داستانهای مذهبی
جمعه 27 تیر 1393 :: نویسنده : ح و

شهادت عبدالله بن حسن در کربلا

روز عاشورا، وقتی یاران امام حسین به شهادت رسیدند و لشگر دشمن از هر سو، امام را محاصره کرد، عبدالله بن حسن بن علی علیه السلام که کودکی بیش نبود، از خیمه‌ی زنان بیرون آمد و به سوی عموی خود، امام حسین علیه السلام، رفت، زینب سلام الله علیها که نگرانش بود، خود را به او رساند تا از رفتنش جلوگیری کند.

اما عبدالله سرسختی نشان داد و گفت: به خدا از عمویم جدا نخواهم شد.

آن‌گاه خود را به عموی خود رساند و به ابجر بن کعب که شمشیرش را بلند کرده بود تا بر حسین علیه السلام فرود آورد، گفت: ای پسر زن ناپاک، عمویم را می کشی؟ و دست خویش را سپر کرد. شمشیر، دست او را قطع کرد و بر زمین انداخت.

عبدالله فریاد زد: عموجان!

حسین علیه السلام، او را در آغوش گرفت و به سینه چسباند و فرمود: فرزند برادرم! بر این مصیبتی که به تو رسیده است شکیبا باش و آن را نیک بشمار، خداوند تو را به پدران شایسته ات ملحق می‌کند.

در این هنگام، حرمله تیری به سوی آن کودک انداخت و او را در آغوش عموی خویش به شهادت رساند.

منابع:

  • لهوف سید بن طاووس، ص 146.

 





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حضرت زینب سلام الله علیها، حرمله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات