داستانهای مذهبی
سه شنبه 6 مرداد 1394 :: نویسنده : ح و

برخورد تربیتی با علی بن یقطین

علی بن یقطین پس از اعمال حج به قصد زیارت رسول خدا صلی الله علیه و آله عازم مدینه شد و پس از زیارت حضرت، بدیدار مولایش امام هفتم علیه السلام شتافت، ولی حضرت از پذیرش او امتناع فرمود.

وضعیت حساسی بود، نمی توانست زیاد در مدینه بماند. ارتباطش با حضرت هم باید مخفی می ماند، گزارشها و دستورالعمل های جدید، ضرورت این دیدار را مضاعف میکرد. فردا صبح که در فرصتی مناسب حضرت را دید گفت: یا سیدی ما ذنبی؟! (مولای من، گناهم چیست که مرا راه ندادی؟)

امام فرمود: ترا راه ندادم به جهت آنکه برادرت ابراهیم جمال را راه ندادی و خداوند حج تو را نمی پذیرد تا ابراهیم را راضی نمایی، تازه علی بن یقطین متوجه شده مدتی پیش ابراهیم برای کاری به او مراجعه نموده است، ولی به دلیلی از پذیرش او سرباز زده است و این برخورد حضرت گوشمالی آن صحنه است. با کمال تأسف و بدون آنکه برخورد ناشایستی داشته باشد، گفت: مولای من، اینک من در مدینه ام و او در کوفه چگونه وی را از خود راضی نمایم؟

امام علیه السلام که انکسار و خلوص علی را دید به یاری او شتافت و فرمود: امشب بطور مخفی و تنها به بقیع برو. شتری منتظر بردن و آوردن توست.

شبانه علی به بقیع آمد و بر آن شتر سوار گشت و به قدرت الهی در کمتر از لحظه ای درب خانه ابراهیم پیاده شد و کوبه در را به صدا درآورد و گفت: در را باز کنید. من علی بن یقطین هستم. ابراهیم با تعجب از پشت در گفت: علی بن یقطین!! این موقع شب درب خانه ما چه می کند؟!

علی گفت: برادر کار مهمی پیش آمده. ترا به خدا قسم درب را باز کن.

وقتی داخل شد و گفت: ای ابراهیم! مولای ما مرا از پذیرش محروم ساخته تا زمانی که مرا ببخشی.

ابراهیم گفت: یغفر الله لک. (خدا ترا ببخشد).

علی گفت: از این بیشتر می خواهم. من صورت بر زمین می گذارم تا تو پای خود را برصورت من بگذاری و از ته دل مرا ببخشی.

ابراهیم سرباز می زد و علی او را قسم می داد. تا اینکه بالاخره پذیرفت.

علی صورت بر زمین و در زیر پای ابراهیم گذاشت ودر همان حال می گفت: اللهم اشهد. (خدایا تو شاهد این صحنه باش)

باری، پس از آن، شبانه با همان مرکب در چشم بهم زدنی به مدینه بازگشت و به خدمت حضرت مشرف شد. دست حضرت را بوسید و به انجام خدمت پرداخت.

منبع:

بحارالانوار ج 48 ص 85.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، مستجاب الدعوه بودن اهل بیت علیهم السلام، دوستی و ولایت اهل بیت علیهم السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، عرضه اعمال شیعیان بر معصومین علیهم السلام، علی بن یقطین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 اسفند 1393 :: نویسنده : ح و

علوم و معارف امام باقر علیه السلام

چند روایت در باره‌ی گستردگی علم امام باقر علیه السلام:

1- حبابه والبیه می گوید: مردی را در فاصله در ِ کعبه و حجرالاسود دیدم که بر بلندی نشسته و دست به دعا برداشته بود. پس از مدتی مردم او را شناختند، برای سؤال به سوی او هجوم آوردند و از مشکلات خود از هر دری پرسیدند. و او از مسجدالحرام خارج نشد مگر وقتی پاسخ هزار مسأله را داد. وقتی که خواست حرکت کند، ندا کننده‌ ای فریاد زد: آگاه باشید که او همان نور درخشان و نسیم خوشبو و حق پویاست. او محمد بن علی الباقر، پرچم علم و گوینده ‌ای فهیم و بادرایت است.

 

2- روزی امام باقر علیه السلام به دو نفر از اصحاب خود فرمود: اگر به شرق و غرب بروید، اگر عالَم را زیر و رو کنید، هیچ علمی پیدا نمی‌کنید مگر اینکه ریشه در خانه ما اهل بیت دارد؛ اهل بیتی که جبرئیل به آنها نازل شده است.

 

3- محمد بن مسلم می‌گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: اگر گمان می‌کنید که ما شما را نمی ‌‌بینیم و سخنان شما را نمی شنویم، در اشتباهید. چرا که در این صورت ما بر سایر مردم فضیلتی نخواهیم داشت. عرض کردم: اگر ممکن است به من چیزی نشان دهید که با آن برای دیگران استدلال کنم.

فرمود: در راه که می آمدید، وقتی به ربذه رسیدید، میان تو و همسفرت، بحثی در گرفت و او تو را برای محبت و معرفت به ما سرزنش کرد!

گفتم: آری، به خدا قسم همین طور بود! آیا شما ما را می دیدید؟!

امام فرمود: با اطلاع و قدرت خداوند تعالی. من ساحر یا غیبگو یا دیوانه نیستم، بلکه اینها از علم نبوت است. ما از آینده هم خبر داریم.

پرسیدم: چه کسی به شما خبر می دهد؟

فرمود: گاهی حقایق به قلب ما وارد می‌شود و گاهی در گوش ما گفته می شود. در عین حال ما خادمانی از جن در اختیار داریم که مؤمن و شیعه اند و از شما مطیع تر.

 

4- محمد بن مسلم می‌گوید: من هر سوالی داشتم، از امام باقر علیه السلام می‌ کردم تا زمانی که در مجموع سی هزار حدیث از او شنیدم؛ پس از امام باقر، از امام صادق علیه السلام نیز حدود شانزده هزار حدیث پرسیدم.

 

5- امام باقر علیه السلام می فرمود: هر چه برای شما گفتم، دلیلش را بخواهید تا برایتان از قرآن بیان کنم.

 

6- امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند علمی دارد که جز او نمی داند و علمی دارد که ملائکه و مقرّبین و انبیاء آن را می دانند؛ و ما نیز به آن علم آگاهیم.

 

منابع:

بحار الانوار، ج 46، ص 259 و 335 و 255 و 328.

بحار الانوار، ج 26، ص، باب 12.






نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، عرضه اعمال شیعیان بر معصومین علیهم السلام، ملائکه و فرشتگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 تیر 1393 :: نویسنده : ح و

فرشته رابط بین مردم و امام

عصر حضرت رضا(ع)  بود، مردم درباره عمود نور سخن بسیار مى گفتند، یكى از شاگردان آن حضرت به نام یونس، به حضور امام رضا (ع) رسید و عرض كرد: مردم درباره عمود كه براى امام برداشته مى شود سخن پراكنده و بسیار به میان مى آورند، منظور از آن چیست؟

امام رضا: اى یونس! اعتقاد تو چیست؟ آیا خیال مى كنى عمودى از آهن است كه براى امام تو برافراشته مى گردد؟

یونس : نمى دانم.

امام رضا: بلكه منظور از آن، فرشته گماشته شده اى است كه در هر شهر، اعمال مردم آن شهر را به خدمت امام عرضه مى كنند.

یونس این جریان را براى محمد بن عیسى و ابن فضال دو نفر از دوستانش نقل كرد، ابن فضال برخاست و سر یونس را بوسید و گفت: خدا تو را رحمت كند كه همواره حدیث راست را كه در پرتو آن، خداوند، مشكل ما را مى گشاید، براى ما مى آورى و به سمع ما مى رسانى.   

منبع:

اصول کافی - باب موالید الائمه (ع) ، حدیث 7،ص 388-ج 1.





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، عرضه اعمال شیعیان بر معصومین علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام باقر علیه السلام و آگاهی از احوال شیعیان

ابوبصیر می گوید: روزی امام باقر علیه السلام به مسافری که از آفریقا آمده بود فرمود: احوال راشد چطور است؟
شخص پاسخ داد: وقتی از آفریقا آمدم حالش خوب بود و به شما هم سلام رساند.

امام فرمود: خداوند او را رحمت کند!

مرد پرسید: مگر فوت کرده است؟

امام فرمود: بله.

پرسید: چه وقت؟

امام فرمود: دو روز پس از خارج شدن تو از آفریقا.

گفت: اما او که هیچ مرضی نداشت!

امام فرمود: مگر هر که می‌میرد، حتماً باید مریض باشد؟

از امام پرسیدم: راشد که بود؟

امام فرمود: او از شیعیان و دوستداران ما بود. سپس فرمود: آیا می‌پندارید ما چشمی نداریم که همواره شما را ببیند و گوشی نداریم که سخنان شما را بشنود؟!

بد عقیده و گمانی دارید! به خدا قسم هیچ یک از اعمال شما بر ما مخفی نیست، همگی نزد ما جمع شوید و به راه‌های دیگر نروید. خود را به خوبیها و طاعات، عادت دهید و از اهل خیر باشید تا شما را به آن بشناسند که من فرزندان و شیعیانم را به آن فرمان می دهم.

منابع:

بحار الانوار، ج 46، ص 243، حدیث 31.





نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، عرضه اعمال شیعیان بر معصومین علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic