تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب یهودیان
 
داستانهای مذهبی
پنجشنبه 18 آبان 1396 :: نویسنده : ح و

پروردگار جهان در كجا است؟

روایت است كه یكى از علماى یهود نزد أبوبكر آمده و گفت: آیا تو خلیفه پیغمبر این امّتى؟

گفت: آرى.

یهودى گفت: ما در تورات می خوانیم كه خلفاى انبیاء باید اعلم و افضل امّت باشند، پس به من بگو كه پروردگار جهان در كجا است، آیا او در آسمان است یا در زمین؟

أبوبكر گفت: در آسمان و روى عرش است.

یهودى گفت: در این صورت باید زمین از وجود او خالى بوده و بنابراین خداوند باید در مكانى باشد و محلهاى دیگر از او دور و كنار باشند.

أبوبكر گفت: این كلام از سخنان زنادقه و بى‏دینان است، از نزد من دور شو و گر نه دستور می دهم كه تو را بكشند!

پس آن مرد در نهایت حیرت و تعجّب برخاسته و در حالى كه دین اسلام را مسخره می كرد رفت و در وسط راه أمیرالمؤمنین علیه السّلام او را ملاقات كرده و بدو گفت: اى یهودى من از سؤال و جواب میان تو و أبوبكر مطّلع شدم و نظر ما این است كه:

خداى عزّ و جلّ خود مكان را ایجاد كرده و عارى از مكان است و او بالاتر و برتر از این است كه مكانى او را احاطه كند و او محیط بر مكان بوده و همه مكانها نسبت به ذات مقدّس او برابر است.

و تو را خبر بدهم از آنچه در یكى از كتابهاى آسمانى شما وارد شده است كه گفته مرا تصدیق می كند، آیا در این صورت سخن مرا پذیرفته و ایمان و اعتقاد به آن پیدا می كنى؟

دانشمند یهودى گفت: آری.

أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: مگر در یكى از كتابهاى شما ننوشته است كه: روزى حضرت موسى علیه السّلام نشسته بود فرشته اى از جانب مشرق به سوى او آمد و حضرت موسى پرسید كه از كجا می آیى؟ آن فرشته گفت: از جانب پروردگار جهان مى‏آیم. و فرشته دیگرى از جانب مغرب آمد و چون آن حضرت از محلّ او پرسید پاسخ داد كه از جانب پروردگار متعال مى‏آیم. و در این هنگام فرشته دیگرى از جانب آسمان آمده و در جواب حضرت موسى گفت: من از آسمان هفتم و از جانب پروردگار جهان می آیم و فرشته دیگرى نیز از طرف پائین زمین آمد و چون آن حضرت از محلّ او پرسید جواب گفت كه من از زمین هفتم و از جانب پروردگار متعال می آیم.

حضرت موسى علیه السّلام عرض كرد: منزّه و برتر است آن خدائى كه در مكانى نبوده و مكان؛ او را نتواند احاطه كرده و در برگیرد و پروردگار جهان به مكان معیّنى نزدیكتر از مكان دیگرى نباشد.

مرد یهودى گفت: من شهادت می دهم كه مطلب حقّ و حقیقت همین است كه فرمودید و شما به مقام خلافت و وصایت اولویّت دارید.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 457-458.

 





نوع مطلب : خداوند متعال، حضرت علی علیه السلام، یهودیان، ابوبکر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


احتجاج حضرت أمیر علیه السّلام بر یكى از یهودیان و غیر او در انواع علوم‏

 

از صالح بن عقبه نقل است كه از حضرت صادق علیه السّلام روایت كرده است:

وقتى أبو بكر وفات یافته و عمر را جانشین خود ساخت، عمر به مسجد رفته و آنجا نشست، در این حال یك مردى به آنجا آمده و گفت: اى امیر مؤمنان من مردى یهودى و از افراد دانشمند ایشان می باشم، و قصد دارم از شما سؤالاتى بپرسم كه در صورت پاسخ به آنها اسلام خواهم آورد.

عمر گفت: آنها چیست؟

گفت: سه تا، و سه تا، و یكى، اگر مایل باشى بپرسم، و اگر در میان شما فردى عالمتر از تو هست مرا نزد او بفرست.

عمر گفت: مطلوب تو این جوان است (و منظور، حضرت أمیر علیه السّلام بود).                       

پس خدمت حضرت رسیده و سؤالش را تكرار كرد.

آن حضرت فرمود: چرا گفتى سه تا و سه تا و یكى، و از أوّل نگفتى هفت تا؟

گفت: در این صورت فردى جاهل باشم، اگر سه تاى أوّل را پاسخ ندهى مرا كافى است.

فرمود: اگر به همه اش پاسخ دهم مسلمان می شوى؟

گفت: آری.

فرمود: حال بپرس.

گفت: نام نخستین سنگى كه بر روى زمین نهاده شد و نخستین چشمه اى كه جوشید و نخستین درختى كه روئید چیست؟

فرمود: اى یهودى، شما قائلید كه نخستین سنگ بر روى زمین سنگى است در بیت المقدس، حال اینكه دروغ می گوئید، آن همان حجر الأسودى است كه با آدم از بهشت نازل شد.

یهودى گفت: بخدا كه راست گفتى، این مطلب به خطّ هارون و املاى موسى است.

حضرت أمیر علیه السّلام فرمود: و امّا نخستین چشمه؛ شما قائلید كه آن چشمه اى است در بیت المقدس و دروغ می گویید و آن «چشمه حیات» است؛ همان كه حضرت موسى شخص «نون» را در آن غسل داد و آن همان چشمه اى است كه جناب خضر از آن نوشید و هر كه از آن می نوشید عمر جاودانى می یافت.

یهودى گفت: بخدا كه راست گفتى، این مطلب به خطّ هارون و املاى موسى است.

حضرت فرمود: و امّا نخستین درخت، شما قائلید كه آن درخت زیتون است، ولى دروغ گفته اید و آن درخت عجوه است كه با آدم از بهشت نازل شد.

یهودى گفت: بخدا كه راست گفتى، این مطلب به خطّ هارون و املاى موسى است.

و پرسید: و سه مسأله دوم این است كه این امّت چند امام هدایت شده دارند كه اگر آنان را تنها گذارند هیچ زیانى متوجّهشان نخواهد شد؟

حضرت فرمود: دوازده امام و پیشوا.

یهودى گفت: بخدا كه راست گفتى، این مطلب به خطّ هارون و املاى موسى است.

و پرسید: پیامبر شما در كجاى بهشت مأوى و مسكن می كند؟

فرمود: در بالاترین درجه و شریفترین مكان؛ كه همان جنّات عدن است.

یهودى گفت: بخدا كه راست گفتى، این مطلب به خطّ هارون و املاى موسى است.

و پرسید: چه كسى در منزل او نازل می شود؟

فرمود: همان دوازده امام هدایت شده.

یهودى گفت: بخدا كه راست گفتى، این مطلب به خطّ هارون و املاى موسى است.

و پرسید: هفتمین سؤال باقى مانده و آن این است كه وصىّ پیامبرتان چند سال پس از وفات او زندگى می كند؟

فرمود: سى سال.

پرسید: آیا به مرگ طبیعى می میرد یا به شهادت می رسد؟

فرمود: بر فرق سر او شمشیرى وارد شده و ریش او را به خون سر رنگین می سازد.

یهودى گفت: بخدا كه راست گفتى، این مطلب به خطّ هارون و املاى موسى است!

سپس آن یهودى به طریقى نیكو مسلمان شد.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 506 509.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، عمر، یهودیان، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ح و

پاسخ على (ع) به سؤ الات یهودى و مسلمان شدن او

آغاز خلافت عمر بن خطاب بود، جوانى یهودى كه خوش سیما و خوش لباس بود و از نوادگان هارون (وصى موسى علیه السلام) به شمار مى آمد، به حضور عمر آمد و گفت: آیا تو هستى داناترین این امت به كتابشان و به امر پیامبرشان؟

عمر، سرش را پائین انداخت.

یهودى: با تو هستم آیا داناترین شخص این امت به كتاب و نبوت پیامبرشان تو هستى؟

عمر: براى چه این سؤال را مى كنى؟

یهودى: نزد تو آمده ام تا دین اصلى را بجویم، زیرا در دین خود، به شك افتاده ام.

عمر: دُونَكَ‏ هَذَا الشَّابَ. (نزد این جوان برو).

یهودى: این جوان كیست؟

عمر: او على بن ابیطالب، پسر عموى رسول خدا (ص) است و پدر حسن و حسین (ع) دو فرزند رسول خدا (ص)  مى باشد، او شوهر فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) است.

یهودى به على (ع) رو كرد و گفت: تو این گونه هستى؟

امام على (ع): آرى.

یهودى: من مى خواهم از تو سه سؤال و سه سؤال و یك سؤال بپرسم.

امام على (ع) لبخندى صورى زد و فرمود: چرا نگفتى هفت سؤال؟

یهودى: براى اینكه نخست سه سؤال مى كنم، اگر پاسخ دادى بقیه را بعد مى پرسم و گرنه مى دانم كه در میان شما دانشمندى وجود ندارد.

امام على (ع): تو را به حق خدائى كه مى پرستى اگر جواب سؤالهاى تو را دادم، دینت را رها مى كنى و به دین من داخل می شوی؟

یهودى: من به اینجا نیامده ام مگر براى همین!

امام على (ع): اینك بپرس.

یهودی: 1) به من بگو نخستین قطره خونى كه به زمین چكید، چه خونى بود؟ 2) نخستین چشمه اى كه در درون زمین جارى شد، كدام چشمه بود؟ 3) نخستین چیزى كه در روى زمین جنبید چه بود؟

على (ع) به هر سه سؤال او پاسخ داد.

یهودى، سه سؤال دیگر خود را نیز چنین مطرح كرد: 4) محمد (ص)  چند امام عادل (وصی) دارد؟ 5) و در كدام بهشت است؟ 6) افرادى كه در بهشت، همنشین محمد (ص)  هستند كیانند؟

امام على (ع): اى هارونى! محمد (ص) داراى دوازده امام عادل است كه هر كس آنها را ترك كند، زیانى به آنها نرسد و آنها از مخالفت مخالفان نمى هراسند و در امر دین از كوههاى استوار روى زمین محكمترند و سكونت محمد (ص) در بهشت خودش مى باشد و همنشیان او در بهشت، همین داوزده امام عادل مى باشند.

یهودى: راست گفتى، سوگند به خدائى كه جز او خدایی نیست، من این مطالب را در كتابهاى پدرم (جدم) هارون (وصى موسی) دیده ام كه با دست خود نوشته كه عمویم موسى (ع) آن را دیكته كرده است.

آنگاه یهودى پرسید: آن سؤال دیگرم كه یك سؤال است این است كه بگو: 7) جانشین محمد (ص) چند سال بعد از او زندگى مى كند؟ و آیا به مرگ طبیعی از دنیا می رود و یا کشته می شود؟

امام على (ع): سى سال بدون کم و کاست، زندگى مى كند. سپس ضربتى به اینجا (فرق سرش) مى رسد و این ریشش از خون همانجا، رنگین مى گردد.

در این هنگام آن یهودى، فریاد كشید و كمربند مخصوصش را كه شعار یهودیان است و به كمر مى بندند  برید و به كنار انداخت و گفت: گواهی می دهم كه معبودى جز خداى یكتا و بى همتا نیست و گواهی می دهم كه محمد (ص) بنده و رسول او است و تو وصى او مى باشى، سزاوار است كه تو برترى یابى و كسى بر تو برترى نگیرد و تو را بزرگ بشمرند ضعیف نشمرند.

آنگاه حضرت على (ع) آن یهودى تازه مسلمان را به خانه خود برد و اصول و احكام دین اسلام را به او آموخت.

منبع:

اصول کافی - باب ماجاء فى الاثنى عشر... حدیث 5، ص529 و 530 - ج 1. نظیر این حدیث در همین باب، حدیث 8 آمده است.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، یهودیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سخنان امام حسین علیه السلام پس از یورش سپاه دشمن

در روز عاشورا پس از آن که عمر بن سعد اولین تیر را به سوی سپاه امام حسین علیه السلام پرتاب کرد و آتش جنگ بر افروخته شد، تیرهای سپاه دشمن همچون باران بر سر یاران امام بارید و پس از مدتی، تعداد زیادی از یاران امام به شهادت رسیدند.

در آن هنگام، امام دست بر محاسن خود گرفت و فرمود: خشم و غضب خداوند زمانی بر یهودیان شدت گرفت که برای خداوند فرزندی قائل شدند و گفتند: عُزیر پسر خداست و زمانی بر گروه نصارا شدت گرفت که خداوند را یکی از سه خدای خود دانستند و غضب او زمانی بر طایفه مجوس شدت یافت که از عبادت خدا دست برداشتند و به پرستش خورشید و ماه پرداختند و اکنون نیز غضبش شدت یافته است بر مردمانی که دست به دست یکدیگر داده و برای کشتن پسر پیامبر خود آماده شده اند.

با این حال، به خدا سوگند، پیشنهاد این مردم را نمی پذیرم و هرگز با یزید بیعت نمی کنم تا با چهره آغشته به خون به ملاقات خداوند بشتابم.

منابع:

لهوف سید بن طاووس، ص 126.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام حسین علیه السلام، حوادث کربلا، یهودیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : ح و

ازدواج طلحه با زن یهودی!

علامه مجلسی رحمة الله علیه در کتاب شریف بحارالانوار می گویند: از طریق موثق نقل شده است که طلحه در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله عاشق زنی یهودی شد و از او خواستگاری نمود آن زن از ازدواج با وی خودداری ورزید و گفت به شرطی که طلحه یهودی شود وی نیز این کار را کرد.

همچنین نقل شده است در نزاعی که بین عثمان و طلحه رخ داد عثمان به طلحه چنین گفت: تو از اصحاب پیامبر، اول کسی هستی که با یک زن یهودی ازدواج کرد!

منابع:
الزام الناصب ص 172 , بحارالانوار ج32 ص 218.

 





نوع مطلب : یهودیان، طلحه، عثمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام علی علیه السلام و پاسخ به شبهه یهود

در مجمع البیان فرموده: نقل است كه یك نفر یهودى از على علیه السّلام از مدت توقّف آنها (اصحاب کهف) سئوال كرد حضرت آنچه در قرآن است فرمود (309 سال خواب بودند)، یهودى گفت: ما در كتاب خود می یابیم كه مدّتشان سیصد سال بوده امام علیه السّلام فرمود: آن به سالهاى شمسى است و آنچه من گفتم به سال قمرى است.

منابع:

قاموس قرآن    ج‏1    275     تسع: ..... ص : 273

 

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، اصحاب کهف، یهودیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 خرداد 1393 :: نویسنده : ح و

پاسخ به شبهات یهودیان

رأس الجالوت )رئیس یهودیان و از نسل داوود علیه السلام) از ابوبکر سوالاتی کرد ولی او نتوانست پاسخ بگوید. بعد نزد حضرت علی علیه السلام رفت و همین سوالات را از او پرسید.

ابتدا پرسید: اصل اشیاء چیست؟

امام فرمود: آب. زیرا خداوند متعال می‌فرماید: وجعلنا من الماء کل شی حی (سوره انبیاء آیه 30) (و هر چیز را از آب زنده گرداندیم.)

رأس الجالوت پرسید: دو بی‌جان که سخن گفتند، کدامند؟ امام فرمود: آسمان و زمین.

پرسید: دو چیزی که زیاد و کم می‌شوند، ولی مردم کم و زیاد شدنشان را نمی‌بینند، کدام است؟

امام فرمود: شب و روز.

پرسید: آبی که نه از زمین است و نه از آسمان، کدام است؟

امام فرمود: آبی است که حضرت سلیمان برای بلقیس فرستاد؛ و آن عرق اسبانی است که در میدان جاری می‌شود.

پرسید: آن چیست که بدون جان و روح نفس می‌کشد؟

فرمود: صبح است؛ چون قرآن می‌فرماید: والصّبح اذاتنفس (سوره تکویر آیه 18) (قسم به صبح، آن هنگام که نفس می‌کشد.)

پرسید: کدام قبر است که صاحبش را حرکت می‌داد؟

فرمود: آن ماهی که یونس درشکمش بود و در دریا حرکت می‌کرد.

منابع:
بحارالانوار، ج40، ص 224 --------- مناقب.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، رأس الجالوت (نام عمومی رهبران یهودیان)، مناظره، ابوبکر، یهودیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :