تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب حضرت علی اصغر علیه السلام
 
داستانهای مذهبی

اعلام حمایت قاسم بن حسن از امام حسین علیه السلام

در شب عاشورا قاسم بن حسن علیه السلام به امام حسین علیه السلام عرض کرد: آیا فردا من هم شهید خواهم شد؟

امام علیه السلام با مهربانی فرمود: فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟

عرض کرد: ای عمو! مرگ در کام من از عسل شیرین‌تر است.

امام علیه السلام فرمود: عمویت به فدای تو باد! آری تو نیز جزو شهیدان فردا خواهی بود، آن هم پس از رنجی سخت. پسر شیرخوار، نیز کشته خواهد شد.

قاسم گفت: عموجان! مگر لشگر دشمن به خیمه‌ها نیز حمله می‌کند تا فرزند شیر خوار هم شهید شود؟ امام علیه السلام فرمود: عمویت به فدای تو باد! فردا هنگامی که دهانم از شدت عطش خشک شود و به خیمه‌ها می‌آیم تا آب یا شیر طلب کنم و چیزی نیابم، فرزند شیرخوارم را طلب می‌کنم تا با او وداع کنم. وقتی او را نزد من می آورند، قبل از اینکه او را ببوسم، شقاوت پیشه‌ای از لشگریان دشمن، گلوی فرزند شیر خوارم را با تیر، پاره خواهد کرد و خون او بر دستانم جاری خواهد شد. آن گاه است که دست به آسمان بلند می کنم و از خدا صبر می خواهم و به ثواب او دل می‌بندم.

در این حال نیزه های دشمن مرا به سوی خدا فرا خواهد خواند و آتش از خندق پشت خیمه ها زبانه خواهد کشید؛ من بر آنها حمله خواهم کرد و آن لحظه تلخ‌ترین لحظه دنیاست و آنچه خدا بخواهد، رخ خواهد داد.

قاسم با شنیدن این سخنان گریست و همه‌ی اصحاب گریستند و صدای شیون و زاری از خیمه ها بلند شد.

منابع:

  • نفس المهموم، ص 230.

 





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حوادث کربلا، حضرت قاسم علیه السلام، حضرت علی اصغر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :