داستانهای مذهبی

گزارش امام حسن علیه السلام از کیفیت شهادت خود

طبق روایات فراوان، ائمه اطهار علیهم السلام از علوم غیبی به اذن الهی آگاهی دارند (1) و امام حسن علیه السلام نیز از چنین علمی برخوردار بود، از جمله: اطلاع دادن آن حضرت از کیفیت شهادت و ماجرای بعد از آن است که فرمود: «انا اموت بالسم کما مات رسول الله صلی الله علیه و آله: قالوا: ومن یفعل ذلک بک؟ قال امراتی جعدة بنت الاشعث بن قیس فان معاویة یدس الیها ویامرها بذلک (2) ...»

ترجمه: «من مانند رسول خدا به وسیله زهر از دنیا می روم.

گفتند: چه کسی تو را مسموم می کند؟

فرمود: همسرم جعده، دختر اشعث بن قیس. زیرا معاویه با نیرنگ او را فریب می دهد و او را به آن امر می کند.

به آن حضرت پیشنهاد دادند که او را از خانه ات بیرون کن.

فرمود: چنین کاری انجام نمی دهم، به چند جهت:

1)در علم خداوند مقدر است که او قاتل من است.

2) هنوز جرمی مرتکب نشده است که من او را به عنوان مجازات اخراج کنم.

3) اخراج او بهانه می شود برای حملات و تهمتهای ناجوانمردانه دشمنان علیه من.»

(از همه اینها گذشته، امام وظیفه دارد علم اختصاصی خود را نادیده گرفته، با دیگران همانند افراد عادی رفتار نماید.)

و همین طور امام حسن مجتبی علیه السلام به برادرش امام حسین علیه السلام وصیت کرد که بعد از شهادتش پیکر او را جهت دیدار به روضه مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ببرند ... و همچنین فرمود: «واعلم انه سیصیبنی من عائشة مایعلم الله و الناس من بغضها وعداوتها لله ولرسوله وعداوتها لنا اهل البیت»

ترجمه: بدان که به زودی از عایشه بر من ظلمهایی می رسد که خدا و مردم از کینه و بغض او نسبت به خداوند و رسول خدا صلی الله علیه و آله و ما اهل بیت آگاهی دارند.»

بعد از مدتی هم پیش بینی اول به وقوع پیوست که جعده با تحریک معاویه حضرت را مسموم کرد و هم خبر دوم تحقق یافت که عایشه نسبت به جنازه آن حضرت اهانت کرد و طبق برخی نقلها جنازه را تیر باران نمودند و هفتاد چوبه تیر به سوی آن بدن و تابوت هدف گیری شد. (3)

منابع:

1)اصول کافی، ج 1، ص 279.

2) بحارالانوار، ج 43ص 324 - مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 174.

3) خرائج راوندی، ج 1، ص 241 242. اثبات الهداة، ج 2، ص 554 558. تاریخ عمادزاده، ص 550. مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 44. اصول کافی، ج 1، ص 300، ح 1 3.





نوع مطلب : امام حسن علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 اسفند 1394 :: نویسنده : ح و

کیفیت شهادت علی اکبر علیه السلام

پس از حملات پی در پی علی اکبر به سپاه دشمن و کشته شدن بسیاری از آنان، دشمن از کثرت کشته شدگان به خروش آمده بود.

لشگریان عمر بن سعد از کشتن علی بن الحسین پرهیز می کردند، ولی  مرة بن منقذ عبدی که از دلاوری های او به تنگ آمده بود، گفت: گناه همه عرب بر گردن من اگر این جوان بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننشانم!

پس علی اکبر به او رسید در حالی که بر آن سپاه حمله ور بود. مرة بن منقذ راه را بر او گرفت و با نیزه ای او را از اسب بر زمین انداخت، آن گروه در اطراف او جمع شدند و با شمشیر پاره پاره اش کردند!

بعضی نقل کرده اند که مرة بن منقذ ابتدا با نیزه به پشت او زد و بعد با شمشیر ضربتی به فرق آن بزرگوار وارد کرد که فرق مبارکش شکافت و او دست به گردن اسب خود انداخت، ولی اسب که ظاهراً خون روی چشمانش را گرفته بود او را در میان سپاه دشمن برد و دشمن از هر طرف بر او تاخت و بدن مبارکش را پاره پاره کرد.

در این هنگام بود که فریاد زد: السلام علیک یا ابتاه! این جدم رسول خداست که مرا سیراب کرد و او امشب در انتظار توست. تو را سلام می رساند و می گوید: در آمدنت به نزد ما شتاب کن. و آن گاه فریاد زد و به شهادت رسید.

منابع:

ارشاد مفید، ج 2، ص 106.

مقتل الحسین مقرم، ص 259.

البصار العین، ص 23.

مقاتل الطالبین، ص 116.

قصه کربلا، ص 333.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حضرت علی اکبر علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، حوادث کربلا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


محافظت حسنین از جان امام علی علیه السلام

امیرالمؤمنین علی علیه السلام بارها خبر از شهادت خود داده بود و نام قاتلش، ابن ملجم را هم برده بود و در پاسخ بعضی‌ها که می پرسیدند: چرا او را نمی کشید؟

می فرمود: سؤال عجیبی است. هنوز مرا نکشته است، چگونه او را بکشم!

نقل کرده اند که روزی امیرالمؤمنین علیه السلام داخل حمام شد. ناگاه شنید که فریاد حسن و حسین بلند شد.

امام نزد آنها آمد و گفت: پدر و مادرم فدای شما باد؛ چه شده است؟

گفتند: این فاجر (ابن ملجم) دنبال شما آمد و ما گمان کردیم که قصد جان شما را دارد.

فرمود: او را به حال خود بگذارید. باکی نیست. به خدا قسم این کار (شهادت من) به دست او انجام خواهد گرفت.

منابع:

بحار الانوار، ج 42، ص 197 و 234، حدیث 43.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جراحتهای بدن مطهر امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام بعد از ظهر عاشورا پس از آخرین وداع با اهل بیت خود و توصیه به صبر و شکیبایی، بر صف لشگر دشمن تاخت و با لب تشنه و بدن خسته از کشته پشته می ساخت.

لشگریان دشمن از هر طرف او را تیر باران می کردند و از کثرت تیرهایی که بر چشمه های زره او نشست، سینه مبارکش چون پشت خارپشت شد.

بنا بر روایتی از حضرت باقر علیه السلام (که خود در کربلا حضور داشت) بیش از سیصد و بیست جراحت بر بدن مبارک امام حسین علیه السلام وارد شد.

امام علیه السلام بر اثر جراحت‌های زیاد و تشنگی فراوان و ضعف و خستگی، توقف کرد تا لحظاتی استراحت کند. ناگهان یکی از سپاهیان دشمن، سنگی به سویش پرتاب کرد. آن سنگ به پیشانی امام اصابت کرد و خون بر صورت مبارکش جاری شد.

امام لباس خود را بالا زد تا چشم خود را از خون پاک کند که ناگاه تیری سه شعبه و زهرآلود، بر سینه اش نشست. در آن حال فرمود: بسم الله و بالله و علی ملةِ رسول الله صلی الله علیه و آله و آن گاه سر به آسمان بلند کرد و گفت: ای خداوند من! تو می دانی که این گروه مردی را می کشند که تنها پسر پیغمبر در روی زمین است.

سپس دست برد و آن تیر را از پشت بیرون کشید و خون فواره زد.

آن گاه دست به زیر آن زخم گرفت و وقتی پر از خون شد، به آسمان پاشید و قطره ای از آن به زمین بازنگشت. دوباره دستش را از خون پر کرد و به سر و روی محاسن خود مالید و فرمود: به همین صورت با جدم رسول خدا دیدار خواهم کرد و نام کشندگان خود را به او خواهم گفت.

منابع:

منتهی الامال، ج 1، ص 721.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حوادث کربلا، شهادت معصومین علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ثواب زیارت امام حسین علیه السلام از زبان پیامبر اکرم (ص)

امام صادق علیه السلام می فرمود: روزی پیامبر اکرم، حسین بن علی را در دامان خود نشانده بود، با او بازی می‌کرد و او را می خنداند.

عایشه گفت: این کودک را بسیار دوست می دارید!

پیامبر فرمود: چگونه او را دوست نداشته باشم در حالی که او میوه دل من و روشنی چشم من است؟ امت من به زودی او را به شهادت می رسانند و کسی که او را بعد از وفاتش زیارت کند خداوند ثواب یکی از حج‌های مرا برایش منظور می کند.

عایشه از روی تعجب گفت: یا رسول الله، ثواب یکی از حج‌های شما را؟!

فرمود: دو حج از حج های من.

عایشه گفت: یا رسول الله، دو حج از حج‌های شما؟!

فرمود: چهار حج.

عایشه همچنان شگفت‌زده تر می شد و پیامبر همچنان ثواب زائر حسین را افزایش می داد تا به نود حج رسید.

منابع:

بحار الانوار، ج 44، ص 260، حدیث 12- امالی شیخ، ص 62.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام حسین علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، حوادث کربلا، عایشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 5 دی 1394 :: نویسنده : ح و

برخورد امام سجاد (ع) با شتر خود

امام سجاد (ع) شترى داشت كه 22 بار با آن شتر، از مدینه به مكه سفر كرد و در این 22 بار مسافرت (كه هر بار رفت و برگشت آن حدود 160 فرسخ و جمعا 3520 فرسخ مى شد) حتى یك بار تازیانه به او نزد.

هنگامى كه امام سجاد (ع) از دنیا رفت، آن شتر با پریشانى كنار قبر آمد و بر دو زانوى خود نشست و گردنش را بر خاك قبر مى مالید و ناله مى كرد...

در نقل دیگر آمده: این شتر سراسیمه از چراگاه آمد و گردن خود را روى قبر نهاد و در خاك غلطید، امام باقر (ع) دستور داد او را به چراگاه خود باز گرداندند.

منبع:

اصول کافی - مولد على بن الحسین، حدیث 2 و 3، ص 467.





نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 21 آذر 1394 :: نویسنده : ح و

مسموم نمودن حضرت رضا علیه السلام

عبدالله ابن بشر می گوید: مأمون ملعون به من دستور داد که ناخنهای دستم را بلندتر از معمول بگذارم و این مطلب را به کسی هم نگویم.

من ناخنهایم را بلند کردم، یک بار که حضرت رضا علیه السلام با مأمون طعامی خوردند، حضرت مریض شدند و مأمون هم اظهار مریضی کرد، سپس مأمون چیزی شبیه تمبر هندی به من داد و گفت: دستهای خود و زیر ناخنهایت را از این ماده بمال؛ من هم انجام دادم.

سپس برخاست و خدمت حضرت رضا علیه السلام رفت و از آن حضرت احوالپرسی کرد.

حضرت فرمود: امید است بهتر باشم.

مأمون گفت: من هم الحمدالله امروز بهترم. بعد گفت: امروز کسی از خدمتگزاران، خدمت شما نیامده؟

حضرت فرمود: نه.

مأمون خود را غضبناک جلوه داد و فریاد زد: همین الان برای ما آب انار بگیرید که حتماً باید مصرف شود.

سپس مأمون مرا صدا زد و گفت: برای ما انار بیاور و گفت آب آنرا بگیر.

من هم به همان دستهای آلوده به سم، آب انار گرفتم. بعد مأمون به حضرت گفت: از این آب انار میل کنید.

حضرت فرمود: بله می خورم، وقتی شما خارج شدید، خواهم خورد.

مأمون گفت: نه، به خدا قسم تا من هستم باید بخورید و اگر برای من آب انار، بد نبود، من هم می خوردم.

حضرت یکی دو قاشق از آن آب انار خوردند و آن سم در بدن حضرت آن چنان اثر کرد که هنوز عصر نشده بود که آن حضرت پنجاه بار مجبور شدند به بیرون از اطاق برای اجابت مزاج بروند.

وقتی مأمون حال حضرت را مشاهده کرد، گفت: من می دانستم آب انار برای شما خوب است چون حرارت بدن را ساکت می کند و فضولات بدن را دفع می نماید.

اما او خودش خوب می دانست که حضرت مسموم شده بود و حضرت به همان سم شهید شد.

منابع:

بحار الانوار، ج 49، ص 308، ح 18. از ارشاد مفید، ص 696.

بحار الانوار، ج 49، ص 305، ح 14. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 240.





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، ظلم، مأمون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 آذر 1394 :: نویسنده : ح و

نسل پیامبر اکرم (ص) از سیب بهشتی

سلمان نقل می کند که: روزی وارد منزل فاطمه سلام الله علیها شدم و دیدم حسن و حسین مشغول بازی هستند.

اندکی بعد پیامبر خدا وارد شد. عرض کردم: یا رسول الله از فضیلت آنها خبر بده تا محبتم به آنان بیشتر شود.

پیامبر به من فرمود: در شب معراج، جبرئیل را در آسمان و بهشت مشاهده کردم. وقتی در قصرها و باغ‌های بهشت گردش می کردم بوی خوشی به مشامم خورد که مرا به تعجب وا داشت.

گفتم: ای جبرئیل، این بو که بر همه بوهای بهشت غلبه کرده است، چیست؟

گفت: این سیبی است که خداوند سیصد هزار سال قبل به دست خویش خلق فرموده است. در همان هنگام ملائکه ای را دیدم که سیب را برایم آوردند. جبرئیل گفت: ای محمد، پروردگار به تو سلام می رساند و این سیب را به تو هدیه می دهد.

من آن سیب را گرفتم، هنگامی که به زمین فرود آمدم آن سیب را تناول کردم و نطفه فاطمه از همان سیب بسته شد.

آن‌گاه خداوند به من وحی کرد که: نور را با نور تزویج کن. (یعنی فاطمه را به ازدواج علی درآور) که من عقد آنها را در آسمان بسته و مهر فاطمه را زیبایی زمین قرار داده ام. از آن دو، نسل پاکیزه ای به دنیا می آید که چراغ‌های بهشت هستند (حسن و حسین). و از نسل حسین امامانی به دنیا می آید که به آنان توهین می شود و سپس کشته می شوند. پس وای بر قاتلان آنان و اهانت کنندگان به آنان.

منابع:

بحار الانوار، ج 36، ص 361، حدیث 232- کنز جامع الفوائد.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دفاع حضرت زهرا علیها سلام از ماجرای غدیر

پس از رحلت حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و غصب فدک، روزی حضرت زهرا علیها سلام وارد مسجد شد و در میان انبوه جمعیت خطبه خواند و در فرازی از آن فرمود: ... و هل ترک ابی یوم غدیر خم لاحد عذرا؟ (1) (... و آیا پدرم در روز غدیر خم برای احدی عذری باقی گذاشت؟)

و نیز فرمود: انسیتم قول رسول الله یوم غدیر خم... (2) (آیا فراموش کردید سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را که در روز غدیرخم فرمود: هر کس که من مولا و رهبر او هستم، پس علی مولا و رهبر اوست؟) (3)

حضرت زهرا علیها سلام پشت در آمد و در را باز نکرد، در کنار در مطلبی به آنها فرمود؛ از جمله از غدیرخم یادکرد و فرمود: کانّکم لم تعلموا ما قال یوم غدیر خم؟ والله لقد عقد له یومئذ الولاء لیقطع منکم بذلک منها الرجاء... (4) (گویی شما نمی دانید آنچه را که پیامبر در روز غدیرخم فرمود؟ سوگند به خدا، پیامبر در آن روز مقام ولایت و امامت را برای علی مقرر و استوار ساخت، تا رشته طمع شما را نسبت به این مقام قطع کند ....) (5)

منابع:

1) خصال، شیخ صدوق، ص173.

2) الانصاف فی النص علی الائمه، ترجمه رسولی محلاتی، ص411، دفتر نشرفرهنگ اسلامی.

3) چهل حدیث پیرامون غدیر، محمد محمدی اشتهاردی، ص34 چاپ طلوع آزادی.

4) احتجاج، طبرسی،ج1،ص80، نشرمرتضی، مشهد مقدس.

5) چهل حدیث پیرامون غدیر، اشتهاردی، ص 40.





نوع مطلب : حضرت زهرا سلام الله علیها، حضرت علی علیه السلام، عید غدیر، ابوبکر، عمر، شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، شهادت معصومین علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ناکامی هارون در پنهان کردن شهادت امام کاظم علیه السلام

پس از آنکه سِندی بنِ شاهِک به دستور هارون الرشید امام موسی کاظم علیه السلام را با خرمای زهرآلود مسموم ساخت، پیکر نیمه جان امام را از زندان به منزلی مجلل و مناسب منتقل کرد. سپس هشتاد نفر از بزرگان شهر را دعوت نمود و کنار بستر امام برد و گفت: بنگرید که او در چه جای خوبی زندگی می کند. پس اینکه مردم می پندارند او در زندان و تحت فشار است، سخن صحیحی نیست. خلیفه هیچ نظر بدی نسبت به او ندارد و منتظر خوب شدن حال وی است تا با هم به مذاکره بنشینند. موسی کاظم فعلاً دوره نقاهت را در این فضای مناسب می گذراند.

امام در حالی که بزرگان به سیمای آرام او می نگریستند، لب باز کرد و فرمود: وضعیت فعلی مرا می بینید، ولی بدانید که مرا با 9 خرمای زهرآلود، مسموم ساخته اند و فردا پیکرم بر اثر زهر، کبود می شود و روز بعد، از دنیا خواهم رفت.

امام با این افشاگری، همه این ظاهرسازی ها را به هم ریخت؛ و سندی بن شاهک از شرم و ترس، مثل چوب خشک می لرزید.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 212، ح 10 بنقل از عیون و امالی.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

تسلیت خضر (ع) به بازماندگان پیامبر (ص)

امام باقر (ع) فرمود: هنگامى كه پیامبر خدا (ص) رحلت كرد، آل محمد (ص) آنچنان اندوهگین شدند كه از شدت ناراحتى درازترین شبها را مى گذراندند. چشمشان به خواب نمى رفت. تا آنجا كه آسمان بالاى سرشان و زمین زیر پایشان را فراموش كردند، زیرا رسول خدا (ص)، خویش و بیگانه را با هم متحد و دوست كرده بود و همه را حامى دین نموده بود.

در این حال، شخصى بر آنها وارد شد كه خودش را نمى دیدند ولى سخنش را مى شنیدند كه به عنوان تسلیت مى گفت: درود و رحمت و بركات خدا بر شما خاندان باد، با وجود خدا و در سایه لطف الهى، هر مصیبتى، قابل تحمل است و هر از دست رفته اى را جبرانى است، هر انسانى مرگ را مى چشد، قطعا خداوند در روز قیامت، پاداش ‍ شما را به طور كامل خواهد داد،... بر خدا توكل كنید و بر او اعتماد نمائید... شما را به خدا مى سپارم و سلام بر شما باد.

شخصى از امام باقر (ع) پرسید: این تسلیت از جانب چه كسى براى آنها آمد؟

امام باقر (ع) فرمود: من الله تبارك و تعالی. (از جانب خداوند متعال).

 

و از ثعلبى روایت شده كه امیرمؤ منان (ع) به حاضران فرمود: صاحب صدا، برادرم خضر (ع) است كه شما را در مورد مصیبت رسول خدا (ص) تسلیت مى گوید.

منبع:

اصول کافی - كحل البصر، ط بیروت، ص 195.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، حضرت خضر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خوشحالی معاویه از شهادت مولا علی و امام حسن علیهما السلام

وقتی عبد اللّه بن عباس پس از شهادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نزد معاویه رفت، معاویه به او گفت: خدائى را شكر كه على را كشت! (1)

همچنین محمد بن جریر طبری از محمد بن حمید رازی از علی بن مجاهد از محمد بن اسحاق از فضل بن عباس بن ربیعه روایت کرده که گفت: هنگامی که عبدالله بن عباس به قصد دیدار معاویه به شام رفته و در آنجا بسر می برد، روزی من در مسجد بودم که ناگهان معاویه در کاخ خضراء، تکبیر گفت و اهل کاخ همه تکبیر گفتند. سپس اهل مسجد هم به پیروی از آنان تکبیر گفتند. فاخته دختر قرظة بن عمرو بن نوفل بن  عبدمناف از دریچه غرفه خود بیرون آمد و گفت: خدا تو را شاد کند ای معاویه. چه خبری شنیدی که شادمان شدی؟ معاویه گفت: خبر مردن حسن بن علی علیه السلام را شنیدم. فاخته گفت: انالله و انا الیه راجعون. (2)

شیخ عبدالقادر بن محمد بن طبری در کتاب حسن السریرة فی حسن السیرة می نویسد: وقتى خبر شهادت امام به معاویه رسید خوشحال شد و شادى و مسرت خود را ابراز داشت و او و اطرافیانش همه به سجده افتادند. (3)

اسناد:

(1) البدایة و النهایة ابن کثیر ج8.

(2) مروج الذهب مسعودی ج2ص429-430 ط دارالاندلس بیروت.

(3) کتاب حسن السریرة فی حسن السیرة، الامامة والسیاسة ج1ص144، العقد الفرید ج2ص298، محاضرات الادباء ج2ص224، حیاة الحیوان ج1ص58، تاریخ الخمیس ج2ص294، وفات الاعیان ج2ص66.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، معاویه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام حسین علیه السلام در آخرین لحظات زندگی

هلال بن نافع روایت می‌کند: در روز عاشورا ما با اصحاب عمر بن سعد ایستاده بودیم که ناگهان شنیدیم کسی فریاد می‌زند: ای امیر! بشارت باد بر تو که اینک شمر، حسین را به قتل رساند! همه جمع شدیم و جان دادن حسین را تماشا کردیم.

به خدا سوگند که هیچ کشته آغشته به خونی را نیکوتر و درخشنده ‌روی تر از او ندیدم. نور و زیبایی چهره او مرا از خود بیخود کرد. حسین در آن حال آب می‌خواست. شنیدم مردی به او گفت: هرگز آب نمی‌خوری تا در آتش بیفتی و از حمیم جهنم بنوشی.

و شنیدم که حسین پاسخ داد: من نزد جدم می روم و در بهشت در کنار او خواهم بود. از آب گوارا خواهم نوشید و از آنچه شما با من کردید به او شکایت خواهم کرد.

لشگریان غضبناک شدند، گویی خداوند در دل آنها رحمت نیافریده بود.

من گفتم: به خدا سوگند دیگر در هیچ کاری با شما شریک نمی شوم.

منابع:

قصه کربلا، ص 371.

نفس المهموم، ص 366.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام حسین علیه السلام، حوادث کربلا، جهنم، شمر، عمر سعد، شهادت معصومین علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ناکامی هارون در اقرار گیری از امام کاظم علیه السلام

امام کاظم علیه السلام در مدّتی که در زندان بود، تلاش هارون برای کشتن او عقیم می ماند و موقعیت اجتماعی اش روز به روز بالاتر می رفت.

هارون در نقشه ای جدید تصمیم گرفت با اقرارگیری از امام (به بهانه آزادسازی) مجرمیّت او را ثابت کند و طرح ترور را راحت تر اجرا نماید. برای همین، روزی به یحیی خالد برمکی گفت: به زندان برو و با محبّت تمام به موسی کاظم بگو پسر عمویت (هارون) قبلا قسم خورده که تا به جرم خودت اعتراف نکنی و از او درخواست عفو ننمایی، آزادت نکند. این اقرار و طلب بخشش برای تو ضرری نخواهد داشت. جمله کوتاهی بگو و خود را آزاد ساز!

یحیی همین سخنان را به امام عرض کرد و امام در جوابش فرمود: شهادت من نزدیک است و بیش از یک هفته زنده نخواهم بود. به هارون بگو پیکر من تا روز جمعه پیش تو می آید و به زودی فردا که در پیشگاه عدل الهی سر پا نگه داشته شدی، خواهی دانست که ظالم و گنهکار کیست و مظلوم کیست. والسلام.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 230، ح 37 از مناقب و غیب شیخ طوسی.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تصریح امام جواد بر امامت امام هادی علیهماالسلام

اسماعیل پسر مهران می گوید:

پیش از اولین سفر امام جواد علیه السلام از مدینه به بغداد، به امام عرض کردم: من از این سفر شما بیمناکم. پس از شما چه کسی به امامت خواهد رسید؟

حضرت جواد علیه السلام با خنده فرمود:  امسال سال جدائی و فراغ نیست.

مدتی گذشت. امام برای بار دوم به درخواست معتصم از مدینه راهی بغداد شد.

دوباره نزد امام رفتم و عرض کردم:  شما راهی سفر هستید. پس از شما امامت بر عهده کیست؟

امام گریست، آن‌قدر که محاسنش از اشکش خیس شد. آن گاه فرمود:  پس از من، امامت بر عهده فرزندم علی (امام هادی علیه السلام) است.

**********

صقر بن ابی دلف نیز می‌گوید:

امام جواد علیه السلام فرمود: امام بعد از من، پسرم علی (امام هادی علیه السلام) است. فرمان او فرمان من، گفتارش گفتار من، اطاعت از او اطاعت از من است. امام بعد از او نیز پسرش حسن (امام حسن عسگری علیه السلام) خواهد بود.

منابع:

بحارالانوار، ج 50، ص 118، ح 1 و 2.





نوع مطلب : امام جواد علیه السلام، امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام، تعیین امام بعدی توسط امام قبلی، شهادت معصومین علیهم السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic