تبلیغات
داستانهای مذهبی - 1742- پیرمرد عاقبت به خیر
 
داستانهای مذهبی
دوشنبه 13 آذر 1396 :: نویسنده : ح و

پیرمرد عاقبت به خیر

 

عصر امام صادق (ع) بود، یكى از شاگردان او به نام  معاویة بن وهب مى گوید: ما براى انجام حج به سوى مكه رفتیم و همراه ما پیرمردى خداپرست و اهل عبادت بود، ولى شیعه نبود و نماز خود را در سفر (طبق فتواى اهل تسنن) تمام مى خواند، برادر زاده اش كه شیعه بود نیز همراه ما بود.

در مسیر راه، آن پیر مرد بیمار شد و در بستر مرگ افتاد، من به برادرزاده او گفتم: كاش مذهب شیعه را به عمویت پیشنهاد مى كردى، شاید خداوند او را نجات دهد.

همه حاضران گفتند: همین حال او خوب است، او را واگزارید تا بمیرد.

ولى برادرزاده اش تاب نیاورد و به عمویش گفت: مردم بعد از رسول خدا (ص) مرتد شدند مگر چند نفر اندك، اطاعت از على (ع) مانند اطاعت از رسول خدا (ص) است و حق اطاعت از آن على (ع) است.

پیر مرد نفسى كشید و فریاد زد و گفت: من هم همین عقیده را دارم. سپس مرد.

ما به حضور امام صادق (ع) رفتیم، یكى از ما جریان را به عرض حضرت رسانید.

امام صادق (ع) فرمود: آن پیرمرد، مردى از اهل بهشت است.

یكى از حاضران گفت: آن پیرمرد، از مذهب شیعه هیچ شناختى نداشت، غیر از همان لحظه آخر عمر؟

امام صادق (ع) فرمود: دیگر از او چه مى خواهید،  قد دخل والله الجنة (به خدا سوگند وارد بهشت شد).

منبع:

اصول کافی - باب فیما اعطى الله عزوجل آدم (ع)، حدیث 4، ص 441 - ج 2.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، شیعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :