داستانهای مذهبی

أمیرالمؤمنین علیه السّلام چرا با ناكثین و قاسطین و مارقین جنگید ولى در برابر أبو بكر و عمر سكوت فرمود

 

نقل شده كه آن حضرت پس از جنگ نهروان در مجلسى نشسته بود و از جریان امور گذشته مذاكره می شد، تا اینكه آن حضرت پرسیده شد كه چرا با أبو بكر و عمر همچون طلحه و زبیر و معاویه نجنگیدى؟

أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: من از روز نخست زندگى پیوسته مظلوم واقع شده و حقوق خود را مورد تجاوز و دستبرد دیگران می دیدم.

پس اشعث بن قیس برخاسته و گفت: اى أمیرالمؤمنین، چرا دست به شمشیر نبردى و حقّ خود را نستاندى؟

فرمود: اى اشعث مطلبى را پرسیدى پس خوب به پاسخش گوش كرده و بخاطر بسپار و به حقیقت كلام و حجّت من توجّه كن كه من از شش تن از انبیاى گذشته تبعیّت و پیروى نمودم:

أوّل از حضرت نوح علیه السّلام كه خداوند در باره اش می فرماید: "فَدَعا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ" پس اگر كسى بگوید او از قوم خود خوف نداشته؛ منكر كلام خدا و كافر بدان شده است.

و دوم از حضرت لوط علیه السّلام كه خداوند در باره او می فرماید: "لَوْ أَنَّ لِی بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلى‏ رُكْنٍ شَدِیدٍ" پس اگر كسى بگوید: لوط این كلام را براى مطلبى غیر از ترس گفته مسلّما كافر است و گر نه اوصیاى انبیاء در این مقام معذورترند.

و سوم از حضرت إبراهیم خلیل علیه السّلام، در این آیه كه: "وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ" پس اگر كسى بگوید او این سخن را براى غیر ترس گفته كافر است و گر نه وصىّ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله معذورتر است.

و چهارم از حضرت موسى علیه السّلام در این آیه: "فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ" پس اگر كسی با وجود این آیه منكر ترس موسى شود كافر است و گر نه وصىّ معذورتر است.

و پنجم از سخن هارون برادر آن حضرت در این آیه كه گفت: "ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی" اگر كسى منكر ترس هارون باشد مسلّما كافر است و گر نه وصىّ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله معذورتر است.

و ششم از برادرم محمّد صلّى اللَّه علیه و آله خیر البشر پیروى و تبعیّت نمودم كه روى احتیاط و خوف از قریش مرا در جاى خود خوابانیده و خود از مكّه بیرون و در غار مخفى شد، اگر كسى منكر ترس آن حضرت از دشمنان باشد كافر است و گر نه وصىّ او معذورتر است.

در این وقت همه مردم یكپارچه برخاسته و گفتند: اى أمیرالمؤمنین ما همه دریافتیم كه فرمایش شما صحیح و عمل شما حقّ است و ما جاهل و گناهكاریم و ما می دانیم كه شما در ترك دعوى و سكوت و تسلیم شدن خود معذور می باشی.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 412-414.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام، ابوبکر، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 شهریور 1396 :: نویسنده : ح و

ذبح حضرت اسماعیل علیه السلام

علامه مجلسی (رحمه اللّه علیه) در ذیل روایتى نقل فرماید: چون حضرت ابراهیم علیه السلام به مشعر الحرام رسید، شب در آنجا خوابید شاد و خوشحال، پس در خواب دید پسر خود را قربان نماید و او را برد تا موضع جمره وسطی.

پس گفت اى فرزند عزیز: بدرستى كه در خواب دیدم تو را ذبح نمایم، پس تفكر نما چه مصلحت مى‏بینی.

فرزند سعادتمند گفت: اى پدر بجا آور آنچه مأموری.

چون هر دو امر خدا را تسلیم كردند، ناگاه شیطان به صورت پیرمردى آمد گفت: اى ابراهیم چه می خواهى از این پسر؟

 گفت: مى‏خواهم او را ذبح كنم.

گفت: سبحان اللّه می كشى پسرى را كه یك چشم زدن معصیت خدا نكرده.

حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: خدا به این امر فرموده.

گفت: پروردگار تو نهى می كند تو را از این كار، آنكه تو را امر به این كار نماید شیطان است.

حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: واى بر تو، آن كسى كه مرا به این مرتبه رسانیده او امر فرموده و در این شكى ندارم.

گفت: نه واللّه تو را امر به این كار نمی كند مگر شیطان.

حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: واللّه دیگر با تو سخن نگویم، عزم كرد كه فرزند را ذبح كند.

شیطان گفت: اى ابراهیم تو پیشواى خلقى و مردم پیروى تو می كنند و اگر تو این كار كنى بعد از این مردم فرزندان خود را بكشند.

حضرت جواب او نگفت، روى به پسر و با او مشورت در ذبح، چون هر دو منقاد امر الهى شدند.

پسر گفت: اى پدر روى مرا بپوشان و دست و پاى مرا محكم ببند. حضرت فرمود اى پسر با كشتن دست و پایت را ببندم، این هر دو را واللّه نكنم. پس جل دراز گوش (پالان خر) را پهن و فرزند را بر روى او خوابانید و كارد بر حلق او گذاشت و سر خود را بسوى آسمان بلند و كارد را به قوت تمام كشید.

جبرئیل پیش از كشیدن، كارد را برگردانید و پشت كارد به جانب حلق كرد، حضرت چون نظر كرد كارد را برگشته دید ثانیا دمش را به حلق گذاشت و كشید، باز جبرئیل كارد را گردانید تا چند مرتبه چنین شد، پس جبرئیل گوسفند را از جانب ثبیر كشید و فرزند را از زیر دست حضرت برداشته گوسفند را بجاى او خوابانید. (1)

فَلَمَّا أَسْلَما: پس آن هنگام كه پدر و پسر تسلیم شدند امر الهى را، یعنى حضرت ابراهیم علیه السلام به فداى پسر و اسماعیل علیه السلام به فداى سر گردن نهادند، وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ: و بیفكند ابراهیم پسر را بر پیشانى، یعنى پیشانى او را به التماس او بر زمین گذارد و تیغ بر حلق او كشید. در روایت واقع شده كه هفتاد بار بكشید ذره‏اى از گوشت و پوست و رگ و پى او نبرید. حضرت در غضب شد كارد بیفكند، به قدرت الهى كارد به سخن در آمد كه اى پیغمبر خدا بر من خشم مگیر زیرا (الخلیل یامرنى بالقطع و الجلیل ینهانى) خلیل (حضرت ابراهیم (ع)) مرا بر بریدن امر فرماید و جلیل (خداوند متعال) مرا از بریدن باز مى‏دارد. (2)

منبع:

1) تفسیر اثنا عشری، ج‏11، ص: 142و 143 به نقل از بحار الانوار، ج 12، ص 126- 127.

2) تفسیر اثنا عشری، ج‏11، ص: 142و 143 به نقل از منهج الصادقین (چ سوم اسلامیه) ج 8 ص 7.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت اسماعیل علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 فروردین 1395 :: نویسنده : ح و

مقایسه امام علی (ع) و سه پیامبر اولوالعزم

روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در میان گروهی از یارانش فرمود: اکنون کسی را به شما نشان می دهم که علم حضرت آدم، فهم حضرت نوح و حکمت حضرت ابراهیم را داراست.

پس از این سخن رسول خدا، ناگهان علی علیه السلام از در وارد شد.

ابوبکر گفت: ای رسول خدا، مردی را با سه پیامبر خدا قیاس کردی؟ بَه بَه و آفرین بر این مرد! نامش را بگو تا او را بشناسیم.

پیامبر فرمود: ای ابوبکر، او را نمی شناسی؟

ابوبکر گفت: خداوند و رسولش آگاه ترند.

پیامبر فرمود: او همین کسی است که وارد شد: ابوالحسن، علی بن ابی طالب.

ابوبکر گفت: آفرین، آفرین بر تو، ای ابوالحسن! مانند تو در عالم یافت نمی شود.

منابع:

بحارالانوار، ج 39، ص 39، حدیث 10 ------- کشف الغمه.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت آدم علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، ابوبکر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


عید قربان و ذبح حضرت اسماعیل توسط حضرت ابراهیم علیهماالسلام

عید قربان یا عید الاضحی (روز دهم ذی حجه) از عیدهای بزرگ مسلمانان است. بنابر روایات دینی، در این روز فرمان خدا برای ذبح اسماعیل به ابراهیم خلیل صادر شد.

ذیل آیه: فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ. (سوره مبارکه الصافات/102) (همین كه (اسماعیل علیه السلام) به حد كار كردن رسید (حضرت ابراهیم علیه السلام) به او گفت: پسرم در خواب می بینم كه تو را ذبح می كنم؛ نظرت در این باره چیست؟ گفت: پدرجان آنچه مأمور شده اى انجام ده كه به زودى ان شاءاللَّه مرا از صابران خواهى یافت).

روایت زیر نقل شده است:

از كتاب فقیه نقل شده كه شخصى از امام صادق (ع) پرسید که چه کسی ذبح شد؟

فرمود: اسماعیل، براى اینكه: خداى تعالى داستان تولد اسحاق را در كتاب مجیدش بعد از داستان ذبح نقل كرده و فرموده: وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ. (سوره مبارکه الصافات/112) (و او را به اسحاق، كه پیامبرى از جمله شایستگان است بشارت دادیم.) (1)

 

و در مجمع البیان از ابن اسحاق روایت كرده كه گفت: ابراهیم (ع) هر وقت می خواست اسماعیل (ع) و مادرش هاجر را دیدار كند، برایش بُراق می آوردند، صبح از شهر شام سوار بُراق می شد و قبل از ظهر به مكه می رسید، بعد از ظهر از مكه حركت می كرد و شب نزد خانواده اش در شام بود و این آمد و شد هم چنان ادامه داشت تا آنكه اسماعیل (ع) به حد رشد رسید، پدرش وقتى در خواب دید كه اسماعیل (ع) را ذبح می كند، به او فرمود: طناب و كاردى بردار تا به اتفاق به این دره كوه برویم و هیزم بیاوریم.

پس همین كه به آن دره خلوت كه نامش "دره ثبیر" بود رسیدند، ابراهیم (ع) او را از دستورى كه خداى تعالى در باره وى به او داده آگاه كرد.

اسماعیل گفت: پدرجان با این طناب دست و پاى مرا ببند، تا دست و پا نزنم و دامن خود را جمع كن تا خون من آن را نیالاید و مادرم آن خون را نبیند و كارد خود را تیز كن و به سرعت گلویم را بِبُر، تا زودتر راحت شوم، چون مرگ سخت است.

ابراهیم (ع) گفت: پسرم! در اطاعت فرمان خدا چه كمك كار خوبى هستى براى من.

آن گاه ابن اسحاق دنبال داستان را هم چنان نقل می كند، تا می رسد به اینجا كه ابراهیم (ع) خم شد و با كاردى كه به دست داشت خواست گلوى فرزند را ببرد.

جبرئیل كارد او را برگردانید و اسماعیل را از زیر دست او كنار كشید و از سوى دیگر قوچى را كه از ناحیه دره "ثبیر" آورده بود به جاى اسماعیل قرار داد و از طرف چپ مسجد خیف صدایى برخاست كه اى ابراهیم! رؤیاى خود را تصدیق كردى و دستور خدا را انجام دادی. (2)

منابع:

1) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 148، ح 5.

2) مجمع البیان، ج 8، ص 454.





نوع مطلب : حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت اسماعیل علیه السلام، تفسیر و باطن آیات قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1 مهر 1394 :: نویسنده : ح و

فضیلت روز عرفه

امیر مؤمنان علی (ع) درباره راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات، خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن‌قدر تضرع کند تا لایق ورود به حرم شود. (1)

امام سجاد (ع) در حدیثی فرمود: عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجیان در منا حضور دارند، خدای سبحان به فرشتگان مباهات می‌ کند و می فرماید: اینان بندگان من هستند که از راه‌های دور و نزدیک با مشکلات بسیار به اینجا آمده و بسیاری از لذت‌ها را بر خود حرام کرده و بر شن‌های بیابان‌های عرفات و منا خوابیده اند و این‌گونه با چهره‌های غبارآلود، در پیشگاه من اظهار ناتوانی و خواری می کنند. اینک به شما اجازه دادم تا آنان را ببینید. آنگاه فرشتگان حق به اذن خداوند بر دل‌ها و اسرار نهان آنها آگاه می‌شوند. (2)

از امام صادق(ع) سؤال شد: عرفات را چرا عرفات نامیده اند؟

حضرت فرمود: جبرئیل، حضرت ابراهیم را روز عرفه به این مکان آورد، چون ظهر فرا رسید، جبرئیل گفت: ای ابراهیم! به گناه خود اعتراف کن و مناسکت را بیاموز!

چون جبرئیل گفت اعتراف کن! این سرزمین عرفات نامیده شد. (3) (البته با توجه به روایات معتبر، انبیاء علیهم السلام، معصوم هستند و منظور از این گناه شاید ترک اولی و یا ... باشد.)

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه، بندگان خود را از آتش جهنم آزاد نمی کند. (4)

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: در میان گناهان، گناهانی است که جز در عرفات بخشیده نمی‌شود. (5)

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: هنگامی که مردم در عرفات وقوف می‌کنند و حاجت‌های خود را با گریه و زاری درخواست می کنند، خداوند نزد فرشتگان به این مردم افتخار می کند و به فرشتگان خطاب می کند: آیا نمی بینید که بندگان من از راه‌های دور و غبارآلود به سوی من آمده اند و مالشان را در راه من خرج کرده اند و بدن‌ها را خسته کرده اند؟ به عزت و جلالم سوگند! گناهکارانشان را به نیکوکارانشان می بخشم و آنها را از گناه پاک می کنم، مانند روزی که از مادر متولد شده اند. (6)

آنگاه که در عرفات وقوف کنى، چنانچه گناهانت به تعداد شن‌های شنزار یا ستارگان آسمان یا قطره های باران باشد، خداوند آنها را خواهد بخشید. (7)

نقل است از رسول خدا (ص) پرسیدند: چه کسی از اهل عرفات، گناهش از همه بزرگتر است؟ حضرت فرمود: کسی که عرفات را درک کرده باشد و گمان کند خداوند او را نیامرزیده است. (8)

امام سجاد(ع) در روز عرفه صدای نیازمندی را شنید که گدایی می‌کرد. به او فرمود: وای بر تو! آیا در مثل چنین روزی از غیر خدا درخواست می کنى، درحالی‌که در این روز برای بچه هایی که در شکم مادران هستند، امید سعادت و خوشبختی می رود. (9)

امام باقر(ع) فرمود: هیچ‌کس (چه نیکوکار و چه بدکار) در عرفات وقوف نمی کند، مگر اینکه خداوند دعایش را مستجاب می کند. (10)

 

منابع:

(1) اصول کافى، ج 4، ص 224.

(2) همان، ج 96، ص 259.

(3) همان، ج 74، ص 402.

(4) جبل الرحمة، جدای از کوه‌های اطراف خود، در سرزمین عرفات قرار دارد. رسول اکرم(ص) برتخته سنگی از این کوه ایستاد و خطبه معروف عرفات را ایراد کرد. همچنین، سالار شهیدان امام حسین(ع) دعای بلند روز عرفه را در دامنه این کوه خواند

(5) مفاتیح الجنان، اعمال روز عرفه

(6) آیت‌الله جوادی آملى، صهبای حج، ص 415

(7) کافى، ج 4، ص 316؛ علل الشرایع، ج 2، ص 436

(8) سنن الکبرى، ج 5، ص 192.

(9) جعفریات، ج 114، ص 415.

(10) تنبیه الغافلین، ص 489.

 





نوع مطلب : خداوند متعال، ائمه علیهم السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، ملائکه و فرشتگان، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 5 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

جابجا نمودن مقام ابراهیم توسط عمر

مقام ابراهیم سنگى است كه حاجیان بعد از طواف، طبق آیه شریفه: "وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ اِبْراهیمَ مُصَلّی"، در آنجا نماز مى گزارند، حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهما السّلام وقتى ساختمان خانه خدا را بنا كردند و بالا آوردند، پا روى آن سنگ گزاردند تا سنگ و گِل را بالا ببرند.

این سنگ به كعبه چسبیده بود، ولى عرب بعد از حضرت ابراهیم و اسماعیل آن را در جاى كنونى قرار دادند. وقتى نبىّ اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم مبعوث گردید و مكه فتح شد، آن را به همانگونه كه در زمان پدرانش حضرت ابراهیم و اسماعیل بود، به كعبه چسبانید، اما هنگامى كه عمر روى كار آمد آن را در جاى كنونى (كه عرب جاهلى قرار داده بودند) نهاد. حال آنكه در زمان پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم و ابوبكر، به كعبه متصل بود. (1)

در سال هفدهم هجرى، چنانكه در كامل ابن اثیر و دیگر مورخان در حوادث این سال آمده، عمر با ضمیمه كردن خانه هاى عده اى از مردم كه در اطراف مسجد الحرام بودند مسجد الحرام را توسعه داد. این عده از فروش خانه هاى خود امتناع ورزیدند، ولى عمر آنها را خراب كرد و پول آن را در بیت المال نهاد تا بعداً آمدند و آن را گرفتند. (2)

اسناد:

(1) طبقات ابن سعد جلد3ص 204، والسیوطی در کتاب تاریخ الخلفاء ص 53، شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید ج3صفحة 113 ، الدمیری در كتابه حیاة الحیوان، كتاب تاریخ عمر نوشته أبو الفرج ابن الجوزى ص 60 و همچنین در رابطه با جابجایی مقام ابراهیم: الطبقات لابن سعد ج 3 / 284، تاریخ الخلفاء ص 137، روضة الكافی ص 58 - 63، جامع أحادیث الشیعة ج 10 / 55 ب 9 ح 7 و 8 و 9 و 10، مقدمة مرآة العقول ج 2 / 128.

(2) الكامل فی التاریخ لابن الاثیر ج 2 / 376، تاریخ الخلفاء ص 137، روضة الكافی ص 58، مقدمة مرآة العقول ج 2 / 128، تاریخ الطبری فی حوادث سنة 17 ه‍، الغدیر ج 6 / 266.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، کعبه، حضرت ابراهیم علیه السلام، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


برتر بودن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به انبیای دیگر

از معمّر بن راشد نقل است كه گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم كه می فرمود:

یك روز فردى یهودى بخدمت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله رسیده و در مقابل آن حضرت ایستاده و به او خیره شد.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به او فرمود: چه می خواهى؟ گفت: آیا تو افضلى یا موسى؛ كه خداوند با او صحبت كرد و كتاب مقدّس تورات و عصا و معجزاتى چون شكافته شدن دریا و سایبان ابر بر او نازل فرمود؟!

فرمود: براى آدمى تعریف از خود قبیح و ناپسند است، ولى ناگزیر می گویم: وقتى آن خطا از حضرت آدم سرزد با این جملات به سوى خداوند توبه نمود: «خداوندا به حقّ محمّد و آلش به درگاهت التماس می كنم كه مرا ببخشى!»، خداوند نیز از خطایش درگذشت.

و نوح نبى علیه السّلام وقتى سوار كشتى شد و از غرق شدن ترسید این گونه دعا كرد: «خداوندا به حقّ محمّد و آلش از تو درخواست مى‏كنم مرا از غرق شدن نجات بخشى»، پس خداوند با عزّت و جلال نیز او را نجات داد.

و حضرت ابراهیم وقتى در آتش افتاد گفت: «خدایا به درگاهت التماس می كنم كه به حقّ محمّد و آلش مرا نجات دهى» خداوند نیز آتش را بر او سرد و سلامت ساخت.

و حضرت موسى چون عصایش را بر زمین انداخت (و با مشاهده آن) در دلش ترس و بیمى یافت این گونه دعا كرد: «بار الها! به حقّ محمّد و آلش به درگاهت التماس می كنم كه آسوده خاطرم فرمایى!»، و خداوند متعال نیز فرمود: مترس كه همانا تو برترى.

اى مرد یهودى! اگر موسى علیه السّلام مرا درك كرده و به من و نبوّتم ایمان نمی آورد، ایمان و نبوّت او هیچ سودى برایش نداشت. اى یهودى! «مهدى» از نسل من است، همو كه چون خروج كند؛ عیسى بن مریم به یارى و كمكش نازل شود و پشت سر او نماز بخواند.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 98 و 99.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، برتری 14 معصوم علیهم السلام بر انبیاء، حضرت آدم علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام، حضرت عیسی علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

نور ائمه علیهم السلام در عرش

ابن ابی اوفی از رسول خدا نقل کرده است که فرمود: هنگامی که خداوند، حضرت ابراهیم خلیل را خلق کرد، پرده از پیش چشمانش برداشت؛ پس ابراهیم به سوی عرش نظر انداخت و نوری مشاهده کرد.

گفت:  الهی و سیدی، این نور چیست؟

خداوند فرمود: ای ابراهیم، این محمد، برگزیده‌ی من است.

گفت: کنار او نور دیگری مشاهده می‌کنم.

خداوند فرمود: این  علی  یاور دین من است.

گفت: در کنار آن دو نور، نوری می بینم.

فرمود: این فاطمه است، در کنار پدر و شوهر خودش. او دوستانش را از آتش دوزخ دور می‌سازد.

گفت:  دو نور دیگر می‌بینم که درکنار آن سه نورند.

فرمود: این دو حسن و حسین هستند، در کنار جد و پدر و مادرشان.

عرض کرد: 9 نور می‌بینم که این پنج نور را احاطه کرده‌اند.

فرمود: اینان امامان نسل اّنها هستند.

سپس خداوند اسامی ائمه را برای ابراهیم بیان فرمود. ابراهیم گفت: الهی و سیدی، تعدادی نور گرداگرد این انوار می‌بینم که جز تو کسی نمی‌تواند شمارش کند.

فرمود: ای ابراهیم. اینها شیعیان و دوستان آنها هستند.

ابراهیم از خدا درخواست کرد او را هم از شیعیان و دوستان آنان قرار دهد. خداوند اجابت فرمود؛ و آیه‌ی  و انٌ من شیعته لابراهیم اذجاء ربه بقلب سلیم در همین باره نازل شده است.

منابع:

بحار الانوار، ج 36، ص 213و 15- روضه، ص 23و 24.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 فروردین 1393 :: نویسنده : ح و

امام حسین در قرآن - غافر : 7

در روایتی از امام باقر علیه السلام درباره قول خدای تعالی: والذین یحملون العرش و من حوله... آمده است که مقصود محمد و علی و حسن و حسین و ابراهیم و اسماعیل و موسی و عیسی صلوات الله علیهم اجمعین هستند؛ یعنی کسانی که حمل کننده عرش (علم) خدا هستند که رسول خدا و اوصیای اویند و کسانی که اطراف عرش هستند یعنی ملائکه خداوند را ستایش می کنند و...

در روایتی دیگر آمده است: اما عرش خدا که همان علم اوست چهار تن از اولین و چهار تن از آخرین آن را حمل می کنند.

چهار تن اول عبارتند از: نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام و اما چهار تن آخر: محمد و علی و حسن و حسین علیهم السلام هستند.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 24، ص 90، حدیث 5 و 8 و 11 - کنز جوامع الفوائد، ص 351
  • سوره غافر، آیه 7

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام، حضرت عیسی علیه السلام، حضرت اسماعیل علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 اسفند 1392 :: نویسنده : ح و

همراه و همگام باپیامبر در قیامت

رسول خدا صلی الله علیه و آله در ضمن گفتاری به علی علیه السلام فرمود: ای علی، نخستین امتی که روز قیامت مورد محاسبه قرار می گیرند امت من است، آن گاه تو نخستین کسی هستی که به جهت نزدیکی ات با من و جایگاهی که نزد من داری، خوانده می شوی و پرچم مرا که لواء حمد است به تو می دهند و تو در میان دو صف حاضران در محشر حرکت می کنی و آدم و همه مردم در زیر سایه لواء حمد هستند.

آن گاه تو پرچم را حمل می کنی در حالی که من در سمت راست تو و حسین در سمت چپ تو است تا این که در سایه عرش میان من و ابراهیم علیه السلام می ایستی، آن گاه حوله ای سبز رنگ از بهشت بر تو پوشانده می شود و یک منُادی از زیر عرش ندا می دهد که: خوب پدری است پدرت ابراهیم و خوب برادری است برادرت علی، ای علی بر تو مژده باد که تو پوشانده می شوی هر گاه من پوشیده شدم و فرا خوانده می شوی هر گاه مرا بخوانند و زنده می گردی هر گاه من زنده شدم.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 39، ص 218، حدیث 12 ----------- طرائف

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت آدم علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات