تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب زنا
 
داستانهای مذهبی
سه شنبه 31 فروردین 1395 :: نویسنده : ح و

نگاه های حرام

منابع دینی، قرنها قبل از روانشناسان، چشم چرانی را نوعی انحراف و بیماری دانسته است.

رسول خدا (ص) فرمود: «لکلّ عضوٍ من ابن آدم حظٌّ من الزّنا العین زناها النّظر؛ (1)

هر عضوی از بنی آدم بهره ای از زنا دارد، و زنای چشم نگاه کردن (به نامحرم) است.»

 

امام صادق(ع) فرمود: « النظرةُ سهمٌ مِن سِهام إبلیس مسمومٌ، مَن تركها لِلّه عزّوجلّ لا لِغیره أعقبه الله أمناً و إیماناً یجدُ طَعْمَه؛ (2)

نگاه (به نامحرم) تیر زهرآلوده ای از تیرهای شیطان است. هر کس آن را برای خدا ترک کند نه بخاطر غیر او، خدا ایمانی به او می دهد که مزّه آن را می چشد.»

 

در منابع دینی به شدّت روی این مسئله تکیه شده که گناه، گناه می آورد، از جمله امام صادق(ع) فرمود: « النظرةُ بَعدَ النظرةِ تزرعُ فی القلب الشهوةَ و كفی بها لصاحبها فتنةً؛ (3)

نگاهِ بعد از نگاه، بذر شهوت را در دل می كارد و همین برای به فتنه (و گناه) كشاندن صاحب آن نگاه كافی است.»

 

از حضرت مسیح(ع) نقل شده است که فرمود: «لاتکوننّ حدید النّظر الی ما لیس لک فانّه لن یزنی فرجک ما حفظت عینک فان قدرت ان لاتنظر الی ثوب المرأة الّتی لاتحلّ لک فافعل؛ (4)

هرگز تیز نظر به سوی چیزی که برایت (حلال) نیست نباش زیرا تا زمانی که چشمت را حفظ کنی دامنت آلوده به زنا نمی شود. و اگر بتوانی به لباس زنی که برایت حلال نیست نگاه نکنی، این کار را انجام بده.»

منابع:

1- جامع الاخبار، ص 408،ح 1129، به نقل از منتخب میزان الحکمه، ج1، ص 504، ح 6141.

2و3- وسائل الشیعه، ج 14، ص 139.

4- منتخب میزان الحکمه، ص 230، ح 2740

.





نوع مطلب : زنا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سر مقدس امام حسین علیه السلام در مجلس ابن زیاد

هنگامی که ابن زیاد، اهل بیت اسیر امام حسین علیه السلام را به مجلس خود فرا خواند، سر مقدس امام را در مقابل خویش نهاد، با چوب دستی خود بر چشمان و بینی و دهان مبارکش زد و گفت: چه دندان های زیبایی دارد!

زید بن ارقم برخاست و گریه کنان فریاد زد: چوبت را از لب و دندان حسین علیه السلام بردار که من با چشم خود دیدم رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم لبان مبارک خود را بر همین لب و دهان گذاشت.

ابن زیاد به او گفت: خدا چشمانت را بگریاند ای دشمن خدا! اگر پیرمردی سالخورده نبودی و عقل خود را از دست نداده بودی، گردنت را می زدم.

زید گفت: پس بگذار مطلب مهم‌تری برایت بگویم: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم که حسن و حسین را بر زانوهای خود نشانده بود، دست مبارک خود را بر سر آنها نهاده بود و می فرمود: خدایا! این دو عزیز و شایسته و مومن را به تو سپردم. و اکنون تو با امانت رسول خدا چنین می کنی؟!

در این هنگام رباب، همسر امام حسین علیه السلام، از جای برخاست و سر مطهر امام علیه السلام را برداشت و در دامن نهاد و گفت: وای، حسین من! هرگز فراموش نمی کنم نیزه های آن ستمگران چگونه بر جان تو نشست! و اکنون در کربلا تنها و بی‌کس افتاده ای. خداوند سرزمین کربلا را سیراب نگرداند.

زید در حالی که می گریست، از قصر بیرون آمد و با صدای بلند گفت: ای مردم عرب! برده ای مالک آزاد مردی شده است! از این به بعد شما برده اید که پسر فاطمه را کشته اید و زنازاده ای را حاکم خود کرده اید.

منابع:

قصه کربلا، ص 446.

بحارالانوار، ج 45، ص 118.

تاریخ طبری، ج 5، ص 230.

نفس المهموم، ج 408.






نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، زنا، عبیدالله بن زیاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

چرا تارك الصلوه، كافر است؟

یكى از شیعیان به نام (مسعده) به حضور امام صادق (ع) آمد و پرسید: چرا شما زناكار را به عنوان كافر معرفى نمى كنید، ولى ترك كننده نماز را كافر (معنوی) مى نامید؟ و دلیل این تفاوت چیست؟

امام صادق (ع): زیرا زناكار و امثال او، این كار را به خاطر چیره شدن شهوت جنسى بر او، انجام مى دهد، ولى ترك كننده نماز، آن را ترك نمى كند مگر به خاطر  استخفاف (سبك شمردن نماز). مرد زناكار به طرف زن نمى رود مگر به جهت امیال شدیدى كه به او دارد و لذتى كه مى برد، ولى كسى كه نماز را ترك مى كند، در ترك نماز هیچ گونه لذتى نیست، وقتى لذت نبود، معلوم مى شود كه  سبك شمردن نماز، باعث ترك آن شده است،  و اذا وقع الاستخفاف وقع الكفر (وقتى كه سبك شمردن نماز حاصل شود، به دنبال آن، نوعى از كفر  (كه غالبا از انكار و بى اعتنائى سرچشمه مى گیرد) حاصل مى گردد.)

منبع:

اصول کافی - باب اصناف الناس ، حدیث 8، ص 386- ج 2.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، نماز، کافر، زنا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 خرداد 1394 :: نویسنده : ح و

گناه بزرگ

مرحوم راوندى در كتاب خرایج و جرائح خود آورده است:

امام محمّد باقر به همراه فرزندش امام جعفر صادق علیهما السلام جهت انجام مراسم حجّ وارد مكّه مكّرمه شدند.

در مسجدالحرام نزدیك كعبه نشسته بودند، كه شخصى وارد شد و اظهار داشت: سؤ الى دارم ؟

امام باقر علیه السلام فرمود: از فرزندم، جعفر سؤ ال كن.

آن مرد خطاب به حضرت صادق علیه السلام كرد و گفت: سؤالى دارم؟

حضرت فرمود: آنچه مى خواهى سؤال كن.

آن مرد گفت: تكلیف كسى كه گناهى بزرگ مرتكب شده است، چیست؟

حضرت فرمود: آیا در ماه مبارك رمضان از روى عمد و بدون عذر روزه خوارى نموده است؟

گفت: گناهى بزرگ تر انجام داده است.

حضرت فرمود: آیا در ماه مبارك رمضان زنا كرده است؟

آن مرد اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه! گناهى بزرگ تر از آن را مرتكب شده است.

حضرت فرمود: آیا شخص بى گناهى را كشته است؟

گفت : از آن هم بزرگ تر.

پس از آن، صادق آل محمّد علیهم السلام فرمود: چنانچه آن از شیعیان و دوستداران امیرالمؤمنین امام علىّ علیه السلام باشد، باید به زیارت كعبه برود و توبه نماید؛ و سپس قسم یاد كند كه دیگر مرتكب چنان گناهى نشود؛ ولى اگر از مخالفین و معاندین باشد راه پذیرش توبه براى او نیست.

آن مرد گفت : خداوند، شما فرزندان فاطمه زهراء علیها السلام را مورد رحمت خویش قرار دهد، من این چنین جوابى را از رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز شنیده ام.

بعد از آن، از محضر مقدّس آن بزرگواران خداحافظى كرد و رفت.

امام محمّد باقر علیه السلام به فرزندش فرمود: همانا این شخص، حضرت خضر علیه السلام بود، كه خواست تو را به مردم معرّفى نماید.

منبع:

بحارالا نوار: ج 47، ص 21، ح 20.






نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، زنا، ماه مبارک رمضان، حضرت خضر علیه السلام، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

امام حسین علیه السلام و یاد یحیی بن زکریا

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمود: پدرم در راه مدینه تا کربلا در هیچ منزلگاهی توقف نکرد جز آن که یحیی بن زکریا علیه السلام را یاد فرمود.

یک بار هم فرمود: این از خواری و پستی دنیاست که سرِ یحیی را برای زنی زناکار از بنی اسرائیل هدیه فرستادند.

منابع:

بحار الانوار، ج 44، ص 313.

منتهی الامال، ج 1، ص 537- مناقب.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، زنا، دنیا، حضرت یحیی علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام علی علیه السلام و حکم درباره اعتراف از روی ترس

در حکومت عمر بن خطاب زن باردارى را که متهم به زنا بود، نزد او آوردند و عمر دستور داد سنگسارش کنند.

حضرت على علیه السلام از ماجرا آگاه شد و از عمر پرسید: تو دستور سنگسار این زن را داده اى؟

گفت: بله. اعتراف به زنا کرده است.

امام على علیه السلام فرمود: این زن اگر هم زناکار باشد، تنها خودش مجرم است و فرزند داخل شکمش گناهی ندارد. آن گاه از عمر پرسید: شاید این زن را ترسانده‌اى.

عمر گفت: بله. او ترسید و اعتراف کرد.

امام فرمود: مگر از رسول خدا صلى الله علیه و آله نشنیدى که فرمود  کسى که پس از سختى و بلا اعتراف به زنا کند، حد بر او جارى نمى شود. اگر کسى را زندانی یا تهدید کنى، اعترافش به زنا صحیح نیست.

عمر دستور داد آن زن را آزاد کردند و گفت: زنان ناتوانند که مثل على بزایند. اگر على نبود عمر هلاک شده بود.

منابع:

  • بحارالانوار، ج40، ص 277، حدیث 41------- کشف الغمه.

 

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، عمر، زنا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :