تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب خرداد 1396
 
داستانهای مذهبی
جمعه 26 خرداد 1396 :: نویسنده : ح و

پوشاک حضرت علی علیه السلام

حسن صیقل می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: می خواهی جامه خونین امام علی علیه السلام را که در آن، ضربت شمشیر خورد به تو نشان دهم؟

گفتم: آری.

امام دستور داد لباس را از صندوقچه ای بیاورند.

حضرت صادق علیه السلام به من فرمود: این جامه کرباس علی است، که در آن ضربت خورده و این هم نشان خون اوست. جامه حضرت علی از کرباس بود و از محل یقه تا پایین شکافته شده بود. سه وجب پهنا و دوازده وجب درازای جامه بود.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: به خدا سوگند، جامه پشمین خود را آن قدر پینه کرده ام که از پینه دوز شرم کردم.

کسی به من گفت: آن را دور نمی افکنی؟

گفتم: از من دور شو که  مردم، بامدادان، شبروان را می‌ستایند.

*****

روزی کسی از امام علی (ع) پرسید چرا جامه ای کهنه و پینه بسته به تن دارد.

امام فرمود: زیرا این جامه، دل را خاشع و نفس را خوار می کند و مؤمنان به من اقتدا می کنند.

منابع:

بحارالانوار، ج 41، ص 159، حدیث 54 ------ فروع کافی.

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، ساده زیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خبر از تعداد رطب های درخت و جنایات معاویه

بعد از گذشت شش ماه از امامت امام حسن (ع)، ایشان برای حفظ خون شیعیان و مصالح دیگر، با شرائطی صلح نامه ای با معاویه امضاء کرد. هنوز لشگرگاه خود را در «نخیله» ترک نکرده بود که معاویه وارد شد و در آنجا به بحث و گفتگو پرداختند. در این میان، معاویه از امام حسن(ع) پرسید: ای ابا محمد! شنیده ام که رسول خدا از عالم غیب خبر می داد! مثلاً می گفت: این درخت خرما چه مقدار میوه و رطب دارد! آیا شما نیز در این موارد علومی دارید؟ زیرا شیعیان شما عقیده دارند که هرچه در آسمانها و زمین است، از شما پوشیده نیست و شما از همه آنها آگاهی دارید!

حضرت در جواب معاویه فرمود: ای معاویه! اگر رسول خدا از نظر مقدار و کیل این قبیل ارقام را تعیین می کرد، من می توانم به صورت دقیق، تعداد آن را مشخص سازم.

در این وقت، معاویه به عنوان آزمایش سؤال کرد: این درخت چند دانه رطب دارد؟

حضرت فرمود: دقیقاً چهار هزار و چهار عدد.

معاویه دستور داد دانه های خرمای آن درخت را چیدند و به طور دقیق شمردند و با کمال تعجّب دید، تعداد آنها چهار هزار و سه عدد است!

حضرت فرمود: آنچه را گفته ام درست است. سپس بررسی دقیق تری کردند و دیدند که یک دانه خرما را «عبداللّه بن عامر» در دست خود نگه داشته است! آن گاه حضرت فرمود: ای معاویه! من به تو اخباری می دهم که تعجب می کنی که من چگونه این اخبار را در دوران کودکی از پیامبر آموختم! و آن این که تو در آینده زیاد بن ابیه را برادر خود می خوانی! و حجربن عدی را مظلومانه به قتل می رسانی! و سرهای بریده را از شهرهای دیگر برای تو حمل می کنند (1).

در تحقق این گونه پیشگوییها و اخبار از آینده که امام حسن مجتبی(ع) از آنها پرده برداشته است، علماء بزرگ اهل سنت درتاریخ آورده اند که: زیاد بن ابیه از طرف معاویه فرماندار کوفه شد و چون شناخت کاملی به اصحاب امیرمؤمنان داشت، یکایک آنها را دستگیر کرده و دستور داد آنها را گردن زدند. از جمله دستگیر شدگان «حجر بن عدی» بود که او را به شام فرستاد. حجر در کنار معاویه قبرهای آماده را یکطرف و کفن های مهیّا را در طرف دیگر دید، خود را آماده مرگ نمود (2) و اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند. پس از آن سر او را از بدنش جدا کردند.

و همین معاویه زیاد بن ابیه را در بالای منبر نشانید و به طور علنی اعلان کرد که وی برادر معاویه از نطفه ابوسفیان است که به طور نامشروع متولد گردیده است و آن گاه، شرح ماجرای خلاف عفت پدرش را نیز تشریح کرد!

منابع:

1- بحارالانوار، ج43، ص 329 - 330، ح 9 ؛ جلاءالعیوان شبره، ج 3، ص 334؛ تجلّیات ولایت، ص 335.

2- کامل ابن اثیر، ج 3، ص 483 ـ 488؛ شرح ابن ابی الحدید، ج 16، ص 180 ـ 187.





نوع مطلب : امام حسن علیه السلام، مناظره، معاویه، ابوسفیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 خرداد 1396 :: نویسنده : ح و

پند ابلیس به موسى (ع)

حضرت موسى (ع) در جائى نشسته بود، ناگاه ابلیس (پدر شیطانها) كه كلاه رنگارنگ بر سر داشت نزد موسى (ع) آمد، وقتى كه نزدیك شد كلاه خود را (به عنوان احترام) از سر برداشت و مؤدبانه نزد موسى (ع) ایستاد.

موسى (ع): تو كیستى ؟

ابلیس: من ابلیس هستم.

موسى (ع): تو ابلیس هستى؟ خدا تو را از ما و دیگران دور گرداند.

ابلیس: من آمده ام به خاطر مقامى كه در پیشگاه خدا دارى بر تو سلام كنم.

موسى (ع): این كلاه چیست كه بر سر داری؟

ابلیس: با رنگها و زرق و برقهای این كلاه، دلهاى انسانها را مى ربایم.

موسى (ع): به من از گناهى خبر بده كه اگر انسان آن را انجام دهد، تو بر او پیروز مى شوى و هر كجا كه بخواهى افسار او را به آنجا مى كشی.

ابلیس: سه حالت گناه است كه اگر انسان گرفتار آن بشود، من بر او چیره مى گردم:

1- هنگامى كه او خودبین شود و از خودش خوشش آید.

2- هنگامى كه او عمل خود را بسیار بشمرد.

3- هنگامى كه گناهش در نظرش كوچك گردد.


و ابلیس گفت: اى داود! گنهكاران را بشارت بده و صدّیقان را بیم رسان.

گفت: چگونه به گنهكاران بشارت و به صدّیقان هشدار دهم؟

فرمود: اى داود! به گناهكاران بشارت بده كه من توبه را می پذیریم و از گناه در مى گذرم، صدّیقان را هم بیم بده كه به كارهاى خودشان مغرور نشوند، چرا كه خداوند هیچ بنده اى را به پاى حساب نمی كشد مگر هلاك شود!

منبع:

اصول کافی - باب العجب، حدیث 8، ص 428 - ج 2.





نوع مطلب : حضرت موسی علیه السلام، ابلیس و شیطان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 خرداد 1396 :: نویسنده : ح و

تأكید امام صادق (ع) به ترك بد زبانى

سماعه مى گوید: به حضور امام صادق (ع) رفتم، آن حضرت بدون مقدمه فرمود: این چه درگیرى است كه بین تو و ساربانت پدید آمده است؟! حتما بپرهیز از اینكه بد زبان و ناسزاگو و لعنت كننده باشی.

سماعه: سوگند به خدا همانگونه كه گفتى است كه نباید انسان بد زبان باشد ولى آن ساربان به من ستم كرده است .
امام صادق (ع): اگر او به تو ستم كرده، تو بیشتر بر او تازیدى، چنین روشى از روشهاى ما نیست و من براى شیعیانم چنین روشى را تجویز نكرده ام، از درگاه خدا توبه و آمرزش كن و دیگر این كردار را تكرار نكن .
سماعه: به چشم، از درگاه خدا، تقاضاى آمرزش مى كنم و دیگر بد زبانى را تكرار نمى نمایم.

منبع:

 اصول کافی - باب البذاء، حدیث 14، ص 326 - ج 2.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :