داستانهای مذهبی

پاسخ دندان شکن امام سجاد علیه السلام به ابراهیم بن طلحه

هنگامی که حضرت امام سجاد علیه السلام همراه اسیران کربلا وارد مدینه شد، ابراهیم بن طلحه بن عبیدالله از روی شیطنت و بدخواهی از او پرسید: ای علی بن الحسین! بگو ببینم چه کسی پیروز شد؟

امام سجاد جواب داد: اگر می خواهی بدانی چه کسی پیروز شد، بگذار تا وقت نماز فرا رسد آن گاه اذان و اقامه بگو.

 

(حضرت سجاد علیه السلام با پاسخ دندان‌شکن خود می خواست به او بفهماند که هدف نهضت عاشورا پیروزی ظاهری و رسیدن به ثروت و خلافت نبود. این نهضت برای حفظ اساس دین از نابودی انجام شد و به ثمر هم رسید؛ نشانه اش هم اینکه هر مسلمانی هنگام اذان و اقامه به توحید و رسالت حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله شهادت می دهد.)

منابع:

بحارالانوار،‌ ج 45، ‌ص 177.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، حوادث کربلا، حوادث حرکت کربلا، جواب دندان شکن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 12 آذر 1394 :: نویسنده : ح و

مرگ ناگهانى ابن ابى العوجاء

یك سال از ماجراى مناظرات ابن ابى العوجاء با امام صادق(ع) در مكه گذشت، باز سال بعد ابن ابى العوجاء كنار كعبه به حضور امام صادق (ع) آمد، یكى از شیعیان به امام عرض كرد: آیا ابن ابى العوجاء مسلمان شده است؟

امام: قلب او نسبت به اسلام، كور است، او مسلمان نمى شود.

هنگامى كه چشم ابن ابى العوجاء به چهره امام صادق (ع) افتاد، گفت: اى آقا و مولاى من!

امام: چرا اینجا آمده اى؟

ابن ابى العوجاء: به رسم و معمول تن و آئین وطن، به اینجا آمده ام تا دیوانگى و سرتراشى و سنگ پرانى مردم را كه در مراسم حج انجام مى دهند بنگرم.

امام: تو هنوز به سركشى و گمراهى خود باقى هستى؟

ابن ابى العوجاء، همین كه خواست سخن بگوید، امام صادق (ع) به او فرمود: مجادله و ستیز در مراسم حج روا نیست، آنگاه امام عبایش را تكان داد و فرمود: اگر حقیقت آن است كه ما به آن معتقد هستیم (چنانكه حقیقت همین است) در این صورت ما رستگاریم نه شما، و اگر حق با شما باشد (چنانكه چنین نیست) هم ما و هم شما رستگاریم، بنابراین ما در هر حال رستگاریم، ولى شما در یكى از دو صورت، در هلاكت خواهید بود.

در این هنگام حال ابن ابى العوجاء منقلب شد و به اطرافیان خود رو كرد و گفت: در قلبم احساس درد مى كنم، مرا برگردانید. وقتى كه او را باز گرداندند، از دنیا رفت.

خدا او را نیامرزد.

منبع:

اصول کافی - -باب حدوث العالم ،حدیث 2،(ص)78، ج 1.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، جواب دندان شکن، مناظره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پاسخ حکیمانه امام هادی علیه السلام به متوکل

به متوکل گزارش شد که امام هادی علیه السلام در تفسیر آیه وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا؛ (سوره فرقان، آیه/ 27) (و (روز قیامت)، روزى است كه ستمكار دستهاى خود را می گزد (و) می گوید اى كاش با پیامبر راهى بر می گرفتم) آن را درباره ابوبکر و عمر می داند.

متوکل نمی دانست چه کند. اطرافیانش گفتند: مردم را جمع کن و در حضور مردم از او بخواه که آیه را تفسیر کند. اگر درباره ابوبکر و عمر تفسیر کرد، مردم خودشان تصمیم می گیرند؛ ولی اگر جور دیگری تفسیر کرد، در مقابل یارانش مفتضح می شود.

متوکل دستور داد قاضی ها و بنی هاشم و دوستان امام هادی علیه السلام را یک جا جمع کنند. آن گاه از امام پرسید تفسیر این آیه چیست.

امام هادی علیه السلام فرمود: خداوند این دو مرد را با کنایه مطرح کرده است و با مخفی نگهداشتن نامشان بر آنان منت گذاشته. آیا دوست داری از آنچه که خداوند پوشانده، پرده برداری و افشا کنی؟!

متوکل پاسخ داد: نه. دوست ندارم.

منابع:

بحار الانوار، ج 50، ص 214، ح 26.





نوع مطلب : امام هادی علیه السلام، جواب دندان شکن، تفسیر و باطن آیات قرآن، متوکل، ابوبکر، عمر، ظلم، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

مناظره امام باقر علیه السلام با حسن بصری

حسن بصری نزد امام باقر علیه السلام رفت و عرض کرد: آمده ام سؤالاتی از شما بپرسم.

امام فرمود: مگر تو فقیه اهالی بصره نیستی؟

گفت: چنین می گویند.

امام فرمود: امر بزرگی را به عهده گرفته ای. شنیده ام که می گویی خداوند مردم را به خودشان واگذار کرده است!

حسن بصری ساکت شد.

امام فرمود: اگر خداوند به کسی وعده امن و امان دهد، آیا او دیگر باید از چیزی بترسد؟

گفت: نه.

امام فرمود: من آیه ای می خوانم که تو آن را به اشتباه تفسیر کرده ای.

پرسید: کدام آیه؟

فرمود: وَ جَعَلْنا بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الْقُرَی الَّتی‏ بارَکْنا فیها قُریً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فیهَا السَّیْرَ سیرُوا فیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنینَ (سوره سبا آیه 18). (و ما میان آنها و دهکده های پر برکت، قریه هایی قرار دادیم که یکدیگر را می دیدند و مسافت بین آنها را به اندازه هم قرارداده بودیم، گفتیم، در بین این شهرها، شبها و روزها در حالت امنیت سیر کنید)

شنیده‌ام که جای امن را به مکّه تفسیر کرده ای؟ وای بر تو! این چه امنیتی است که اموال اهالی آنجا به سرقت می رود و همواره عده ای کشته می شوند؟!

سپس امام باقر علیه السلام به سینه مبارک خود اشاره کرد و فرمود: آن قریه های مبارک ماییم.

حسن بصری گفت: فدایت شوم! آیا در قرآن آیه ای هست که به انسان‌ها بگوید قریه؟

امام فرمود: بله، آیه 8 سوره طلاق: وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَدیداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُکْراً (و چه بسیار از مجتمعات (انسانی) که از فرمان پروردگار خود و فرستادگانش سرپیچی کردند، پس آنها را به حساب شدیدی محاسبه کردیم و به عذابی بس سخت عذاب نمودیم)

بعد فرمود: آیا سرپیچی کننده در و دیوار است یا انسان‌ها؟

حسن بصری گفت: بله؛ منظور همان انسان‌هاست.

امام فرمود: در آیه واسأل القریه التی کنا فیها (سوره یوسف، آیه82) (از قریه ای که ما بودیم بپرس) از قریه و دهستان سؤال می شود یا از اشخاص؟!

سپس فرمود: قری یعنی علمای شیعیان ما و مقصود از سیر، علم است. یعنی هر کس به سوی ما آمد و حلال و حرام را از ما آموخت، دیگر از شک و گمراهی در امان است؛ زیرا احکام را از آنجا که باید بیاموزد، آموخته است؛ چون اهل بیت وارثان علم و فرزندان برگزیده اند و آن فرزندان ما هستیم، نه تو و امثال تو. و مبادا بگویی خداوند بندگان را به خودشان واگذاشته زیرا خداوند عزوجل، دچار سستی و ضعف نیست تا کاری را به مردم واگذار کند. آنها را هم به چیزی مجبور نمی‌کند که در این صورت به آنها ظلم می شود؛ خدا با بندگانش نه با جبر رفتار می‌کند نه با تفویض؛ بلکه با امری بین آن دو رفتار می کند.

منابع:

بحار الانوار، ج 24، ص 232، ح 1.

بحار الانوار، ج 24، ص 235، ح 4.





نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، تفسیر و باطن آیات قرآن، جواب دندان شکن، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، مناظره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 21 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

مسلمان شدن عبدالله دیصانى

هشام بن حكم از شاگردان زبردست و هوشمند امام صادق (ع) بود. روزى یكى از منكران خدا به نام عبدالله دیصانى  با هشام ملاقات كرد و پرسید: آیا تو خدا دارى؟

هشام: آری.

عبدالله: آیا خداوند تو قادر است؟

هشام: آرى، هم توانا است و هم بر همه چیز مسلط است.

عبدالله : آیا خداى تو مى تواند همه دنیا را در میان تخم مرغ بگنجاند، بى آنكه دنیا كوچك شود، و درون تخم مرغ ، وسیع گردد؟

هشام: براى پاسخ به این سؤال به من مهلت بده.

عبدالله: یك سال به تو مهلت مى دهم.

هشام، سوار شد و به حضور امام صادق (ع) رسید و عرض كرد: اى فرزند رسول خدا، عبدالله دیصانى نزد من آمده و سؤالى از من كرد كه براى پاسخ به آن، تكیه گاهى جز خدا و شما كسى نیست.

امام: او چه سؤالى كرد؟

هشام: او گفت: آیا خدا قدرت دارد كه دنیا با آن وسعت را در درون تخم مرغ قرار دهد، بى آنكه دنیا را كوچك كند و تخم مرغ را بزرگ نماید؟

امام: اى هشام ! تو داراى چند حس هستى؟

هشام: داراى پنج حس هستم. بینائى، چشائى، شنوائى، بویائى و بساوائی (لامسه).

امام: كدامیك از این پنج حس كوچكتر است؟

هشام: حس بینائی.

امام: اندازه وسیله بینائى عدسى چشم  چقدر است؟

هشام: به اندازه یك عدس، یا كوچكتر از آن است.

امام: اى هشام! جلو و بالاى سرت را نگاه كن و به من بگو چه مى بینى؟

هشام نگاه كرد و گفت: آسمان، زمین، خانه ها، كاخها، بیابانها، كوهها و نهرها را مى نگرم.

امام: خدائى كه قادر است آنچه را با آن همه وسعت كه مى بینى، در میان عدسى چشم تو قرار دهد، مى تواند همه جهان را در درون تخم مرغ قرار دهد، بى آنكه جهان كوچك گردد و تخم مرغ بزرگ شود. ***

در این هنگام، هشام خم شد و دست و پاى امام صادق (ع) را بوسید و گفت: اى پسر رسول خدا! همین پاسخ براى من بس است.

هشام به خانه خود بازگشت، فرداى آن روز، عبدالله، نزد هشام آمد و گفت: براى عرض سلام آمده ام نه براى گرفتن جواب آن سؤال.

هشام گفت: اگر جواب آن سؤال را مى خواهى، این است جواب آن. سپس جواب امام را براى او بیان كرد.

عبدالله دیصانى تصمیم گرفت شخصاً به حضور امام صادق(ع) برسد و سؤالاتى را مطرح كند. به خانه امام صادق (ع) رهسپار شد و اجازه ورود طلبید و به او اجازه داده شد، او به محضر آن حضرت رسید و نشست و گفت: اى جعفر بن محمد! مرا به معبودم راهنمائى كن.

امام : نامت چیست؟

عبدالله، بیرون رفت، نامش را نگفت، دوستانش به او گفتند: چرا نامت را نگفتی.

او جواب داد: اگر نامم را كه عبدالله (بنده خدا) است مى گفتم، از من مى پرسید: آنكه تو بنده او هستى كیست؟

دوستان عبدالله گفتند: نزد امام برگرد و بگو مرا به معبودم راهنمایى كن و از نامم مپرس.

عبدالله بازگشت و به امام صادق (ع) عرض كرد: مرا به معبودم راهنمائى كن و از نامم مپرس.

امام اشاره به جایى كرد و فرمود: در آنجا بنشین.

عبدالله نشست، در همین هنگام، یكى از كودكان امام كه تخم مرغى در دست داشت و با آن بازى مى كرد، به آنجا آمد، امام به كودك فرمود: آن تخم مرغ را به من بده.

كودك، تخم مرغ را به امام داد. امام آن را بدست گرفت و به عبدالله رو كرد و فرمود: اى دیصانى! این تخم مرغ را نگاه كن كه سنگرى پوشیده است، دارای:

1- پوست كلفتى است.

2- زیر پوست كلفت، پوست نازكى قرار دارد.

3- زیر آن پوست نازك، مانند نقره اى است روان (سفیده).

4- سپس طلائى است آب شده (زرده) كه نه طلاى آب شده با آن نقره روان بیامیزد و نه آن نقره روان با آن طلاى روان مخلوط گردد و به همین وضع باقى است. نه سامان دهنده اى از میان آن بیرون به درونش رفته، كه بگوید من آن را آن گونه ساخته ام و نه تباه كننده اى از بیرون به درونش رفته كه بگوید من آن را تباه ساختم و روشن نیست كه براى تولید فرزند نر، درست شده یا براى تولید فرزند ماده، ناگاه، پس از مدتى شكافته مى شود و پرنده اى مانند طاووس رنگارنگ، از آن بیرون مى آید، آیا به نظر تو چنین تشكیلات ظریفی داراى تدبیر كننده اى نیست؟

عبدالله دیصانى در برابر این سؤال، مدتى سر به زیر افكنده، سپس در حالى كه نور ایمان بر قلبش تابیده بود سربلند كرد و گفت: گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى یكتا نیست و او یكتا و بى همتا است و گواهى مى دهم كه محمد (ص)، بنده و رسول خدا است و تو امام و حجت از طرف خدا بر مردم هستى و من از عقیده باطل و كرده خود توبه كردم و پشیمان هستم.

منبع:

اصول کافی - باب حدوث العالم ، حدیث 4،(ص)79 و 80، ج 1.

 

*** باید توجه داشت كه قدرت خدا بر چیزى محال تعلق نمى گیرد، ولى امام در پاسخ خود با این پاسخ خواسته، عوام را قانع كند، مانند اینكه: كسى مى گوید: آیا انسان مى تواند به هوا بپرد، جواب دهیم كه انسان مى تواند هواپیما بسازد و بر هواپیما سوار شود و پرواز كند، امام با ذكر مثال عدسى چشم، مى خواهد بفرماید: اگر مى خواهى قدرت خدا را بفهمى از این راه بفهم، نه با مثال غیر معقول گنجاندن دنیا در درون تخم مرغ. (که در روایت دیگری، امام صادق علیه السلام، بیان کرده اند که این کار، محال است)

یا مى خواهد بفرماید: اگر انعكاس دادن همه جهان در میان تخم مرغ باشد، چنین كارى محال نیست و خدا بر آن قادر است و گرنه محال است و قدرت خدا بر چیز محال تعلق نمى گیرد، مانند اینكه بگوئیم آیا خدا قادر است كه دو دو تا را پنج كند، چنین سؤالى غلط است.

 





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، جواب دندان شکن، مناظره، اصحاب اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پاسخ روشنگرانه امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید

روزی هارون از امام کاظم علیه السلام پرسید: چرا به شیعیانت نمی‌گویی به تو "پسر رسول خدا" نگویند؟ شماها پسران علی علیه السلام هستید، و فرزند به پدرش نسبت داده می‌شود نه به مادرش.

امام فرمود: جواب این سوال را نخواه.

هارون گفت: حتماً باید جواب بدهی.

امام فرمود: در امان هستم؟

هارون گفت: آری.

امام شروع به تلاوت قرآن نمود: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و وهبنا له اسحاق و یعقوب کلا هدینا و نوحا هدینا من قبل و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف وموسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی والیاس کل من الصالحین. (سوره انعام: آیه 84-85)

ترجمه:و به او (ابراهیم) اسحاق و یعقوب را عطا کردیم و هدایت نمودیم، و نیز نوح را قبل از آنان به راه نجات هدایت کردیم، همچنین فرزندانش، داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را، و این چنین پاداش نیکوکاران را می دهیم و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را، که همگی از صالحان بودند.

سپس امام پرسید: پدر عیسی کیست؟

هارون گفت: عیسی پدر ندارد؛ او معجزه الهی است.

امام فرمود: پس در این آیه، عیسی از جانب مادر، فرزند نوح و ابراهیم معرفی شده. ما هم از طرف مادرمان فاطمه زهرا سلام الله علیها فرزند پیامبر هستیم.

هارون گفت: احسنت! بیشتر بگو.

امام فرمود: در ماجرای مباهله با مسیحیان نجران، خدا دستور داد پیامبر با پسران، زنان و کسانی که مثل جان او هستند، برای نفرین حاضر شود. و همه می دانند که پیامبر، فاطمه و علی و حسن و حسین را همراه خود برد. معلوم می‌شود حسن و حسین به تایید خدا و رسولش فرزندان پیامبرند. (چون در آنجا، طبق آیه قرآن قرار می شود، فرزندان و زنان و خودشان را دعوت کنند و طبق عملکرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، فرزندان بر حسنین علیهماالسلام و زنان بر حضرت زهرا سلام الله علیها و خودشان هم بر حضرت علی علیه السلام، منطبق می گردد.)

هارون گفت: یک سوال دیگر، چرا می گویی از اموال پیامبر، چیزی از فدک به عباس که عموی او بود، به ارث نمی رسد و تمام فدک فقط باید به فاطمه زهرا می رسیده؟(هارون مثل تمام خلفای بنی عباس از نسل عباس است، یعنی مقداری از فدک مال من که از نسل عباس هستم، می باشد).

امام فرمود: پیامبر برای بستگانش که می‌توانستند از مکه به مدینه هجرت کنند و نکردند و همچنان در بین مشرکان مکه باقی ماندند، حقی برای ارث تعیین نکرد (پس ارثی به عباس نمی رسد). عباس هم در جنگ با رسول خدا در جمع مشرکان حاضر بود و اسیر شد و از دادن فدیه برای آزادی خود خودداری کرد و گفت هیچ مالی ندارم. ولی جبرئیل به پیامبر خبر داد او اموالش را نزد همسرش ام الفضل مخفی کرده؛ و عباس اینجا بود که به حقانیت پیامبر و ارتباطش با عالم غیب پی برد و ایمان آورد.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 122.

 





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، جواب دندان شکن، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، مناظره، بنی عباس، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بزرگترین فضیلت امیرالمؤمنین علیه السلام در قرآن

روزی مأمون به حضرت رضا علیه السلام عرض کرد: بزرگترین فضیلت علی بن ابیطالب که در قرآن آمده چیست؟
امام فرمود: آیه مباهله. خداوند در سوره آل عمران، آیه‌ 61 می‌فرماید: هر کس با تو در مقام احتجاج و گفتگو برآمد، بعد از آنکه تو بر رسالت خود یقین داری، بگو بیایید فرزندان را بخوانیم و شما هم فرزندانتان را بخوانید، ما زن‌هایمان و شما زن‌هایتان و ما افرادی را که چون نفس و جان‌مان هستند و شما هم نفس‌های خود را بخوانید. سپس مباهله کنیم و برای دروغگو لعنت خدا را بخواهیم.

وقتی این آیه نازل شد، رسول خدا صلی الله و آله و سلم، حسن و حسین را به عنوان فرزندان و فاطمه علیهاسلام را به عنوان زنان و نیز امیرالمؤمنین علی علیه السلام را به عنوان نفس خودش برای مباهله با نصاری به میعاد برد.

پس به حکم خدا امیرالمؤمنین علیه السلام نفس رسول خداست و چون هیچ‌یک از مردم، برتر از رسول خدا نیستند، ضروری است که هیچ‌یک از مردم از امیرالمؤمنین برتر نباشند؛ جز خود رسول الله. فضیلت امیرالمؤمنین بر تمام خلایق بعد از رسول خدا این است.

مأمون گفت: مگر در این آیه، فرزندان به لفظ جمع نیامده؟ ولی رسول خدا فقط دو فرزندش را برد؛ و مگر زنان به لفظ جمع نیامده؟ ولی رسول خدا فقط فاطمه علیهاسلام را برد. پس چرا نگوییم در این آیه مقصود از نفسِ رسول خدا، خود رسول الله باشد؛ که اگر این را بگوییم، دیگر فضلی برای علی بن ابیطالب نخواهد بود؟

امام رضا علیه السلام فرمود: نه؛ آنچه گفتی صحیح نیست. زیرا دعوت کننده، یعنی دعوت کننده‌ کسی دیگر، نه خودش. همان‌طور که فرمان دهنده یعنی فرمان دهنده به دیگری.

در آیه مذکور خداوند می‌فرماید: بگو بیایید بخوانیم؛ معلوم می‌شود رسول خدا که خواننده است شخص دیگری را می خواند. لذا باید نفس رسول خدا غیر از رسول خدا باشد تا خواندن صدق کند. و چون رسول خدا در هنگام مباهله هیچ مردی را جز علی بن ابیطالب نبردند، معلوم می شود منظور خداوند از نفس رسول خدا، کسی جز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب نیست.

مأمون که با این جوابِ دندان شکن حضرت رضا علیه السلام روبرو شد، از جواب بازماند و گفت: وقتی جواب آمد، سؤال از میان می‌رود.

منابع:

بحارالانوار، ج 49، ص 188، ح 20.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، جواب دندان شکن، امام رضا علیه السلام، برتری 14 معصوم علیهم السلام بر انبیاء، مأمون، تفسیر و باطن آیات قرآن، مناظره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 اسفند 1393 :: نویسنده : ح و

برتری بنی هاشم نسبت به بنی عباس

مأمون احترامات ظاهری را نسبت به حضرت رضا علیه السلام مراعات می‌کرد، ولی در باطن حسد می‌ورزید و سعی می‌کرد او را خوار و کوچک کند. یک روز که با امام قدم می‌زد، گفت: یااباالحسن! من فکر می‌کنم فضلیت ما بنی عباس با شما بنی هاشم مساوی است؛ چون نسبت ما و شما با رسول خدا یکی است و اختلاف پیروان ما بر اساس هوای نفس و عصبیّت است.

امام رضا علیه السلام فرمود: این حرف تو جواب دارد. اگر می‌خواهی بگویم وگرنه سکوت می‌کنم.

مأمون گفت: نه، من این را گفتم تا شما نیز آنچه را که می‌دانید، به من هم بگویید.

امام فرمود: اگر خداوند، محمد صلی الله علیه و آله را از پشت این تپّه‌ ها ظاهر کند و پیامبر از دختر تو خواستگاری کند، آیا دخترت را به او می‌ دهی؟

مأمون گفت: مگر کسی هست که از رسول خدا رو برگرداند! البته که می‌ دهم.

امام فرمود: حالا بگو آیا برای رسول خدا حلال است که دختر مرا خواستگاری کند؟! (یعنی دختران من، از نسل رسول خدا هستند و بر او محرم اند و ازدواج او با آنها حرام است.)

مأمون مدت زیادی سکوت کرد و گفت: به خدا قسم، شما از نظر خویشاوندی به رسول خدا از ما (بنی عباس) نزدیکترید.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 49، ص 187، ح 19.

 





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، جواب دندان شکن، مأمون، بنی عباس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام کاظم علیه السلام و برخورد حکیمانه با دشمن

یکی از یاران امام هفتم می‌گوید: مردی به نام نفیع انصاری برای کاری مقابل کاخ حکومتی ایستاده بود که امام هفتم سوار بر مرکب خویش نزدیک شد. بلافاصله عبدالعزیز بن عمر، مأمور مخصوص حکومتی، با اکرام فراوان او را به داخل کاخ راهنمائی کرد.

نفیع پرسید: این مرد کیست؟

عبدالعزیز بن عمر گفت: او بزرگ آل محمد و آل علی است. او موسی بن جعفر است.

نفیع که از دشمنان اهل بیت بود گفت: بدبخت تر از این دستگاه حکومتی ندیدم. با قدرتی که دارد می تواند این شیخ را خوار و حقیر کند، ولی از او حساب می‌برد. به خدا قسم وقتی بیرون آید تحقیرش می‌کنم.

عبدالعزیز گفت: هرگز چنین مکن. اینها اهل بیتی بزرگوار و کریم و سخندان هستند. هر که با آنان درافتد، ننگ و خفتی جاودانه دامنگیرش می شود.

وقتی امام بیرون آمد، نفیع پیش رفت و به طعنه گفت: تو کیستی؟

امام فرمود: اگر منظورت معرّفی نسب و خاندان است، من فرزند حضرت محمد حبیب الله صلی الله علیه و آله هستم که او فرزند اسماعیل ذبیح الله و او فرزند ابراهیم خلیل الله است. و اگر منظورت معرفی شهر است، من ریشه در سرزمینی دارم که خداوند بر مسلمین و بر تو، اگر مسلمان هستی، حج آنجا را واجب کرده است؛ و اگر منظورت نام و شهرت است، ما کسانی هستیم که خداوند صلوات بر ما را در نماز واجب فرموده است، باید در تشهد نماز بگویید: اللهم صل علی محمد و آل محمد، و ما آل محمد هستیم. افسار مرکب را رها کن و راه را باز کن برویم.

نفیع سرافکنده و خجل بازگشت.

عبدالعزیز گفت: به تو نگفتم با خاندان رسالت در نیفتی؟!

منابع:
بحار الانوار، ج 48، ص 143، ح 19 از امالی مرتضی - و مناقب و اعلام الوری.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، مناظره، جواب دندان شکن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic