داستانهای مذهبی
چهارشنبه 5 مهر 1396 :: نویسنده : ح و

توبه حر نزد امام حسین علیه السلام

حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی‌کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم.

اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟

حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا.

حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم.

منابع:

ارشاد مفید، ج 2، ص 103.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حر بن یزید ریاحی، حوادث کربلا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جلوگیری حر از حرکت امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَم به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد.

حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟

حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم.

امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟

گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم.

فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد.

حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت.

این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره شما مرتکب گناهی نشوم.

اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند.

منابع:

ارشاد مفید، ج 2، ص 81.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حوادث حرکت کربلا، حر بن یزید ریاحی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دستور ابن زیاد برای سختگیری بر کاروان امام حسین علیه السلام

حرّ پس از رویارویی با سپاه امام حسین علیه السلام، می‌خواست آنها را به سمت کوفه حرکت دهد، ولی امام به شدت امتناع می کرد. در همین اثنا اسب سواری از دور پیدا شد. مسلح بود و از کوفه می آمد. همین که به حر رسید سلام کرد، بدون آن که به امام حسین و اصحابش سلام کند.

بعد نامه ای از طرف عبیدالله بن زیاد به حر داد که مضمون آن چنین بود: وقتی نامه من به دست تو رسید، حسین را نگاه دار؛ کار را بر او سخت کن و او را در بیابانی خشک و بی آب نگهدار! من به قاصد گفته ام از تو جدا نگردد تا خبر بیاورد فرمان مرا اطاعت کرده ای. والسلام.

حرّ خدمت امام آمد و نامه را برایش خواند. امام به او فرمود: بگذار در  نینوا  و یا  غاضریات  و یا  شفیه  فرود آییم.

حر گفت: ممکن نیست؛ زیرا عبیدالله این نامه رسان را برای من جاسوس گذاشته است.

زهیر گفت: به خدا سوگند، چنان می بینم که پس از این، کار سختتر گردد. ای پسر رسول خدا! اکنون نبرد با این سپاه برای ما آسانتر است از جنگ با آنهایی که بعد از این می آیند. بعد از آنها کسانی خواهند آمد که ما توان مبارزه با آنان را نداریم.

امام فرمود: من جنگ را شروع نمی کنم.

سپس به حر فرمود: کمی جلوتر برویم.

پس همراه حر و سپاهش مسافتی راه پیمودند تا به زمین  کربلا  رسیدند.

منابع:

قصه کربلا، ص 207.

کامل ابن اثیر، ج 4، ص 51.

ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 84.

مقتل الحسین مقرّم، ص 191.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حوادث حرکت کربلا، حر بن یزید ریاحی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


احتجاج امام حسین علیه السلام با حر و لشگریانش

عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید.

پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می‌کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می‌خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه‌هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می‌گردم.

حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی‌دانم این فرستادگان و این نامه‌ها که می‌گویی چیست؟

امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه‌های ایشان در آن است بیرون بیاور.

عقبه نامه‌ها را آورد و جلوی امام خالی کرد.

حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه‌ها را به تو نوشته‌اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم.

امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم.

منابع:

ارشاد مفید، ج 2، ص 81.

 

 

 





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حوادث حرکت کربلا، حر بن یزید ریاحی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


احتجاج امام حسین علیه السلام با حر و لشگریانش

عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید.

پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می‌کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می‌خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه‌هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می‌گردم.

حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی‌دانم این فرستادگان و این نامه‌ها که می‌گویی چیست؟

امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه‌های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه‌ها را آورد و جلوی امام خالی کرد.

حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه‌ها را به تو نوشته‌اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم.

امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم.

منابع:

ارشاد مفید، ج 2، ص 81.

 





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حوادث حرکت کربلا، حر بن یزید ریاحی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic