داستانهای مذهبی

پیامبر اکرم و تفسیر واژه عالین به اهل بیت

 

از پیامبر گرامی اسلام پرسیدند منظور از عالین در آیه "استکبرت ام کنت من العالین" چیست.

حضرت فرمود: منظور، من و علی و فاطمه و حسن و حسین است. ما در سرادق عرش خداوند را تسبیح می‌گفتیم و ملائکه نیز از تسبیح ما تسبیح می‌گفتند و این مربوط به دو هزار سال قبل از خلقت حضرت آدم است. آن هنگام که خداوند عزوجل، آدم را آفرید، به فرشتگان فرمان داد بر او سجده کنند، و به ما فرمان نداد. پس همه ملائکه سجده کردند، جز ابلیس که امتناع ورزید.

خداوند فرمود: استکبرت ام کنت من العالین (تکبر می ورزی یا از  عالین (این پنج تن که نام‌های آنان بر سرادق عرش نوشته شده) هستی؟)

پس ما ابواب خداوندیم که مردم از آن وارد می شوند. هدایت‌یافتگان به واسطه ما هدایت می یابند. کسی که ما را دوست بدارد، خداوند او را دوست دارد و وارد بهشتش می کند و کسی که با ما دشمنی ورزد، خداوند با او دشمنی می ورزد و او را به آتش می اندازد. ما را جز کسی که ولادتی پاک داشته باشد، دوست ندارد.

منبع:

بحار الانوار، ج 29، ص 306، حدیث 120.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، ابلیس و شیطان، تفسیر و باطن آیات قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پذیرش توبه حضرت آدم به واسطه اهل بیت علیهم السلام

پیامبر گرامی اسلام فرمود: هنگامی که آدم در اطاعت از فرمان خداوند مرتکب خطا شد، خداوند را به حق ما (پنج نور مقدس) قسم داد تا توبه اش را بپذیرد و از خطایش درگذرد و خداوند هم خواسته او را اجابت نمود، توبه اش را پذیرفت و گناهش را بخشید.

سپس فرمود: ای آدم، بر تو بشارت باد که این‌ها از فرزندان تو هستند.

پس آدم، خدای عزوجل را سپاس گفت و به خاطر وجود ما، بر ملائکه مباهات نمود.

منابع:

بحار الانوار، ج 35، ص 23، حدیث 15.

روضة ص 17 و 18.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، حضرت آدم علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیامبر اکرم و معرفی و سفارش اهل بیت به مردم

جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده است که رسول خدا در مسجد نشسته بود که علی علیه السلام در حالی که حسن (ع) سمت راست او و حسین (ع) سمت چپ او بود به سوی پیامبر (ص) آمدند.

پیامبر (ص) از جا بلند شد و علی (ع) را بوسید و در بغل گرفت، حسن را بوسید و روی زانوی راست نشاند و حسین را بوسید و بر روی زانوی چپ نشاند آنگاه فرمود: پدرم فدای پدر شما، پدرم فدای مادر شما؛ آن گاه فرمودند: ای مردم؛ خدای سبحان و تعالی به این دو و پدرشان و مادرشان و نیکان از فرزندانشان، بر همه فرشتگان مباهات نمود.

آنگاه فرمود: خداوندا، من آنها را دوست دارم و دوستانشان را نیز دوست دارم. خداوندا، رحمت خود را بر کسی که سفارش مرا درباره آنان اطاعت کند و سفارش مرا محفوظ بدارد، نازل فرما.

اینان اهل من و به پادارندگان دین من و زنده کننده سنت من و تلاوت کننده کتاب پروردگار من هستند اطاعت آنان اطاعت من است و معصیت و نافرمانی آنها نافرمانی من است.

منابع:

بحار الانوار، ج 27، ص 104، حدیث 74- الروضه و الفضائل.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 فروردین 1395 :: نویسنده : ح و

برگزیدگان خدا

حضرت امام حسین علیه السلام فرمود:

من و برادرم به حضور جدم، رسول خدا، رسیدیم. مرا بر زانوی چپ خود نشاند و برادرم حسن را بر زانوی راست خود.

آن‌گاه ما را بوسید و فرمود: پدرم فدای شما دو نفر که هر دو امام هستید. خداوند شما را از من و پدر و مادرتان اختیار کرد و ای حسین، از صلب تو 9 امام اختیار نمود که نهمین آنها قائم است و همه آنها فضیلت یکسانی نزد خداوند دارند.

منابع:

بحار الانوار، ج 36، ص 255، حدیث 72.

کمال الدین، ص 157.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 بهمن 1394 :: نویسنده : ح و

جبرئیل خادم اهل بیت

ابوذر غفاری می‌گوید: از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود: اسرافیل بر جبرئیل افتخار می کرد که من بهتر از تو هستم.

جبرئیل پرسید: چرا؟

گفت: چون از ساکنان عرش هستم. منم که در صور می دمم و نزدیک ترین فرشتگان به خدای تعالی من هستم.

جبرئیل گفت: من بهتر از تو هستم.

اسرافیل پرسید: چرا؟

گفت: چون من امین خدا بر وحی او هستم و فرستاده خدا بر انبیا و مرسلین هستم. کسوف و خسوف به دست من است و خداوند هیچ امتی را جز به دست من هلاک نکرده است.

اسرافیل و جبرئیل اختلاف خود را به سوی خدا بردند. خداوند به آنها وحی فرمود که ساکت باشید. به عزت و جلال خودم سوگند، که کسی را خلق کردم که بهتر از شما دوتاست.

گفتند: پروردگارا، ما از نور آفریده شده ایم. آیا بهتر از ما کسی را آفریده ای؟

خدای تعالی فرمود: آری و فرمان داد حجاب‌های قدرت کنار روند. حجاب ها کنار رفت و بر ساق عرش این چنین نوشته شده بود: لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی و فاطمه و الحسن و الحسین احباء الله (معبودی جز خدا نیست، محمد فرستاده خداست و علی و فاطمه و حسن و حسین دوستان خدایند)

جبرئیل گفت: پروردگارا تو را به حق آنها! از تو می خواهم که مرا خادمشان قرار دهی.

خدای تعالی فرمود: این چنین کردم.

پیامبر فرمود: جبرئیل از اهل بیت است و خادم ماست.

منابع:

بحار الانوار، ج 26، ص 344، حدیث 17 - ارشاد القلوب، ص 214.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت جبرئیل سلام الله علیه، حضرت اسرافیل سلام الله علیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مراسم تغسیل و تدفین فاطمه علیهاسلام

کم‏ کم خورشید غروب کرد و شب همه جا را فرا گرفت. چون پاسی از شب گذشت و چشم‏های مردم را خواب ربود، علی خواست بدن زهرا را غسل دهد. و چه کسی سزاوارتر از شوهر داغدیده اش علی بود.

امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه صدیقه بود و صدیقه را جز صدیق غسل نمی دهد.

فاطمه علیهاسلام هم به اسماء وصیت کرده بود که وقتی علی علیه السلام مرا غسل می دهد، تو او را کمک کن.

در این مراسم هیچ کس جز فرزندان فاطمه و فضه و اسماء حضور نداشتند.

امیرالمؤمنین در روایتی آن شب را چنین توصیف فرموده: من فاطمه ام را همان طور که سفارش کرده بود، از روی پیراهن غسل دادم. به خدا قسم فاطمه من پاک و طاهر و مطهر بود. او را از بقیه حنوط رسول خدا حنوط کردم و در کفن پیچیدم.

وقتی خواستم برای آخرین بار با زهرا وداع کنم و گره های کفن را ببندم، صدا زدم: ای ام کلثوم! ای زینب! ای سکینه! ای فضه! ای حسن! ای حسین! بیایید با مادرتان وداع کنید! بیایید و از مادرتان توشه برگیرید که آخرین لحظات است، لحظه های فراق و جدایی و دیگر مادرتان را نخواهید دید مگر در بهشت.

حسن و حسین جلو آمدند و فریاد زدند: وای که دیگر حسرت و غم از ما دور نمی شود؛ حسرتِ همیشگیِ از دست دادن جد و فقدان مادرمان. مادر جان، وقتی که جدمان محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کردی، سلام ما را به او برسان و بگو ما بعد از تو یتیم شدیم.

خدا را شاهد می گیرم که در این هنگام فاطمه علیهاسلام آهی از دل برکشید و دست‏های خود را باز کرد و آن دو را به سینه اش چسباند. ناگهان شنیدم هاتفی از آسمان ندا کرد:یا اباالحسن، دو فرزندت را بردار که به خدا قسم، آنها ملائکه آسمان را به گریه انداختند. زهرا حبیبه خداست و خدای تعالی به آمدن زهرا مشتاق است.

من حسنین را از روی سینه زهرا برداشتم و بندهای کفن را بستم و با دنیایی حسرت و اندوه گفتم: ای زهرا، فراق تو بزرگترین غم و وحشت‌زاترین عزاست و من برای همیشه در عزای تو می گریم و نوحه می سرایم.

منابع:

بحار الانوار، ج 43، ص 179.





نوع مطلب : خداوند متعال، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مسلمان شدن مسیحى آگاه، در محضر امام كاظم (ع)

یك نفر مسیحی دانشمند و كنجكاو به محضر امام كاظم (ع) آمد و گفت: سى سال است كه از پروردگارم خواسته ام تا مرا به بهترین دینها و به ممتازترین بندگان خود، هدایت نماید تا آنكه شبى در عالم خواب، شخصى مرا به مردى  به نام مطروان (كه در علیاى دمشق) سكونت داشت، معرفى كرد، نزد او رفتم، پس از گفتگو، گفت: اگر علم اسلام، تورات، انجیل و تمام كتابهاى آسمانى و اخبار را مى خواهى به مدینه برو و در آنجا بپرس  موسى بن جعفر كیست. وقتى به خدمتش رسیدى، بگو كه فلان كسى در علیاى دمشق سلام رسانید و مرا به سوى تو فرستاده است ... هر چه خواهى در نزد او است ...

مرد مسیحى به مدینه مسافرت كرد و سر انجام به محضر امام كاظم (ع) رسید و سرگذشت و خواب خود را بیان كرد و گفت: مطروان كه مرا نزد شما فرستاده، سلام برسانید، آنگاه گفت: اگر اجازه بدهى تكفیر كنم (یعنى تواضع مخصوصى كه در برابر سلاطین مى نمایند و اندكى خم مى شوند و كف دست خود را در میان رانها پنهان مى نمایند، انجام دهم).

امام كاظم: اجازه نشستن مى دهم، ولى اجازه تكفیر نمى دهم.

مرد مسیحى، نشست و كلاه نصرانیت خود را از سر برداشت، آنگاه گفت: آیا اجازه سخن گفتن و سؤ ال كردن به من مى دهی؟

امام كاظم: آرى، تو براى همین كار به اینجا آمده ای.

مرد مسیحى: چرا جواب سلام دوستم (مطروان) را ندادى؟

امام كاظم: جواب رفیقت این است كه خدا هدایتش كند، اما سلام بر او، آن هنگام روا است كه دین ما (اسلام) را بپذیرد.

مرد مسیحى: اكنون اجازه بده من چند سؤال مطرح كنم.

امام كاظم: آنچه مى خواهى بپرس.

مرد مسیحى: موضوع نزول قرآن بر محمد (ص) و هدف از نزول آن چیست؟

امام كاظم: حم(1) وَالْكِتَابِ الْمُبِینِ(2) إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ(3) (حم - سوگند به این كتاب آشكار، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كردیم، ما همواره انذار كننده بودیم. (دخان - 1 تا 3))

مرد مسیحى: تفسیر باطنى این آیه چیست؟

امام كاظم: واژه  حم، محمد (ص) است و این كلمه در كتابى كه بر هود پیامبر نازل شده است، آمده است و از حروفش كاسته شده است. (دو حرف "م" و "د" به جهت تخفیف یا به جهت دیگر، حذف شده است) اما منظور از جمله: "كتاب آشکار" امیرالمؤ منین على (ع)  است و اما منظور از "شب پر برکت" فاطمه (س) است و اما اینكه مى فرماید: فِیهَا یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ(دخان 4) در آن شب هر امرى بر طبق حكمت خدا تنظیم مى گردد. یعنى فاطمه (س) سرچشمه خیر بسیار است و آن خیر، مرد حكیم و مرد حكیم و مرد حكیم است یعنى امام حسن و امام حسین و امام سجاد و امامان دیگرند.

مرد مسیحى: اولین و آخرین نفر این مردان را معرفى كن.

امام كاظم: اوصاف آنها به همدیگر شبیه است و من سومى آنها (امام حسین (ع)) را معرفى مى كنم كه چه كسى  یعنى مهدی آل محمد، از نسل او آشكار مى گردد، اوصاف او در كتابهایى كه بر شما نازل شده است، اگر تحریف و تغییر نداده باشید مذكور است، ولى شما از قدیم آن كتابها را تحریف كرده اید.

مرد مسیحى: آنچه مى گویید راست است و دروغى در كار نیست ...

امام كاظم: اكنون مطلبى را به تو خبر دهم كه آن را جز اندكى از خوانندگان كتابهاى آسمانى ندانند. به من بگو نام مادر مریم چه بود؟ و در چه روز و چه ساعتی (روح عیسی) در رحم مادر دمیده شد.

مرد مسیحى: نمى دانم.

امام كاظم: نام مادر مریم  مرثا  بود، كه در زبان عربی وهیبه مى باشد، اما روزى كه مریم باردار شد، روز جمعه هنگام ظهر بود، همان روزى كه جبرئیل از آسمان فرود آمد و براى مسلمانان عیدى مهمتر از جمعه نیست، خداوند و محمد (ص)، آن روز را ارزشمند خواندند و دستور دادند تا مسلمانان، آن روز را عید خود قرار دهند. اما تولد عیسی (ع) از مریم در روز سه شنبه بود آن هنگام كه چهار ساعت و نیم از روز گذشته بود. سپس فرمود: آن نهرى كه عیسى (ع) در كنار آن، از مریم متولد شد، كدام نهر بود؟

مرد مسیحى: نمى دانم.

امام كاظم: آن نهر فرات بود كه درختهاى انگور و خرما در كنار آن بود، هیچ نهرى از جهت داشتن درخت انگور و خرما، مانند نهر فرات نیست، اما آن روزى كه زبان مریم (س) بسته شد، قیدوس (شاه یهودیان در آن زمان) فرزندان و یارانش را احضار كرد تا از او یارى نمایند، دودمان عمران را بیرون برد، تا بنگرند و آنها آنچه را در كتاب تو (انجیل) و كتاب ما (قرآن) ذكر كرده، بیان كردند آیا آن را فهمیدى؟

مرد مسیحى: آرى همین امروز خوانده ام.

امام كاظم: بنابراین، تا در این مجلس هستى، خداوند تو را هدایت خواهد كرد.

مرد مسیحى: بفرما! نام مادرم در زبان عربى و سریانى چیست؟

امام كاظم: نام مادرت به زبان سریانی عنقالیه است و نام مادر پدرت عنقوره است، اما نام مادرت به زبان عربى، هومیه است و نام پدرت عبدالمسیح مى باشد كه به لغت عربى، عبدالله است، زیرا مسیح (ع) داراى عبد (بنده) نیست.

مرد مسیحى: راست گفتى و به خوبى بیان فرمودى، اكنون بفرما نام جدم چیست؟

امام كاظم: نام جدت (جبرئیل) بود و من در همین مجلس نام او را عبدالرحمن گذاردم.

مرد مسیحى: او مسلمان بود.

امام كاظم: آری و شهید شد، زیرا لشكرى از مردم شام ناگهان به خانه اش ‍ ریختند و او را كشتند.

مرد مسیحى: نام من، قبل از آنكه كنیه ام را بگویم چه بود؟

امام كاظم: نام تو عبد الصلیب بود.

مرد مسیحى: مرا چه مى نامید؟

امام كاظم: من، شما را عبدالله مى نامم.

مرد مسیحى: من هم به خداى بزرگ ایمان آوردم و گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى یكتا و بى همتا نیست و او آنگونه نیست كه مسیحیان تعریف مى كنند، و هیچ گونه شكى به او راه ندارد و گواهى مى دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده خداست كه او را به راستى فرستاد و او حق را بر اهلش آشكار نمود و اهل باطل در گمراهى و انحراف ماندند و او رسول خدا (ص) به سوى همه مردم جهان از سرخ و سیاه بود و همه مردم نسبت به او یكسان بودند، گروهى به راه هدایت رفتند و گروهى در ضلالت و گمراهى ماندند و گواهى مى دهم كه ولى و جانشین او، حكمت او را بیان كرد، و پیامبران قبل از او بیانگر حكمت كامل بودند و در راه اطاعت خدا كوشش نمودند و از هر گونه باطل و پلیدى و اهل باطل، دورى كردند، خداوند نیز آنها را در راه اطاعتش،
یارى فرمود ... سپس آن مسیحى، زنار و صلیب طلایى را كه در گردن داشت برید و شكست و بیرون آورد و به امام كاظم (ع)  عرض كرد: زكات این صلیب طلا را به چه مصرفى برساند؟

امام كاظم: در اینجا برادرى هم كیش تو است و از قبیله  قیس بن ثعلبه است كه مانند تو به اسلام گرویده، با او مواسات و همسایگى كنید (و از زكات به او بده) و من در اداى حق اسلامى شما كوتاهى نمی كنم.

مسیحى: من در محل خود ثروتمند هستم و سیصد اسب نر و ماده و هزار شتر دارم و حق شما در نزد من، بیش از حق من است.

امام كاظم: تو آزاد شده خدا و رسولش هستى و نسب و نژادت به حال خود باقى است.

از آن پس، آن مسیحى، رسما در صف مسلمین قرار گرفت و در راه اسلام، به نیكى انجام وظیفه كرد و با زنى از قبیله بنى فهر، ازدواج نمود و امام كاظم (ع) از اوقاف امام على (ع) پنجاه دینار مهریه همسرش را پرداخت و براى او نوكر گرفت و خانه اى در اختیار او گذارد و او در خدمت امام كاظم (ع) بود، تا آن حضرت را از مدینه به سوى بغداد تبعید كردند آن مسیحى تازه مسلمان 28 شب پس از تبعید امام كاظم (ع) از دنیا رفت.

منبع:

اصول کافی - باب المولد ابى الحسن موسى بن جعفر(ع)، حدیث 4 ص478- ج 1 با تلخیص.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام، امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تفسیر و باطن آیات قرآن، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حدیثى قدسى در تعیین اسامى مبارك ائمه اطهار علیهم السلام

از امام صادق علیه السّلام از پدران بزرگوارش علیهم السّلام نقل است كه‏ پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله گفت: خداوند با عزّت و جلال توسّط جبرئیل به من فرمود: هر كس كه بداند و دریابد كه هیچ خدایى جز من نیست و محمد، بنده و رسول من است و على، ولى و خلیفه و حجّت من است و امامان پاكیزه از فرزندان او حجّتهاى من هستند، او را به موجب رحمت خود داخل بهشت كرده و به مقتضاى عفو و بخششم از آتش دوزخ نجات خواهم داد و همجوارى خود را برایش اختیار كنم و كرامت و نعمتم را براى او لازم و تمام خواهم كرد و از بندگان مخصوص و برگزیده ام قرار دهم و دعایش را اجابت كرده و درخواستش را عطا می كنم و چون سكوت كند من آغاز كلام نمایم و اگر بدى كند باز به او ترحّم می كنم و اگر از نزد من بگریزد او را بسوى خود می خوانم و چون به سوى من باز گردد او را می پذیرم و اگر درب مرا بكوبد برایش بگشایم.

و هر كس به وحدانیّت من گواهى ندهد و یا گواهى به آن دهد ولى به رسالت بنده و رسولم محمد معتقد نباشد، یا آن را قبول كند ولى خلافت على بن أبى طالب را نپذیرد، یا آن را قبول كند ولى امامت امامان پاكیزه از فرزندان على را قبول نكند، این چنین فردى نعمت مرا انكار، و جلالم را كوچك شمرده، و به كتابها و آیات من كافر شده است. و اگر چنین فردى قصد مرا كند در پیش روى او حجاب گذارم و چون از من درخواست كند او را محروم نمایم و اگر مرا بخواند ندایش را نمی شنوم و چون دعا كند او را اجابت نمی كنم و چون به من امید بندد ناامیدش سازم و اینها همه جزاى اعمال اوست كه از من به او می رسد و من كوچكترین ستمى به بندگانم روا نمی دارم.

در این هنگام جابر بن عبد اللَّه انصارى برخاسته و گفت: اى رسول خدا! آن امامان از فرزندان على بن أبى طالب كیستند؟ فرمود: اوّل و دوم: حسن و حسین دو آقاى جوانان بهشتى هستند، على، كه آقاى عابدان در روزگارش مى‏باشد، سپس محمّد بن على، كه شكافنده علم است و تو اى جابر او را درك خواهى كرد، پس سلام مرا به او برسان.

سپس صادق است جعفر بن محمّد، بعد كاظم است موسى بن جعفر، سپس رضا است على ابن موسى، بعد تقى است محمّد بن علی و بعد نقى است على بن محمّد، سپس زكى است حسن بن على، و بعد پسرش مهدى و قائم به حق است، همو كه مهدى امّت من، صاحب زمان، محمّد بن الحسن (صلوات اللَّه علیهم أجمعین) است كه زمین را از عدل و داد پر خواهد كرد، پس از آنكه از بیداد و ستم پر شود.

اى جابر این افراد خلفا و اوصیاء و فرزندان و عترت منند، هر كس از آنان اطاعت كند مرا اطاعت نموده و هر كس به ایشان عصیان ورزد مرا نافرمانى نموده و هر كس همه آنان؛ یا یكى از ایشان را انكار نماید مرا انكار نموده است و خداوند به خاطر وجود ایشان آسمانها را از سقوط حفظ می كند و زمین را از حركت و لغزش نگه می دارد.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 151 تا 153.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، خداوند متعال، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام، امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 آبان 1394 :: نویسنده : ح و

خطبه امام سجاد علیه السلام در مدینه

پس از آنکه بشیر بن حذلم، خبر رسیدن کاروان خاندان امام حسین علیه السلام را به مردم مدینه اعلام کرد و مردم یکپارچه گریان به استقبال کاروان شتافتند، امام سجاد علیه السلام با دست خود آنها را ساکت کرد. آن‌گاه چنین خطبه خواند:

سپاس خداوندی راست که پرودگار دو جهان است و فرمانروای روز جزا و آفریننده همه مخلوقات. خداوندی که عقل‌ها قدرت درکش را ندارند، و رازهای پنهان، نزد او آشکار است. خداوند را به خاطر سختی‌های روزگار و داغ‌های دردناک و مصیبتهای بزرگ و سخت و اندوه آوری که به ما رسید، سپاس می گزارم. حمد خدای را که ما را با مصیبت‌های بزرگ و حادثة بزرگی که در اسلام واقع شد، آزمود.

ای مردم، اباعبدالله و عترت او کشته شدند و زنانش اسیر و سر مقدس او را بالای نیزه در شهرها گرداندند و این مصیبتی است که نظیر و مانندی ندارد.

ای مردم! پس از این مصیبت، کدام یک از مردان شما دلشاد خواهد بود؟ کدام دلی است که از غم و اندوه خالی بماند و کدام چشمی که از ریختن اشک خودداری کند؟ در صورتی که هفت آسمان بر او گریستند و ارکان آسمان‌ها به خروش آمد، زمین نالید و درختان و ماهیان و امواج دریاها و فرشتگان مقرب و همه اهل آسمان‌ها در این مصیبت عزادار شدند.

ای مردم! کدام دلی است که از کشته شدن حسین علیه السلام نشکند؟ کدام چشمی که بر او نگرید و کدام گوشی که بتواند این مصیبت بزرگ را که بر اسلام وارد شده است، بشنود و کر نشود؟

ای مردم! ما را پراکنده ساختند و از شهرهای خود دور کردند، گویا اهل ترکستان یا کابل باشیم! بی آنکه مرتکب جرم و گناهی شده یا تغییری در دین اسلام داده باشیم. چنین برخوردی را از گذشتگان به یاد نداریم و این جز بدعت چیز دیگری نیست.

به خدا قسم اگر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به جای سفارش به رعایت حال ما (خاندانش)، فرمان می داد با ما جنگ کنند، بیش از این نمی توانستند کاری بکنند. انالله و اناالیه راجعون. مصیبت ما چه بزرگ و دردناک و سوزاننده و سخت و تلخ و دشوار بود. از خدای متعال خواهانیم که در برابر این مصائب به ما اجر و رحمت عطا کند؛ زیرا او قادر و انتقام‌گیرنده است.

منابع:

لهوف سید بن طاووس، ص 237.





نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، امام حسین علیه السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، ائمه علیهم السلام، پنج تن آل عبا، حوادث کربلا، حوادث حرکت کربلا، مسلمانان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

تسلیت خضر (ع) به بازماندگان پیامبر (ص)

امام باقر (ع) فرمود: هنگامى كه پیامبر خدا (ص) رحلت كرد، آل محمد (ص) آنچنان اندوهگین شدند كه از شدت ناراحتى درازترین شبها را مى گذراندند. چشمشان به خواب نمى رفت. تا آنجا كه آسمان بالاى سرشان و زمین زیر پایشان را فراموش كردند، زیرا رسول خدا (ص)، خویش و بیگانه را با هم متحد و دوست كرده بود و همه را حامى دین نموده بود.

در این حال، شخصى بر آنها وارد شد كه خودش را نمى دیدند ولى سخنش را مى شنیدند كه به عنوان تسلیت مى گفت: درود و رحمت و بركات خدا بر شما خاندان باد، با وجود خدا و در سایه لطف الهى، هر مصیبتى، قابل تحمل است و هر از دست رفته اى را جبرانى است، هر انسانى مرگ را مى چشد، قطعا خداوند در روز قیامت، پاداش ‍ شما را به طور كامل خواهد داد،... بر خدا توكل كنید و بر او اعتماد نمائید... شما را به خدا مى سپارم و سلام بر شما باد.

شخصى از امام باقر (ع) پرسید: این تسلیت از جانب چه كسى براى آنها آمد؟

امام باقر (ع) فرمود: من الله تبارك و تعالی. (از جانب خداوند متعال).

 

و از ثعلبى روایت شده كه امیرمؤ منان (ع) به حاضران فرمود: صاحب صدا، برادرم خضر (ع) است كه شما را در مورد مصیبت رسول خدا (ص) تسلیت مى گوید.

منبع:

اصول کافی - كحل البصر، ط بیروت، ص 195.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، حضرت خضر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حرمت خانه حضرت زهرا سلام الله علیها از دیدگاه قرآن و سنت

محدثان، یادآور می شوند وقتی آیه مبارکه:

فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ... ( (این نور الهی) در خانه هایی است (مانند مساجد و حرم های معصومین) که خداوند اذن داده تا (نام و مقام و بناء آنها) بالا برده شود و نام او در آنها ذکر گردد در آن خانه ها در بامدادان و شامگاهان تسبیح او می گویند) (1)

بر پیامبر فرود آمد، پیامبر آیه را در مسجد تلاوت کرد.

در این هنگام شخصی برخاست و گفت: ای رسول گرامی، مقصود از این بیوت با این برجستگی چیست؟

پیامبر فرمود: خانه های پیامبران.

در این موقع ابوبکر برخاست، در حالی که به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام اشاره می کرد، گفت: آیا این خانه از همان خانه ها است؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخ گفت: بلی از برجسته ترین آنها است. (2)

**********

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم مدت نه ماه، هر روز پنج مرتبه، وقت هر نماز به در خانه دخترش می آمد، بر او و همسر عزیزش سلام می کرد و این آیه را می خواند:

إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا (3و4) یعنی: خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل‏بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

پیداست خانه ای که مرکز نور الهی بوده و خدا به ترفیع آن امر کرده است، از احترام بسیار بالایی برخوردار می‏باشد.

خانه ای که اصحاب کسا را در بر می گیرد و خدا از آن با جلالت و عظمت یاد می کند، باید مورد احترام قاطبه مسلمانان باشد.

اکنون باید دید پس از درگذشت پیامبر، تا چه اندازه حرمت این خانه ملحوظ گشت.

منابع:

1) سوره مبارکه نور/ 36.

2) قرأ رسول‏ الله صلی الله علیه و آله و سلم هذه الآیة (فی بیوت أذن اللَّه أن ترفع...) فقام إلیه رجل فقال: أی بیوت هذه یا رسول ‏الله؟ قال: بیوت الأنبیاء. فقام إلیه أبوبکر فقال: یا رسول‏ الله هذا البیت منها؟ البیت علی و فاطمه قال: نعم. من أفاضلها (الدر المنثور 6/ 203، تفسیر سوره نور؛ روح المعانی 18/ 174).

3) احزاب/ 33.

4) الدر المنثور 6/ 606.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، برتری 14 معصوم علیهم السلام بر انبیاء، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، تفسیر و باطن آیات قرآن، ابوبکر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 مرداد 1394 :: نویسنده : ح و

حمایت های همه جانبه پیامبر

ابن عباس نقل می کند که روزی پیامبر خدا نشسته بود و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نزد او بودند. پیامبر گفت: خداوندا، تو می دانی که اینان اهل بیت من و گرامی ترین مردم نزد من هستند. پس کسی را که آنان دوست دارند، دوست بدار و با دشمنانشان دشمنی کن؛ با کسی که آنان را دوست دارد، دوست باش و با کسی که با آنان دشمنی می کند، دشمنی کن؛ کسی را که یاریشان کند، یاری کن و آنان را پاک از هر پلیدی و معصوم از هر گناه قرار ده و به روح قدس خودت تاییدشان کن.

 

پیامبر گرامی در ضمن روایت دیگری گفت: خداوندا، تو را گواه می گیرم که من با هرکس که با اهل بیت من (علی، فاطمه ،حسن، حسین علیهم السلام) در صلح است، در صلح هستم و با هر کس که با آنان در جنگ است در جنگ؛ هر کس را که دوستشان بدارد، دوست می دارم و با هر کس که با آنان کینه ورزد، کینه می ورزم؛ با هر کس که با آنان دشمنی کند دشمنی می کنم و با هر کس که با آنان دوستی کند، دوستی؛ چرا که آنان از منند و من از آنان هستم.

 

منابع:

بحار الانوار، ج 37، ص 47، حدیث 23- معانی الاخبار، ص 55 و 56.

بحار الانوار، ج 37، ص 84، حدیث 52 - بشارت المصطفی، ص، 218.

 





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، دشمنی اهل بیت علیهم السلام، دوستی و ولایت اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 مرداد 1394 :: نویسنده : ح و

بوی سیب از ضریح منور

روزی جبرئیل نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به صورت دحیه کلبی نشسته بود که ناگاه حسن و حسین علیهماالسلام وارد شدند و چون گمان کردند جبرئیل دحیه است نزد او آمدند و از او هدیه ای خواستند.

جبرئیل دستی به آسمان بلند کرد و سیب و به و اناری به آنها داد. آنها چون میوه ها را دیدند شاد شدند و نزد پیامبر بردند. پیامبر میوه ها را گرفت و بویید و به آنها بازگرداند و فرمود: میوه ها را نزد پدر و مادر خویش ببرید؛ اگر اول نزد پدر خود ببرید بهتر است.

آنها نزد پدر و مادر خویش رفتند و آن جا ماندند تا رسول خدا هم به آنها پیوست و همگی از آن میوه ها تناول کردند اما هرچه می خوردند، چیزی از آن کم نمی شد.

آن میوه ها به حال خود بود تا رسول خدا از دنیا رفت.

وقتی حضرت فاطمه علیهاسلام رحلت فرمود، "انار" ناپدید شد؛ و چون حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شهادت رسید، "به" ناپدید شد و سیب نزد امام حسن بود تا به شهادت رسید و بعد از آن نزد امام حسین بود.

حضرت سجاد علیه السلام فرمود: وقتی که پدرم در صحرای کربلا به محاصره دشمن در آمد، آن سیب را در دست داشت و هر گاه تشنگی بر او غلبه پیدا می کرد آن را می بویید و تشنگی اش کم می شد. پس از شهادتش هر چه به دنبال آن "سیب" گشتند آن را نیافتند. من هر گاه به زیارت پدرم می روم، بوی آن سیب را از مرقد مطهرش استشمام می کنم؛ شیعیان مخلص ما نیز هرگاه در وقت سحر به زیارت آن مرقد مطهر بروند، بوی سیب را از ضریح منورش استشمام می کنند.

منابع:

منتهی الامال، ج 1، ص 528 - مناقب آل ابی طالب.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، حضرت جبرئیل سلام الله علیه، حوادث کربلا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پاسخ روشنگرانه امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید

روزی هارون از امام کاظم علیه السلام پرسید: چرا به شیعیانت نمی‌گویی به تو "پسر رسول خدا" نگویند؟ شماها پسران علی علیه السلام هستید، و فرزند به پدرش نسبت داده می‌شود نه به مادرش.

امام فرمود: جواب این سوال را نخواه.

هارون گفت: حتماً باید جواب بدهی.

امام فرمود: در امان هستم؟

هارون گفت: آری.

امام شروع به تلاوت قرآن نمود: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و وهبنا له اسحاق و یعقوب کلا هدینا و نوحا هدینا من قبل و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف وموسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی والیاس کل من الصالحین. (سوره انعام: آیه 84-85)

ترجمه:و به او (ابراهیم) اسحاق و یعقوب را عطا کردیم و هدایت نمودیم، و نیز نوح را قبل از آنان به راه نجات هدایت کردیم، همچنین فرزندانش، داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را، و این چنین پاداش نیکوکاران را می دهیم و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را، که همگی از صالحان بودند.

سپس امام پرسید: پدر عیسی کیست؟

هارون گفت: عیسی پدر ندارد؛ او معجزه الهی است.

امام فرمود: پس در این آیه، عیسی از جانب مادر، فرزند نوح و ابراهیم معرفی شده. ما هم از طرف مادرمان فاطمه زهرا سلام الله علیها فرزند پیامبر هستیم.

هارون گفت: احسنت! بیشتر بگو.

امام فرمود: در ماجرای مباهله با مسیحیان نجران، خدا دستور داد پیامبر با پسران، زنان و کسانی که مثل جان او هستند، برای نفرین حاضر شود. و همه می دانند که پیامبر، فاطمه و علی و حسن و حسین را همراه خود برد. معلوم می‌شود حسن و حسین به تایید خدا و رسولش فرزندان پیامبرند. (چون در آنجا، طبق آیه قرآن قرار می شود، فرزندان و زنان و خودشان را دعوت کنند و طبق عملکرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، فرزندان بر حسنین علیهماالسلام و زنان بر حضرت زهرا سلام الله علیها و خودشان هم بر حضرت علی علیه السلام، منطبق می گردد.)

هارون گفت: یک سوال دیگر، چرا می گویی از اموال پیامبر، چیزی از فدک به عباس که عموی او بود، به ارث نمی رسد و تمام فدک فقط باید به فاطمه زهرا می رسیده؟(هارون مثل تمام خلفای بنی عباس از نسل عباس است، یعنی مقداری از فدک مال من که از نسل عباس هستم، می باشد).

امام فرمود: پیامبر برای بستگانش که می‌توانستند از مکه به مدینه هجرت کنند و نکردند و همچنان در بین مشرکان مکه باقی ماندند، حقی برای ارث تعیین نکرد (پس ارثی به عباس نمی رسد). عباس هم در جنگ با رسول خدا در جمع مشرکان حاضر بود و اسیر شد و از دادن فدیه برای آزادی خود خودداری کرد و گفت هیچ مالی ندارم. ولی جبرئیل به پیامبر خبر داد او اموالش را نزد همسرش ام الفضل مخفی کرده؛ و عباس اینجا بود که به حقانیت پیامبر و ارتباطش با عالم غیب پی برد و ایمان آورد.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 122.

 





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، جواب دندان شکن، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، مناظره، بنی عباس، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : ح و


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات