تبلیغات
داستانهای مذهبی - پاسخ مصاحبه ی ویژه با امام حسین (ع) به مناسبت ایام محرم
 
داستانهای مذهبی

پاسخ مصاحبه ی ویژه با امام حسین (ع) به مناسبت ایام محرم

در پی پخش یک مصاحبه ساختگی با امام حسین علیه السلام که شامل بی ادبی و هتاکی نسبت به مقام شامخ این بزرگوار بود. بر آن شدم تا در حد فهم خودم به این مصاحبه جواب دهم که در زیر تقدیم می شود (متون مشکی رنگ اصل مصاحبه می باشد و متون قرمز رنگ، جواب آن قسمت می باشد):

 

مصاحبه ی ویژه با امام حسین (ع) به مناسبت ایام محرم

مهمان امروز ما امام حسین (ع) فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا، اعزامی از مدینه.

مجری : السلام علیک یا اباعبدلله.

 امام حسین : و علیکم السلام.

مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟

 امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه.

 

سلام بر نویسنده هتاک و بی ادب

در هر جایی و هر کشوری و هر مسلکی، اگر بخواهند طرف مقابل را راهنمایی کنند، با الفاظ زیبا و جذاب این کار را انجام می­دهند. ولی متاسفانه شما یک فرد بی ادب هستید و فقط قصد مسخره کردن را دارید.

انسان عاقل و با شخصیت قبل از اینکه بخواهد کسی را در رابطه با موضوعی راهنمایی کند، در مورد آن کمی تحقیق می کند تا مطمئن شود، حقیقت را دریافته است و سپس طرف مقابل را راهنمایی می کند ولی شما قبل از کمی تحقیق شروع به راهنمایی که نکردید، هیچ، بلکه مسخره بازی راه انداخته اید.

حالا بنده در حد اطلاعات خودم جواب شما را ان شاءا... می دهم و امیدوارم دفعه آخرتان باشد که به امام و پیشوا و رهبر و صاحب اختیار ما این توهین را روا می دارید.

 


 
مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعن آب نخورد؟

 امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد.

 

در مورد آب دادن به بچه ها.

اولا در علم پزشکی حال حاضر گفته می شود به بچه ها تا شش ماهگی سعی شود فقط شیر مادر داده شود و بعد از آن کمی هم آب بدهند و این طفل، در آن موقع دقیقا 6 ماهه بوده اند و شاید مادر ایشان مثلا یک روز بوده است که شروع به آب دادن به ایشان کرده بوده است. (تولد این طفل 6 ماهه در 10 رجب بوده است).

ثانیا علم در حال پیشرفت است و امکان دارد بعدها بفهمند که به بچه ها بهتر است از 5 ماهگی آب بدهند و امامان ما که علم الهی داشته اند با این علم آب دادن را شاید زودتر شروع کرده اند.

ثالثا در علم پزشکی گفته شده است که در هوای گرم شاید نیاز باشد چندین بار به بچه هایی که آب می خورند، آب داده شود. که در گرمای کربلا هم که تردیدی نیست.

رابعا در علم پزشکی به صورت جزم نمی توان در این موارد حرف زد. زیرا قابل برهان نیست و به صورت تجربی به این نتایج رسیده اند و اصلا قادر نیستند که اثبات کنند که مثلا دادن آب 5 روز زودتر چه خطراتی دارد. زیرا بچه ها با هم متفاوت هستند و امکان دارد طفلی را باید زودتر آب داد و دیگری را دیرتر.

در زیر، متن سایت "بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی غذا و سلامت ایران" آورده می شود که در مورد دادن آب به بچه می باشد:

"معمولا تا قبل از شش ماهگی به بچه های شیرخوار آب یا مواد غذایی دیگری داده نمی شود. یعنی باید شش ماه صبر کنید و بعد از آن به فرشته ی کوچکتان آب دهید. تا این دوره، شیر برای رفع نیازهای نوزاد کافی است. با این حال زمانی که هوا خیلی گرم است یا نوزاد تب دارد در این صورت اشتهایش کم می شود و بهتر است در روز چند مرتبه به میزان کم به او آب بدهید تا بدنش دهیدراته نشود یعنی آب بدنش از بین نرود."

 

مجری : وقتی ابو الفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان حسین تشنه هستند و آب نخورد. ابوالفضل که کشته شد و باز نگشت. چه کسی فکر او را خوانده است؟

 امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند به قاتل خود گفته است که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند.

 

اولا: در مقاتل و تواریخ نقل است که حضرت اباالفضل وقتی از کنار شریعه فرات بیرون آمدند، رجزی خواندند که اگر شما کمی دقت می کردید و بعد بی ادبی می کردید، جواب خود را می گرفتید. این رجز را در زیر نقل می کنم:

سپس مشک را پر از آب کرد و با دهان تشنه از شریعه فرات خارج شد. آن‌گاه به خود چنین خطاب کرد: «یا نفس من بعد الحسین هونی و بعده لا کنت ان تکونی هذا الحسین وارد المنون و تشربین بارد المعین تالله ما هذا فعال دینی. (منتهی الآمال، شیخ عباس قمی.)

 ای نفس! بعد از حسین، زندگی تو ارزش ندارد و نباید بعد از او باقی بمانی، این حسین است که لب تشنه و در خطر مرگ قرار دارد، می‌خواهی آب گوارا و خنک بیاشامی، سوگند به خدا دین من اجازه چنین کاری را نمی‌دهد...

 

ثانیا: باز هم متاسفم که شما چقدر بی ادب هستید. واقعا بی اطلاع هستید. عزیز من لطفا تشریف بیاورید تا به شما یاد بدهم که ما پیغمبری داشته ایم با علم الهی که علم خود را طبق روایات به امام علی علیه السلام داده است و ایشان هم به امام حسن علیه السلام و ایشان هم این علم را به امام حسین علیه السلام داده اند. و همین طور این علم به تک تک امامان ما داده شده است.

پس خیلی راحت و بدیهی است که مثلا از امام صادق علیه السلام می توانیم روایتی داشته باشیم که چرا حضرت اباالفضل آب نخورده است. در زیر روایت بحارالانوار مرحوم مجلسی آورده می شود:

 

فی بعض تألیفات أصحابنا أن العباس لما رأى وحدته أتى أخاه و قال یا أخی هل من رخصة فبكى الحسین بكاء شدیدا ثم قال یا أَخِی أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِی وَ إِذَا مَضَیْتَ تَفَرَّقَ عَسْكَرِی .فَقَالَ الْعَبَّاسُ قَدْ ضَاقَ صَدْرِی وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَیَاةِ وَ أُرِیدُ أَنْ أَطْلُبَ ثَأْرِی مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقِینَ. َقَالَ الْحُسَیْنُ فَاطْلُبْ لِهَؤُلَاءِ الْأَطْفَالِ قَلِیلًا مِنَ الْمَاء ؛ .... فلما أراد أن یشرب غرفة من الماء ذكر عطش الحسین و أهل بیته فرمى الماء و ملأ القربة. (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏45، ص 41،ناشر :اسلامیه‏،مكان چاپ: تهران‏.)

در برخی از تالیفات شیعه است كه عباس بن علی هنگامی كه تنهایی برادرش امام حسین (ع)را دید، به ایشان عرض كرد: آیا رخصت میدان رفتن به من می دهید؟ امام شدید گریست و فرمود: تو پرچمدار لشكر منی. اگر تو بروی، لشكر من متفرق خواهند شد!

عباس بن علی گفت: سینه ام تنگی می كند و از زندگی سیرم. اجازه دهید انتقام خون های ریخته شده را از این منافقان بستانم.

دراین لحظه امام فرمود: اكنون برای اطفال كه تشنه اند، آب بیاور و ... هنگامی كه عباس به آب دسترسی یافت و خواست آب بیاشامد، به یاد تشنگی حسین افتاد و از نوشیدن آب صرف نظر كرد.

 

مجری : شما عید غدیر امسال چه کار کردید؟

 امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟

 مجری : روزی است که پیامبر اسلام پدر شما را به عنوان جانشین اول خود معرفی کرده است.

امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود. گیرم که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

 

اولا: باز هم متاسفم برای شما. لطفا به خودتان کمی فشار بیاورید و اوایل کتاب الغدیر مرحوم علامه امینی را مطالعه بفرمایید. خواهید دید که چقدر منبع از سنی ایشان نقل کرده اند که چنین روزی وجود داشته است. (البته تعدادی هم از شیعه نقل کرده اند.)

ثانیا: اینکه مردم به حرف پیامبر گوش نکرده اند، دروغ است. بلکه تعدادی مثل سلمان و مقداد و ابوذر گوش کردند.

ثالثا: من از شما می پرسم وقتی خداوند متعال در قرآن در آیه 3 سوره مائده می فرماید: ...در این روز دین شما را کامل کردم و نعمتم را تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد...

آیا این اکمال دین و اتمام نعمت، جشن و شادی ندارد؟!!!!! (البته شاید برای امثال شما که دین ندارید و یا بی اطلاع از دین هستید، شادی نداشته باشد)

پس کسانی در این روز شادی می کنند که به حرف پیامبرشان گوش کرده اند و حضرت علی علیه السلام و فرزندان او را تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امام و رهبر می دانند. و در این روز بوده است که دینشان توسط امامت و خلافت حضرت علی علیه السلام کامل شده است. پس هدف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فقط حکومت نبوده است که حالا با آمدن ابوبکر همه چیز از دست رفته باشد، بلکه هدف اثبات ولایت معصومین علیهم السلام بوده است که آن را هم در حال حاضر شیعیان، قبول دارند و این مدال افتخار را با تمام وجود حفظ می کنند.

 

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟
امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ٥ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود. مگر سد فرات را شکسنته بودند که تا رکاب اسبمان بالا بیاید؟

 

در مورد اینکه تا رکاب اسب خون بوده است. اولا آخوندها معمولا می گویند این موضوع را از فلان کتاب نقل می کنیم و هر آدم عاقلی هم می فهمد که امکان خطا در نقل است. پس ابتدا بروید ببینید منبع این داستان چیست.

ثانیا نیاز به این کار هم ندارد چون در نقل نیامده که حضرت همین طور در دریای خون غوطه ور بوده است. بلکه شاید در یک لحظه در جایی که گود بوده است چندین نفر را کشته بوده اند و کشته ها و خونهایشان روی هم قرار گرفته بوده است و مانند این بوده که تا رکاب، حضرت در خون بوده اند.

 

مجری : همه می‌گویند شما حتا آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورا نوره کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟

امام حسین : ما برای خوردن فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است و هر آبی به معده‌اش نمی‌سازد.

 

باز هم متاسفم از بی ادبی شما.

این هم جواب شما: قبل از ارائه پاسخ به دو مقدمه زیر توجه فرمایید:

1- همانگونه كه می‌دانید در زمان‌های گذشته به هنگام نوشتن از نقطه استفاده نمی‌كردند لذا نسخه ‌بردار این‌گونه كتب به هنگام برخورد با این‌گونه كلمات هر آن‌چه از كلمه می‌فهمید و یا شبیه به آن می‌یافت همان را می‌نوشت.

2- یكی از انواع پر طرفدار عطر در میان اعراب، «مُشْك» است. مشكی كه به صورت جامد یا غلیط عرضه می‌گردد را با كمی آب مخلوط كرده و سپس استعمال می‌كنند.

3- به نظر می‌رسد عبارت غسل شب عاشورا از آن‌جا گرفته شده است كه در برخی گزارش‌های تاریخی آمده است: امام حسین علیه‌السلام و یارانش شب عاشورا از نوره (داروی نظافتی) استفاده نمودند. لذا برخی چون این عبارت را مناسب نمی ‌دیدند كه در كتاب‌ها یا روضه ‌هایشان نقل كنند، گفتند: حضرت شب عاشورا «غسل» كردند یا برخی دیگر عبارت: «غسل شهادت» را آوردند.

اصل پاسخ:

در این فراز تاریخی مورخان بزرگ مطالب خود را به دو گونه متفاوت ارائه كرده اند:

-  دسته‌ای كلمه نوره (داروی نظافتی) را در عبارت خود آورده‌اند. (عبارت این گروه چنین است: فلما حضر الناس و اقبلوا الی الحسین امر الحسین بفسطاط فضرب ثم امر بمسك فمیث فی جفنة عظیمة او صحفة. قال ثم دخل الحسین ذالك الفسطاط فتطلیّ بالنّورة...) این گروه عبارتند از: طبری در: تاریخ الأمم و الملوك، ج5، ص423؛ و بلاذری در: انساب الاشراف، ج3،ص396 ـ 395؛ ابن اثیر در: الكامل فی التاریخ، ج2، ص561؛ و نویری در: نهایة الارب فی‌فنون‌الادب، ج20، ص275.

- و دسته‌ای دیگر كلمه تور. كه ما نیز معتقد به صحت این كلمه هستیم.

به نظر می‌رسد در گزارش گروه اول، كلمة «نوره»، تصحیف شده واژه «تور» باشد كه به دلیل عدم نقطه، نسخه بردار این كتاب‌ها آن را نوره خوانده است. این كلمه (تور) به معنی: «ظرف برنجی یا سنگی» است. با عنایت و توجه به مطالب فوق، ترجمه این فراز از تاریخ این‌گونه می‌شود: «پس از دستور امام، مُشكی (آورده و آن) را در آن ظرف به هم زدند و آماده كردند و سپس به ترتیب، امام و یارانش بدن خود را با آن خوشبو كردند»، امّا چون مورّخان این كلمه را «نوره» خوانده و ضبط كرده‌ اند، عبارات، آشفته گردیده و افاده استعمال نوره (داروی نظافت) كرده است، در حالی كه اصولا بحث نوره مطرح نبوده است.

موید ادعای فوق آن‌كه این ترجمه عبارت تور توسط برخی مورّخان به كار رفته است. به عنوان مثال گزارش ابو علی ‌مسكویه، دقیق و خالی از تصحیف است، او تنها سخن از مشك به میان آورده می‌نویسد: و أمر الحسین بمسك فمیث فی جفنة عظیمة و أطلی: حسین(ع) دستور داد در بادیه‌‌ای (ظرفی) بزرگ، مُشْكی حل كردند و آن را بر بدن خود مالید ... (تجارب الامم، ج2، ص70). مؤید اینكه لفظ تور به معنای «ظرف» است، این كه: در گزارشِ نخستین برخورد «حرّ بن‌‌یزید ریاحی» و سپاهش با امام حسین (ع)، آمده است كه امام چون دید سپاهیان حرّ تشنه‌اند، به جوانانش دستور داد آنان و مركبهایشان را سیراب كنند، در این هنگام جوانان با «كاسه‌ها و طاسها» آنان را سیراب كردند. عین عبارت كه در آن كلمه «تور» به كار رفته است چنین می‌باشد: ...فقام فتیة و سقوا القوم من الماء‌ حتی أرووهم، و اقبلوا یملأون القصاع و الأتوار و الطساس من الماء و یدنونها من الفرس ... (طبری، تاریخ الأمم و الملوك، ج 5، ص401). «گروهی از جوانان برخاستند و آن گروه را از آن آب سیراب كردند، جوانان «كاسه‌ها، طاسها و تورها» را پر از آب می‌كردند و به اسبها می‌دادند». در اینجا هرگز نمی‌توان كلمه ‌بعد از «طساس» (جمع كلمه طاس به معنای ظرف) را «اَنْوار» (جمع كلمه نوره و به معنای داروی نظافتی) خواند (كه اگر آن كلمه را انوار بخوانیم حاصل معنای آن می‌شود: جوانان امام حسین به لشكر «حُرّ» داروی نظافتی نوشاندند) بلكه به یقین اتوار، جمع تور است كه به معنای همان ظرف برنجی یا سنگی است.

اضافه می‌كنیم كه: واژه «تور» از جمله واژه‌ هایی است كه در گذشته استعمال و كاربرد آن بسیار معمول بوده و در حدیث و سرگذشت یاران پیامبر بارها به كار رفته است، لكن بعدها به دلیل آمدن ظرفهایی كه جایگزین این گونه ظروف شده‌ اند به صورت كلمه ‌ای غریب و نا آشنا درآمده است. ابن‌اثیر، مؤلف «النهایة فی غریب الحدیث و الاثر» در مورد لغت تور می‌نویسد: فی حدیث ام سلیم أنها صنعت حیسا فی تور، و هو اناء من صفر، او حجارة كالاِجانة قد یتوضأ منه: در حدیث «ام سلیم» آمده است كه او در تور، حیس (غذایی مركب از خرما و روغن و سویق) آماده كرد، تور، ظرفی برنجی یا سنگی است مانند طشت كه گاهی در آن وضو می‌گیرند. همچنین نقل شده است كه سلمان به هنگام احتضار، مشكی خواست و به همسرش گفت: آن را در تور به هم بزن یعنی با آب مخلوط كن: و منه حدیث سلمان رضی‌الله عنه : لما احتضر دعا بمسك ثم قال لإمراته اوحفیه فی تور ای اضربیه بالماء. (النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ج1، ص199). با این توضیح برخی اشكالها كه در مورد استفاده از نوره با وجود كمبود آب، و تنگی فرصت در صبح عاشورا پیش آمده، و بعضی از مقتل ‌نویسان در رفع آنها به توجیهات تكلّف‌آمیزی متوسل شده‌اند. (ر.ك: فضل علی قزوینی، الامام ‌حسین ‌و‌ اصحابه، ج1،ص259-261) منتفی می‌شود.

 

مجری : سرنوشت شهربانو چه شد؟ چرا میان اسیران شام نبود؟

امام حسین : شوخی کردم بابا. شهر بانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب نوه های من را به شاهان ساسانی برسانند تا شما ایرانی ‌ها خوشتان بیاید.

 

از دو بُعد این مسئله را باید مورد بررسی قرار داد:

1- از بُعد تاریخی 2. از بُعد حدیثی (به دلیل وجود روایتی در این زمینه).

1- از بُعد تاریخی: اصل داستان كه یزدگرد دختری به نام شهربانو یا نام دیگر داشته و به افتخار عقد زناشویی حسین بن‌علی(ع) و مادری امام سجاد(ع) نائل شده باشد، از نظر مدارك تاریخی سخت مشكوك است. مورخین عصر حاضر عموماً در این قضیه تشكیك می‏كنند و آن را بی‏اساس می‏دانند. می‏گویند در میان همه مورخین، تنها یعقوبی جمله‏ای دارد به این مضمون كه گفته است: «مادر علی بن الحسین(ع) «حرار» دختر یزدجرد بود و حسین(ع) نام او را غزاله نهاد». از مورخین عصر حاضر كه در مورد ایشان اشكالات عمده و متینی مطرح كرده است می‌توان به استاد سید جعفر شهیدی اشاره نمود ایشان در كتاب «زندگانی علی بن الحسین» در همان صفحات ابتدایی به مناسب نام مادر ایشان نكات جالب توجهی را بیان نموده‌اند. سعید نفیسی در «تاریخ اجتماعی ایران» آن را افسانه می‏داند. حتی برخی از اسلام شناسان غربی همچون: «ادوارد براون» این داستان را مجعول می‏دانند. «كریستن سن» نیز قضیه را مشكوك تلقی می‏كند.

2- از بُعد حدیثی: در پاره‏ای از احادیث پیوند زناشویی امام حسین(ع) با دختر یزدگرد، تأیید شده است. از آن جمله روایتی است كه در كتاب كافی آمده است و می‏گوید: دختران یزدگرد را در زمان عمر به مدینه آوردند و دختران مدینه به تماشا آمدند. عمر به توصیه امیرالمؤمنین (ع) او را آزاد گذاشت كه هركه را می‏خواهد انتخاب كند و او حسین بن علی(ع) را انتخاب كرد.

نقد و بررسی این روایت:

اولا: مضمون این روایت هرگز با گزارشات تاریخی سازگاری ندارد.

ثانیا: در سند این روایت دو نفر قرار دارند كه حضورشان در سلسله سند، این روایت را غیرقابل اعتماد ‏كرده است: یكی «ابراهیم بن اسحاق احمری نهاوندی» است. علمای رجال، وی را از نظر دینی متهم می‏دانند و اخبار،‌ گزارشات و روایات او را غیرقابل اعتماد می‏شمارند. دیگر «عمرو بن شمر» است كه او نیز كذّاب و جَعّال خوانده شده است.
نتیجه: با توجه به اشكالاتی كه در این روایت وجود دارد، همان قول تاریخ نگاران تقویت می‌شود. پس ازدواج امام حسین(ع) با دختر یزگرد سوم پادشاه امپراطوری ساسانی كاملا مورد تردید است. اما آن‌چه یقینی است ازدواج ایشان با دختری است كه در سرزمین‌های ایرانی یا مجاور آن (طبق نقل برخی وی از اهالی سند و طبق نقل برخی دیگر از اهالی كابل بوده است) به اسارت در آمده و پس از انتقال به مدینه به همسری امام حسین (ع) در آمده است.

 

پس متوجه شدید که این مسئله در تاریخ و روایت نقل شده است ولی مسئله ای اختلافی است. پس هیچ اشکالی ندارد یک آخوند با ذکر منبع، این موضوع را مطرح کند. زیرا به شنوندگان می فهماند که من در این منبع خوانده ام و شاید در منبع دیگر گونه دیگر باشد. البته این بدین معنی نیست که آخوندها از هر جا و هر منبعی ذکر کنند، بلکه در کتب مقاتل و احادیث، تعدادی معتبر هستند و علما از آنها نقل می کنند.

 

مجری : علی شریعتی در کتابی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟

امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم شتر زینب بسته بود.

 

خدمت شما که فرد بی ادبی هستید یکبار نوشتم که ما در این موارد هم کتب تاریخی داریم و هم روایت. یعنی مقداری از این وقایع را تاریخ نگاران موجود در آنجا نقل کرده اند و مقداری از آن هم توسط امامان با علم الهی بیان شده است و الان در کتب حدیثی موجود است.

 

مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را نیز می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟

امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.

 

این هم از بی اطلاعی شماست. معصومین علیهم السلام اجازه نداشته اند که همیشه از علم الهی خود استفاده کنند و با اذن خداوند متعال از این علم استفاده می کردند. در مورد سوال شما اجازه استفاده از این علم را نداشته اند.


مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟

امام حسین : قیمه پلوی نذری.

 

این هم از بی ادبی شماست. امیدوارم اگر قابل اصلاح نیستید، با دشمنان اهل بیت علیهم السلام محشور شوید.



درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :