تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب عمار بن یاسر
 
داستانهای مذهبی
چهارشنبه 9 دی 1394 :: نویسنده : ح و

معاویه، قاتل عماریاسر

با فرا رسیدن محرم سال 37 هجری، طرفین جنگ صفین تا پایان ماه محرم اعلام ترك مخاصمه كردند، تا شاید کار به صلح انجامد. و در اثناى آن سفیرانى رفت و آمد كردند كه فایده اى نبخشید. مولا على علیه السلام هیئتى را مركب از عدى بن حاتم، یزید بن قیس، شبث بن ربعی و زیاد بن حنظله به سوی معاویه فرستاد.

شبث بن ربعى به او گفت: معاویه! آیا تو از این خوشحال خواهى شد كه عمار یاسر را به دست تو بدهند تا او را بكشى؟!

معاویه جواب داد: چه مانعى دارد! به خدا اگر پسر سمیه را به دست من بدهند او را نه به خاطر قتل عثمان بلكه به خاطر قتل ناتل، برده عثمان، خواهم كشت!(1)

و بالاخره عمار یاسر، یار و صحابی با وفا و جلیل القدر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همراه با صدها صحابی دیگر، که در لشکر مولا علی علیه السلام بودند، به دست یاران و لشکریان معاویه به شهادت رسیدند.

معاویه در حالی به جنگ و مبارزه با عمار پرداخت و وی را شهید کرد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حق وی فرموده بودند: "عمار با حق (یعنى اسلام) است و حق با وى، عمار با حق مى‏گردد هر جا كه بگردد، و قاتل عمار در آتش است" (2)

و فرمودند: "چون مردم اختلاف پیدا كردند، پسر سمیه با حق (و جانب اسلام) است."(3)

و همچنین بیان داشتند: "قریش را چه با عمار! او آنها را به بهشت می خواند و آنها وى را به دوزخ. قاتل و به یغما برنده جامه و اسلحه او در آتش خواهد بود"(4)

و فرمودند: "هر كه با عمار دشمنى ورزد خدا با او دشمنى خواهد ورزید و هر كه به عمار كینه بورزد خدا به او كینه خواهد ورزید و هر كه عمار را نابخرد بشمارد خدا او را نابخرد خواهد شمرد و هركه عمار را دشنام دهد خدا او را دشنام خواهد داد و هر كه عمار را تحقیر نماید خدا او را حقیر خواهد شمرد و هر كه عمار را لعنت نماید خدا او را لعنت خواهد نمود و هر كه بر عمار عیب گیرد خدا او را عیب خواهد گرفت."(5)

و همچنین به صورت متواتر نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به عمّار فرمودند: "تقتلك الفئة الباغیة" یعنى كشنده تو دسته ای ستمكارند. و در لفظ روایت دیگر: "الناكبة عن الطریق" یعنى دسته ای كه از راه راست منحرفند.(6)

 

اسناد:

(1) تاریخ طبری ج6ص3، کامل ابن اثیر ج3ص124، تاریخ ابن کثیر ج7ص258.

(2) الطبقات الکبری ج3ص187.

(3) المعجم الکبیر ج10ص95 ح10071، دلائل النبوة بیهقی ج6ص422، المستدرک علی الصحیحین ج3ص442.

(4) سیرة ابن هشام ج2ص115، العقد الفرید ج2ص289، شرح ابن أبی الحدید ج3ص274، تاریخ ابن کثیر ج7ص268.

(5) مسند أحمد ج4ص89، مستدرك الحاكم ج3ص390و391، تاریخ الخطیب ج1ص152، الاستیعاب ج2ص435، أُسد الغابة ج4ص45، طرح التثریب ج1ص88، تاریخ ابن كثیر ج7ص311، الإصابة ج2ص512، كنز العمّال ج6ص185 و ج7ص71- 75.

(6) متواتر بودن این حدیث را ابن حجر در جلد2 الاصابه ص512 و در جلد 7 تهذیب التهذیب ص409 ذکر نموده است. و همچنین تاریخ مدینة دمشق ج12ص637، کنزالعمال ج13ص537.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، جنگ صفین، معاویه، عمار بن یاسر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


رسول خدا: دشمن عمّار (طلحه و زبیر) دشمن خداست!

قبل از برخورد لشکر طلحه و زبیر با لشکر مولا علی علیه السلام، اسب سواری نزد زبیر آمد و گفت: امیر! این لشکر علی است که به سوی شما می شتابد و عمار نیز در میان آن لشکریان بود، او را دیدم و با وی گفتگو نمودم!

زبیر گفت: اشتباه می کنی؛ نباید عمار در میان لشکر علی علیه السلام باشد. ولی اسب سوار بر حرف خود اصرار ورزید که عمار را دیده است. زبیر که اصرار و پافشاری او را دید، به یک تن از نزدیکان خود دستور داد، تا میان لشکر علی برود، و جریان را از نزدیک بررسی و تحقیق کند.

جون بن قتاده می گوید: او رفت و طولی نکشید که برگشت و گفت: زبیر! به خدا سوگند آنچه او می گفت راست بوده است، من نیز عمار را در میان لشکر علی دیدم. در اینجا بود که حقیقت برای زبیر روشن گردید و بدون اختیار فریاد برآورد که: ای وای کمرم شکست، دماغ ما بر خاک مالیده شد. و چنان لرزه بر اندامش افتاد که سلاح بر تنش تکان می خورد.

جون می گوید: من که این منظره را با چشم خود دیدم. گواینکه از خواب غفلت بیدارگشتم، با خود گفتم: وای بر من که می خواستم در رکاب این مرد بجنگم و در راه وی کشته شوم. در صورتی که او خود را منحرف و راه خویش را باطل می داند و حتماً دراین باره مطلبی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیده است که این چنین برخود می لرزد.(1)

آری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حق عمّار فرموده بودند: "عمار با حق است و حق با وى، عمار با حق مى‏گردد هر جا كه بگردد، و قاتل عمار در آتش است"(2)

و فرمودند: "چون مردم اختلاف پیدا كردند پسر سمیه (عمار) با حق است."(3)

و همچنین بیان داشتند: "قریش را چه با عمار! او آنها را به بهشت می خواند و آنها وى را به دوزخ، قاتل و به یغما برنده جامه و اسلحه او در آتش خواهد بود"(4)

و فرمودند: "هر كه با عمار دشمنى ورزد خدا با او دشمنى خواهد ورزید و هر كه به عمار كینه بورزد خدا با او كینه خواهد ورزید و هر كه عمار را نابِخرَد بشمارد خدا او را نابخرد خواهد شمرد و هركه عمار را دشنام دهد خدا او را دشنام خواهد داد و هر كه عمار را تحقیر نماید خدا او را حقیر خواهد شمرد و هر كه عمار را لعنت نماید خدا او را لعنت خواهد نمود و هر كه بر عمار عیب گیرد خدا او را عیب خواهد گرفت."(5)

اسناد:

(1) طبری ج5 ص250.

(2) الطبقات الکبری ج3 ص187.

(3) المعجم الکبیر ج10 ص95 ح10071، دلائل النبوة بیهقی ج6 ص422، المستدرک علی الصحیحین ج3 ص442.

(4) سیرة ابن هشام ج2 ص115، العقد الفرید ج2 ص289، شرح ابن أبی الحدید ج3 ص274، تاریخ ابن کثیر ج7 ص268.

(5) مسند أحمد ج4ص89، مستدرك الحاكم ج3ص390و391، تاریخ الخطیب ج1ص152، الاستیعاب ج2ص435، أُسد الغابة ج4ص45، طرح التثریب ج1ص88، تاریخ ابن كثیر ج7ص311، الإصابة ج2ص512، كنز العمّال ج6ص185 و ج7ص71- 75.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، عمار بن یاسر، طلحه، زبیر، عایشه، جنگ جمل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 17 دی 1393 :: نویسنده : ح و

سخنان عمار به عایشه بعد از جنگ جمل

واقدى نقل كرده كه: عمّار پس از پایان جنگ بر عائشه وارد شده و گفت:

شمشیر زدن فرزندان خود را در راه حقّ چگونه دیدى؟

عائشه گفت: آیا به این بصیرت، پس از پیروزى و غالب شدن رسیدى؟

عمّار گفت: بینش و بصیرت من بالاتر از اینها است، بخدا اگر شما پیروز شده و ما را تا نخلستانهاى شهر یمن «هجر» عقب مى ‏راندید هر آینه از روى یقین، خود را بر حقّ و شما را بر باطل مى ‏دانستیم!

عائشه گفت: این خیالى است كه تو مى ‏كنى! اى عمّار از خدا بترس، مگر دین خود را بخاطر خشنودى علىّ بن ابى طالب از دست داده ‏اى؟!

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 352 الی 353.


 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، عمار بن یاسر، جنگ جمل، عایشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

نماز بر فاطمه علیهاسلام

فاطمه علیهاسلام به امیرالمؤمنین علی علیه السلام وصیت فرموده بود که: راضی نیستم کسانی که به من ظلم کرده‏اند، در نماز بر من حاضر شوند.

در روایت است که روزی اصبغ بن نباته از امام علی پرسید: چرا فاطمه علیهاسلام را شب دفن کردید؟

فرمود: او از عده‏ ای غضبناک بود و خوش نداشت در مراسم تجهیزش حضور داشته باشند.

نمازگزاران بر فاطمه علیهاسلام

امیرالمؤمنین علی علیه السلام افراد حاضر در نماز بر فاطمه علیهاسلام را چنین بر شمرده است: ابوذر، سلمان، مقداد، عمار، حذیفه، عبدالله بن مسعود و خودم که امام آنها هستم.

در بعضی از روایات، نام عباس، عموی رسول خدا، و فرزندش، فضل و عقیل و بریده و زبیر و امام حسن و امام حسین نیز در فهرست نمازگزاران آمده است.

در روایتی آمده است که امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از نماز بر جسد فاطمه علیهاسلام، دو رکعت دیگر هم نماز خواند. بعضی می‏گویند شاید این دو رکعت را برای آرام گرفتن قلب شریفش خوانده باشد؛ چرا که در آیه 45 سوره بقره چنین آمده است: واستعینوا بالصبر و الصلوه  (از صبر و نماز کمک بگیرید.).

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، صفحات 183 و 210 و 215.

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، سلمان سلام الله علیه، مقداد سلام الله علیه، ابوذر سلام الله علیه، عمار بن یاسر، حذیفه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


توطئه ابوبکر برای کشتن پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله

بیهقى در دلائل النبوة از عروه روایت كرده كه او گفت: هنگامى كه رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله با مسلمین از تبوك مراجعت می كرد و در راه مدینه بسیر خود ادامه می‌داد، گروهى از اصحاب او اجتماعى كردند، و تصمیم گرفتند كه آن جناب را در یكى از گردنه‏هاى بین راه به طور مخفیانه از بین ببرند، و در نظر داشتند كه با آن حضرت از راه عقبه حركت كنند.

پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم از این تصمیم خائنانه مطلع شد و فرمود: هر كس میل دارد از راه بیابان برود؛ زیرا كه آن راه وسیع است و جمعیت به آسانى از آن می گذرد، حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم هم از راه عقبه كه منطقه كوهستانى بود به راه خود ادامه داد، اما آن چند نفر كه اراده قتل پیغمبر را داشتند براى این كار مهیا شدند و صورت هاى خود را پوشانیدند و جلو راه را گرفتند. حضرت رسول امر فرمود، حذیفة بن یمان و عمار بن یاسر در خدمتش باشند و به عمار فرمود: مهار شتر را بگیرد و حذیفه هم او را سوق دهد، در این هنگام كه راه می‌رفتند ناگهان صداى دویدن آن جماعت را شنیدند، كه از پشت سر حركت می‌كنند و آنان حضرت رسول را در میان گرفتند و در نظر داشتند قصد شوم خود را عملى كنند.

پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم از این جهت به غضب آمد و به حذیفه امر كرد كه آن جماعت منافق را از آن جناب دور كند، حذیفه به طرف آن ها حمله كرد و با عصائى كه در دست داشت بر صورت مركب‏هاى آنها زد و خود آنها را هم مضروب كرد و آنها را شناخت پس از این جریان، خداوند آنها را مرعوب نمود و آنها فهمیدند كه حذیفه آنان را شناخته و مكرشان آشكار شده است و با شتاب و عجله خودشان را به مسلمین رسانیدند و در میان آنها داخل شدند.

بعد از رفتن آنها، حذیفه خدمت حضرت رسول رسید و پیغمبر فرمود: حركت كنید و با شتاب از عقبه خارج شدند و منتظر بودند تا مردم برسند. پیغمبر اكرم فرمود: اى حذیفه شما این افراد را شناختید؟ عرض كرد: مركب فلان و فلان (ابوبکر و عمر) را شناختم و چون شب تاریك بود و آن‏ها هم صورت‏هاى خود را پوشیده بودند، از تشخیص آنها عاجز شدم.

 حضرت فرمود: فهمیدید كه اینها چه قصدى داشتند و در نظر داشتند چه عملى انجام دهند؟ گفتند: مقصود آنان را ندانستیم، گفت: این جماعت در نظر گرفته بودند از تاریكى شب استفاده كنند و مرا از كوه بزیر اندازند، عرض كردند:

 یا رسول اللَّه ! امر كنید تا مردم گردن آنها را بزنند، فرمود: من دوست ندارم مردم بگویند كه محمد اصحاب خود را متهم می‌كند و آنها را می‌كشد، سپس رسول خدا آن‌ها را معرفی كرد و فرمود: شما این موضوع را ندیده بگیرید و ابراز نكنید.

 برخی از علمای اهل سنت همانند ابن حزم اندلسی كه از استوانه‌های علمی اهل سنت به شمار می‌رود نام این افراد را آورده است. وی در كتاب المحلی می‌نویسد:

 ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، سعد بن أبی وقاص؛ قصد كشتن پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را داشتند و می‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌ای در تبوك به پایین پرتاب كنند.

منابع: (اکثر این منابع از اهل سنت است)

المحلی ابن حزم اندلسی ج 11 ص 224.

تفسیر ابن کثیر ج 2 ص 605 چاپ دار احیائ التراث العربی بیروت.

منتخب التواریخ محمد هاشم خراسانی ص 63.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، حذیفه، عمار بن یاسر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :