تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم
 
داستانهای مذهبی
شنبه 7 بهمن 1396 :: نویسنده : ح و

تخلف عمر از فرمان رفتن به مکه


به نوشته ابن هشام هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در سال ششم از هجرت به قصد زیارت مکه معظمه با گروهی از صحابه و دیگر مسلمانان به راه افتاد قریش وحشت زده شد که مبادا پیامبر به قصد جنگ و قتال راه مکه را پیش گرفته و چند نفر را هر یک به تنهایی نزد آن حضرت فرستادند تا از هدف اصلی او آگاه شوند. و از طرفی درصدد توطئه جلوگیری از آمدن پیامبر و مسلمانان بر آمدند که کار به صلح حدیبیه و رفتن به مکه در سال بعد انجامید.

 در این موقع رسول خدا صلی الله علیه و اله عمر را به پیش خواند تا به مکه اعزام نماید و به اشراف مکه اطلاع دهد که هدف اصلی پیامبر چیزی جز زیارت خانه خدا نیست.

عمر گفت: یا رسول الله من بر جان خود از قریش می ترسم و از بنی عدی بن کعب (قبیله عمر) کسی در مکه نیست که از اذیت و قصد جان من جلوگیری کند و بدین وسیله از اطاعت دستور پیامبر و رفتن به مکه سرپیچی و شانه خالی کرد و گفت: عثمان را بفرست که از من در نزد آنها عزیزتر است!

منبع:

سیره ابن هشام 3/329.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 3 بهمن 1396 :: نویسنده : ح و

تأكید در احترام به مادر

 

عربى به حضور پیامبر (ص) آمد و گفت: اى رسول خدا! به چه كسى نیكى كنم؟
پیامبر: به مادرت.
عرب: سپس به چه كسى نیكى كنم؟
پیامبر: به مادرت.
عرب: سپس به چه كسى نیكى كنم؟
پیامبر: به مادرت.
عرب: سپس به چه كسى نیكى كنم؟
پیامبر: به پدرت.

منبع:

اصول کافی - باب البر بالوالدین، حدیث 9، ص 159 و 160، ج 2 -نظیر این مطلب ، حدیث 17، ص 162.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، والدین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تجلیل پیامبر از امام علی علیه السلام در فتح مکه

 

سال هشتم هجرت، در روز فتح مکّه، حضرت علی علیه السلام در حالی که سر خود را پوشانده بود به طرف خانه خواهرش امّ هانی رفت، چون خبردار شده بود که او حارث بن هشام و قیس بن سائب و چند نفر از بنی مخزوم را پناه داده است.

وقتی مقابل در خانه رسید، با صدای بلند فرمود: در این خانه چه کسانی را پناه داده اید؟ فراریان با شنیدن صدای او از شدت ترس، به خود می لرزیدند.

ام هانی که علی علیه السلام را نشناخته بود از خانه خارج شد و گفت: من امّ هانی، دختر عمه رسول خدا صلی الله علیه و آله و خواهر امیرالمؤمنین هستم. از خانه من دور شو.

علی علیه السلام فرمود: آنهایی را که پناه داده ای بیرون کن.

امّ هانی گفت: به خدا سوگند، از تو به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت خواهم کرد.

در این حال حضرت علی علیه السلام سربند خود را از سر برداشت. امّ هانی که حالا او را شناخته بود، او را در آغوش گرفت و گفت: من فدایت شوم. اما چه کنم که قسم یاد کردم از تو به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کنم.

علی علیه السلام به او فرمود: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برو و به سوگندی که خوردی عمل کن.

ام هانی نزد پیامبر رفت اما پیش از اینکه چیزی بگوید، پیامبر به او فرمود: ام هانی، آمده ای از علی شکایت کنی. او دشمنان خدا و رسول خدا را ترسانده است. خداوند پاداش مجاهدت‌های علی را بدهد؛ و چون تو خواهر علی بن ابی طالب هستی، هر کس را پناه دادی من نیز پناه می دهم.

منابع:

بحارالانوار، ج 41، ص 10، حدیث 3 ------ مناقب.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیشگویی شهادت و مظلومیت حضرت علی (ع) توسط پیامبر (ص)

 

پیامبر صلی الله علیه و آله روزی در جمع سلمان، ابوذر، مقداد و ابوایوب انصاری بر جانشینی علی علیه السلام تصریح کرد و در پایان سخنش فرمود: به خداوند شکایت امتم را می کنم که حق برادرم را انکار خواهند کرد و علیه او همدست خواهند شد و به او و فرزندانش ستم خواهند کرد و حقشان را خواهند گرفت.

اصحاب گفتند: ای رسول خدا، آنچه فرمودید، به‌راستی رخ خواهد داد؟

پیامبر فرمود: آری. علی را به خشم می آورند و دلش را از غصه پر می کنند ولی او صبر پیشه می کند و عاقبت نیز کشته خواهد شد.

وقتی فاطمه سلام الله علیها صدای پیامبر خدا را شنید، گریان نزد پدر آمد و گفت: شنیدم که چیزهایی درباره پسر عمویم، علی و فرزندانم می گفتید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای فاطمه، تو نیز مورد ظلم قرار می گیری و حق تو را نیز می گیرند. تو اولین نفر از خاندانم هستی که به من ملحق می شوی. ای فاطمه، من با آن کس که تو را دوست بدارد، دوستم و با هر کس که با تو بجنگد، در جنگم. تو را امانت به خداوند و جبرئیل و فرد صالحی از مؤمنین می سپرم.

سلمان پرسید: ای رسول خدا، فرد صالحی از مؤمنین کیست که دخترت فاطمه را به او می سپری؟

پیامبر فرمود: علی بن ابی طالب است.

منابع:

بحارالانوار، ج 36، ص 264، حدیث 85 ------ کشف الیقین.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیوند تنگاتنگ على (ع) با پیامبر (ص)

 

حضرت على (ع) هر روز یك نوبت به حضور پیامبر (ص) مى رفت، پیامبر (ص) با او خلوت مى كرد و در هر موضوعى على (ع) را به رموز و اسرار آگاه مى نمود و هیچ را از على (ع) پنهان نساخت، اصحاب پیامبر (ص) مى دانستند كه پیامبر (ص) جز با على (ع) این گونه خصوصى نبود و غالبا على (ع) در خانه خود بود و پیامبر (ص)  نزد على (ع) مى آمد و بیشتر همنشینى پیامبر (ص) با على (ع)، در خانه على (ع) صورت مى گرفت و گاهى على (ع) به خانه پیامبر (ص) مى رفت، پیامبر (ص) زنان خود را از خانه بیرون مى كرد و تنها با على (ع) هم سخن مى شد، ولى وقتى كه پیامبر (ص) به خانه على (ع) مى آمد، فاطمه (س) و پسران فاطمه (س) یعنى حسن و حسین علیهما السلام را از خانه بیرون نمى كرد.

على (ع) هر سوالی مى كرد پیامبر (ص) پاسخ مى داد وقتى كه سوالش تمام مى شد و سكوت مى كرد، پیامبر (ص) آغاز سخن مى نمود، هیچ آیه اى بر رسول خدا (ص) نازل نشد، مگر اینكه آن را براى على (ع) خواند و املاء فرمود، پیامبر (ص) همه احكام از حلال و حرام و امر و نهى گذشته و آینده و كتابى كه بر پیامبران قبل نازل شد را به على (ع) آموخت. على (ع) همه آنها را به خاطرش سپرد و حتى یك حرف آن را فراموش نكرد.

سپس پیامبر (ص) دست مبارك خود را بر سینه على (ع) نهاد و چنین دعا كرد: خدایا قلب على (ع) را از علم و شناخت و حكم و نور پر كن.

من به آن حضرت عرض كردم: اى پیامبر خدا! پدر و مادرم به قربانت، از زمانى كه آن دعا را درباره من كردى، چیزى را فراموش نكردم و آنچه را هم ننوشتم از یادم نرفت، اكنون با این حال ترس آن هست كه فراموش ‍ كنم؟

پیامبر (ص) فرمود: لا، لست اتخوف علیك النیسان والجهل (نه، در مورد تو ترس فراموشى و نادانى ندارم).

منبع:

اصول کافی - اقتباس از گفتار مشروح حضرت على (ع) در شأن خود باب اختلاف الحدیث، قسمت آخر، حدیث 1،ص 63، 64، ج 1.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیروی امام علی علیه السلام از پیامبر اکرم در غذا خوردن

 

سوید بن غفله می گوید: به حضور علی علیه السلام رسیدم. دیدم نشسته و ظرفی از شیر و مقداری نان جوین خشک در برابرش است؛ نان را با دستش خرد می کند، و هر گاه نان با دستش نمی شکند، آن را با زانو می شکند و در ظرف شیر می ریزد.

امام به من فرمود: بفرما و از این غذای ما بخور.

گفتم:‌ من روزه هستم.

حضرت فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: هر کس به خاطر روزه، از غذای مورد اشتهایش چشم بپوشد، بر خدا واجب است که او را از خوردنی و نوشیدنی بهشت بهره مند سازد.

سوید بن غفله می افزاید: به خدمتکار امام که نزد او ایستاده بود، گفتم: ای فضه، آیا در مراعات حق این مرد، از خدا نمی ترسید؟ چرا نان نرم برایش نمی پزید؟

فضه پاسخ داد: امام با ما شرط کرده است که نان نرم برایش نبریم.

و امام علی علیه السلام فرمود: پدر و مادرم فدای آنکه هیچ‌گاه نانش نرم نبود و تا روز فوتش هرگز سه روز پیاپی یک وعده کامل از نان گندم نخورد. من دیده‌ام رسول خدا صلی الله علیه و آله نانی خشکتر از نان من می خورد و جامه ای خشن‌تر از جامه من می پوشید و من اگر او را الگو قرار ندهم می ترسم روز قیامت به او ملحق نشوم.

منابع:

بحارالانوار، ‌ج 40، ص 331 ------ مناقب.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، زهد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیروی از معصومین، پیروی از خداست

 

ابو اسحاق نحوی می گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، شنیدم که او می فرماید: خداوند پیامبر خود را بر اساس محبتش، اخلاق نیکو آموخت و آن گاه گفت: به راستی تو (ای رسول خدا) دارای اخلاقی نیک و بزرگ هستی (و انک لعلی خلق عظیم؛ سوره قلم آیه 4)

سپس کارها را به او واگذار نمود و فرمود: آنچه را پیامبر برای شما (مردم) می آورد بگیرید (عمل کنید) و از آنچه نهی می کند اجتناب کنید (مآ اتاکم الرّسول فخذوه و مانهاکم عنه فانتهوا؛ سوره حشر، آیه 7) پس از آن خداوند فرمود: آن کس که پیامبر را اطاعت کند، از خداوند پیروی کرده است (و من یطع الرسول فقد اطاع الله؛ سوره نساء، آیه 80.)

در ادامه امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر نیز کارها را به امام علی علیه السلام سپرد و شما شیعیان او را پذیرفتید ولی دیگران از او پیروی نکردند. سوگند به خدا که ما شما را دوست می داریم چنانچه همان چیزی را بگوئید که ما می گوئیم و آن جا که ما سکوت می کنیم شما نیز سکوت کنید و ما حجت خدا بین شما و خداوند هستیم و خداوند هیچ خیری در خلاف امر ما قرار نداده است.

منابع:

بحارالانوار، ج17، ص3و4.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 آبان 1396 :: نویسنده : ح و

شفاعت پیامبر (ص)

 

ابو العباس المکبر نقل می نماید که غلام همسر امام سجاد علیه السلام که اسمش ابو ایمن بود بر امام محمد باقر علیه السلام، وارد شد و عرض کرد: یا ابا جعفر علیه السلام؛ مردم را گمراه می کنند و می گویند: شفاعت محمد صلی الله علیه و آله وجود دارد! شفاعت محمد صلی الله علیه و آله وجود دارد (یعنی این مطلب نادرست را به خورد مردم می دهند در حالی  که واقعیت ندارد).

پس حضرت امام محمد باقر علیه السلام، عصبانی شدند به گونه ای که صورتشان بر افروخته گردید و فرمودند: وای بر تو ای ابا ایمن! آیا تو را گول زده اند که گفته اند: شکم و شهوتت از گناه پاک بماند؟ (یعنی همان گونه که بقیه احکام و مسائل دینی که تو را از گناه پاک نگه می دارد جزء معارف دین است و به آن اعتقاد داری و فایده اش به تو می رسد، شفاعت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز جز دین است و ایمان به آن به خودت نفع می رساند) تو اگر مصیبت و گرفتاری بزرگ قیامت را ببینی، (خواهی فهمید) که یقینا به شفاعت محمد صلی الله علیه و آله نیاز داری. وای بر تو! آیا جز این است که ایشان از کسانی شفاعت می نماید که آتش برایشان قطعی شده است.

سپس امام محمد باقر علیه السلام فرمود: هیچ کس از اولین و آخرین نیست مگر این که نیازمند شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله است.

امام محمد باقر علیه السلام سپس فرمودند: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از امتشان شفاعت می کنند و ما نیز از شیعیان شفاعت می نماییم و شیعیان ما از خانواده و اهل خودشان شفاعت می نمایند.

سپس فرمودند: انسانِ دارای ایمان به اندازه (دو قبیله) ربیعة و مضر شفاعت می نماید و انسان دارای ایمان حتی از خادم خودش نیز، شفاعت می کند و می گوید: خداوندا حق خادمم بر من این است که به من خدمت می کرد و مرا از گرما و سرما نگه می داشت.

منبع:

قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقق: موسوی جزائری، دار الکتاب، قم، چاپ سوم، 1404 ق، ج ‏2، ص 202.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام محمد باقر علیه السلام، شیعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیامبر اکرم و پاکسازی کعبه از بت ها پس از فتح مکه


در روز فتح مکه، پس از ورود لشگریان اسلام به شهر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در منطقه حجون در کنار ابوطالب کمی استراحت کرد، سپس در حالی که سوار بر شتر بود برای طواف خانه خدا رهسپار مسجدالحرام شد. پیامبر (ص) لباس نظامی بر تن و کلاه خود بر سر داشت و مهاجرین و انصار که گرداگرد وجودش حضور داشتند، به پیروی از او با صدای بلند تکبیر می گفتند تا وقتی با اشاره پیامبر، همگان ساکت شدند.

پیامبر در نخستین دور طواف وقتی در برابر کعبه رسید، با چوب بلندی که در دست داشت، ضربه‌ای به بت‌های هبل و اساف و نائله زد و آنها را سرنگون کرد و این آیه را خواند: قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا؛ (بگو حق آمد و باطل محو و نابود شد و باطل همیشه نابودشدنی است.) با سقوط هبل، بت بزرگ، پیامبر دستور داد آن را بشکنند. زبیر به تمسخر به ابوسفیان گفت: هبل بت بزرگ شکسته شد! و ابوسفیان با نهایت دلخوری گفت: بس کن. اگر غیر از خدایی که محمد می‌گوید خدای دیگری بود، اوضاع ما این گونه نبود.

آن‌گاه پیامبر (ص) بتی را بالای بام کعبه دید. به حضرت علی علیه السلام فرمود: من می‌ایستم، تو بر دوش من بالا برو و آن بت را به زمین بیفکن. سپس فرمود: اگر تمام امت من بخواهند مرا تحمل کنند، از شدت سنگینی و عظمت وحی نمی‌توانند، ولی من تو را تحمل می‌کنم. حضرت علی علیه السلام بر دوش پیامبر ایستاد و بت را برگرفت و آن را به کوه صفا کوبید و خرد کرد. سپس خندان از دوش پیامبر پایین آمد. پیامبر پرسید: چرا می‌خندی؟

علی علیه السلام جواب داد: در شگفتم که از بالای دوش شما به زمین آمدم ولی چیزی احساس نکردم.

رسول خدا فرمود: چگونه می‌خواهی چیزی احساس کنی در حالی که محمد تو را بر دوش گرفت و جبرئیل تو را پایین آورد.

بعدها علی علیه السلام تعریف می‌کرد که هنگامی که بر دوش پیامبر بودم به گونه‌ای بودم که گویی اگر می‌خواستم به آسمان دست یابم، می‌توانستم.

منابع:

مغازی واقدی، ج2، ص832.

بحارالانوار، ج40، ص61.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


أمیرالمؤمنین علیه السّلام چرا با ناكثین و قاسطین و مارقین جنگید ولى در برابر أبو بكر و عمر سكوت فرمود

 

نقل شده كه آن حضرت پس از جنگ نهروان در مجلسى نشسته بود و از جریان امور گذشته مذاكره می شد، تا اینكه آن حضرت پرسیده شد كه چرا با أبو بكر و عمر همچون طلحه و زبیر و معاویه نجنگیدى؟

أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: من از روز نخست زندگى پیوسته مظلوم واقع شده و حقوق خود را مورد تجاوز و دستبرد دیگران می دیدم.

پس اشعث بن قیس برخاسته و گفت: اى أمیرالمؤمنین، چرا دست به شمشیر نبردى و حقّ خود را نستاندى؟

فرمود: اى اشعث مطلبى را پرسیدى پس خوب به پاسخش گوش كرده و بخاطر بسپار و به حقیقت كلام و حجّت من توجّه كن كه من از شش تن از انبیاى گذشته تبعیّت و پیروى نمودم:

أوّل از حضرت نوح علیه السّلام كه خداوند در باره اش می فرماید: "فَدَعا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ" پس اگر كسى بگوید او از قوم خود خوف نداشته؛ منكر كلام خدا و كافر بدان شده است.

و دوم از حضرت لوط علیه السّلام كه خداوند در باره او می فرماید: "لَوْ أَنَّ لِی بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلى‏ رُكْنٍ شَدِیدٍ" پس اگر كسى بگوید: لوط این كلام را براى مطلبى غیر از ترس گفته مسلّما كافر است و گر نه اوصیاى انبیاء در این مقام معذورترند.

و سوم از حضرت إبراهیم خلیل علیه السّلام، در این آیه كه: "وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ" پس اگر كسى بگوید او این سخن را براى غیر ترس گفته كافر است و گر نه وصىّ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله معذورتر است.

و چهارم از حضرت موسى علیه السّلام در این آیه: "فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ" پس اگر كسی با وجود این آیه منكر ترس موسى شود كافر است و گر نه وصىّ معذورتر است.

و پنجم از سخن هارون برادر آن حضرت در این آیه كه گفت: "ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی" اگر كسى منكر ترس هارون باشد مسلّما كافر است و گر نه وصىّ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله معذورتر است.

و ششم از برادرم محمّد صلّى اللَّه علیه و آله خیر البشر پیروى و تبعیّت نمودم كه روى احتیاط و خوف از قریش مرا در جاى خود خوابانیده و خود از مكّه بیرون و در غار مخفى شد، اگر كسى منكر ترس آن حضرت از دشمنان باشد كافر است و گر نه وصىّ او معذورتر است.

در این وقت همه مردم یكپارچه برخاسته و گفتند: اى أمیرالمؤمنین ما همه دریافتیم كه فرمایش شما صحیح و عمل شما حقّ است و ما جاهل و گناهكاریم و ما می دانیم كه شما در ترك دعوى و سكوت و تسلیم شدن خود معذور می باشی.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 412-414.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام، ابوبکر، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیامبر اکرم و تفسیر واژه عالین به اهل بیت

 

از پیامبر گرامی اسلام پرسیدند منظور از عالین در آیه "استکبرت ام کنت من العالین" چیست.

حضرت فرمود: منظور، من و علی و فاطمه و حسن و حسین است. ما در سرادق عرش خداوند را تسبیح می‌گفتیم و ملائکه نیز از تسبیح ما تسبیح می‌گفتند و این مربوط به دو هزار سال قبل از خلقت حضرت آدم است. آن هنگام که خداوند عزوجل، آدم را آفرید، به فرشتگان فرمان داد بر او سجده کنند، و به ما فرمان نداد. پس همه ملائکه سجده کردند، جز ابلیس که امتناع ورزید.

خداوند فرمود: استکبرت ام کنت من العالین (تکبر می ورزی یا از  عالین (این پنج تن که نام‌های آنان بر سرادق عرش نوشته شده) هستی؟)

پس ما ابواب خداوندیم که مردم از آن وارد می شوند. هدایت‌یافتگان به واسطه ما هدایت می یابند. کسی که ما را دوست بدارد، خداوند او را دوست دارد و وارد بهشتش می کند و کسی که با ما دشمنی ورزد، خداوند با او دشمنی می ورزد و او را به آتش می اندازد. ما را جز کسی که ولادتی پاک داشته باشد، دوست ندارد.

منبع:

بحار الانوار، ج 29، ص 306، حدیث 120.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، ابلیس و شیطان، تفسیر و باطن آیات قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پذیرش توبه حضرت آدم به واسطه اهل بیت علیهم السلام

پیامبر گرامی اسلام فرمود: هنگامی که آدم در اطاعت از فرمان خداوند مرتکب خطا شد، خداوند را به حق ما (پنج نور مقدس) قسم داد تا توبه اش را بپذیرد و از خطایش درگذرد و خداوند هم خواسته او را اجابت نمود، توبه اش را پذیرفت و گناهش را بخشید.

سپس فرمود: ای آدم، بر تو بشارت باد که این‌ها از فرزندان تو هستند.

پس آدم، خدای عزوجل را سپاس گفت و به خاطر وجود ما، بر ملائکه مباهات نمود.

منابع:

بحار الانوار، ج 35، ص 23، حدیث 15.

روضة ص 17 و 18.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، حضرت آدم علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 19 آبان 1396 :: نویسنده : ح و

پاداش عظیم تلاوت مكرر سوره توحید

وقتى كه سعد بن معاذ (یكى از اصحاب رسول خدا) از دنیا رفت، پیامبر(ص) بر جنازه او نماز خواند و فرمود: هفتاد فرشته كه جبرئیل نیز همراهشان بود، آمدند و بر جنازه سعد نماز خواندند.

من به جبرئیل گفتم: سعد به چه علت داراى این مقام شد كه شما همراه آن همه فرشته آمدید و بر جنازه اش نماز خواندید؟

جبرئیل در پاسخ فرمود: بقراءه قل هو الله احد، قائما و قاعدا وراكبا و ماشیا و ذاهبا و جائیا (به خاطر اینكه او، سوره توحید (قل هو الله احد) را در همه وقت، ایستاده، نشسته، سواره، پیاده، هنگام رفت و برگشت مى خواند).

منبع:

اصول کافی - باب فضل القرآن، حدیث 13،ص622 ج 2.





نوع مطلب : خداوند متعال، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، اصحاب اهل بیت علیهم السلام، قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 17 آبان 1396 :: نویسنده : ح و

پاداش زیارت امام حسین علیه السلام

 

عبدالله بن عباس می گوید: روزی نزد پیامبر رفتم و دیدم حسن بر دوش اوست و حسین بر زانوی او و پیامبر آن دو را می بوسد و می گوید: خداوندا! هرکس اینها را دوست می دارد دوست بدار و با هرکس که با آنان دشمنی می کند دشمنی کن.

آن گاه فرمود: ای عباس، گویا حسین را می بینم که محاسنش به خونش رنگین شده است و کمک می‌طلبد؛ اما کسی یاری اش نمی کند.

پرسیدم: چه کسانی با او چنین می کنند، یا رسول الله؟

فرمود: اشرار امتم. خداوند آنها را به شفاعت من نایل نکند.

آن گاه فرمود: ای ابن عباس، کسی که او را زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد، خداوند ثواب هزار حج و هزار حج عمره را برای او می نویسد. هرکس او را زیارت کند، گویا مرا زیارت کرده و کسی که مرا زیارت کند، گویا خدا را زیارت کرده است و حق زائر خداوند این است که به آتش جهنم، عذاب نشود. آگاه باش که زیر قبه حرمش دعا اجابت می شود و در تربتش شفاست و امامان فرزندان اویند.

منبع:
بحار الانوار، ج 36، ص 285، حدیث 107.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، خداوند متعال، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جلوه هایی از اقیانوس بیکران علوم امام جواد (ع) - رسوایی حدیث سازان

نقل شده است که پس از آن که مأمون دخترش را به امام جواد تزویج کرد در مجلسی که مأمون و امام و یحیی بن اکثم (از بزرگان اهل سنت و دارای نفوذ بسیار در حکومت) و گروه بسیاری در آن حضور داشتند، یحیی عرض کرد: ای پسر رسول خدا! نظر شما درباره روایتی که (در مدارک اهل سنت) نقل شده است که: "جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت: یا محمد! خدا به شما سلام می رساند و می گوید: من از ابوبکر راضی هستم، از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟" چیست؟ (1)

امام فرمود: من منکر فضیلت ابوبکر نیستم، ولی کسی که این خبر را نقل می کند باید خبر دیگری را نیز که پیامبر اسلام در حجة الوداع بیان کرد، از نظر دور ندارد. پیامبر فرمود: کسانی که بر من دروغ می بندند، بسیار شده اند و بعد از من نیز بسیار خواهند بود. هر کس به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید، آنچه را که با کتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود، رها کنید.

امام جواد(ع) افزود: این روایت (درباره ابوبکر) با کتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ(2) ما انسان را آفریدیم و می دانیم در دلش چه چیز می گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم.

آیا خشنودی و ناخشنودی ابوبکر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟! این عقلاً محال است.

یحیی گفت: روایت شده است که: ابوبکر و عمر در زمین، مانند جبرئیل در آسمان هستند.

حضرت فرمود: درباره این حدیث نیز باید دقت شود، زیرا جبرئیل و میکائیل دو فرشته مقرّب درگاه الهی اند و هرگز گناهی از آن دو سر نزده است و لحظه ای از دایره اطاعت خدا خارج نشده اند، ولی ابوبکر و عمر مشرک بوده اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده اند، امّا اکثر دوران عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کرده اند، بنابراین محال است که خدا آن دو را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند.

یحیی گفت: همچنین روایت شده است که: ابو بکر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند درباره این حدیث چه می گویید؟ (3)

حضرت فرمود: این روایت نیز محال است که درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمی شود (تا ابو بکر و عمر سرور آنان باشند!) این روایت را بنی امیه، در مقابل حدیثی که از پیامبر اسلام (ص) درباره امام حسن و حسین علیهما السلام نقل شده است که حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند، جعل کرده اند.

یحیی گفت: روایت شده است که عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است.

حضرت فرمود: این نیز محال است؛ زیرا در بهشت، فرشتگان مقرّب خدا، آدم، محمد (ص) و همه انبیاء و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اینها روشن نمی شود، ولی با نور عمر روشن می گردد؟!

یحیی اظهار داشت: روایت شده است که سکینه به زبان عمر سخن می گوید (عمر هر چه گوید، از جانب ملک و فرشته می گوید).

حضرت فرمود: من منکر فضیلت عمر نیستم؛ ولی ابوبکر، با آن که از عمر افضل است، بالای منبر می گفت: من شیطانی دارم که مرا منحرف می کند، هرگاه دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست باز آورید.

یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم، حتما عمر مبعوث می شد (4).

امام فرمود: کتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست تر است، خدا در کتابش فرموده است: وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثَاقَهُمْ وَمِنکَ وَمِن نُّوحٍ... (5) به خاطر بیاور هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح... .

از این آیه صریحا بر می آید که خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممکن است پیمان خود را تبدیل کند؟ هیچ یک از پیامبران به قدر چشم به هم زدن به خدا شرک نورزیده اند، چگونه خدا کسی را به پیامبری مبعوث می کند که بیشتر عمر خود را با شرک به خدا سپری کرده است؟! و نیز پیامبر فرمود: در حالی که آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم.

باز یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: هیچگاه وحی از من قطع نشد، مگر آن که گمان بردم که به خاندان خطاب (پدر عمر) نازل شده است، یعنی نبوّت از من به آنها منتقل شده است.

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا امکان ندارد که پیامبر در نبوّت خود شک کند، خداوند می فرماید: اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ(6) خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانی برمی گزیند. (بنابراین، با گزینش الهی، دیگر جای شکی برای پیامبر در باب پیامبری خویش وجود ندارد).

یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر (ص) فرمود: اگر عذاب نازل می شد، کسی جز عمر از آن نجات نمی یافت.

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است: وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ (7) و مادام که تو در میان آنان هستی، خداوند آنان را عذاب نمی کند و نیز مادام که استغفار می کنند، خدا عذابشان نمی کند.

می بینید که برای نزول عذاب دو مانع ذکر شده است و لا غیر؛

الف) وجود مبارک پیامبر (ص) در بین مردم.

ب) توبه و استغفار مردم.

بدین ترتیب تا زمانی که پیامبر در میان مردم است و تا زمانی که مسلمانان استغفار می کنند، خداوند آنان را عذاب نمی کند. (8)

 

منابع:

1) علامه امینی در کتاب الغدیر (ج 5 ص 321) می نویسد: این حدیث دروغ و از احادیث مجعول محمد بن باب شاذ است.

2) سوره ق، آیه 16.

3) علامه امینی این حدیث را از بر ساخته های یحیی بن عنبسة شمرده و غیر قابل قبول می داند، زیرا یحیی شخصی جاعل حدیث و دغلکار بوده است (الغدیر، ج 5، ص 322. ذهبی نیز یحیی بن عنبسه را جاعل حدیث و دغلکار و دروغگو می داند و او را معلوم الحال شمرده و احادیثش را مردود معرفی می کند) میزان الاعتدال، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج 4، ص 400، چاپ اول، دار احیاء الکتب العربیة، 1382 ق.

4) یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم، حتما عمر مبعوث می شد.

5) سوره احزاب،آیه 7.

6) سوره حج، آیه 75.

7) سوره انفال،آیه 33.

8) مرحوم طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 248 247، نجف، المطبعة المرتضویة، 1350 ق؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 50، ص 83 80 الطبعة الثانیة، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1395 ق؛ سید عبد الرزاق مقرم، نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد (ع)، ترجمه دکتر پرویز لولاور، ص100 98 مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1370 ش. البته ناگفته نماند که امام (ع) با حفظ تقیه، این مناظره را انجام داده است.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام جواد علیه السلام، مناظره، شیعه، اهل سنت و تحریف دین، ابوبکر، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :