داستانهای مذهبی

تشییع جنازه دوستدار امام علی علیه السلام با حضور فرشتگان

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در جمع اصحابش نشسته بود که ناگهان برخاست و به استقبال جنازه ای شتافت که چهار مرد حبشی آن را به دوش داشتند. پیامبر به آنها فرمود جنازه را بر زمین بگذارند.

آن گاه کفن را از صورت جنازه کنار زد و فرمود: کدام یک از شما او را می شناسد؟

حضرت علی علیه السلام فرمود: من او را می شناسم. او غلامی بود از قبیلة بنی ریاح که هر گاه مرا می دید می گفت: به خدا سوگند! من تو را دوست دارم.

رسول خدا فرمود: ای علی، من گواهی می دهم که جز مؤمنان، تو را دوست ندارند و جز کافران با تو دشمن نیستند. جنازه این شخص را هفتاد هزار گروه فرشته تشییع کرده اند که هر گروه از آنها رئیس هفتاد هزار گروه دیگر بوده اند.

آن گاه رسول خدا او را از تابوتش خارج کرد و غسل داد و کفن کرد و بر او نماز خواند و فرمود: فرشتگان ازدحام کرده اند و ای علی! همه اینها به دلیل آن است که او تو را دوست داشته است.

منابع:

بحارالانوار، ج39، ص 254، حدیث 25 --------- محاسن برقی.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، مؤمن، کافر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 آذر 1394 :: نویسنده : ح و

سخن گفتن با دشمن خدا در کودکی

در سال ششم هجری، قراردادی بین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و کفار قریش منعقد گردید که بعدها به «صلح حدیبیه» معروف شد. یکی از مواد صلح نامه این بود که هر دو سپاه می توانند با هر قبیله ای که بخواهند پیمان دوستی امضاء کنند. بر این اساس، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، با قبیله «خزاعه» پیمان دوستی بست.

در سال هشتم هجری، یکی از افراد قبیله «بکر» که هم پیمان کفار قریش بود، نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جسارت کرد و شخصی از قبیله «خزاعه» او را در مقابل جسارتش سرزنش نمود و از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دفاع کرد. آن گاه، با هم درگیر شدند و کفار قریش نیز به کمک قبیله هم پیمان خود (بکر) وارد صحنه گردیده و در نتیجه یک نفر از افراد قبیله «خزاعه» را کشتند و بدین وسیله صلح حدیبیه نقض گردید.

کفار قریش از این نقض معاهده پشیمان گشته، ابوسفیان را برای عذرخواهی و تجدید قرارداد به محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرستادند. ابوسفیان به حضور آن حضرت رسید و درخواست امان و تجدید پیمان نمود، ولی آن حضرت به سخنان او ترتیب اثر نداد.

ابوسفیان به ناچار به نزد امیرمؤمنان، علی علیه السلام شرفیاب شد و از وی درخواست نمود که در نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شفاعت نماید. علی علیه السلام در جواب فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم با شما پیمانی بست و هرگز از پیمانش برنمی گردد... در این هنگام، امام حسن علیه السلام که کودک خردسالی بود، به حضور پدر آمد و ابوسفیان خواست که علی علیه السلام اجازه دهد فرزندش حسن، نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از ابوسفیان شفاعت کند.

به نقل تاریخ، ابوسفیان از امام حسن علیه السلام، این سخنان را شنید:

«فَاَقبَل الحَسن علیه السلام الی ابی سفیان و ضَرب احدی یدیه علی انفه والاخری علی لحیتیه ثم انطقه الله عزوجل بان قال: یا اباسفیان! قل لا اله الا الله محمد رسول الله حتی اکون شفیعا فقال علیه السلام الحَمدُ لله الذی جعل فی آل محمد مِن ذریة محمد المصطفی نظیر یحیی بن زکریا «و آتیناه الحکم صبیا (1)»

پس امام حسن نزد ابوسفیان رفت و با یک دست بر بینی او و با دست دیگر بر محاسن او زد و خداوند او را به زبان آورد تا بگوید: ای ابوسفیان! بگو جز خدای یکتا خدایی نیست و محمد رسول خداست، تا من شفاعت کنم. سپس آنگاه علی علیه السلام فرمود: سپاس خداوندی را سزاست که در ذریه محمد مصطفی، مانند یحیی بن زکریا قرار داد (که در کودکی از جانب خداوند به او حکمت عطا گردید و خداوند در مورد ایشان فرمود:) در کودکی به او حکمت دادیم. (2)

منابع:

1) سوره مبارکه مریم/12.

2) کامل ابن اثیر، ج 2، ص 239 241. مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 6. بحارالانوار، ج 43، ص 326. خرائج راوندی، ج 1، ص 236، شماره 1.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، ابوسفیان، کافر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

چرا تارك الصلوه، كافر است؟

یكى از شیعیان به نام (مسعده) به حضور امام صادق (ع) آمد و پرسید: چرا شما زناكار را به عنوان كافر معرفى نمى كنید، ولى ترك كننده نماز را كافر (معنوی) مى نامید؟ و دلیل این تفاوت چیست؟

امام صادق (ع): زیرا زناكار و امثال او، این كار را به خاطر چیره شدن شهوت جنسى بر او، انجام مى دهد، ولى ترك كننده نماز، آن را ترك نمى كند مگر به خاطر  استخفاف (سبك شمردن نماز). مرد زناكار به طرف زن نمى رود مگر به جهت امیال شدیدى كه به او دارد و لذتى كه مى برد، ولى كسى كه نماز را ترك مى كند، در ترك نماز هیچ گونه لذتى نیست، وقتى لذت نبود، معلوم مى شود كه  سبك شمردن نماز، باعث ترك آن شده است،  و اذا وقع الاستخفاف وقع الكفر (وقتى كه سبك شمردن نماز حاصل شود، به دنبال آن، نوعى از كفر  (كه غالبا از انكار و بى اعتنائى سرچشمه مى گیرد) حاصل مى گردد.)

منبع:

اصول کافی - باب اصناف الناس ، حدیث 8، ص 386- ج 2.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، نماز، کافر، زنا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حضرت عیسى (ع) در روستاى بلا زده و گفتگوى او با مرده زنده شده

روزى حضرت عیسى (ع) همراه حواریون (اصحاب نزدیك) خود، در سیر و سیاحت خود، به روستائى رسید، دید اهل آن روستا و پرندگان و حیوانات آن، همه به طور عمومى مرده اند، فرمود: معلوم است كه اینها به عذاب عمومى الهى كشته شده اند، اگر آنها به تدریج مرده بودند، همدیگر را به خاك مى سپردند.

حواریون: اى روح خدا، از خداوند درخواست كن، تا اینها را زنده كند و علت عذابى را كه به سراغ آنها آمده، براى ما بیان كنند تا ما از كردارى كه موجب عذاب الهى مى شود، دورى كنیم.

حضرت عیسى (ع) از درگاه خدا خواست تا آنها را زنده كند، از طرف خدا، از ناحیه فضا به عیسى (ع)  ندا شد كه آنان را صدا بزن.

عیسى (ع) شبانه بالاى تپه اى از زمین رفت و فرمود: اى مردم این روستا!

یك نفر از آنها زنده شد و گفت: بلى اى روح و كلمه خدا!

عیسى: واى بر حال شما، كردار شما چه بود كه اینگونه شما را دستخوش بلاى عمومى نموده است.

مرد زنده شده: چهار چیز ما را مشمول عذاب الهى كرد:

1 - طاغوت را مى پرستیدیم.

2 - دلبستگى به دنیا و ترس اندك از خدا داشتیم.

 3 - آرزوى دور و دراز.

 4 - غفلت و سرگرمى به بازى هاى دنیا.

عیسى: دلبستگى شما به دنیا چه اندازه بود؟

مرد زنده شده: همانند علاقه كودك به مادرش، هنگامى كه دنیا به ما رو مى آورد شاد و خوشحال مى شدیم و هنگامى كه دنیا به ما پشت مى كرد، گریه مى كردیم و محزون مى شدیم.

عیسى: طاغوت را چگونه مى پرستیدید؟

مرد زنده شده: از گناهكاران پیروى مى كردیم.

عیسى: عاقبت كارتان چگونه پایان یافت.

مرد زنده شده: شبى با خوشى به سر بردیم، صبح آن در  هاویه افتادیم.

عیسى: هاویه چیست؟

مرد زنده شده: هاویه سجین است.

عیسى: سجین چیست؟

مرد زنده شده: سجین كوههاى گداخته به آتش است كه تا روز قیامت، بر ما مى افروزد.

عیسى: وقتى كه به هلاكت رسیدید، چه گفتید، و مأموران الهى به شما چه گفتند؟

مرد زنده شده: گفتیم ما را به دنیا باز گردانید، تا كارهاى نیك در آن انجام بدهیم و زاهد و پارسا گردیم. به ما گفته شد، دروغ مى گوئید.

عیسى: واى به حال شما! چه شد كه غیر از تو شخص دیگرى از این هلاكت شدگان با من سخن نگفت.

مرد زنده شده: اى روح خدا! دهان همه آنها با دهنه آتشین بسته شده است و آنها به دست فرشتگان خشن، گرفتار مى باشند، من در دنیا در میان آنها زندگى مى كردم ولى از آنها نبودم و مانند آنها گناه نمى كردم تا وقتى كه عذاب عمومى فرارسید و مرا نیز فرا گرفت، اكنون به تار موئى در لبه پرتگاه دوزخ آویزان مى باشم، نمى دانم كه از آنجا در میان دوزخ واژگون مى شوم یا نجات مى یابم. (احتمالا عذاب این شخص، به خاطر ترك امر به معروف و نهى از منكر بوده است.)

عیسى (ع)  به حواریون رو كرد و فرمود: یا اولیا الله الكل الخبز بالملح الجریش و النوم على المزابل خیر كثیر مع عافیه الدنیا و الاخرة یعنی اى دوستان خدا! خوردن نان خشك با نمك زبر و خشن و خوابیدن بر روى خاشاكهاى آلوده، بسیار بهتر است، اگر همواره عافیت و سلامتى دنیا و آخرت باشد.

منبع:

اصول کافی - باب العجب ، حدیث 11، ص 318 - ج 2.





نوع مطلب : کافر، جهنم، حضرت عیسی علیه السلام، دنیا، معاد، قیامت، بهشت و جهنم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پاسخ امام علی علیه السلام به عمر درباره حجرالاسود

روزی عمر،  حجرالاسود را بوسید. بعد گفت: من می‌دانم که تو یک سنگ بیشتر نیستی و سود و زیانی نداری. اگر ندیده بودم رسول خدا صلی الله علیه و آله تو را می‌بوسید، تو را نمی‌بوسیدم.

حضرت علی علیه السلام به عمر فرمود: چطور چنین سخنی می‌گویی؟ این سنگی است که سود و زیان می‌رساند.

عمر پرسید: چگونه؟

امام فرمود: همانا خداوند متعال چون از فرزندان آدم در عهد الست پیمان گرفت، پیمان‌نامه‌ای نوشت و به این سنگ خوراند؛ این سنگ نیز گواهی خواهد داد که مؤمن به پیمانش وفا کرده و کافر آن را انکار کرده است.

سپس فرمود: دیگر چنین سخنی مگو؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله هیچ کاری را انجام نداده و هیچ سنتّی را پایه‌ریزی نکرده جز با دستور حکیمانه‌ی خداوند.

منابع:

  • بحارالانوار، ج40، ص 229 --------- مناقب

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، عمر، مؤمن، کافر، حجرالاسود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic