما را گمراه كردند، پس آنها را دو چندان عذاب آتش بده، خداى فرماید: هر كدام را [عذاب‏] دو چندان است و لیكن نمى‏دانید. (اعراف:38)».

بدانید، دشمنان آنان در این آیه مذكورند كه: «هر گاه گروهى در دوزخ افكنده شوند، نگهبانانش [به نكوهش و سرزنش‏] از آنها پرسند: مگر شما را بیم‏كننده‏اى نیامد؟ گویند چرا، همانا ما را بیم‏كننده آمد، ولى تكذیب كردیم و گفتیم: خدا هیچ چیز فرو نفرستاده است، شما جز در گمراهى بزرگ نیستید. (ملك:8 و 9)».

بدانید، دوستانشان آنانند كه از پروردگارشان در نهان مى‏ترسند، آمرزش و مزد بزرگ دارند.

اى گروه مردم! چقدر فاصله زیادى است در میان جهنّم و بهشت، دشمنان ما مشمول ذمّ و لعن خدایند و دوستانمان مورد مدح و دوستى پروردگارند.

اى گروه مردم! بدانید كه من انذاركننده و على هدایت‏كننده است، اى گروه مردم! من نبى و على وصى است. بدانید كه خاتم امامان: قائم مهدى، از ما است، بدانید كه او مسلّط و قاهر در دین است. بدانید، او از ستمكاران انتقام خواهد گرفت. بدانید، او فاتح قلعه‏ها و شهرها است. بدانید او مشركان و دشمنان دین را نابود مى‏كند. بدانید، او خونبهاى اولیاى خدا را مى‏گیرد، بدانید، او یارى رسان دین خدا است، بدانید، او از دریاى وسیع حقیقت و معرفت مى‏نوشد، بدانید، كه او هر كس را به فراخور حال و استعداد و كردارش مقام و رتبه مى‏دهد، بدانید، او برگزیده و منتخب خداوند است. بدانید، او وارث علوم [انبیاء] و محیط بر [حقائق‏] آن است. بدانید، او مخبر پروردگار و معرّف ایمان به او است، بدانید، او صاحب عقل سلیم و ثبات در رأى و عمل است. بدانید، امور دین الهى به او واگذار مى‏شود، بدانید، كه پیامبران گذشته به وجود او بشارت داده‏اند. بدانید، او حجّت باقى خدا است و پس از او حجّتى نیست، و حقّ تنها با اوست، و نور تنها نزد او مى‏باشد. بدانید، او همیشه پیروز است و شكست در او راهى ندارد. بدانید، او ولىّ خدا در زمین، و حاكم او در میان بندگان، و امین به اسرار و ظواهر خدا است.

اى گروه مردم! من مطالبى را بیان نموده و به شما فهماندم، و پس از من وظیفه على بن أبى طالب است. بدانید، پس از پایان خطبه‏ام شما را دعوت مى‏كنم با من بیعت نموده و با من دست دهید، سپس همه با على دست داده و بیعت نمایید، «پس هر كه پیمان بشكند، بى‏شك به زیان خود قدم برداشته، و هر كه بدان چه بر آن با خداى پیمان بسته است وفا كند پس او را مزدى بزرگ خواهد بود. (فتح:10)».

اى گروه مردم! «صفا و مروه از نشانه‏هاى خداست، پس هر كه قصد حجّ كند یا عمره گزارد، بر او ناروا و گناه نیست كه به گرد آن دو بگردد، و هر كه كار نیكى به خواست خویش كند خداوند سپاسدار و داناست. (بقره:158)».

اى گروه مردم! آهنگ خانه كنید [حجّ را بجا آورید]، هر كس كه حجّ رود ثروتمند شده، و هر فرد با استطاعتى كه از آن تخلّف كند فقیر و بى‏چیز شود.

اى گروه مردم! هیچ كس در موقف حجّ نمى‏ایستد جز آنكه خداوند گناهان گذشته‏اش را تا آن موقع مى‏آمرزد، و در پایان مراسم حجّ حساب اعمالش مجدّدا آغاز مى‏گردد.

اى گروه مردم! حاجیان در این راه مساعدت شوند، و هزینه‏هایشان پس داده شود، و خداوند پاداش نیكوكاران را تباه و ضایع نمى‏كند.

اى گروه مردم! حجّ خانه خدا را با رعایت آداب دینى و شرایط لازمه بجاى آورید، و بازگشت از آنجا حتما با توبه خالص و ترك شهوات و تمایلات مادّى همراه باشد.

اى گروه مردم! همان گونه كه خداوند فرموده نماز را بپاى دارید و زكات را بپردازید، پس چنانچه زمان بر شما دراز گشت و كوتاهى نموده یا فراموش كردید، على بن أبى طالب پاسخگوى شما مى‏باشد، او سرپرست شما، و پس از من شارحى منصوب از طرف خدا براى شما است، و منتخب الهى از من است و من از اویم.

بدانید! كه حلال و حرام بیش از آن است كه به شمار آید و آنها را بشناسم، پس در یك مكان امر به حلال نمودم و از حرام بازداشتم، و به همین ترتیب از طرف خداوند مأمور شده‏ام كه از شما براى على بن أبى طالب و امامان پس از او كه از من و اویند از شما بیعت بگیرم، آنان تا روز قیامت امام و پیشوایند، و مهدى امّت من كه به حقّ داورى مى‏كند از آنان است.

اى گروه مردم! هر آنچه از حلال و حرام كه تا امروز برایتان گفتم براى همیشه برقرار و ثابت خواهد بود. و من از آنها برنگشته و هیچ تغییر و تبدیلى در آنها ندادم. پس باید آنها را خوب حفظ كرده و در رعایت آن كوشیده و به یك دیگر سفارش كنید.

بدانید كه من بار دیگر شما را به اقامه نماز و پرداخت زكات و امر به معروف و نهى از منكر سفارش مى‏كنم. بدانید كه در رأس امر به معروف و نهى از منكر این است كه سخنانم را در نظر بگرید و سفارشاتم را رعایت كنید، و به دیگران رسانده و از مخالفت با آنها پرهیز كنید، زیرا آن فرمان خداوند و دستور من است، و هیچ امر به معروف و نهى از منكرى جز با حضور امام معصوم تحقّق نمى‏یابد.

 اى گروه مردم! قرآن معیّن نموده كه امام پس از على، فرزندان اویند، و من نیز به شما خبر دادم كه آنان از صلب من و اویند، آنجا كه فرموده: «و آن را در فرزندان خود سخنى پاینده كرد. (زخرف:28)»، و من نیز گفتم: و تا زمانى كه دست بدامن قرآن و عترت باشید گمراه نخواهید شد.

اى گروه مردم! رعایت تقوا! رعایت تقوا! از روز جزا پروا كنید، همان گونه كه خداوند فرموده: «كه زلزله رستاخیز چیزى است بزرگ. (حجّ:1)». پیوسته و همیشه مرگ و حساب و میزان و حساب‏كشى در برابر پروردگار جهانیان و ثواب و عقاب را به یاد آورید و متذكّر باشید، كه هر كس كار نیك آورد پاداش برد، و هر كس كه بدى آورد هیچ نصیبى از بهشت نخواهد داشت.

اى گروه مردم! تعداد شما بیش از آن است كه با من دست بیعت دهید، و خداوند مرا مأمور فرموده تا از شما در باره امارت على بن أبى طالب و امامان پس از او كه همه از صلب من و اویند اقرار زبانى بگیرم، پس همگى بگویید: «گفته‏هایت را شنیدیم و به نصب على بن أبى طالب و فرزندان صلبى او به امارت مسلمین راضى و فرمانبرداریم، و با تو در این باره با قلبها و جان و زبان و دستهایمان بیعت مى‏كنیم، بر این عهد زندگى مى‏كنیم و مى‏میریم و برانگیخته خواهیم شد، و نه تغییر و تبدیلى در آن دهیم، و نه هیچ شكّ‏ و تردیدى در آن كنیم. و از عهد خود باز نگردیم و زیر پیمان خود نزنیم، و تا آخر مطیع خداوند بوده و گوش بفرمان شما و على امیرالمؤمنین و امامان از نسل تو و صلب على پس از حسن و حسین خواهیم بود». همان دو شخصیتى كه شما را از جایگاهشان در نزد خود با خبر نمودم و از منزلتى كه در نزد خدا دارند آگاه ساختم، پس همه آنها را به شما رساندم، و آن دو آقا و سرور جوانان بهشتى مى‏باشند، و آن دو پس از پدرشان على؛ امام و پیشوایند، و پیش از على من پدر آن دو مى‏باشم. و نیز بگویید: «در تمام مواردى كه گفتى خدا را اطاعت مى‏كنیم و گوش بفرمان تو و على و حسن و حسین و ائمّه هستیم، این عهد و پیمانى است كه براى امارت مسلمین با قلب و جان و زبانمان نمودیم و با دست بیعت كردیم، هر كه آن دو را درك نمود با دست و زبان به مقامشان اعتراف نماید. و جویاى هیچ تبدیلى در آن نبوده و از جانب خود تا قیامت بجاى آن قائل به نیرو و قدرتى نخواهیم بود، خدا را به گواهى گیریم و خدا گواهى بسنده و كافى است، و تو در این موضوع بر ما گواه باشى، و نیز همه مطیعان، و فرشتگان و لشكرها و بندگان خداوند، همه و همه گواهى مى‏دهند، و گواهى خداوند از همه بزرگتر است».

اى گروه مردم! چه مى‏گویید؟ خداوند از هر صدایى با خبر است و از ضمائر قلوب آگاهى دارد، «پس هر كه راه یافت به سود خود اوست، و هر كه گمراه شد جز این نیست كه به زیان خود گمراه مى‏شود. (زمر:41)»، و هر كه بیعت كند مانند آن است كه با خدا بیعت مى‏كند، «دست خدا بالاى دستهاشان است. (فتح:10)».

اى گروه مردم! از خدا پروا كنید، و با على امیرالمؤمنین و حسن و حسین و امامان (كه مانند سخن پاكیزه و پایدارند) بیعت كنید، و بدانید خداوند پیمان‏شكنان را هلاك مى‏كند، وفاداران را مشمول رحمتش قرار مى‏دهد، «پس هر كه پیمان بشكند جز این نیست كه به زیان خویش مى‏شكند. (فتح:10)».

اى گروه مردم! همان كه به شما گفتم بگویید، و به على با كلمه أمیرالمؤمنین سلام كنید و بگویید: «شنیدیم و فرمان بردیم، پروردگارا، آمرزش تو را خواهانیم و بازگشت [ما] به سوى توست. (بقره:285)»، و بگویید: «سپاس و ستایش خداى راست كه ما را بدین جایگاه راه نمود و اگر خدا ما را راه ننموده بود راه نمى‏یافتیم. (اعراف:43)».

اى گروه مردم! براستى فضائل على بن أبى طالب نزد خداوند است و آنها را در قرآن نازل فرموده، و از شمار خارج است، پس هر كه شما را بدانها خبر داد و آگاه ساخت او را باور نموده و تصدیق كنید.

اى گروه مردم! هر كس خداوند را اطاعت نموده و پیامبر و على و امامانى كه ذكر نمودم فرمان برد براستى به كامیابى و پیروزى بزرگى دست یافته است.

اى گروه مردم! پیشى‏گیرندگان! پیشى‏گیرندگان به بیعت و دوستى او و سلام‏كنندگان به او به كلمه امیرالمؤمنین، آنان رستگارانند، در بهشتهاى پر نعمت.

اى گروه مردم! آنچه موجب خشنودى خدا از شماست بگویید، كه اگر شما و همه عالم كافر شوید، خدا را هیچ گزند و زیانى نرساند، پروردگارا گناهان مؤمنان را ببخشاى، و بر كافران غضب نما، و حمد و ستایش خداى راست، پروردگار جهانیان. پس ندا از جماعت برخاست: با قلب و زبان و دستهایمان فرمان خدا و رسول او را شنیدیم و اطاعت نمودیم، سپس به سوى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و على هجوم آورده و با زدن دست به دست پیامبر با او بیعت نمودند، و نخست اوّلى و دومى و سومى و چهارمى و پنجمى و پس از آنان دیگران بنا بر مقام و منزلتشان بیعت كردند. و این كار تا اقامه نماز مغرب و عشاء كه با هم خوانده شد تا سه بار ادامه یافت، و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در اثناى هر بیعت مى‏فرمود: «حمد و ستایش مخصوص خداوندى است كه ما را بر همه مردم برترى داد» و از همین جا زدن دست هنگام بیعت سنّت و رسم شد، و چه بسا این سنّت را كسى انجام داد كه در آن بیعت هیچ حقّى نداشت!! و از امام صادق علیه السّلام روایت است كه فرموده: وقتى پیامبر این خطبه را بپایان رسانید در میان جماعت مردى خوش سیما و معطّر ظاهر شده و گفت: بخدا سوگند هیچ وقت محمّد را مانند امروز ندیده بودم كه تا این اندازه در معرّفى پسر عمویش على بن أبى طالب و براى تثبیت وصایت و ولایت او اصرار و تأكید و پافشارى نماید، و براستى جز كافر به خداى عظیم و پیامبرش هیچ كس قادر به مخالفت با آن قرارداد نیست، غم و اندوه طولانى و دراز بر كسى كه پیمانش بگسلد!

امام صادق علیه السّلام فرمود: عمر بن الخطّاب از هیئت و طرز سخن آن شخص شگفت‏زده گشته و رو به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله كرده عرض نمود: آیا شنیدى آن مرد چه گفت؟

چنین و چنان گفت، پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: اى عمر آیا فهمیدى او كه بود؟ گفت: خیر، فرمود: او روح الأمین جبرئیل بود، پس مبادا ولایت على را نقض كنى كه در این صورت خداوند و پیامبر و فرشتگان خدا و همه مؤمنان از تو بیزار شوند!.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 119-146

 

 



درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic