تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب ائمه علیهم السلام
 
داستانهای مذهبی

پیروی از معصومین، پیروی از خداست

 

ابو اسحاق نحوی می گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، شنیدم که او می فرماید: خداوند پیامبر خود را بر اساس محبتش، اخلاق نیکو آموخت و آن گاه گفت: به راستی تو (ای رسول خدا) دارای اخلاقی نیک و بزرگ هستی (و انک لعلی خلق عظیم؛ سوره قلم آیه 4)

سپس کارها را به او واگذار نمود و فرمود: آنچه را پیامبر برای شما (مردم) می آورد بگیرید (عمل کنید) و از آنچه نهی می کند اجتناب کنید (مآ اتاکم الرّسول فخذوه و مانهاکم عنه فانتهوا؛ سوره حشر، آیه 7) پس از آن خداوند فرمود: آن کس که پیامبر را اطاعت کند، از خداوند پیروی کرده است (و من یطع الرسول فقد اطاع الله؛ سوره نساء، آیه 80.)

در ادامه امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر نیز کارها را به امام علی علیه السلام سپرد و شما شیعیان او را پذیرفتید ولی دیگران از او پیروی نکردند. سوگند به خدا که ما شما را دوست می داریم چنانچه همان چیزی را بگوئید که ما می گوئیم و آن جا که ما سکوت می کنیم شما نیز سکوت کنید و ما حجت خدا بین شما و خداوند هستیم و خداوند هیچ خیری در خلاف امر ما قرار نداده است.

منابع:

بحارالانوار، ج17، ص3و4.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیامبر اکرم و معرفی و سفارش اهل بیت به مردم

جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده است که رسول خدا در مسجد نشسته بود که علی علیه السلام در حالی که حسن (ع) سمت راست او و حسین (ع) سمت چپ او بود به سوی پیامبر (ص) آمدند.

پیامبر (ص) از جا بلند شد و علی (ع) را بوسید و در بغل گرفت، حسن را بوسید و روی زانوی راست نشاند و حسین را بوسید و بر روی زانوی چپ نشاند آنگاه فرمود: پدرم فدای پدر شما، پدرم فدای مادر شما؛ آن گاه فرمودند: ای مردم؛ خدای سبحان و تعالی به این دو و پدرشان و مادرشان و نیکان از فرزندانشان، بر همه فرشتگان مباهات نمود.

آنگاه فرمود: خداوندا، من آنها را دوست دارم و دوستانشان را نیز دوست دارم. خداوندا، رحمت خود را بر کسی که سفارش مرا درباره آنان اطاعت کند و سفارش مرا محفوظ بدارد، نازل فرما.

اینان اهل من و به پادارندگان دین من و زنده کننده سنت من و تلاوت کننده کتاب پروردگار من هستند اطاعت آنان اطاعت من است و معصیت و نافرمانی آنها نافرمانی من است.

منابع:

بحار الانوار، ج 27، ص 104، حدیث 74- الروضه و الفضائل.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 شهریور 1395 :: نویسنده : ح و

پرسش مسائل نامعلوم از آگاهان

حمزة بن طیار به حضور امام صادق (ع ) آمد و بخشى از سخنرانیهاى پدر آن حضرت (امام باقر(ع)) را در نزد آن حضرت بازگو كرد، هنگامى كه به فرازى از آن حضرت رسید، امام صادق (ع ) به او فرمود: همین جا توقف كن و ساكت باش.

سپس فرمود: در امورى كه به آن رسیدید و حكمش را ندانستید و برایتان مجهول و نامعلوم بود، وظیفه شما این است كه یا درنگ و سكوت كنید و یا به پیشوایان راه هدایت مراجعه كرده و از آنها بپرسید تا شما را به راه راست هدایت نمایند و از راه گمراهى باز دارند، چنانكه خداوند (آیه 43 سوره نحل و 7 سوره انبیاء) مى فرماید: فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ. (اگر مساله اى را نمى دانید، از آگاهان بپرسید.)

منبع:

كتاب فضل العلم - باب النوادر، حدیث 10، ص 50، ج 1.

 





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، امام صادق علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پذیرفتن نبوت امام بر حق، شرط استجابت دعا

محمد بن مسلم مى گوید: به امام باقر (ع)، یا به امام صادق (ع) عرض كردم: ما فردى را مى نگریم كه در عبادت و خشوع و كوشش دینى، بسیار جدى است ولى امامت شما را نپذیرفته است آیا آن عبادات و كوشش هاى دینى او، سودى به حالش دارد؟

امام (ع): اى ابا محمد! مثل اهلبیت نبوت (ع) همانند داستان آن خاندانى است كه در بنى اسرائیل بودند، كه هر گاه چهل شب، عبادت و راز و نیاز و كوشش مى كردند و سپس دعا مى نمودند، دعایشان به استجابت مى رسید، ولى یكى از آنها چهل شب، عبادت و راز و نیاز كرد و سپس دعا نمود، ولى دعایش مستجاب نشد، نزد عیسى (ع) رفت و گله كرد و از عیسى (ع) خواست كه براى او دعا كند، عیسى (ع) وضو گرفت و نماز خواند و پس از نماز براى او دعا كرد، خداوند به عیسى (ع) وحى كرد: آن بنده من، از غیر آن درى كه باید از آن در نزدم آید، مى آید، او مرا مى خواند ولى در دلش ‍ نسبت به نبوت تو، شك است، بنابراین اگر او آنقدر مرا بخواند كه گردنش بریده شود و انگشتانش بریزد، دعایش را اجابت نمى كنیم.

عیسى (ع) به آن مرد گفت :آیا تو خدا را مى خوانى، ولى در مورد پیامبرش شك دارى؟

او گفت: اى روح خدا! سوگند به خدا همان گونه كه گفتى، همان طور است من درباره پیامبرى تو شك داشتم اكنون از خدا بخواه تا این شك را از دل من بزداید.

حضرت عیسى (ع) دعا كرد، خداوند توبه او را پذیرفت و او مانند خاندان خود گردید و پس از چهل شب عبادت، دعایش مستجاب مى شد.

منبع:

اصول کافی - باب الشك، حدیث 9، ص 400- ج 2.





نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، ائمه علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ارائه اعمال شیعیان به پیامبر اکرم و ائمه معصومین

عرضه اعمال بر رسول خدا

خداوند متعال در سوره توبه، آیه 105 می فرماید: و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله والمومنون.

در تفسیر این آیه روایات زیادی از ائمه اطهار وارد شده است که فرموده اند: مقصود از مؤمنون در این آیه، ما، اهل بیت، هستیم.

بنابراین معنای آیه چنین است: و بگو، عمل شما را خدا و پیامبرش و ائمه اطهار می بینند.

امام صادق علیه السلام فرمود: اعمال بندگان هر روز خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه می شود، چه خوب و چه بد. پس هشیار باشید و حیا کنید که عمل زشتی از شما نزد پیامبر عرضه شود. چرا که هر گاه رسول خدا در رفتار شما معصیتی ببیند، ناخوشنود می گردد. پیامبر را ناراحت نکنید، بلکه با عمل صالح خود او را خوشنود کنید.

عرضه اعمال بر ائمه علیهم السلام

امام صادق علیه السلام فرمود: هر پنجشنبه همه اعمال بر رسول خدا و ائمه اطهار عرضه می شود.

عبدالله بن ابان می گوید: به حضرت امام رضا علیه السلام عرض کردم: من و خانواده ام را دعا کنید!

امام فرمود: مگر دعا نکرده ام؟ به خدا قسم اعمال شما در هر روز و هر شب به من عرضه می شود. مگر این آیه را نخوانده ای: قل اعملو فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون (بگو خداوند و رسولش و مومنون اعمال شما را می بینند.) و این یعنی ما اعمال شما را می بینیم.

داود رقی می گوید: حضرت امام صادق علیه السلام به من فرمود: اعمال شما در هر پنجشنبه بر من عرضه می شود. دیدم که کینه را کنار گذاشته ای و به پسر عمویت لطف کرده ای. بسیار خوشحال شدم. بدان که بزودی اجل او فرا می رسد و روزیِ تو نیز به دلیل صله رحمی که کرده ای کم نمی شود.

پسر عموی من، مردی ناصبی و خبیث بود ولی چون عیال وار و محتاج بود، وقتی خواستم به مکّه بروم، دستور دادم که چیزی به او بدهند. امام صادق علیه السلام از این کار من خبر می داد.

شناخت شیعیان

امام باقر علیه السلام فرمود: ما افراد را می شناسیم و حقیقت ایمان و یا حقیقت نفاق را در آنها می بینیم.

روزی کسی به حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام گفت: یا امیرالمومنین! من تو را در همه حال دوست دارم.

امام سر مبارک را بلند کرد و فرمود: دروغ می گویی! به خدا سوگند، من چهره تو را در بین چهره های شیعیانم نمی بینم و نام تو در بین نام آنها نیست.

بعد شخص دیگری آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین؛ به خدا قسم من تو را در همه حال دوست دارم.

امام فرمود: راست می گویی! پس خود را برای فقر آماده کن.

و نیز امام صادق علیه السلام فرمود: نام شیعیان ما همراه با نام پدران و اقوام و نسب آنها نزد ما نوشته شده است.

منابع:

بحارالانوار، ج 23، باب 20، صفحه 333 تا 353.

بحارالانوار، ج 26، باب 7، صفحه 117 تا 132.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 4 اسفند 1394 :: نویسنده : ح و

مقام دوازده امام (ع) در دنیا و آخرت

ابوسعید خدرى مى گوید: هنگام وفات ابوبكر، حاضر بودم كه عمر به جاى او نشست، یكى از بزرگان یهودیان مدینه كه به عقیده یهود، او اعلم یهودیان آن عصر بود، نزد عمر آمد و گفت: من مى خواهم اسلام را بپذیرم اگر به سؤ الات من پاسخ دهى، چرا كه  صورت ظاهر نشان مى دهد  تو داناترین فرد از اصحاب محمد (ص) به قرآن و سنت و همه آنچه را كه مى خواهم بپرسم هستی.

عمر: من داناترین فرد از اصحاب نیستم ولى تو را به شخصى كه داناترین شخص امت ما، به قرآن و سنت و همه آنچه را كه مى خواهى بپرسى، مى باشد راهنمائى مى كنم، آنگاه عمر به على (ع) اشاره كرد.

یهودى به عمر گفت: اگر به گفته تو داناترین شخص امت، این (على علیه السلام) است، پس چرا مردم با تو بیعت مى كنند با اینكه او داناتر از همه است؟

عمر به یهودى، درشتى كرد و او را سرزنش نمود. یهودى  ناچار  متوجه على (ع) گردید و گفت: آیا تو همان گونه هستى كه عمر گفته؟

علی (ع): عمر چه گفت؟

یهودى : عمر گفت، اعلم امت، على (ع) است. آنگاه یهودى افزود: اگر همانگونه هستى كه عمر گفت، مى خواهم چند مسأله از تو بپرسم تا بدانم آیا هیچیك از شما مسلمانان به پاسخ سؤ الات آگاه است، تا بدانم شما كه ادعا مى كنید؛ بهترین و داناترین امتها هستید، راست مى گوئید، به علاوه خودم نیز مسلمان خواهم شد.

علی (ع): من همان گونه ام كه عمر به تو گفت، هر چه خواهى بپرس كه به خواست خدا جواب مى دهم.

یهودى: جواب سه سؤال و سه سؤال و یك سؤال رابه من بده.

علی (ع): چرا نگفتى هفت سؤال.

یهودی: اگر پاسخ سه سؤال مرا دادى، بقیه را مى پرسم و گرنه از پرسش ‍ سؤالهاى بعد خوددارى مى نمایم و اگر به هفت سؤال من پاسخ بدهى، می فهمم كه تو داناترین و برترین شخص سراسر زمین هستى و نسبت به مردم از خودشان اولی (مقدمتر) مى باشی.

علی (ع): اى یهودى! هر چه خواهى بپرس.

یهودى: 1- نخستین سنگى كه روى زمین نهاده شد چه سنگى بود؟ 2- اولین درختى كه در زمین كاشته شد چه درختى بود؟ 3- نخستین چشمه اى كه روى زمین جوشید، كدام چشمه بود؟

حضرت على (ع) به هر سه سؤال یهودى پاسخ داد.

یهودى سه سؤال دیگرش را چنین مطرح كرد: 1- این امت  اسلام داراى چند امام است؟ 2- جایگاه پیامبر (ص) در بهشت، در كجاست؟ 3- همنشینان پیامبر (ص) در بهشت چه كسانى هستند.

على (ع): 1- این امت داراى دوازده امام هدایت كننده از نسل پیامبر (ص) هستند و از نژاد من مى باشند. 2- جایگاه پیامبر (ص) در بهشت در عالیترین نقطه آن به نام جنت عدن مى باشد. 3- همنشینان پیامبر (ص) در بهشت عدن، عبارتند از: دوازده تن (امام) از نسل او و مادرانشان و جده آنها فاطمه (س) و مادر مادر آنها خدیجه (س) و فرزندانشان و كسى دیگر غیر از اینها، در آن جایگاه، همنشین پیامبر (ص)  نخواهد بود.

منبع:

اصول کافی - باب ما جاء فى الاثنى عشر حدیث 8، ص 531 و532 - ج 1. نظیر این حدیث، حدیث 5 همین باب است.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، مناظره، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


احتجاج أمیر المؤمنین علیه السّلام بر ناكثین (طلحه و زبیر و...) ضمن ایراد خطبه اى در همان زمان كه بیعت خود با او شكستند

فرمود: به درستى كه خداوند ذو الجلال و الإكرام وقتى خلق را آفرید و گروهى از آنان را انتخاب نموده و پاكان خلق را برگزید و از میان ایشان رسولانى را ارسال فرمود و بر او كتاب خود را فرو فرستاد و قوانین دینى و فرائض را برایش معیّن نمود، جمله كلام الهى در این آیه جمع شد كه: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ «1» و این آیه فقط مخصوص ما اهل بیت است نه غیر ما، ولى شما به اعقاب خود باز گشته و مرتدّ شده و پیمان شكستید و عهد خود را زیر پا نهادید و این كار هیچ زیانى به خداوند نرساند، با اینكه خداوند فرموده بود كه آن را به خدا و رسول و صاحبان امر باز گردانده و واگذار نمایید، همانها كه حقیقت را مى‏فهمند، پس ابتدا اعتراف نمودید و پس از آن انكار كردید، با اینكه خداوند برایتان فرموده: أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ «2».

بى‏شكّ صاحبان كتاب و حكمت و ایمان؛ آل إبراهیم هستند، همانها كه خداوند برایشان واضح و آشكار ساخت ولى حسد ورزیده و این آیه نازل شد كه: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْكاً عَظِیماً فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِیراً «1»، پس آل إبراهیم ما هستیم كه مورد حسد واقع شدیم همان طور كه پدران ما مورد حسد واقع شدند و نخستین فردى كه حسادت شد حضرت آدم بود كه خداوند وى را با دست قدرت خود آفریده و از روح خود در كالبد او دمید و ملائكه را به سجده او واداشت و تمام اسماء و نامها را بدو آموخت و او را بر جهانیان برگزید، پس شیطان بدو رشك برده و از غاویان و خاسران گردید، سپس قابیل بر هابیل حسادت نمود و دست خود به قتل او آلوده ساخته و از جمله زیانكاران شد، و حضرت نوح مورد حسد قوم خود قرار گرفت كه گفتند: ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ یَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ «2» و انتخاب فرد برگزیده با خدا است، هر كه را بخواهد برگزیند و مخصوص رحمت خود نموده و حكمت و علم را به هر كه خواهد بدهد. سپس بر پیامبر ما محمّد صلّى اللَّه علیه و آله حسد ورزیدند، بدانید كه ما آن اهل بیتى هستیم كه خداوند رجس و پلیدى را از ما دور ساخته و مائیم آن جماعتى كه همچون پدرانمان مورد حسد و رشك واقع شدیم، خداوند در این آیه فرماید: إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ «3» و نیز فرموده: وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِی كِتابِ اللَّهِ «4».

پس مائیم شایسته‏ترین مردم به حضرت إبراهیم و مائیم وارث و رحم و خانواده او كه وارث كعبه شدیم، و مائیم آل إبراهیم، آیا شما از آئین إبراهیم بر می گردید؟ با اینكه در قرآن مى‏فرماید: فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی «1»؟!.

اى قوم، من شما را به سوى خدا و رسول او و قرآن و ولىّ امر او می خوانم، شما را به سوى وصىّ و وارث پس از او دعوت می كنم، پس ما را اجابت كنید و از آل إبراهیم پیروى نموده و به ما اقتدا كنید، زیرا رعایت آن در حقّ ما آل إبراهیم بر همه فرض و واجب است و قلوب جمله مردم مایل به ما است و این همان دعاى إبراهیم علیه السّلام است كه عرض نمود: فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ «2»، آیا از ناحیه ما به شما هیچ گونه بدى رسیده، جز آنكه به خداوند و آنچه فرو فرستاده ایمان آوردیم، پس از تفرقه بپرهیزید كه گمراه شوید و خداوند خود بر شما شاهد است كه من شما را انذار نموده و ترساندم و شما را بسوى حقّ خوانده و ارشاد نمودم، دیگر خود می دانید و اختیار خود.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 338 الی 341.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، طلحه، زبیر، جنگ جمل، ائمه علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 بهمن 1394 :: نویسنده : ح و

آیه ایثار

مردی آمد نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و از گرسنگی شکایت کرد، رسول خدا فرستادند نزد زنهایشان، آنها گفتند چیزی نداریم جز آب.

رسول خدا فرمود: کیست این مرد را امشب طعام بدهد؟

امیرالمومنین (علیه السلام) عرضه داشت، من یا رسول الله.

و سپس آمد نزد فاطمه (علیهاسلام) و فرمود: ای دختر رسول خدا من امشب مهمان دارم در خانه غذا چه داریم؟
فاطمه (علیهاالسلام) فرمود: فقط غذائی برای این دختر بچه داریم ولی همان را برای مهمان شما ایثار می کنیم.

امیرالمومنین فرمود: ای دختر محمد، دختر را بخوابان و چراغ را خاموش کن تا غذا نخوردن ما و کمی طعام معلوم نشود. آنها شروع کردند به خوردن غذا و امیرالمومنین دست به سوی غذا می برد ولی چیزی نمی خورد بطوری که مهمان خجالت نکشد. وقتی مهمان دست از غذا کشید، چراغ را آوردند مشاهده نمودند ظرف غذا پر است از غذا!!

آن شب صبح شد؛ امیرالمومنین به مسجد رفته و با رسول خدا نماز را خواندند.

رسول خدا نگاهی به امیرالمومنین کرده، شدیدا گریستند و فرمودند: ای علی، خداوند از عمل دیشب شما در عجب و خوشحالی است. بخوان این آیه را: وَ یُوثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ (... و آنان ایثار می کنند و ترجیح می دهند دیگران را بر خودشان، گر چه خود آنها محتاج باشند.) (سوره حشر آیه 9)

منابع:

بحار الانوار، ج 41، ص 28.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت زهرا سلام الله علیها، حضرت علی علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 20 دی 1394 :: نویسنده : ح و

نصیحت امام صادق (ع) هنگام شهادت

فضیل بن یسار مى گوید: در آن هنگام كه امام صادق (ع) در بستر شهادت بود و سخت نحیف و ناتوان شده بود، به بالینش رفتم، آن حضرت مرا چنین نصیحت كرد:

اى فضیل! من این سخن را همواره مى گویم: كسى را كه خداوند به این امر (پذیرفتن امامت ما) آشنا نموده، اگر چه بر سر كوهى باشد و مرگ او را فرا گیرد، زیانى به او نمى رسد.

اى فضیل! مردم به سوى راست و چپ منحرف شدند ولى ما و شیعیان ما، در صراط مستقیم، هدایت شده ایم.

اى فضیل! اگر مؤمن صبح كند و مشرق و مغرب در اختیارش قرار گیرد، براى او خیر است و اگر خیر كند در حالى كه اعضایش قطعه قطعه شده باشند، باز براى او خیر است.

اى فضیل! خداوند جز خیر مؤمن را انجام ندهد.

اى فضیل! اگر دنیا در نزد خدا به اندازه بال مگسى ارزش داشت، خداوند شربت آبى از آن، به دشمن نمى نوشاند.

اى فضیل! كسى كه همت او یك چیز (خشنودى خدا) باشد خداوند او را به هدفش مى رساند.

اى فضیل! كسى كه همت و هدفش به هر سوئی (كه دلش مى خواهد) باشد (نه رضایت خدا). خدا باكى ندارد كه او را در چه دره ای (و در چه خط ضلالت و نافرجامی) به هلاكت برساند.

منبع:

اصول کافی - باب الرضا بموهبه الایمان و الصبر...حدیث 5، ص246 - ج 2.





نوع مطلب : خداوند متعال، ائمه علیهم السلام، امام صادق علیه السلام، مؤمن، دنیا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


فرشتگان، خدمتکاران آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم

سلمان روایت می‌کند که:

فاطمه علیهاسلام نشسته بود و در مقابلش سنگ آسیاب کوچکی بود که با آن جو آرد می کرد. حسین علیه السلام در گوشه خانه از شدت گرسنگی به خود می پیچید. من با دیدن دسته خونی سنگ، به فاطمه علیهاسلام گفتم: ای دختر رسول خدا، دستان شما از شدت کار زخم شده است؛ در حالی که فضه، خادم شما، اینجاست.

فرمود: رسول خدا به من سفارش نموده است که کارِ خانه یک روز برای فضه باشد و یک روز برای من. امروز نوبت من است.

به حضرت فاطمه گفتم: من غلام آزاد شده شما هستم. برایتان جو آرد کنم یا حسین را آرام نمایم؟

فرمود: من به آرام کردن حسین مشتاق‌ترم. شما جو را برای من آرد کنید.

من مقداری جو آرد کردم؛ سپس به مسجد رفتم و با پیامبر خدا نماز گزاردم.

بعد از نماز، آنچه را دیده بودم برای علی علیه السلام گفتم.

علی علیه السلام گریست و از مسجد خارج شد. پس از مدتی لبخندزنان بازگشت.

پیامبر خدا پرسید: چرا می‌خندی؟

علی علیه السلام گفت: داخل خانه شدم. دیدم فاطمه خوابیده است و حسین روی سینه او در خواب است: در مقابل او سنگ آسیابی بود که بدون اینکه دستی آن را بگرداند، می گشت و جو آرد می کرد.

پیامبر تبسم کرد و فرمود: یا علی، مگر نمی دانی، خداوند فرشتگانی دارد که روی زمین سیر می کنند و تا روز قیامت به محمد و آل محمد خدمت می کنند؟

منابع:

بحار الانوار، ج 43، ص 28، حدیث 23- خرایج.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسین علیه السلام، ملائکه و فرشتگان، ائمه علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مسلمان شدن مسیحى آگاه، در محضر امام كاظم (ع)

یك نفر مسیحی دانشمند و كنجكاو به محضر امام كاظم (ع) آمد و گفت: سى سال است كه از پروردگارم خواسته ام تا مرا به بهترین دینها و به ممتازترین بندگان خود، هدایت نماید تا آنكه شبى در عالم خواب، شخصى مرا به مردى  به نام مطروان (كه در علیاى دمشق) سكونت داشت، معرفى كرد، نزد او رفتم، پس از گفتگو، گفت: اگر علم اسلام، تورات، انجیل و تمام كتابهاى آسمانى و اخبار را مى خواهى به مدینه برو و در آنجا بپرس  موسى بن جعفر كیست. وقتى به خدمتش رسیدى، بگو كه فلان كسى در علیاى دمشق سلام رسانید و مرا به سوى تو فرستاده است ... هر چه خواهى در نزد او است ...

مرد مسیحى به مدینه مسافرت كرد و سر انجام به محضر امام كاظم (ع) رسید و سرگذشت و خواب خود را بیان كرد و گفت: مطروان كه مرا نزد شما فرستاده، سلام برسانید، آنگاه گفت: اگر اجازه بدهى تكفیر كنم (یعنى تواضع مخصوصى كه در برابر سلاطین مى نمایند و اندكى خم مى شوند و كف دست خود را در میان رانها پنهان مى نمایند، انجام دهم).

امام كاظم: اجازه نشستن مى دهم، ولى اجازه تكفیر نمى دهم.

مرد مسیحى، نشست و كلاه نصرانیت خود را از سر برداشت، آنگاه گفت: آیا اجازه سخن گفتن و سؤ ال كردن به من مى دهی؟

امام كاظم: آرى، تو براى همین كار به اینجا آمده ای.

مرد مسیحى: چرا جواب سلام دوستم (مطروان) را ندادى؟

امام كاظم: جواب رفیقت این است كه خدا هدایتش كند، اما سلام بر او، آن هنگام روا است كه دین ما (اسلام) را بپذیرد.

مرد مسیحى: اكنون اجازه بده من چند سؤال مطرح كنم.

امام كاظم: آنچه مى خواهى بپرس.

مرد مسیحى: موضوع نزول قرآن بر محمد (ص) و هدف از نزول آن چیست؟

امام كاظم: حم(1) وَالْكِتَابِ الْمُبِینِ(2) إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ(3) (حم - سوگند به این كتاب آشكار، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كردیم، ما همواره انذار كننده بودیم. (دخان - 1 تا 3))

مرد مسیحى: تفسیر باطنى این آیه چیست؟

امام كاظم: واژه  حم، محمد (ص) است و این كلمه در كتابى كه بر هود پیامبر نازل شده است، آمده است و از حروفش كاسته شده است. (دو حرف "م" و "د" به جهت تخفیف یا به جهت دیگر، حذف شده است) اما منظور از جمله: "كتاب آشکار" امیرالمؤ منین على (ع)  است و اما منظور از "شب پر برکت" فاطمه (س) است و اما اینكه مى فرماید: فِیهَا یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ(دخان 4) در آن شب هر امرى بر طبق حكمت خدا تنظیم مى گردد. یعنى فاطمه (س) سرچشمه خیر بسیار است و آن خیر، مرد حكیم و مرد حكیم و مرد حكیم است یعنى امام حسن و امام حسین و امام سجاد و امامان دیگرند.

مرد مسیحى: اولین و آخرین نفر این مردان را معرفى كن.

امام كاظم: اوصاف آنها به همدیگر شبیه است و من سومى آنها (امام حسین (ع)) را معرفى مى كنم كه چه كسى  یعنى مهدی آل محمد، از نسل او آشكار مى گردد، اوصاف او در كتابهایى كه بر شما نازل شده است، اگر تحریف و تغییر نداده باشید مذكور است، ولى شما از قدیم آن كتابها را تحریف كرده اید.

مرد مسیحى: آنچه مى گویید راست است و دروغى در كار نیست ...

امام كاظم: اكنون مطلبى را به تو خبر دهم كه آن را جز اندكى از خوانندگان كتابهاى آسمانى ندانند. به من بگو نام مادر مریم چه بود؟ و در چه روز و چه ساعتی (روح عیسی) در رحم مادر دمیده شد.

مرد مسیحى: نمى دانم.

امام كاظم: نام مادر مریم  مرثا  بود، كه در زبان عربی وهیبه مى باشد، اما روزى كه مریم باردار شد، روز جمعه هنگام ظهر بود، همان روزى كه جبرئیل از آسمان فرود آمد و براى مسلمانان عیدى مهمتر از جمعه نیست، خداوند و محمد (ص)، آن روز را ارزشمند خواندند و دستور دادند تا مسلمانان، آن روز را عید خود قرار دهند. اما تولد عیسی (ع) از مریم در روز سه شنبه بود آن هنگام كه چهار ساعت و نیم از روز گذشته بود. سپس فرمود: آن نهرى كه عیسى (ع) در كنار آن، از مریم متولد شد، كدام نهر بود؟

مرد مسیحى: نمى دانم.

امام كاظم: آن نهر فرات بود كه درختهاى انگور و خرما در كنار آن بود، هیچ نهرى از جهت داشتن درخت انگور و خرما، مانند نهر فرات نیست، اما آن روزى كه زبان مریم (س) بسته شد، قیدوس (شاه یهودیان در آن زمان) فرزندان و یارانش را احضار كرد تا از او یارى نمایند، دودمان عمران را بیرون برد، تا بنگرند و آنها آنچه را در كتاب تو (انجیل) و كتاب ما (قرآن) ذكر كرده، بیان كردند آیا آن را فهمیدى؟

مرد مسیحى: آرى همین امروز خوانده ام.

امام كاظم: بنابراین، تا در این مجلس هستى، خداوند تو را هدایت خواهد كرد.

مرد مسیحى: بفرما! نام مادرم در زبان عربى و سریانى چیست؟

امام كاظم: نام مادرت به زبان سریانی عنقالیه است و نام مادر پدرت عنقوره است، اما نام مادرت به زبان عربى، هومیه است و نام پدرت عبدالمسیح مى باشد كه به لغت عربى، عبدالله است، زیرا مسیح (ع) داراى عبد (بنده) نیست.

مرد مسیحى: راست گفتى و به خوبى بیان فرمودى، اكنون بفرما نام جدم چیست؟

امام كاظم: نام جدت (جبرئیل) بود و من در همین مجلس نام او را عبدالرحمن گذاردم.

مرد مسیحى: او مسلمان بود.

امام كاظم: آری و شهید شد، زیرا لشكرى از مردم شام ناگهان به خانه اش ‍ ریختند و او را كشتند.

مرد مسیحى: نام من، قبل از آنكه كنیه ام را بگویم چه بود؟

امام كاظم: نام تو عبد الصلیب بود.

مرد مسیحى: مرا چه مى نامید؟

امام كاظم: من، شما را عبدالله مى نامم.

مرد مسیحى: من هم به خداى بزرگ ایمان آوردم و گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى یكتا و بى همتا نیست و او آنگونه نیست كه مسیحیان تعریف مى كنند، و هیچ گونه شكى به او راه ندارد و گواهى مى دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده خداست كه او را به راستى فرستاد و او حق را بر اهلش آشكار نمود و اهل باطل در گمراهى و انحراف ماندند و او رسول خدا (ص) به سوى همه مردم جهان از سرخ و سیاه بود و همه مردم نسبت به او یكسان بودند، گروهى به راه هدایت رفتند و گروهى در ضلالت و گمراهى ماندند و گواهى مى دهم كه ولى و جانشین او، حكمت او را بیان كرد، و پیامبران قبل از او بیانگر حكمت كامل بودند و در راه اطاعت خدا كوشش نمودند و از هر گونه باطل و پلیدى و اهل باطل، دورى كردند، خداوند نیز آنها را در راه اطاعتش،
یارى فرمود ... سپس آن مسیحى، زنار و صلیب طلایى را كه در گردن داشت برید و شكست و بیرون آورد و به امام كاظم (ع)  عرض كرد: زكات این صلیب طلا را به چه مصرفى برساند؟

امام كاظم: در اینجا برادرى هم كیش تو است و از قبیله  قیس بن ثعلبه است كه مانند تو به اسلام گرویده، با او مواسات و همسایگى كنید (و از زكات به او بده) و من در اداى حق اسلامى شما كوتاهى نمی كنم.

مسیحى: من در محل خود ثروتمند هستم و سیصد اسب نر و ماده و هزار شتر دارم و حق شما در نزد من، بیش از حق من است.

امام كاظم: تو آزاد شده خدا و رسولش هستى و نسب و نژادت به حال خود باقى است.

از آن پس، آن مسیحى، رسما در صف مسلمین قرار گرفت و در راه اسلام، به نیكى انجام وظیفه كرد و با زنى از قبیله بنى فهر، ازدواج نمود و امام كاظم (ع) از اوقاف امام على (ع) پنجاه دینار مهریه همسرش را پرداخت و براى او نوكر گرفت و خانه اى در اختیار او گذارد و او در خدمت امام كاظم (ع) بود، تا آن حضرت را از مدینه به سوى بغداد تبعید كردند آن مسیحى تازه مسلمان 28 شب پس از تبعید امام كاظم (ع) از دنیا رفت.

منبع:

اصول کافی - باب المولد ابى الحسن موسى بن جعفر(ع)، حدیث 4 ص478- ج 1 با تلخیص.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام، امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تفسیر و باطن آیات قرآن، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حدیثى قدسى در تعیین اسامى مبارك ائمه اطهار علیهم السلام

از امام صادق علیه السّلام از پدران بزرگوارش علیهم السّلام نقل است كه‏ پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله گفت: خداوند با عزّت و جلال توسّط جبرئیل به من فرمود: هر كس كه بداند و دریابد كه هیچ خدایى جز من نیست و محمد، بنده و رسول من است و على، ولى و خلیفه و حجّت من است و امامان پاكیزه از فرزندان او حجّتهاى من هستند، او را به موجب رحمت خود داخل بهشت كرده و به مقتضاى عفو و بخششم از آتش دوزخ نجات خواهم داد و همجوارى خود را برایش اختیار كنم و كرامت و نعمتم را براى او لازم و تمام خواهم كرد و از بندگان مخصوص و برگزیده ام قرار دهم و دعایش را اجابت كرده و درخواستش را عطا می كنم و چون سكوت كند من آغاز كلام نمایم و اگر بدى كند باز به او ترحّم می كنم و اگر از نزد من بگریزد او را بسوى خود می خوانم و چون به سوى من باز گردد او را می پذیرم و اگر درب مرا بكوبد برایش بگشایم.

و هر كس به وحدانیّت من گواهى ندهد و یا گواهى به آن دهد ولى به رسالت بنده و رسولم محمد معتقد نباشد، یا آن را قبول كند ولى خلافت على بن أبى طالب را نپذیرد، یا آن را قبول كند ولى امامت امامان پاكیزه از فرزندان على را قبول نكند، این چنین فردى نعمت مرا انكار، و جلالم را كوچك شمرده، و به كتابها و آیات من كافر شده است. و اگر چنین فردى قصد مرا كند در پیش روى او حجاب گذارم و چون از من درخواست كند او را محروم نمایم و اگر مرا بخواند ندایش را نمی شنوم و چون دعا كند او را اجابت نمی كنم و چون به من امید بندد ناامیدش سازم و اینها همه جزاى اعمال اوست كه از من به او می رسد و من كوچكترین ستمى به بندگانم روا نمی دارم.

در این هنگام جابر بن عبد اللَّه انصارى برخاسته و گفت: اى رسول خدا! آن امامان از فرزندان على بن أبى طالب كیستند؟ فرمود: اوّل و دوم: حسن و حسین دو آقاى جوانان بهشتى هستند، على، كه آقاى عابدان در روزگارش مى‏باشد، سپس محمّد بن على، كه شكافنده علم است و تو اى جابر او را درك خواهى كرد، پس سلام مرا به او برسان.

سپس صادق است جعفر بن محمّد، بعد كاظم است موسى بن جعفر، سپس رضا است على ابن موسى، بعد تقى است محمّد بن علی و بعد نقى است على بن محمّد، سپس زكى است حسن بن على، و بعد پسرش مهدى و قائم به حق است، همو كه مهدى امّت من، صاحب زمان، محمّد بن الحسن (صلوات اللَّه علیهم أجمعین) است كه زمین را از عدل و داد پر خواهد كرد، پس از آنكه از بیداد و ستم پر شود.

اى جابر این افراد خلفا و اوصیاء و فرزندان و عترت منند، هر كس از آنان اطاعت كند مرا اطاعت نموده و هر كس به ایشان عصیان ورزد مرا نافرمانى نموده و هر كس همه آنان؛ یا یكى از ایشان را انكار نماید مرا انكار نموده است و خداوند به خاطر وجود ایشان آسمانها را از سقوط حفظ می كند و زمین را از حركت و لغزش نگه می دارد.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 151 تا 153.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، خداوند متعال، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام، امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 آذر 1394 :: نویسنده : ح و

نسل پیامبر اکرم (ص) از سیب بهشتی

سلمان نقل می کند که: روزی وارد منزل فاطمه سلام الله علیها شدم و دیدم حسن و حسین مشغول بازی هستند.

اندکی بعد پیامبر خدا وارد شد. عرض کردم: یا رسول الله از فضیلت آنها خبر بده تا محبتم به آنان بیشتر شود.

پیامبر به من فرمود: در شب معراج، جبرئیل را در آسمان و بهشت مشاهده کردم. وقتی در قصرها و باغ‌های بهشت گردش می کردم بوی خوشی به مشامم خورد که مرا به تعجب وا داشت.

گفتم: ای جبرئیل، این بو که بر همه بوهای بهشت غلبه کرده است، چیست؟

گفت: این سیبی است که خداوند سیصد هزار سال قبل به دست خویش خلق فرموده است. در همان هنگام ملائکه ای را دیدم که سیب را برایم آوردند. جبرئیل گفت: ای محمد، پروردگار به تو سلام می رساند و این سیب را به تو هدیه می دهد.

من آن سیب را گرفتم، هنگامی که به زمین فرود آمدم آن سیب را تناول کردم و نطفه فاطمه از همان سیب بسته شد.

آن‌گاه خداوند به من وحی کرد که: نور را با نور تزویج کن. (یعنی فاطمه را به ازدواج علی درآور) که من عقد آنها را در آسمان بسته و مهر فاطمه را زیبایی زمین قرار داده ام. از آن دو، نسل پاکیزه ای به دنیا می آید که چراغ‌های بهشت هستند (حسن و حسین). و از نسل حسین امامانی به دنیا می آید که به آنان توهین می شود و سپس کشته می شوند. پس وای بر قاتلان آنان و اهانت کنندگان به آنان.

منابع:

بحار الانوار، ج 36، ص 361، حدیث 232- کنز جامع الفوائد.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 آبان 1394 :: نویسنده : ح و

علم ائمّه اطهار علیهم السلام

وسعت علم ائمه

با بررسی زندگی ائمه اطهار علیهم السلام به خوبی روشن می شود که آنان به عالَم غیب دسترسی داشته و از منبع علم و قدرت الهی بهره فراوانی برده اند. وسعت علم ائمّه تنها به قدر جهان مادّی نیست، بلکه در عالَم ملکوت هم جایگاهی رفیع دارد.

در این زمینه به چند روایت اشاره می شود:

 

عالِم به علم همه انبیاء

امام صادق علیه السلام فرمود: منظور از آیه 43 سوره رعد: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب (و کسی که دارای علم کتاب است)، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام است. علم او نسبت به علم آن کسی که علمی از کتاب داشت یعنی آصف بن برخیا، وزیر حضرت سلیمان (در سوره نمل، آیه 40) مانند آب اندکی است که پشه ای از دریا برمی دارد.

امیرالمؤمنین علیه السلام نیز می فرمود: علمی که آدم علیه السلام با آن از آسمان به زمین آمد (اشاره به آیه 31 سوره بقره: خداوند علم همه اسماء را به آدم آموخت) و علوم همه انبیا تا رسول خدا، همه و همه در نزد ائمّه علیهم السلام است.

علم غیب

امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا قسم علم اولین و آخرین به ما عطا شده است.

مردی پرسید: آیا شما علم غیب هم دارید؟

امام فرمود: وای بر تو! من از فرزندانی که در صلب پدران و یا بطن مادرانشان هستند هم خبر دارم. وای بر شما! چشمهایتان را باز کنید و به قلب های خود گنجایش دهید! ما حجّت خداییم در بین بندگانش و این سخن را هیچ‌کس درک نمی کند مگر مؤمنی که به اذن خدای تعالی، قدرت و قوّت قلبی او مانند کوه تهامه باشد...

 

علم غیب انبیاء و اولیاء بر طبق اراده الهی

نکته ای که مفسّرین هم به آن اشاره دارند این است که انبیاء از نظر وجود بشری خود، علم غیب ندارند و این منافات ندارد که به تعلیم الهی دارای علم غیب شوند. کما اینکه معجزات انبیا هم چنین بوده است. یعنی با قدرت شخصی خود، قادر به آوردن معجزه نبوده اند ولی با اذن و اراده خداوند هر معجزه ای را که خواسته اند، انجام داده اند.

خداوند در سوره مؤمن آیه 78 می‌فرماید:  وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ (هیچ پیامبری نمی تواند آیه و معجزه ای بیاورد مگر با اذن خداوند.)

 

آیا امام علم غیب می داند ؟

نکته دیگر آن است که رسول خدا و ائمه اطهار هر گاه که بخواهند از چیزی آگاهی پیدا کنند باید اراده کنند.

توضیح آنکه امامان هر چه را که بخواهند بدانند، می دانند. یعنی وقتی اراده کنند، می دانند. لذا ممکن است چیزی از امور پیش پاافتاده را از آنان بپرسند و آنها ندانند. یعنی نخواسته باشند بدانند، ولی اگر بخواهند، می دانند.

در روایات هم این نکته آمده است. روزی کسی از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا امام علم غیب می داند؟

امام فرمود: نه، ولی هر گاه اراده کند که چیزی را بداند خداوند به او علم و آگاهی می دهد.

امام باقر علیه السلام نیز فرمود: اگر خداوند، ما را به خودمان واگذار کند، ما نیز مانند یکی از شما می شویم، ولی خداوند ساعت به ساعت با ما سخن می گوید و به ما الهام می فرماید.

 

علم مکنون و علم غیر مکنون

در روایات آمده است که خداوند دو نوع علم دارد: علم مکنون و غیر مکنون.

علم مکنون را کسی جز خدا نمی داند، اما علم غیر مکنون را خداوند به انبیاء و ملائکه اش تعلیم می فرماید و امامان ما نیز آن علم را دارا هستند.

منابع:

بحار الانوار، ج 26، ابواب علوم ائمه، از ص 18 تا 226.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، حضرت علی علیه السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، حضرت آدم علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 آبان 1394 :: نویسنده : ح و

خطبه امام سجاد علیه السلام در مدینه

پس از آنکه بشیر بن حذلم، خبر رسیدن کاروان خاندان امام حسین علیه السلام را به مردم مدینه اعلام کرد و مردم یکپارچه گریان به استقبال کاروان شتافتند، امام سجاد علیه السلام با دست خود آنها را ساکت کرد. آن‌گاه چنین خطبه خواند:

سپاس خداوندی راست که پرودگار دو جهان است و فرمانروای روز جزا و آفریننده همه مخلوقات. خداوندی که عقل‌ها قدرت درکش را ندارند، و رازهای پنهان، نزد او آشکار است. خداوند را به خاطر سختی‌های روزگار و داغ‌های دردناک و مصیبتهای بزرگ و سخت و اندوه آوری که به ما رسید، سپاس می گزارم. حمد خدای را که ما را با مصیبت‌های بزرگ و حادثة بزرگی که در اسلام واقع شد، آزمود.

ای مردم، اباعبدالله و عترت او کشته شدند و زنانش اسیر و سر مقدس او را بالای نیزه در شهرها گرداندند و این مصیبتی است که نظیر و مانندی ندارد.

ای مردم! پس از این مصیبت، کدام یک از مردان شما دلشاد خواهد بود؟ کدام دلی است که از غم و اندوه خالی بماند و کدام چشمی که از ریختن اشک خودداری کند؟ در صورتی که هفت آسمان بر او گریستند و ارکان آسمان‌ها به خروش آمد، زمین نالید و درختان و ماهیان و امواج دریاها و فرشتگان مقرب و همه اهل آسمان‌ها در این مصیبت عزادار شدند.

ای مردم! کدام دلی است که از کشته شدن حسین علیه السلام نشکند؟ کدام چشمی که بر او نگرید و کدام گوشی که بتواند این مصیبت بزرگ را که بر اسلام وارد شده است، بشنود و کر نشود؟

ای مردم! ما را پراکنده ساختند و از شهرهای خود دور کردند، گویا اهل ترکستان یا کابل باشیم! بی آنکه مرتکب جرم و گناهی شده یا تغییری در دین اسلام داده باشیم. چنین برخوردی را از گذشتگان به یاد نداریم و این جز بدعت چیز دیگری نیست.

به خدا قسم اگر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به جای سفارش به رعایت حال ما (خاندانش)، فرمان می داد با ما جنگ کنند، بیش از این نمی توانستند کاری بکنند. انالله و اناالیه راجعون. مصیبت ما چه بزرگ و دردناک و سوزاننده و سخت و تلخ و دشوار بود. از خدای متعال خواهانیم که در برابر این مصائب به ما اجر و رحمت عطا کند؛ زیرا او قادر و انتقام‌گیرنده است.

منابع:

لهوف سید بن طاووس، ص 237.





نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، امام حسین علیه السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، ائمه علیهم السلام، پنج تن آل عبا، حوادث کربلا، حوادث حرکت کربلا، مسلمانان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :