داستانهای مذهبی

پرچم امام زمان و چند حدیث در باب ظهور

در کتاب کمال الدین از حضرت امیرالمومنین علیه السلام آمده است که بالای منبر چنین فرمود: مردی از فرزندانم در آخر الزمان ظهور می کند که هر گاه پرچم خود را به اهتزاز درآورد، شرق و غرب را روشن سازد دست بر سر بندگان خدا کشد، پس هیچ مؤمنی باقی نماند مگر اینکه دلش از کوهِ آهنین هم محکمتر گردد و خداوند متعال قوت چهل مرد به او بدهد و هیچ میتی نماند مگر آنکه در قبر اثری از خوشحالی ظهور به او برسد که مؤمنین در قبر از هم دیدن کنند و به ظهور قائم یکدیگر را مژده دهند.

**********

و نیز در کمال الدین روایت شده که در پرچم مهدی (عج) است که: بیعت رفعت و برتری از آن خداوند عزوجل است.

**********

در همان کتاب از امیر‌المؤمنین روایت شده که فرمود: ما را پرچمی هست که هر که از آن پیش بگیرد سرکش و هر که از آن عقب بیفتد هلاک شده و هر آنکه از آن پیروی کند به مقصد رسیده است.

**********

و از امام صادق است که فرمود: گویا قائم را می نگرم که بر پشت نجف رسیده چون بر پشت نجف قرار می گیرد بر اسب تیره رنگ ابلقی می نشیند که میان دو چشمش سفیدی باریکی است ... و چون پرچم رسول الله را بگشاید، سیزده هزار و سیزده فرشته از آسمان بر او فرود می آید که همه در انتظار فرمان قائم باشند.

**********

و از ابو حمزه ثمالی منقول است که گفت: حضرت باقر علیه السلام به من فرمود: گویی قائم را می نگرم که در کوفه، پشت نجف آشکار شده و چون بر نجف برآید پرچم رسول‌ الله (ص) را بر افرازد و عمود آن از عمودهای عرش خدای متعال و بقیه اش از نصرت خدای عزوجل می باشد آن را بر کسی فرود نیاورد مگر اینکه خداوند متعال او را نابود سازد.

راوی گوید: عرضه داشتم آیا این پرچم با او هست یا برایش می آورند؟ فرمود بلکه برایش می آورند، جبرئیل آن را می آورد.

**********

و باز در همان کتاب از پیامبر اکرم در حدیث طولانی آمده، برای او پرچمی هست که هر گاه وقت خروجش برسد آن پرچم خود به خود افراشته گردد وخداوند تبارک و تعالی آن را به نطق آورد و او را ندا کند که ای ولی خدا خروج کن و دشمنان خدا را به قتل رسان و برای او دو پرچم هست و دو نشانه و او را شمشیری است در نیام که هر وقت موقع خروجش شود آن شمشیر بیرون آید و خداوند عزوجل او را به نطق آورد. پس آن حضرت را ندا می کند و می گوید: ای ولی خدا خروج کن که برای تو روا نیست که از دشمنان خدا آرام بنشینی.

**********

و در بحارالانوار از ابو بصیر آمده که گفت: حضرت صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که امیر‌المؤمنین با اهل بصره برخورد کرد و پرچم برافراشت، پرچم پیغمبر را گشود. لذا متزلزل شدند و هنوز شعاع خورشید زرد نگردیده بود که فریاد زدند: ای پسر ابوطالب ما را هلاک کردی. در این هنگام آن حضرت دستور داد که اسیران را نکشید و بر زخمیها حمله نکنید و فراریان از جبهه را دنبال ننمایید و هر که اسلحة خود را بر زمین گذارد ایمن است و هر آنکه درب خانه اش را ببندد در امان است.

در جنگ صفین یاران آن حضرت خواهش کردند که آن پرچم را دوباره بگشاید ولی آن جناب نپذیرفت. حسن و حسین علیهماالسلام و عمار یاسر را واسطه قرار دادند آن حضرت به حسین علیه السلام فرمود: فرزندم برای این مردم مدتی تعیین شده که به آن خواهند رسید و این پرچمی است که پس از من کسی جز قائم (عج) آن را نخواهد گشود.

**********

ودر حدیث دیگری از حضرت باقر علیه السلام در وصف پرچم آن حضرت آمده که فرمود: به خدا سوگند آن پرچم از پنبه و کتان و ابریشم و دیبا نیست.

راوی گوید: عرض کردم: پس از چیست؟

فرمود: از برگ درخت بهشت است. پیغمبر (ص) روز بدر آن را برافراشت سپس در هم پیچید و آن را به علی علیه السلام داد. پیوسته نزد آن جناب بود تا روز بصره (جنگ جمل) فرا رسید. پس امیر‌المؤمنین آن را برافراشت و خداوند پیروزی را برایش قرار داد. سپس آن را پیچید و آن پرچم نزد ماست. کسی آن را نمی گشاید تا قائم بپاخیزد. وقتی او قیام کند احدی در مشرق و مغرب باقی نمی ماند مگر اینکه آنرا ببنید و به مسافت یک ماه راه، رُعب پیشاپیش آن و از سمت راست و از سمت چپ پیش می رود.

سپس فرمود: او به خونخواهی پدرانش قیام می کند، خشمگین و اسفناک برای غضب خداوند بر مردمان. پیراهن پیغمبر (ص) را که روز احد پوشیده بود در بر دارد و عمامه سحاب و زره آن جناب را پوشیده و شمشیر ذوالفقار رسول خدا (ص) را نیز با خود دارد آنگاه شمشیر می کشد و تا هشت ماه از کُشته پُشته می سازد.

منابع:

مکیال المکارم، سید محمد تقی موسوی اصفهانی.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جنگ بدر، جنگ جمل، جنگ صفین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مدح و ستایش مشرکان در جنگ بدر توسط عمر

عمر در جنگ بدر کشته های مشرکین را ستایش کرد و گفت: در چاه های بدر، جوانمردان و بزرگواران عرب افتاده اند. آیا پسر کبشه (یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) به من وعده می دهد که زنده خواهم شد چگونه ممکن است استخوانهای پوسیده زندگی کنند؟!!!

آیا از اینکه مرگ را از من دفع کند ناتوان است اما وقتی استخوانهایم بپوسد آنها را می تواند زنده سازد؟!!!

چه کسی است که به رحمن (یعنی خداوند تبارک و تعالی) بگوید که من ماه روزه را ترک گفته ام!! (1)

همچنین اهل سنت در کتب خود آورده اند که ابوبکر و عمر در معرکه بدر، قریش (مشركان) را ستودند، در حالیکه پیامبر خدا از آنان اعراض نمود و رو برگرداند. (2)

اسناد:

(1) المستطرف ج2ص260 – جامع البیان ج2ص211.

(2) مسلم ج 3 ص 1403الی 1404 - سیره نبوی ابن کثیر ج 2 ص 391 الی 395 - دلائل النبوه ج 3 ص 106 - سیره ابن دحلان ج 1 ص 313.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، جنگ بدر، ابوبکر، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 20 آبان 1394 :: نویسنده : ح و

فروتنى نجاشى پادشاه حبشه، به عنوان شكر

 عصر پیامبر (ص) بود، در سالهاى آغاز بعثت، مسلمانان شدیدا در معرض خطر از ناحیه مشركان بودند، سرانجام جمعى از مسلمانان (حدود هشتاد نفر) به سرپرستى جعفر طیار، برادر حضرت على (ع)، به حبشه پناهنده شدند، زیرا شاه آنجا به نام  اصحمة بن بحر كه با لقب  نجاشی خوانده مى شد، زمامدار عادل و مسیحى بود، جعفر و همراهان، پانزده سال در حبشه ماندند، سپس به مدینه مهاجرت كردند.

امام صادق (ع)  فرمود: روزى نجاشى براى جعفر و همراهانش پیام داد كه نزد من بیائید، جعفر و همراهان به نزد نجاشى رفتند، دیدند او در یكى از اطاقهاى خانه اش روى خاك زمین نشسته و لباس كهنه پوشیده است، جعفر (ع) مى گوید: وقتى كه او را به آن حال دیدیم، از او ترسیدیم كه مبادا كه مثلا دیوانه شده باشد، وقتى كه چهره پریده ما را دید گفت: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی نَصَرَ مُحَمَّداً وَ أَقَرَّ عَیْنَهُ، أَلَا أُبَشِّرُكُمْ؛ (حمد و سپاس خداوندى را كه محمد (ص) را یارى كرد و چشمش را روشن نمود، آیا شما را مژده ندهم؟)

جعفر: پادشاه بشارت بده.

نجاشی: اكنون یكى از مأموران مخفى من از سرزمین شما (مكه) آمد و به من خبر داد كه خداوند، پیامبرش محمد (ص) را  در جنگ بدر  یارى نمود و دشمن را به هلاكت رسانید و فلانى و فلانى و فلانى اسیر شدند، در بیابان بدر كه گیاه اراك بسیار دارد، پیامبر (ص) با دشمنش درگیر شدند، گویا هم اكنون آن بیابان را مى نگرم، كه براى اربابم كه از قبیله بنى ضمره بود، در آن سرزمین چوپانى مى كردم.

جعفر: پادشاه ! چرا روى خاك نشسته اى و لباس كهنه پوشیده اى؟

نجاشی: اى جعفر! ما در كتابى كه براى حضور عیسى (ع) نازل شده یافته ایم كه یكى از حق هاى خدا بر بندگانش این است كه وقتى نعمتى به آنها رسید، در برابر خدا تواضع و فروتنى كنند و چون خداوند به وسیله محمد (ع) نعمتی (پیروزى در جنگ بدر) را به من داد، من تواضع و فروتنى كردم. (1)

وقتى كه این ماجرا (داستان تواضع نجاشی) را به پیامبر (ص) خبر دادند، آن حضرت فرمود: همانا صدقه، موجب افزایش ثروت صدقه دهنده شود، پس صدقه دهید، خدا شما را رحمت كند و همانا تواضع موجب بالا رفتن مقام صاحبش مى شود، پس تواضع كنید تا خداوند بر مقام شما بیفزاید و همانا عفو و بخشش، موجب افزایش عزت و شوكت صاحبش شود، بنابراین عفو و بخشش كنید تا خداوند شما را عزیز كند. (2)

منبع:

1- طبق بعضى از روایات، نجاشى گفت: در انجیل مقدس آمده: هرگاه خداوند نعمتى را به شخصى داد، او باید خدا را شكر كند، ارزش هیچ شكرى مانند تواضع در برابر خدا و خلق خدا نیست.  بحار، ج 18، ص 422.

2- اصول کافی -  باب التواضع، حدیث 1، ص 121 - ج 2.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، جعفر طیار سلام الله علیه، جنگ بدر، تواضع، بردباری و حلم، صدقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 خرداد 1394 :: نویسنده : ح و

حضور امام علی علیه السلام در جنگ بدر

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ماه رمضان سال دوم هجرت با 313 نفر برای مصادره اموال کاروان تجاری قریش از مدینه خارج شد و در کنار چاه‌های بدر توقف کرد. از سوی دیگر، قریش با 900 نظامی کارآزموده و مجهز به کمک کاروان شتافت و اگرچه کاروان، مسیر خود را عوض کرده و از تیررس مسلمانان گریخته بود، ولی قریشیان برای رویارویی با مسلمانان، بامداد روز 17 ماه رمضان از پشت تپه ای به دشت بدر سرازیر شدند. علی علیه السلام در طول ماجرای نبرد بدر حضوری درخشان و تاثیرگذار داشت.

در شب پیش از جنگ که مسلمانان نیازمند آب بودند، او داوطلب تهیه آب شد و در تاریکی بیابان به تنهایی به طرف چاه بدر حرکت کرد. چنین روایت شده که در مسیر بازگشت، فرشتگان مقرب الهی، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل، همراه تعدادی دیگر از فرشتگان نزد علی علیه السلام آمدند و درود و سلام نثارش کردند.

در روز جنگ نیز وقتی سه نفر از قریش به نام‌های عتبه پدر هند (پدر همسر ابوسفیان) و شیبه، برادر بزرگش، و فرزندش ولید، غرش‌کنان به میدان نبرد آمدند و مبارز طلبیدند، سه نفر از انصار به نام های عوف، معوذ و عبدالله بن رواحه به مقابله آنان شتافتند، لیکن مبارزین قریش فریاد برآوردند: ای محمد، کسانی از اقوام ما که هم شأن ما هستند به جنگ ما بفرست.

پیامبر نیز به عبیده بن حارث بن عبدالمطلب و حمزه بن عبدالمطلب و علی علیهم السلام فرمان داد که برای نبرد با آنان آماده شوند. هر سه نفر روانه میدان نبرد شدند. علی علیه السلام که حدود 25 سال داشت و جوان‌ترین آنها بود، به جنگ ولید، دایی معاویه، رفت و حمزه که میانسال بود با عتبه و عبیده بن حارث که از همه مسن‌تر بود با شیبه به جنگ پرداختند.

علی علیه السلام و حمزه حریفان خود را در همان لحظه نخست به خاک افکندند ولی میان عبیده و ولید ضربات زیادی رد و بدل می شد و هر یک، دیگری را مجروح می کرد. در این هنگام علی علیه السلام و حمزه به کمک عبیده شتافتند و حریف او را از پا درآوردند.

علی علیه السلام در نامه ای به معاویه می نویسد: شمشیری که من آن را در یک روز بر جد تو (عتبه پدر هند، مادر معاویه) و دائی ات (ولید فرزند عتبه) و برادرت (حنظله) فرود آوردم، هنوز نزد من است.

ودر جاى دیگر می فرماید: تو اى معاویه مرا با شمشیر می ترسانى؟ حال آنكه از جایگاه هاى فرود آمدن شمشیر من بر برادر و دایى و جد خود آگاه هستى و می دانى كه همه را در یك روز از پاى در آوردم.

از این دو نامه به خوبى استفاده می شود كه حضرت امیر علیه السلام در كشتن جد معاویه دست داشته است و از طرف دیگر می دانیم كه حمزه و حضرت على هر كدام طرف مقابل خود را بدون درنگ به هلاكت رسانده اند. هرگاه حمزه طرف جنگ عتبه (جد معاویه) باشد دیگر حضرت امیر نمی تواند بفرماید: "اى معاویه جد تو زیر ضربات شمشیر من از پاى در آمد" به ناچار باید گفت كه شیبه طرف نبرد حمزه بود وعتبه هماورد عبیده بوده است كه حمزه و حضرت على پس از كشتن مبارزان خود به سوى او رفتند و او را از پاى در آوردند.

 منابع:

نهج البلاغه، نامه 64 و 28، مغازی واقدی، ج 1، ص 62.

سیره ابن هشام ،‌ج 1، ص 625.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، جنگ بدر، معاویه، هند جگرخوار (مادر معاویه)، ابوسفیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 فروردین 1394 :: نویسنده : ح و

دلیل اندوه فاطمه علیهاسلام پس از رحلت پیامبر

بزرگترین غم و اندوه فاطمه علیهاسلام به تاراج رفتن اسلام بود و اینکه می‌دید عده ای با خانه نشین کردن امیرالمؤمنین علی علیه السلام، دین خدا را به هر شکل که می خواستند، تحریف کرده اند.

زهرای اطهر سلام الله علیها با بصیرت کاملی که داشت می دید که دشمنان دین، لباس دینداران را پوشیده اند و بر پیکر مقدس دین از پشت خنجر می زنند. لذا وقتی که زنان مدینه به عیادتش رفتند، مفصلا از شوهرهای آنها که با غاصبین خلافت همدستی کرده‏ بودند، شکایت کرد و فرمود: به خدا قسم از مردهای شما خشمگینم؛ وقتی آنها را آزمودم، از آنها بدم آمد. وای بر آنها! چگونه خلافت الهی را از مسیر اصلی خود منحرف کردند و از پایگاه محکم نبوت و مهبط وحی الهی دور ساختند. به خدا قسم اگر زمام امور به علی سپرده می‌شد، جامعه مسلمان‌ها را با آرامش سیر می داد.

زهرا علیهاسلام بزرگ‌تر از این بود که فکر کند چرا شوهرش خلیفه نشد تا بهتر و راحتتر به مال و منال دنیا برسد. او هرگز به ظواهر زودگذر نمی اندیشید.

زهرا سلام الله علیها در روزهای آخر عمر شریفش به ام سلمه فرمود: دلم از غصه آب شده و رنج و مصیبت مرا فرا گرفته.

از یک سو پیامبر اکرم اسلام را از دست داده ام و از سویی به وصی او ظلم شده. به خدا قسم حرمت علی را شکستند و پیشوایی و رهبری اش را به ناحق غصب کردند و کینه هایی را که از جنگ بدر و احد در سینه پنهان کرده بودند، ظاهر ساختند.

خلاصه آنکه زهرا علیهاسلام نگران عاقبت این امت بود و برای آن می گریست. آری او دریای رحمت و لطف خدا بود و از او جز این انتظار نمی رفت.

منابع:

بحار الانوار، ج 43، صفحات 156 و 158.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، سقیفه و غصب خلافت، جنگ بدر، جنگ احد، اهل سنت و تحریف دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 فروردین 1394 :: نویسنده : ح و

حمله عمومی درجنگ بدر

پس از کشته شدن سران قریش حمله عمومی آغاز شد. پیامبر دستور داد که یارانش با تیراندازی از پیشروی دشمن جلوگیری کنند. آنگاه پیامبر با چوب دستی صفوف سربازان خود را منظم کرد و چنین دعا کرد: خدایا اگر این گروه امروز هلاک شوند دیگر کسی تو را عبادت نخواهد کرد. پیامبر مشتی خاک برداشت و به سوی قریش ریخت و فرمود: رو هایتان دگرگون باد...

آنگاه پیامبر دستور عمومی داد. با حمله عمومی آثار پیروزی در ناحیه جبهه مسلمانان نمایان شد و دشمن که کاملا ترسیده بود پا به فرار گذاشت. پیامبر دستور داد از ریختن خون دو گروه جلوگیری به عمل آید:

1- کسانی که در مکه به مسلمانان نیکی کرده و از آنها حمایت نموده بودند.

2- کسانی که به اجبار از مکه بیرون آمده بودند و از صمیم دل خواهان اسلام و رسول خدا بودند، مانند بیشتر بنی هاشم مانند عباس عموی پیامبر.

در این نبرد چهارده نفر از مسلمین شهید شدند و هفتاد نفر از قریش کشته شدند و هفتاد نفر نیز اسیر گشتند.

شهدای بدر در گوشه میدان به خاک سپرده شدند و کشته های قریش به دستور پیامبر در میان چاهی ریخته شدند و پیامبر بر سر چاه رفت و نام یکایک سران کفر را بر زبان راند و فرمود: آیا آنچه خدای شما به شما وعده کرده بود یافتید؟ من آنچه را خدایم وعده کرده بود درست یافتم.

منابع:

مغازی واقدی، ج1، ص117.

سیره ابن هشام، ج2، ص 706تا708، ج1، ص 628.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، جنگ بدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 تیر 1393 :: نویسنده : ح و

اسلام آوردن ظاهری معاویه

معاویه در نقطه عطف برخورد جاهلیت و اسلام، لحظه ای از سردمداران کفر دوری نگزید. و حتی آن روز که می دید پدرش (ابوسفیان) ظاهرا به اسلام گرایش یافته است، وی را با اشعاری نکوهش آمیز مخاطب قرار داده گفت:

 

ای صخر، اسلام را نپذیر که ما را به رسوائی دچار خواهی ساخت! بعد از مرگ عزیزانی که در جنگ بدر پاره پاره شدند.

دائی و عمویم و نیز عموی مادرم، که سومین فرد آن کشتگان بود. و حنظه برادر خوبم، آنها که خواب سحرگاه ما را به بیداری مبدل ساختند.

یک لحظه نیز به اسلام میل نکن، که برگردن ما بار ننگ می گذارد!

مرگ آسان تر است از ملامت دشمنان، که بگویند فرزند حرب (ابوسفیان) به خاطر ترس و وحشت، از بت عزّی روی گردانید! (1)

 

معاویه بعد از فتح مکه، در میان سایر افرادی که اسلام آوردند، به ظاهر به این دین گروید. و از سهم "مؤلفة قلوبهم" از غنائم جنگ حنین، که ویژه جلب قلوب تازه مسلمانان و سست ایمانان بود، صد شتر و مقدار زیادی نقره نصیب برد.

 

اسناد:
(1) به نقل زبیر بن بکار در کتاب مفاخرات، نگاه کنید به شرح نهج البلاغة ج2ص102، تذکرة الخواص ص115، جمهرة الخطب ج2ص12.

یا صخر لا تسلمن فتفضحنا......................بعدالذین ببدر اصبحوا فرقاً

خالی و عمی و عم الام ثالثهم.........و حنظل الخیر قداهدی لنا الارقا

لا ترکنن الی امر تقلدنا.........................والراقصات فی المکه الخرقا

فالموت اهون من قول العداوة لنا.......عدا بن حرب عن العزی اذا فرقا

 

 





نوع مطلب : ابوسفیان، معاویه، جنگ بدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 خرداد 1393 :: نویسنده : ح و

مادر معاویه (هند)

هند دختر عتبه بن ربیعه بن عبد شمس را مادر معاویه خوانده اند. از روسپیان و فاحشه های معروف مکه بود و به بردگان سیاه علاقه بسیار داشت؛ ولی هنگامی که فرزندی سیاه به دنیا می‌آورد، از ترس رسوایی می‌کشت. همچنین وی از مطربه های عرب بود و هشتصد رقاصه تربیت کرده بود که با جام شراب اطراف کعبه، در حال رقص طواف می کردند. هند آنقدر در فحشا و زنا شهرت داشت که برخی از شعرای آن روز، مثل حسان بن ثابت شاعر مشهور صدر اسلام، درباره فساد و فحشای وی اشعاری سروده اند. و حتی در روز فتح مکه، وقتی که هند برای بیعت به نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه واله آمد، به ایشان عرض کرد که ما بر چه چیز با تو بیعت کنیم؟ حضرت فرمودند: بر اینکه زنا نکنید!

هند دختر عتبة بن ربیعه، همسر ابوسفیان و مادر معاویه، از زنان مشهور عصر خویش و از سرسخت‌ترین دشمنان اسلام بود. نخست همسر خوص بن مغیره بود و پس از وی به ازدواج ابوسفیان درآمد. پس از ظهور اسلام در مکه، همواره از مخالفان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود و مردم را علیه آن حضرت می‌شوراند.

در جنگ بدر، پدرش عتبه و برادرش شیبه و پسرش حنظله به دست دلاوران بنی‌هاشم هم‌چون علی بن ابیطالب و حمزه سیدالشهدا به قتل رسیدند. از این رو کینه وی به اسلام افزون گشت و سوگند یاد کرد تا انتقام خود را از محمد صلی الله علیه و آله نگرفته، هیچگاه خود را زینت نکند و به نزد همسر خود نرود. در جنگ تاریخی احد هند به همراه گروهی از زنان مشرک مکی در آن جنگ شرکت جست و با خواندن آواز، مبارزان مشرک مکه را به جنگ واداشت.

هند با وحشی غلام جبیر بن مطعم پیمان بست که اگر محمد یا علی یا حمزه را بکشد، وی را از خویش راضی سازد!! وقتی حمزه توسط وحشی به قتل رسید، هند بدن حضرت حمزه را مثله کرد و جگر او را بیرون کشید و با دندان آن را فشرد. از آن زمان، به (هند جگرخوار) مشهور شد.

هند در سال هشتم هجرت به هنگام فتح مکه، اظهار اسلام کرد و با پیامبر بر عدم اعمال منافی عفت و زنا پیمان بست.

مورخان نوشته‌اند هند در جنگ یرموک که در عصر خلفا در منطقه شام درگرفت به همراه شوهرش ابوسفیان شرکت کرد و جنگ‌جویان را به رسم جاهلیت به مبارزه فراخواند. سرانجام در سال چهاردهم هجرت در زمان خلافت عمر درگذشت.

منابع:

الاصابه ج 4 ص 425، الاستیعاب ج 4 ص 424، اسدالغابه ج 7 ص 293، دیوان حسان بن ثابت ص230-231، سیرة الحلبیة ج3ص94، شرح ابن ابی الحدید ج3ص342، کامل ابن اثیر ذیل حوادث سال سوم، تذکرة الخواص ص203 چ نجف1964، انساب الاشراف ج1ص360

 





نوع مطلب : معاویه، ابوسفیان، هند جگرخوار (مادر معاویه)، جنگ بدر، جنگ احد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : ح و

سلام فرشتگان بر علی علیه السلام در شب بدر

عبدلله بن عباس می گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله شب جنگ بدر (شب هفدهم ماه رمضان سال دوم هجرت) داوطلبی را خواست که آب تهیه کند. علی علیه السلام داوطلب شد و در تاریکی شب که هوا بسیار سرد و طوفانی بود مشک را برداشت و به طرف چاه بدر حرکت کرد.

کنار چاه که رسید چون دلو (سطل مخصوص چاه) را نیافت خود داخل چاه رفت و مشکی را پر از آب کرد. در مسیر بازگشت باد شدیدی وزید که حضرت بناچار نشست و پس از آنکه برخاست و حرکت کرد دو مرتبه باد دیگری وزید که حضرت نشست و تا سه بار تندبادی حضرت را مجبور به نشستن کرد.

زمانی که به حضور پیامبر رسید حضرت پرسید: ای ابوالحسن، چرا دیر آمدی؟ علی (علیه السلام) پاسخ داد: در مسیر بازگشت با بادهای تندی روبرو شدم که مرا به شدت تکان داد.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای علی، آیا می دانی آن بادها چه بود؟ علی گفت: نه.

پیامبر فرمود: اولین باد، جبرئیل بود همراه هزار فرشته که او و آنها بر تو سلام کردند، سپس میکائیل (میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است) همراه هزار فرشته بر تو سلام کردند، و آنگاه اسرافیل همراه هزار فرشته بر تو سلام کردند.

منابع:

·         بحارالانوار، ج 39 ،ص 94، حدیث 5 ------ علل الشرایع

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت جبرئیل سلام الله علیه، حضرت میکائیل سلام الله علیه، حضرت اسرافیل سلام الله علیه، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، جنگ بدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic