داستانهای مذهبی

جلوه هایی از اقیانوس بیکران علوم امام جواد (ع) - رسوایی حدیث سازان

نقل شده است که پس از آن که مأمون دخترش را به امام جواد تزویج کرد در مجلسی که مأمون و امام و یحیی بن اکثم (از بزرگان اهل سنت و دارای نفوذ بسیار در حکومت) و گروه بسیاری در آن حضور داشتند، یحیی عرض کرد: ای پسر رسول خدا! نظر شما درباره روایتی که (در مدارک اهل سنت) نقل شده است که: "جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت: یا محمد! خدا به شما سلام می رساند و می گوید: من از ابوبکر راضی هستم، از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟" چیست؟ (1)

امام فرمود: من منکر فضیلت ابوبکر نیستم، ولی کسی که این خبر را نقل می کند باید خبر دیگری را نیز که پیامبر اسلام در حجة الوداع بیان کرد، از نظر دور ندارد. پیامبر فرمود: کسانی که بر من دروغ می بندند، بسیار شده اند و بعد از من نیز بسیار خواهند بود. هر کس به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید، آنچه را که با کتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود، رها کنید.

امام جواد(ع) افزود: این روایت (درباره ابوبکر) با کتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ(2) ما انسان را آفریدیم و می دانیم در دلش چه چیز می گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم.

آیا خشنودی و ناخشنودی ابوبکر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟! این عقلاً محال است.

یحیی گفت: روایت شده است که: ابوبکر و عمر در زمین، مانند جبرئیل در آسمان هستند.

حضرت فرمود: درباره این حدیث نیز باید دقت شود، زیرا جبرئیل و میکائیل دو فرشته مقرّب درگاه الهی اند و هرگز گناهی از آن دو سر نزده است و لحظه ای از دایره اطاعت خدا خارج نشده اند، ولی ابوبکر و عمر مشرک بوده اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده اند، امّا اکثر دوران عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کرده اند، بنابراین محال است که خدا آن دو را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند.

یحیی گفت: همچنین روایت شده است که: ابو بکر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند درباره این حدیث چه می گویید؟ (3)

حضرت فرمود: این روایت نیز محال است که درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمی شود (تا ابو بکر و عمر سرور آنان باشند!) این روایت را بنی امیه، در مقابل حدیثی که از پیامبر اسلام (ص) درباره امام حسن و حسین علیهما السلام نقل شده است که حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند، جعل کرده اند.

یحیی گفت: روایت شده است که عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است.

حضرت فرمود: این نیز محال است؛ زیرا در بهشت، فرشتگان مقرّب خدا، آدم، محمد (ص) و همه انبیاء و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اینها روشن نمی شود، ولی با نور عمر روشن می گردد؟!

یحیی اظهار داشت: روایت شده است که سکینه به زبان عمر سخن می گوید (عمر هر چه گوید، از جانب ملک و فرشته می گوید).

حضرت فرمود: من منکر فضیلت عمر نیستم؛ ولی ابوبکر، با آن که از عمر افضل است، بالای منبر می گفت: من شیطانی دارم که مرا منحرف می کند، هرگاه دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست باز آورید.

یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم، حتما عمر مبعوث می شد (4).

امام فرمود: کتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست تر است، خدا در کتابش فرموده است: وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثَاقَهُمْ وَمِنکَ وَمِن نُّوحٍ... (5) به خاطر بیاور هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح... .

از این آیه صریحا بر می آید که خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممکن است پیمان خود را تبدیل کند؟ هیچ یک از پیامبران به قدر چشم به هم زدن به خدا شرک نورزیده اند، چگونه خدا کسی را به پیامبری مبعوث می کند که بیشتر عمر خود را با شرک به خدا سپری کرده است؟! و نیز پیامبر فرمود: در حالی که آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم.

باز یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: هیچگاه وحی از من قطع نشد، مگر آن که گمان بردم که به خاندان خطاب (پدر عمر) نازل شده است، یعنی نبوّت از من به آنها منتقل شده است.

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا امکان ندارد که پیامبر در نبوّت خود شک کند، خداوند می فرماید: اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ(6) خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانی برمی گزیند. (بنابراین، با گزینش الهی، دیگر جای شکی برای پیامبر در باب پیامبری خویش وجود ندارد).

یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر (ص) فرمود: اگر عذاب نازل می شد، کسی جز عمر از آن نجات نمی یافت.

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است: وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ (7) و مادام که تو در میان آنان هستی، خداوند آنان را عذاب نمی کند و نیز مادام که استغفار می کنند، خدا عذابشان نمی کند.

می بینید که برای نزول عذاب دو مانع ذکر شده است و لا غیر؛

الف) وجود مبارک پیامبر (ص) در بین مردم.

ب) توبه و استغفار مردم.

بدین ترتیب تا زمانی که پیامبر در میان مردم است و تا زمانی که مسلمانان استغفار می کنند، خداوند آنان را عذاب نمی کند. (8)

 

منابع:

1) علامه امینی در کتاب الغدیر (ج 5 ص 321) می نویسد: این حدیث دروغ و از احادیث مجعول محمد بن باب شاذ است.

2) سوره ق، آیه 16.

3) علامه امینی این حدیث را از بر ساخته های یحیی بن عنبسة شمرده و غیر قابل قبول می داند، زیرا یحیی شخصی جاعل حدیث و دغلکار بوده است (الغدیر، ج 5، ص 322. ذهبی نیز یحیی بن عنبسه را جاعل حدیث و دغلکار و دروغگو می داند و او را معلوم الحال شمرده و احادیثش را مردود معرفی می کند) میزان الاعتدال، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج 4، ص 400، چاپ اول، دار احیاء الکتب العربیة، 1382 ق.

4) یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم، حتما عمر مبعوث می شد.

5) سوره احزاب،آیه 7.

6) سوره حج، آیه 75.

7) سوره انفال،آیه 33.

8) مرحوم طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 248 247، نجف، المطبعة المرتضویة، 1350 ق؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 50، ص 83 80 الطبعة الثانیة، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1395 ق؛ سید عبد الرزاق مقرم، نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد (ع)، ترجمه دکتر پرویز لولاور، ص100 98 مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1370 ش. البته ناگفته نماند که امام (ع) با حفظ تقیه، این مناظره را انجام داده است.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام جواد علیه السلام، مناظره، شیعه، اهل سنت و تحریف دین، ابوبکر، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ح و

بدعت در زکوة فطر

ابوسعید خدری روایت می کند که ما در خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله حاضر می شدیم و آن جناب امر می کردند در مورد زکوة فطر از هر فرد بزرگ یا کوچک، آزاد یا مملوک یک صاع از طعام بدهند و مردم مخیر بودند که این یک صاع (حدوداً سه کیلوگرم) را از گندم، جو، خرما، و یا کشمش بدهند.

ابو سعید گوید: ما همواره به این سنت عمل می کردیم تا آنگاه که معاویه برای انجام مناسک حج و یا عمره به مکه آمد و در منبر برای مردم سخن گفت و از جمله مطالبی که برای مردم عنوان کرد این بود: من نظرم این است که دو مُد (هر مُد، حدوداً 700 گرم) از گندم شام به اندازه یک صاع از خرما است!

ابوسعید گفت: من تا آنگاه که زنده باشم با این عمل معاویه مخالفت خواهم کرد و به ترتیبی که حضرت رسول صلی الله علیه و آله امر کرده است انجام می دهم.

هنگامیکه این جریان به ابن زبیر رسید، گفت: زکوة فطر همان یک صاع است.

سند:

أبو داود در الزكاة باب زكاة الفطر شماره 1609.

ابن ماجة در الزكاة باب صدقة الفطر شماره 1827.





نوع مطلب : بنی امیه، معاویه، اهل سنت و تحریف دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 28 فروردین 1395 :: نویسنده : ح و

بیان حکم شراب توسط عمر

عمر می گفت: آب را داخل شراب کنید و بخورید مانعی ندارد! همچنین آورده اند یک وقتی مردم شام از سرما و سنگینی آب و بدی محصول زمین نزد عمر شکایت بردند. عمر به آنها اجازه داد که شراب را بجوشانند وقتی دو ثلث آن کم شد یک سوم باقیمانده را بیاشامند! (1)

 

جصاص داستان جالبی دراین رابطه از عمر نقل می کند. می گوید: یک روز عربی که شراب خورده بود. عمر خواست او را با تازیانه حد بزند.

 عرب گفت: من همان شرابی را خوردم که خودت می خوری!!!

عمر شراب خود را خواست و آن را با آب مخلوط نمود و گفت: هر کس در این موضوع شک کرد آب را داخل شراب نماید مانعی ندارد آنگاه پس از اینکه عرب را حد شراب زد خودش شراب را نوشید!(2)

 

 در حالی که شراب با آب مخلوط شود باز هم شراب است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر چه را که زیادی آن مستی آورد کم آن نیز حرام می باشد خواه مستی بیاورد یا نیاورد.(3)

منابع:

1- سنن بیهقی ج8 ص 300 و 301- سنن نسائی ج8 ص329 - کنز العمال هندی ج 3ص 109و 101- تیسیر الوصول ج2 ص 178- جامع مسانید ابوحنیفه ج2ص 191.

2- احکام القران ج2 ص 565.

3- سنن دارمی ج2 ص 113- سنن نسائی ج8 ص 301 - سنن بیهقی ج8 ص 296- مصابیح السنه ج2 ص 67- تاریخ خطیب بغدادی ج3 ص 327- صحیح ترمذی ج 1ص342.





نوع مطلب : عمر، اهل سنت و تحریف دین، شراب و شرابخواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


عمر بن خطاب پایه گذار قیاس در فقه اهل سنت

حافظان حدیث و تاریخ نگاران اسلامی نامه ای درباره دستور العمل حکومتی و قضائی از عمر به ابوموسی اشعری نقل کرده اند که بیان گر پیش قدمی عمر در مطرح نمودن قیاس است. و اینکه او قیاس را به عنوان یک قاعده فقهی و یک قانون اسلامی در جهت استنباط احکام شرعی پایه گذاری کرد. این نامه هنگامی نوشته شد که نامبرده از طرف عمر والی حکومت عراق بود و مشتمل بر این فراز است:

"الفهم الفهم فیما تلجلج فی صدرک مما لیس فی کتاب الله و لا سنه. ثم اعرف الاشباه و الامثال و قس الامور عند ذلک."

ترجمه: هر آنچه به خاطرت خطور می کند و خبری از آن در کتاب و سنت نیست پیرامون آن، فهمت را به کار انداز. آنگاه شبیه ها و همانندهای آن را شناسائی کن و آنها را به یکدیگر قیاس نما. (یعنی حکم آنچه را که مورد نص کتاب و سنت است بر آنچه در کتاب و سنت مطرح نشده جاری کن...)

منابع:

البیان و التبیین-جاحظ2/24 --صحیح مسلم 1/24-25 -- سنن بیهقی 10/150 -- شرح نهج البلاغه- ابن ابی الحدید 12/90-91 -- عقدالفرید-ابن عبد ربه 1/86-88 -- تاریخ دمشق-ابن عساکر (به نقل از کنز العمال). و بسیاری از کتب دیگر.





نوع مطلب : عمر، اهل سنت و تحریف دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 18 مرداد 1394 :: نویسنده : ح و

جهل خلیفه به حكم جمع میان دو خواهر برده!

ملک العلماء در البدایع می نویسد:

روایت شده که عثمان گفت: هر زنی را که خداوند آزاد آن را حرام کرده، برده ‏آن را نیز حرام کرده مگر داشتن دو خواهر برده را با یکدیگر!

رازی می نویسد: آورده اند که عثمان گفت: یک آیه این کار را حلال کرده و یک آیه حرام؛ و حلال شمردن آن سزاوارتر است! (1)

سبحان الله! عثمان خداوند را متهم به تناقض گویی می کند!! مگر می شود خداوند برای بندگانش در یک مساله دو نوع حکم کند؟ یقیناً هیچ عقل سلیمی حرف عثمان را که می گوید خداوند در یک آیه حلال کرده و در یک آیه حرام را قبول نمی کند.

 

قرآن به هنگام شمردن زنانی که ازدواج ‏با آنان جایز نیست صریحا می گوید: ... و این که دو خواهر را با هم داشته باشید ... (سوره نساء 23) و این حکم اطلاق دارد و می رساند که داشتن دو خواهر با یکدیگر به هر صورتی که باشند (خواه آزاد، خواه برده) حرام است.

 

همچنین خود علمای اهل سنت نیز به عدم جواز نگه داشتن دو خواهر برده حکم کرده اند. از جمله اینکه قرطبی در تفسیر خود می نویسد: همه علما جایز نبودن آن را پذیرفته اند و هیچ یک از ائمه اربعه به فتوای مخالف با آن (که قول عثمان است) اعتنا نکرده اند.

 

اسناد:

(1) السنن الکبری بیهقی 7/164, احکام القران جصاص 2/158, المحلی ابن حزم 9/522, تفسیر زمخشخری 1/359, تفسیر قرطبی 5/117, بدایع الصنایع ملک العماء 2/264, تفسیر خازن 1/356, الدر المنثور 2/136, تفسیر شوکانی 1/418, الغدیر8/215.

(2)تفسیر رازی 3/193, تفسیر ابن کثیر 1/472, بدایع الصنایع 2/264, تفسیر قرطبی 5/117 و 116, احکام القران جصاص 2/158.

 





نوع مطلب : اهل سنت و تحریف دین، عثمان، زن و شوهر، مباحث فقهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تصحیح روایت معراج توسط امام صادق علیه السلام

از قاسم بن معاویه نقل است كه به امام صادق علیه السّلام عرض كرد: در حدیثى كه مردم در معراج رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روایت كرده اند آمده است كه آن حضرت در شب معراج، در عرش، مكتوب دید كه: «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، أبو بكر الصّدّیق»؟ حضرت فرمود:

سبحان اللَّه! همه چیز را تغییر دادند حتّى این را؟! گفتم: آرى.

فرمود: بدرستى كه خداوند عزّ و جلّ وقتى عرش را آفرید بر آن مكتوب داشت كه «لا إله إلّا اللَّه محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین».

و هنگامى كه آب را آفرید در مجراى آن مكتوب داشت كه «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین» و هنگامى كه كرسى را آفرید در ستونهاى آن مكتوب داشت كه «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین».

و هنگامى كه لوح را آفرید در آن مكتوب داشت كه «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین».

و هنگامى كه اسرافیل را آفرید بر پیشانى او مكتوب داشت كه «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین»

و هنگامى كه جبرئیل را آفرید بر بالهاى او مكتوب داشت كه «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین».

و هنگامى كه آسمانها را آفرید در اكناف و نواحى آن مكتوب داشت كه «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین»

و هنگامى كه زمینها را آفرید در طبقات آن نگاشت «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین»

و هنگامى كه كوهها را آفرید در رأس هر كدام مكتوب داشت كه «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین».

و هنگامى كه خورشید را آفرید بر آن مكتوب داشت كه «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین».

و هنگامى كه ماه را آفرید بر آن نگاشت كه «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علیّ أمیر المؤمنین» و آن همان سیاهى و لكّه‏اى است كه در ماه می بینید.

پس هر كدام از شما كه می گوید «لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه» بلافاصله بگوید: «علیّ أمیرالمؤمنین»

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 332 تا 335.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، امام صادق علیه السلام، اهل سنت و تحریف دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جهل عمر به احكام ارث در قضیه معروف به حماریّه

خلاصه این مطلب این است كه زنى فوت نمود و شوهر و مادرى بجاى گذاشت. و دو برادر مادرى (فقط مادرشان، همان مادر متوفی است ولی پدرشان دیگری است) و دو برادر پدرى و مادرى (هم پدر و هم مادرشان با متوفی یکی است) هم داشت. این واقعه در عصر خلیفه دوم بود.

 این قضیه را دو بار به حضور او بردند. در نوبت اول عمر حكم كرد كه حق شوهر، یعنى نصف تركه و حق مادر، یعنى یك ششم، و حق برادران مادرى، یك سوم، براى هر كدام یك ششم را به آنها بدهند. و بدینگونه مال تمام شد، و حق برادران پدرى و مادرى را ساقط كرد!

در نوبت دوم، خواست باز همینطور حكم كند، ولى یكى از دو برادر تنى گفتند، فرض كن پدر ما الاغ بوده است، ما را در ارث مادرمان شریك گردان. عمر هم ثلث (یك سوم) مجموع تركه را میان هر چهار برادر على السویه تقسیم كرد.

مردى گفت: تو فلان موقع به این دو، سهمى ندادى؟!

عمر گفت: آن حكمى بود كه آن روز نمودیم، و این حكمى است كه امروز مى كنیم!

منابع:

بیهقى و ابن ابى شیبه این قضیه را در سنن خود نقل كرده اند. عبدالرزاق در كتاب جامع و كنز العمّال وفاضل شرقاوى در حاشیه تحریر شیخ زكریاى انصارى و بسیاری دیگر از علمای اهل سنت داستان جهل عمر در این قضیه را آورده اند.

(فی أول الصفحة الثانیة من فرائض كنز العمال وهو الحدیث 110 من أحادیث الكنز فی ص 7 من جزئه السادس، سنن البیهقى ج 6 / 255.)

 





نوع مطلب : ارث، عمر، اهل سنت و تحریف دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 فروردین 1394 :: نویسنده : ح و

بدعت در اذان

شیعه و سنی متفق هستند که در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله "حی علی خیر العمل" جزئی از اذان بوده است (1).

ولی عمر در زمان خلافتش تصمیم گرفت "حی علی خیر العمل" را از اذان حذف کند. قوشچى (از علمای اهل سنت) می نویسد: خلیفه دوم در منبر گفت: سه چیز در زمان پیغمبر صلّى اللّه علیه وآله بود كه من از آن جلوگیرى مى كنم و حرام مى دانم و هر كسى انجام دهد به كیفر مى رسانم: متعه زنان ، حج تمتع و گفتن حى على خیر العمل!!! (2) 

 عمر علت این بدعت را  اینچنین بیان کرد: وقتی موذن می گوید حی علی خیرالعمل مردم تصور می کنند نماز بهترین عمل هاست فلذا همه کارها را ترک می کنند و رو به نماز می آورند. و مبادا به خاطر این تصور که نماز بهترین اعمال است به جهاد نروند! (3)

 

اسناد:

(1)  " حى على خیر العمل " كان فی الاذان على عهد الرسول صلى الله علیه وآله: وبه قالت الامامیة بل عندهم اجماعی كما عن السید المرتضى فی الانتصار ص 39 الجواهر ج 9 ص 81 وغیرهما، بل اعترف به غیرهم: راجع: سنن البیهقى ج 1 / 524 - 525، السیرة الحلبیة ج 2 / 105 ط 1382 ه‍ سعد السعود ص 100، مقاتل الطالبیین ص 297، جامع أحادیث الشیعة ج 4 / 685 - 686، البحار ج 84 / 107، جواهر الاخبار والاثار المستخرجة من لجة البحر الزخار ج 2 / 291 و 192، الامام الصادق والمذاهب الاربعة ج 5 / 283، میزان الاعتدال للذهبی ج 1 / 139، لسان المیزان ج 1 / 268، نیل الاوطار للشوكانی ج 2 / 32، دعائم الاسلام ج 1 / 45، البحار ج 84 / 179، الروض النضیر ج 1 / 542 وج 2 / 42، منتخب كنز العمال بهامش مسند أحمد ج 3 / 276، كنز العمال ج 4 / 266، دلائل الصدق ج 3 / 99 و 100 عن مبادى الفقه الاسلامی للعرفی ص 38، سیرة المصطفى للسید هاشم معروف ص 274.

(2) شرح التجرید للقوشجى ط ایران ص 484 مبحث الامامة، كنز العرفان للسیورى ج 2 / 158 عن الطبری فی المستنیر، الغدیر ج 6 / 213، جواهر الاخبار والاثار ج 2 / 192 عن التفتازانى فی حاشیته على شرح العضدی، الصراط المستقیم للبیاضى ج.

(3) السبب فی حذف " حى على خیر العمل " من الاذان ؟ عن عكرمة قال: قلت لابن عباس أخبرنی لاى شئ حذف من الاذان " حى على خیر العمل " قال: أراد عمر أن لا یتكل الناس على الصلاة ویدعوا الجهاد فلذلك حذفها من الاذان. راجع: دراسات وبحوث فی التاریخ والاسلام 1 / 238 عن الایضاح ص 201 - 202، دعائم الاسلام ج 1 / 144، البحار ج 84 / 156 و 140، علل الشرائع ج 2 / 56، دلائل الصدق ج 3 / 100 عن مبادى الفقه الاسلامی للعرفی ص 38، الروض النضیر ج 2 / 42 سیرة المصطفى للسید هاشم معروف ص 274، الصحیح من سیرة النبی الاعظم ج 3 / 97.

 

 





نوع مطلب : نماز، اذان، اهل سنت و تحریف دین، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 فروردین 1394 :: نویسنده : ح و

دلیل اندوه فاطمه علیهاسلام پس از رحلت پیامبر

بزرگترین غم و اندوه فاطمه علیهاسلام به تاراج رفتن اسلام بود و اینکه می‌دید عده ای با خانه نشین کردن امیرالمؤمنین علی علیه السلام، دین خدا را به هر شکل که می خواستند، تحریف کرده اند.

زهرای اطهر سلام الله علیها با بصیرت کاملی که داشت می دید که دشمنان دین، لباس دینداران را پوشیده اند و بر پیکر مقدس دین از پشت خنجر می زنند. لذا وقتی که زنان مدینه به عیادتش رفتند، مفصلا از شوهرهای آنها که با غاصبین خلافت همدستی کرده‏ بودند، شکایت کرد و فرمود: به خدا قسم از مردهای شما خشمگینم؛ وقتی آنها را آزمودم، از آنها بدم آمد. وای بر آنها! چگونه خلافت الهی را از مسیر اصلی خود منحرف کردند و از پایگاه محکم نبوت و مهبط وحی الهی دور ساختند. به خدا قسم اگر زمام امور به علی سپرده می‌شد، جامعه مسلمان‌ها را با آرامش سیر می داد.

زهرا علیهاسلام بزرگ‌تر از این بود که فکر کند چرا شوهرش خلیفه نشد تا بهتر و راحتتر به مال و منال دنیا برسد. او هرگز به ظواهر زودگذر نمی اندیشید.

زهرا سلام الله علیها در روزهای آخر عمر شریفش به ام سلمه فرمود: دلم از غصه آب شده و رنج و مصیبت مرا فرا گرفته.

از یک سو پیامبر اکرم اسلام را از دست داده ام و از سویی به وصی او ظلم شده. به خدا قسم حرمت علی را شکستند و پیشوایی و رهبری اش را به ناحق غصب کردند و کینه هایی را که از جنگ بدر و احد در سینه پنهان کرده بودند، ظاهر ساختند.

خلاصه آنکه زهرا علیهاسلام نگران عاقبت این امت بود و برای آن می گریست. آری او دریای رحمت و لطف خدا بود و از او جز این انتظار نمی رفت.

منابع:

بحار الانوار، ج 43، صفحات 156 و 158.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، سقیفه و غصب خلافت، جنگ بدر، جنگ احد، اهل سنت و تحریف دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 فروردین 1394 :: نویسنده : ح و

بدعت در نماز مسافر

آیه 101 از سوره نساء ، دلالت دارد كه در زمان خوف مسافر، باید نماز چهار ركعتى را دو ركعت بخواند. روایات فراوانی نیز به صورت متواتر در کتب شیعه و سنی نقل شده اند که همگی بیان می كنند مطلقاً باید چهار ركعتیها را در مسافرت ، دو ركعت خواند. اجماع امت اسلام نیز چنین است و جز عثمان و عایشه كه به تواتر رسیده است كه نماز چهار ركعتى را در سفر تمام مى خواندند! مخالفى پیدا نشده است. (1(

 

مسلم از چند طریق از زهرى از عروه از عایشه روایت مى كند كه وقتى نماز واجب شد، دو ركعت بود. نماز سفر به همین گونه ماند و نماز حضر كامل شد.

زهرى مى گوید به عروه گفتم : پس چرا عایشه در سفر تمام مى خواند.

عروه گفت : او اجتهاد مى كند چنانكه عثمان نیز اجتهاد نمود. (2)


اسناد:
(1) صحیح البخاری ج 2 / 154، صحیح مسلم ج 2 / 260 وفى طبع العامرة ج 2 / 146، مسند أحمد ج 2 / 148 ط 1، سنن البیهقى ج 3 / 126، الموطأ ج 1 / 282 سنن النسائی ج 3 / 120. الغدیر ج 8 / 98.

(2) صحیح مسلم در اول کتاب صلاة المسافرین ج1/258 و ج 2 / 143 ط العامرة.

 





نوع مطلب : نماز، عثمان، عایشه، اهل سنت و تحریف دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حکم امام علی علیه السلام درباره قطع دست دزد

در زمان حکومت عمر بن خَطّاب دزدی را نزد او آوردند و به دستورش انگشتان دست راست او را قطع کردند. پس از مدتی، بار دیگر همان دزد را آوردند. عمر این بار دستور داد انگشتان پایش (پای چپ) را بریدند. وقتی بار سوم، همان دزد را به جرم دزدی آوردند، عمر تصمیم گرفت انگشتان دست دیگر او را قطع کند.

وقتی خبر به حضرت علی علیه السلام رسید، به عمر فرمود: این کار را نکن. تو دست و پایش را بریده‌ای. بار سّوم باید او را به زندان بیافکنی.

منابع:

  • بحارالانوار، ج40، ص 228، حدیث 9 ------ مناقب

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، اهل سنت و تحریف دین، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 28 دی 1393 :: نویسنده : ح و

حیله ای به نام "شورای شش نفره"

عمر در روز های آخر حیاتش گفت: این عده را به شما سفارش مى كنم كه بعد از من شورا تشكیل دهند: على، عثمان ، عبدالرحمن بن عوف ، سعد وقاص ، زبیر و طلحه. سپس به مشورت بپردازند و یكى را از میان خود انتخاب كنند. وقتى او را به خلافت رساندند، همه او را یارى كنید و مدد نمایید.

آنگاه شش نفر مزبور را فرا خواند و به ایشان گفت: اگر من مُردم ، باید به جاى من صهیب نماز بگزارد و شما باید سه روز سرگرم مشورت باشید، در روز چهارم باید حتماً یكى از شما خلیفه باشد.

به ابو طلحه انصارى نیز دستور داد تا پنجاه نفر از مردان انصار را انتخاب كند و با صهیب مراقب این شش نفر باشند تا كار آنها در انتخاب خلیفه، سه روز بعد از مرگ او به انجام رسد. و امر كرد در آن سه روز صهیب با مردم نماز بخواند. آن شش نفر هم باید به خانه اى در آیند و صهیب با ابو طلحه انصارى و نفرات وى با شمشیر كشیده در بیرون، مراقب شورا باشند!

سپس به وى سفارش كرد كه اگر پنج نفر درباره یكى توافق كردند، و یك نفر مخالفت كرد، سرش را با شمشیر به دو نیم كن. و چنانچه چهار نفر توافق كردند، و دو تن مخالفت نمودند، سر هر دو را بزن و اگر دو دسته سه نفرى شدند، خلیفه در دسته اى است كه عبدالرحمن بن عوف در میان ایشان است!!!

سه نفر دیگر را چنانكه مخالفت نمودند بكشید! اگر سه روز گذشت و بر یكى از خود توافق نكردند، گردن هر شش نفر را بزنید و بگذارید خود مسلمانان شورا كنند و هر كس را خواستند براى خود انتخاب نمایند. این خلاصه دستور تشكیل شورا از جانب عمر بود که به تواتر به ما رسیده است.

اولا: معلوم نیست عمر به چه دلیلی دستور به تشکیل همچین شورای پر از خشونتی می دهد. طبق کدام آیه و کدام روایت؟ البته علی الظاهر این نحو شورا از سنتهای زمان جاهلیت بوده است!

ثانیا: همانطور که معلوم است دستور عمر به تشکیل شورا صوری بوده است و در حقیقت قصد عمر از تشکیل آن انتخاب عثمان به عنوان خلیفه بوده و این مطلبی است که مولا علی علیه السلام به آن اشاره می کنند:

وقتى امیرالمؤمنین على علیه السّلام دستور عمر به تشکیل شورا را شنیدند فرموند: خلافت از ما منحرف شد.

عمویش عباس (چنانكه در كامل ابن اثیر و تاریخ طبرى و غیره است) پرسید از كجا دانستى؟

فرمود: عثمان را با من مقرون كرد و گفت خلیفه با دسته اكثریت است و اگر دو دسته سه نفرى شدند خلیفه با دسته اى است كه عبدالرحمن بن عوف در میان ایشان باشد. سعد وقاص هم هرگز با عمویش عبدالرحمن مخالفت نخواهد كرد. عبدالرحمن نیز داماد عثمان است و با هم اختلاف نخواهند داشت . اگر دو نفر دیگر با من باشند هم، سودى به حال من ندارد!

همچنین مولا امیرالمومنین علیه السلام در خطبه شقشقیه راجع به تشکیل این شورا توسط عمر می فرمایند:

"...تا زمان او (عمر) هم سپری شد، و امر حکومت را به شورایی سپرد که به گمانش من هم (با این منزلت خدایی) یکی از آنانم. خداوندا چه شورایی! من چه زمانی در برابر اولین آنها در برتری و شایستگی مورد شک بودم که امروز همپایه این اعضای شورا قرار گیرم؟! ولی (به خاطر احقاق حق) در نشیب و فراز شورا با آنان هماهنگ شدم، در آنجا یکی به خاطر کینه ‏اش به من رای نداد، و دیگری برای بیعت به دامادش تمایل کرد، و مسائلی دیگر که ذکرش مناسب نیست. تا سومی به حکومت رسید که برنامه ‏ای جز انباشتن شکم و تخلیه آن نداشت.

منابع:

بسیاری از کتب تاریخی اهل سنت (مانند: الاعْتِصام ج3 ص216 و الطبقات الكبرى ج3 ص45)

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، اهل سنت و تحریف دین، سقیفه و غصب خلافت، ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 28 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

بدعت در نماز مسافر

آیه 101 از سوره نساء، دلالت دارد كه در زمان خوف، مسافر باید نماز چهار ركعتى را دو ركعت بخواند. روایات فراوانی نیز به صورت متواتر در کتب شیعه و سنی نقل شده اند که همگی بیان می كنند مطلقاً باید چهار ركعتی ها را در مسافرت، دو ركعت خواند. اجماع امت اسلام نیز چنین است و جز عثمان و عایشه كه به تواتر رسیده است كه نماز چهار ركعتى را در سفر تمام مى خواندند! مخالفى پیدا نشده است.(1)

این نخستین موضوعى بود كه مردم به عثمان اعتراض كردند، و مورخان آن را از حوادث سال 29 هجرى شمرده اند.(2) و روایات بسیارى هم بر آن دلالت دارد.

از جمله بخارى و مسلم در صحیح خود از عبداللّه عمر روایت مى كنند كه پیغمبر صلّى اللّه علیه وآله در منى دو ركعت خواند. ابوبكر و عمر هم دو ركعت خواندند، عثمان نیز در اوایل خلافتش، دو ركعت مى خواند، ولى بعدها چهار ركعت خواند و دستور داد که همگان نیز چهار رکعت بخوانند!...(3)

نیز بخارى ومسلم از عبدالرحمن بن یزید روایت مى كنند كه گفت: عثمان بن عفّان در منى با ما نماز را چهار ركعت خواند. وقتى موضوع را به عبداللّه مسعود خبر دادند گفت: انّا للّه و انّا الیه راجعون!  سپس گفت: من با پیغمبر صلّى اللّه علیه وآله در منى دو ركعت خواندم و با ابوبكر نیز دو ركعت خواندم و با عمر هم در منى دو ركعت خواندم. كاش! از این چهار ركعت هم حظّى مى بردم!(4)

اسناد:
(1) صحیح البخاری ج 2 / 154، صحیح مسلم ج 2 / 260 وفى طبع العامرة ج 2 / 146، مسند أحمد ج 2/ 148 ط 1، سنن البیهقى ج 3 / 126، الموطأ ج 1 / 282 سنن النسائی ج 3 / 120. الغدیر ج 8 / 98.

(2) كامل ابن الاثیر ج 3 / 49 و  تاریخ الطبری ج 3 / 322 , الغدیر ج 8 / 101، الكامل فی التاریخ ج 3 / 51.

(3) صحیح البخاری ج 2 / 154، مسند أحمد ج 2 / 148، صحیح مسلم ج 1 / 260 وفى طبع العامرة ج 2 / 146، سنن البیهقى ج 3 / 126، الغدیر ج 8 / 98.

(4) صحیح البخاری ج 2 / 154، الغدیر ج 8 / 99، مسند أحمد ج 1، صحیح مسلم ج 1 / 261 وفى طبع العامرة ج 2 / 146.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، اهل سنت و تحریف دین، ابوبکر، عمر، عثمان، عایشه، عبدالله مسعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


منع عمر، از خواندن دو ركعت نماز مستحبى بعد از نماز عصر!

مسلم در صحیح خوداز عروة بن زبیر از پدرش از عایشه روایت مى كند كه گفت:

پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم هیچ وقت نزد من دو ركعت نماز مستحبى را بعد از نماز عصر، ترك نكرد. (1)

و نیز مسلم از اسود و مسروق روایت مى كند كه آنها گواهى دادند كه عایشه گفت: هر روز كه پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم در خانه من بود این دو نماز را مى خواند. (2)

ولى عمر بن خطاب آن را منع مى كرد و هر كس كه آن را مى خواند، مى زد. مالك بن انس در موطأ از ابن شهاب از سائب بن یزید روایت مى كند كه عمربن خطاب، شخصى به نام مكندر را بخاطر خواندن نماز مستحبى بعد از نماز عصر، مورد ضرب قرار داد!

عبدالرزاق از زید بن خالد روایت مى كند كه: چون عمر در عصر خلافتش او را دید كه بعد از نماز عصر ركوع مى كند، مضروب ساخت. در این حدیث است كه عمر گفت: اى زید! اگر بخاطر این نبود كه مى ترسیدم مردم بعد از عصر تا شام نماز بخوانند، در این دو نماز كسى را نمى زدم!!! (3)

 اسناد:

 (1) مسلم ك الصلاة باب معرفة الركعتین اللتین بعد العصر ج 2 / 211.

(2) صحیح مسلم ج 2 / 211.

(3) مجمع الزوائد ج 2 / 222 وحسن سنده، الغدیر ج 6 / 184.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، اهل سنت و تحریف دین، عمر، خشونت عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اعتراف عثمان بر پیروی از بدعت های عمر

هنگامی که اعتراض و مخالفت با عثمان افزایش یافت، او به سخنرانی در میان اصحاب پرداخت و گفت: چرا به عمر بخاطر اجتهاداتش اعتراض نکردید، آیا به این علت که شما را با تازیانه اش می ترساند؟!

در روایت ابن قتیبه آمده است: هنگامی که مردم به عثمان اعتراض کردند، بر بالای منبر رفت و گفت: ای گروه مهاجر و انصار! شما چیزهایی را بر من خرده می گیرید و بخاطر آنها با من دشمنی می ورزید که همانها را از عمر پذیرفتید، ولی او شما را سرکوب و مهار کرد. و کسی نمی توانست خیره خیره به او نگاه کند. و یا از گوشه چشم به او بنگرد. بدانید که من, یار و یاورم از او بیشتر است !!

منابع:
تاریخ الخلفاء / ابن قتیبه ج1ص31.

 





نوع مطلب : اهل سنت و تحریف دین، عمر، عثمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات