داستانهای مذهبی
شنبه 16 آبان 1394 :: نویسنده : ح و

مكافات آنانكه قطع رحم مى كنند

شخصى به حضور امام صادق (ع) آمد و عرض كرد: برادران و پسر عموهایم خانه ام را بر من تنگ نموده اند و از همه آن خانه، مرا به یك اطاق پناهنده كرده اند، من اگر خواسته باشم اقدام كنم، همه آنچه را كه در اختیار آنها است، مى گیرم.

امام: صبر كن، خداوند گشایشى برایت فراهم مى كند.

من صبر كردم و از پیگیرى موضوع، منصرف شدم، تا اینكه در سال 131 (هجری قمری) بیمارى واگیردار وبا آمد، سوگند به خدا همه آنها مُردند و حتى یك نفرشان باقى نماند، من از خانه خارج شدم و به حضور امام صادق (ع) رفتم، همین كه مرا دید، فرمود: حال اهل خانه ات چطور است؟

عرض كردم: به خدا همه پسر عموها و برادرهایم كه در آن خانه، مرا در فشار قرار داده بودند مُردند.

فرمود: این مكافات به خاطر آن قطع رحمى بود كه به تو روا داشتند و به خاطر آزارى كه نمودند، نابود شدند، آیا دوست داشتى آنها بمانند و زندگى را بر تو تنگ كنند؟

گفتم: آرى به خدا سوگند.

منبع:

اصول کافی - باب قطیعة الرحم، حدیث 3، ص 346 - ج 2.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، صله رحم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

نصیحت على (ع) در مورد همكارى خویشان به همدیگر

 عصر خلافت حضرت على (ع) بود، ماجراى شورش بیعت شكنان در بصره و جنگ جمل به پیش آمد، على (ع)  با همراهان از مدینه به سوى بصره براى سركوب شورشیان، حركت نمودند  هنگامى كه به سرزمین ربذه رسیدند، مردى از قبیله محارب، به حضور على (ع) آمد و عرض كرد: اى امیر مؤمنان! من در رابطه با فامیل خود، تاوانى را به عهده گرفتم، وقتى كه نزد بعضى از آنها رفتم و تقاضاى همكارى و كمك نمودم، كمك نكردند و گفتند: ما خودمان سخت در مضیقه زندگى هستیم. اى امیر مؤمنان! به آنها امر كن كه با من همكارى كنند و مرا كمك نمایند.

امام على (ع)  از او پرسید: آنها كجایند؟

او گروهى از آنها را كه از دور پیدا بودند نشان داد و گفت عده اى از آنها اینها هستند.

امام على (ع) كه بر مركب سوار بود، به سرعت نزد آنها رفت، به گونه اى كه جماعتى از همراهان، به سختى به آن حضرت رسیدند.

امام على (ع) وقتى به آنها رسید سلام كرد و از آنها پرسید: چرا با رفیق خود همكارى نمى كنید؟

آنها از او و او از آنها در حضور امام على (ع)  شكایت كردند.

امام على (ع) درباره پیوند خویشاوندى و وظایف خویشاوندى نسبت به همدیگر چنین فرمود: هر كس باید با خویشانش پیوند گرم داشته باشد و خویشان از دیگران، سزاوارتر به همكارى و كمك هستند، بخصوص در آن هنگام كه خویشان در فشار زندگى قرار گرفتند. زیرا خویشانى كه با یكدیگر پیوند دارند و با یکدیگر همكارى و كمك و گذشت دارند به پاداش آن مى رسند، ولى اگر رشته خویشى را قطع نمایند، گرفتار بار سنگین مجازات خواهند شد.

آنگاه آن حضرت، مركب خود را بر انگیخت و به جاى اول بازگشت.

منبع:

اصول کافی - باب صلة الرحم، حدیث 18، ص 153 - ج 2.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، صله رحم، فقر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


زمینه چینى برادر زاده امام كاظم علیه السلام براى كشتن آن حضرت

على بن جعفر (برادر امام كاظم) مى گوید: براى عمره ماه رجب در مكه بودیم كه محمد بن اسماعیل بن امام صادق (برادر زاده امام كاظم) نزد من آمد و گفت: عمو جان تصمیم دارم به بغداد مسافرت كنم، دوست دارم با عمویم موسى بن جعفر علیه السلام خداحافظى كنم، دلم مى خواهد تو نیز همراه من باشی.

من با او به حضور امام كاظم رفتیم، دیدم امام كاظم علیه السلام پارچه رنگ كرده اى به گردنش بسته بود، و پائین آستانه در نشست، و من خم شدم و سرش را بوسیدم و عرض كردم: برادر زاده، محمد بن اسماعیل  مى خواهد به مسافرت برود، اینك آمده تا با شما خداحافظى كند.

فرمود: بگو بیاید، من او را كه در كنار ایستاده بود، صدا زدم، نزدیك آمد و سر حضرت را بوسید و گفت: قربانت مرا سفارشى كن و به من پند و موعظه بفرما.

امام كاظم علیه السلام   به محمد بن اسماعیل فرمود: اوصیك ان تتقى الله فى دمی. (به تو سفارش مى كنم كه درباره خون من، از خدا بترسى  و باعث ریختن خون من نگردی).

محمد گفت: هر كس درباره تو بدى كند، به خودش مى رسد، سپس براى بدخواه امام علیه السلام نفرین كرد.

بار دیگر محمد، سر عمویش امام كاظم علیه السلام را بوسید و گفت مرا موعظه كن.

امام بار دیگر فرمود: تو را سفارش مى كنم كه درباره خون من از خدا بترسی.

او باز همان سخن را تكرار كرد، و براى بار سوم، سر امام را بوسید و گفت: اى عمو! مرا موعظه كن.

امام كاظم براى سومین بار به او فرمود: تو را درباره خون خودم سفارش ‍ مى كنم كه از خدا بترسی.

محمد بن اسماعیل، باز بر بدخواه امام نفرین كرد.

على بن جعفر مى گوید: در این هنگام برادرم امام كاظم علیه السلام به من فرمود: اینجا باش، من ایستادم، حضرت به اندرون رفت و مرا صدا زد، نزدش ‍ رفتم، كیسه اى كه محتوى صد دینار بود به من داد و گفت: این پول را به پسر برادرت محمد بده، تا كمك خرجش در صفر باشد، دو كیسه دیگر نیز داد و فرمود: همه را به او بده .
عرض كردم: اگر طبق آنچه فرمودى، از او مى ترسى، پس چرا او را بر ضد خود كمك مى كنی؟

فرمود: هر گاه من صله رحم كنم، ولى او قطع رحم نماید، خدا رشته عمرش را قطع مى كند، سپس سه هزار درهم دیگر كه در همیانى بود داد و فرمود: به او بده.

على بن جعفر مى گوید: من نزد محمد بن اسماعیل رفتم، كیسه اول صد دینار را دادم، بسیار خوشحال شد و براى عمویش امام كاظم علیه السلام دعا كرد، كیسه دوم و سوم را دادم، به گونه اى خوشحال شد كه گمان كردم دیگر به بغداد نمى رود، باز سیصد درهم به او دادم.

ولى در عین حال او به بغداد نزد هارون رفت و گفت: گمان نمى كردم در روى زمین دو خلیفه باشد، تا اینكه دیدم مردم به عمویم، موسى بن جعفر (ع)  به عنوان خلافت، سلام مى كنند و به این ترتیب سخن چینى كرد و هارون را بر ضد امام كاظم علیه السلام برانگیخت.

هارون صد هزار درهم براى او فرستاد، ولى خداوند او را به بیمارى ذبحه (درد شدید گلو شبیه دیفترى) گرفتار كرد، كه نتوانست به یك درهمش بنگرد و آن را به مصرفش برساند، به این ترتیب مرد.

منبع:

باب مولد الحسن موسى بن جعفر(ع )، حدیث 8، ص 485 - ج 1






نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، صله رحم، بذل و بخشش، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

سبقت عجم در پذیرش و تأیید دین

 ابراهیم، یكى از فرزندان امام كاظم (ع) بود، ولى فرزندی ناخلف بود، و در مورد امامت بعد از پدر، مزاحمت هائى براى حضرت رضا (ع)  ایجاد مى كرد.

على بن اسباط مى گوید: به حضرت (ع) عرض كردم: مردى نزد برادرت ابراهیم رفته (و او را اغفال كرده) و به او گفته: پدرت وفات نكرده است، آیا شما نیز مانند ابراهیم، چنین عقیده اى دارید؟

امام رضا (ع): شگفتا! آیا رسول خدا (ص) می میرد، ولى موسى (پدرم) نمى میرد، سوگند به خدا پدرم وفات كرد، چنانكه رسول خدا (ص) وفات كرد ولى خداوند متعال از آن لحظه رحلت پیامبر (ص) به بعد و زمانهاى بعد از آن، به طور پى گیر این دین را بر عجم زادگان منت مى گذارد، ولى همین توفیق را از بعضى از خویشان پیامبر (ص) به خاطر عدم شایستگیشان باز مى دارد، همواره به عجم زادگان عطا مى كند و از خویشان پیامبر (ص) باز مى دارد، من هزار دینار بدهكارى ابراهیم را - پس از آنكه بر اثر نادارى تصمیم بر طلاق همسران و آزاد نمودن بردگانش گرفته بود - ادا كردم. در عین حال در برابر محبتهاى من، دست از كینه توزى بر نمى دارد  چنانكه شنیده اى برادران یوسف (ع) چه كردند، یوسف چه ستمها و آزارها از برادرانش دید.

منبع:

اصول کافی - باب فى ان الامام یعلم ان الامرقد صار الیه ، حدیث 2، ص 380 ج 1.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، ایرانیان و اسلام، بذل و بخشش، صله رحم، بردباری و حلم، جود و سخاوت، فرزندان ناخلف اهل بیت و انبیاء علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


محرومیت های اجتماعی شرابخوار در فرهنگ اسلام

بسیاری از قوانین کلی اسلام دارای استثنائاتی است، مثلاً قانون صله ارحام (پیوند با خویشاوندان) با آن همه تاکیدی که بر آن شده و پاداش‌ها و فواید فراوانی که برای آن بیان گردیده و پیامدها و زیانهایی که برای ترک آن بیان شده است استثنائاتی دارد و پیوند با بعضی از خویشان ممنوع گردیده است.

انسان در جامعه نیاز فراوانی به ارتباط و همکاری با اعضای آن جامعه دارد؛ نیازهایی از قبیل خرید و فروش، ازدواج، کمک در سختی ها، دوستی و مصاحبت، قرض و ضمانت، اعتبار و آبرو و عیادت در هنگام بیماری و ...

حال اگر افراد جامعه بنا به عللی هر گونه همکاری و مساعدت را از کسی دریغ کنند، او را در یک تحریم اجتماعی محصور سازند و رابطه خود را با او به طور کلی قطع کنند، زندگی این فرد چگونه خواهد گذشت؟

آیا چنین کسی با این محاصره همگانی و فشار همه جانبه قادر به ادامه زندگی طبیعی در آن جامعه خواهد بود؟ هرگز! این تحریم همچون زندانی تنگ و تاریک، جان او را به لب خواهد آورد و او پس از مدتی یا آن جامعه را ترک خواهد کرد یا در صدد رفع موانع و اصلاح امور بر خواهد آمد.

بعضی از خطاکاران با نصیحت و موعظه و امر به معروف و نهی از منکر اصلاح می شوند و بعضی دیگر با اندکی تنبیه به اصلاح خود می پردازند. اما راه دیگری برای اصلاح و تنبیه و هدایت برخی از خطاکاران قطع رابطه، طرد، و فشار روانی و اجتماعی است.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای اصلاح افراد و جامعه اسلامی، فرمان طرد کامل گناهکاران را در یکی از موارد چنین صادر فرموده است: شرابخوار اگر بیمار شد از او عیادت نکنید و اگر شهادت داد نپذیرید و اگر یادی از او به میان آمد، او را نستایید و اگر خواستگاری کرد به او همسر ندهید و اگر سخنی گفت تصدیقش نکنید و اگر مُرد در مراسم دفنش حاضر نشوید.

واضح است که اگر تحریمی این گونه علیه شرابخوار اعمال شود و همه افراد جامعه ملتزم به رعایت آن باشند خواب غفلت از سر آن شرابخوار و هر گناهکار دیگر به در می رود و مستی او به هوشیاری تبدیل می شود و از جاده انحراف به صراط مستقیم باز می‌گردد.

منابع:

بحارالانوار، ‌ج 81،‌ ص 267؛ کتاب زیارات خدا‌، ص 82 85.





نوع مطلب : صله رحم، شراب و شرابخواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 خرداد 1393 :: نویسنده : ح و

فضیلت ماه رمضان

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن (شب قدر) بهتر از عبادت هزار ماه است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است. پس با نیتی درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.

آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.

منابع:

مفاتیح الجنان،‌ تفسیر نمونه، ‌ج 1، ص 634؛ المیزان، ‌ج 2، ص 15





نوع مطلب : ماه مبارک رمضان، صله رحم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 فروردین 1393 :: نویسنده : ح و

دعای کسی که مستجاب نمی شود

امام صادق علیه السلام می فرماید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است: خداوند دعای چند دسته را مستجاب نمی کند:

الف: کسی که از خداوند برای پدر و مادر خود بدی بخواهد.

ب: کسی که مالش را قرض داده و از قرض‌گیرنده، سندی نگرفته و مالش از دست رفته و حالا دعا کند که مالش برگردد.

ج: کسی که از خداوند دفع شر زنش را بخواهد؛ زیرا چاره‌ی این کار در دست خود شخص است: او اگر واقعا از دست این زن ناراحت است، می‌تواند او را طلاق دهد.

د: آدمی که در خانه‌ی خود نشسته، دست روی دست گذاشته و از خداوند روزی می‌خواهد. خداوند در جواب این بنده ی طمع کار جاهل می‌گوید: بنده‌ی من! مگر نه این است که من راه حرکت و کوشش را برای تو باز کرده‌ام؟! مگر نه این است که اعضا و جوارح سالم به تو داده‌ام؟! بنابر این بین تو و خودم حجت را تمام کرده‌ام تا در راه کسب روزی گام برداری و دستور مرا درباره‌ی سعی و کوشش اطاعت کنی و باری بر دوش دیگران نباشی. اگر با اراده‌ی کلی من سازگار بود به تو روزی وافر خواهم داد؛ اگر هم بنا به مصالحی روزی‌ات چندان زیاد نشد، تو سعی خود را کرده و وظیفه خویش را انجام داده ای.

هـ: کسی که خداوند به او مال و ثروت فراوان داده و او با بذل و بخشش‌های زیاد، آنها را از بین برده است، بعد دست به دعا برداشته که خدایا به من روزی بده! خداوند در جواب او می‌گوید: مگر من به تو روزی فراوان ندادم؟ چرا میانه‌روی نکردی؟ مگر من دستور نداده بودم که در بخشش باید میانه‌روی کرد؟ مگر من از بذل و بخشش بی‌حساب نهی نکرده بودم؟!

و: کسی که برای قطع ارتباط با خویشانش دعا کند یا از خداوند چیزی بخواهد که مستلزم قطع ارتباط با خویشان است.





نوع مطلب : طلاق، بذل و بخشش، زن و شوهر، قرض، صله رحم، دعا، والدین، مال و روزی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات