تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب عایشه
 
داستانهای مذهبی

سخنان امیرالمومنین (ع) درباره پیمان شکنی طلحه و زبیر

شیخ مفید در الارشاد حول پیمان شکنی طلحة و زبیر به اختیار، میل و اشتیاق اولیه آن دو برای بیعت با امام علی علیه السلام اشاره کرده و می فرماید: آنگاه كه طلحة و زبیر بیعت او را شكستند و بسوى مكه رهسپار شدند تا عایشه را بر آن حضرت بشورانند و به مخالفت با آن حضرت او را همراه خود سازند، این سخن را دانشمندان از امیرالمومنین (ع) نقل كرده اند كه پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود:

 پس همانا خداوند محمد صلی الله علیه و آله را بسوى همه مردم بر انگیخت و او را براى همه جهانیان رحمت قرار داد. پس آن حضرت بدان چه مأمور شده بود بیان فرمود و پیام پروردگارش را رسانید و خداوند بوسیله او (آن اوضاع) از هم گسیخته را منظم ساخت و (آن مردم) پراكنده را گرد آورد و بوسیله او راهها را امنیت بخشید و خونها را نگهدارى كرد و بسبب او میان كینه توزان و دشمنان و آتش‏هاى افروخته از حقد و كینه و عداوتهاى پا بر جاى در دلها طرح دوستى و الفت افكند سپس جانش را گرفت در حالى كه (كردارش) پسندیده (او) بود و درباره سرانجام آنچه رساندن (احكام) به آن می انجامید كوتاهى نفرموده بود و آنچه كوتاهى در رساندن آن به خاطر میانه روى بود پیرامون آن نگشت و آن را نرساند و پس از آن حضرت شد آنچه شد از ستیزه و كشمكش درباره زمامدارى و فرمانروائى!

 و ابوبكر زمام دار شد و پس از او عمر و سپس عثمان و چون سرانجام كار عثمان بدان جا كه می دانید انجامید نزد من آمدید و گفتید: با ما بیعت كن! من گفتم: نمی كنم، گفتید: چرا (باید بكنى) من گفتم: نه و دستم را بستم، شما آن را بازكردید، من باز كشیدم شما بسوى خود كشیدید و چنان بر سر من (براى بیعت كردن) ریختید مانند شتران بسیار تشنه كه به گودالهاى آب رسند بدانسان كه من گمان كردم كشنده من هستید و همانا بعضى از شما در پیش من كشنده برخی دیگر است، پس من دست خود باز كردم و شما از روى اختیار (و با كمال آزادى) با من بیعت كردید و در پیشاپیش‏ شما طلحة و زبیر آزادانه بدون هیچ ناچارى با من بیعت كردند، سپس چیزى درنگ نكردند كه از من اجازه (رفتن بمكه و بجا آوردن) عمره خواستند.

 و خدا می داند كه اینان (قصد عمره نداشته و) اراده پیمان‏شكنى داشتند. پس دوباره پیمان خود را در اطاعت نمودن و فرمان بردارى از خود تازه كردم و (از ایشان پیمان گرفتم كه فتنه راست نكنند و) براى امت موجبات نابودى و بلا پدید نیارند و آن دو با من (چنین) پیمانى بستند و سپس با من وفا نكردند و بیعت مرا شكسته پیمان خود را بهم زدند، شگفت است از ایشان كه در برابر ابوبكر و عمر رام شدند (و فرمان بردار گشتند) ولى با من به مخالفت برخاستند در صورتى كه من كمتر از آن دو مرد نیستم و اگر بخواهم بگویم می گویم، بار خدایا تو در آنچه اینان در حق من انجام دادند و كار مرا كوچك پنداشتند حكم فرما و مرا بر ایشان پیروز گردان.(1)

نکته قابل توجه این که حضرت هنگامیکه قصد بیان پیمان شکنی طلحه و زبیر را داشتند ابتدا به بیان مختصری از ماجرای سقیفه به عنوان مقدمه ای برای طغیان و پیمان شکنی آنها می کند. از همین جا پیداست گرچه زبیر تنها شمشیر کشنده در مقابل خلفا بود لکن حب مال و جاه و فرزند و عدم رعایت تولی و تبری او را به ورطه هلاکت انداخت!

لذا امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ای که در منزل ذی قار در راه بصره قرائت فرمودند طلحه و زبیر را ذم کرده و فرمودند: «...و این طلحه و زبیر نه از خاندان نبوّت و پیغمبرى هستند و نه از فرزندان رسول خدا و چون دیدند پس از سالها، خداوند حقّ ما (خلافت و زمامدارى) را به ما بازگرداند یك سال تمام بلكه یكماه تمام درنگ نكردند تا اینكه مانند روش گذشتگان خود از جاى جستند كه حقّ مرا ببرند و گروه مسلمانان را از دور من پراكنده و پخش كنند» [این گفتار را فرمود] سپس بر آن دو نفرین كرد!

 حضرت در ادامه فرمود: «...آنگاه كه طلحة و زبیر پیمان‏شكنى نمودند و از پیروى من سرباز زده و براى فتنه كردن به عایشه رو آوردند و عایشه را از خانه و دیارش بیرون آورده به بصره‏اش كشاندند، اوباش و اراذل بصره را به گمراهى انداختند، با اینكه به من خبر رسید كه مردمان با فضیلت و نیكان ایشان در مراتب دین كناره گیرى كردند (و تن بفرمان آنها نداده) و آنچه طلحة و زبیر انجام دادند خوش نداشته و ناراحت بودند (این سخنان را گفت) و خاموش شد، پس اهل كوفه (به سخن آمده) عرض كردند: ما یاران توئیم و بر دشمنان یاریت بنمائیم و اگر ما را به چند برابر اینان (یعنى لشكر طلحة و زبیر) بخوانى (با جان و دل می پذیریم) و انجام آن را به حساب خیر و نیكى درمی آوریم و امید (سعادت) در آن داریم، پس امیر المؤمنین علیه السّلام در حق آنان دعاى خیر فرموده از ایشان سپاسگزارى كرد سپس فرمود: اى گروه مسلمانان شما به خوبى می دانید كه طلحة و زبیر از روى رضا و رغبت (و با كمال میل) با من بیعت كردند، و هیچ اكراه و اجبارى در میان نبود...»(2)

 همچنین حضرت فرمودند: مردم! آنان (طلحه و زبیر) حقی را که خود از بین برده اند از من مطالبه می کنند و خونی را که خود ریخته اند از من می خواهند. آری به خدا قسم ایشان بودند که دست به خون عثمان آلودند و من در قتل وی کوچکترین شرکتی نیز نداشتم. آنان همان کسانی هستند که پیامبر خدا "فئة باغیة" و قوم طغیانگر و ستمگرشان نامیده و آنان را مردم سرکش و متمرد معرفی نموده است.

آری کدام ظلم بالاتر از این که عثمان را کشتند، ولی خون او را از بی گناهان و ازکسانی که در قتل وی شرکت نداشتند می طلبند؟! کدام تمرد بالاتر از این که آنان به عدالت و لیاقت من اعتراف نموده و با من بیعت کردند و دفعاتی پیمان بستند ولی پیمانشان را شکستند و بیعتشان را برهم زدند. به خدا سوگند، طلحه و زبیر و عایشه خودشان بهتر می دانند، که حق با من است. و آنان راه کج و باطل می روند.(3)

سپس حضرت  از منزی ذی قار راهی بصره شد و یاران خود را فراخواند و عازم نبرد جمل شد.

اسناد:

(1) الارشاد ج1 ص245.

(2) الارشاد ج1 ص249.

(3) طبری ج5 ص186و 199، استیعاب: ترجمه طلحه، عقدالفرید: تاریخ جنگ جمل، اغانی ج11ص119.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، عایشه، طلحه، زبیر، جنگ جمل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ثواب زیارت امام حسین علیه السلام از زبان پیامبر اکرم (ص)

امام صادق علیه السلام می فرمود: روزی پیامبر اکرم، حسین بن علی را در دامان خود نشانده بود، با او بازی می‌کرد و او را می خنداند.

عایشه گفت: این کودک را بسیار دوست می دارید!

پیامبر فرمود: چگونه او را دوست نداشته باشم در حالی که او میوه دل من و روشنی چشم من است؟ امت من به زودی او را به شهادت می رسانند و کسی که او را بعد از وفاتش زیارت کند خداوند ثواب یکی از حج‌های مرا برایش منظور می کند.

عایشه از روی تعجب گفت: یا رسول الله، ثواب یکی از حج‌های شما را؟!

فرمود: دو حج از حج های من.

عایشه گفت: یا رسول الله، دو حج از حج‌های شما؟!

فرمود: چهار حج.

عایشه همچنان شگفت‌زده تر می شد و پیامبر همچنان ثواب زائر حسین را افزایش می داد تا به نود حج رسید.

منابع:

بحار الانوار، ج 44، ص 260، حدیث 12- امالی شیخ، ص 62.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام حسین علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، حوادث کربلا، عایشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کشته شدن محمد بن ابی بکر به دست معاویه

معاویه، عمرو بن عاص را با شش هزار تن به مصر فرستاد، در حالى كه محمّد بن ابى بكر عامل و كارگزار على علیه السّلام در مصر بود. عمرو حركت كرده و در نزدیكی هاى مصر فرود آمد. طرفداران عثمان پیرامون او جمع شدند و او در بین آنها اقامت كرد و به محمّد بن ابى بكر چنین نوشت:

"اى پسر ابوبكر، من نمى‏خواهم كه بر تو چیره شوم. آگاه باش كه مردم این شهرها بر علیه تو جمع گشته اند و همگى متحداً بر تو شوریده اند و از اینكه تو را پیروى كنند، پشیمان‏ هستند. و هرگاه كارد به استخوان برسد، تو را دستگیر می كنند. من تو را نصیحت می كنم كه از مصر خارج شوى والسلام."

همچنین عمرو نامه اى را كه معاویه خطاب به محمد بن ابوبکر نوشته بود، فرستاد. در آن نامه چنین آمده است: "ما كسى را سراغ نداریم كه پیش از تو بر عثمان ستم روا داشته و به او صدمه زده باشد. تو در شمار كسانى هستى كه بر علیه او سخن چینى كرده اى و در ریختن‏ خونش شركت داشتی. آیا گمان دارى كه من این همه را نادیده می گیرم و یا فراموش می كنم... اینك من گروهى را كه تشنه خون تو هستند و بر جهاد در راه كشتن تو، به خدا تقرب می جویند، بسوى تو روانه کردم. ..."

بالاخره عمرو بن عاص و دوستش، معاویة بن حُدَیج، پس از کشتن برخی از یاران محمد بن ابوبکر، از جمله کنانة بن بشر، او را پیدا کردند و به زندانی در مصر بردند. ابتدا از خوردن آب منعش کردند تا تشنگی او را از پا درآورد و سپس او را کشتند و در بدن الاغ مرده ای گذاشتند و آتش زدند!!! این خبر كه بگوش عایشه (خواهر محمد بن ابوبکر) رسید، براى او خیلى ناله كرد و پس از نماز، بر علیه معاویه و عمرو نفرین كرد. (1)

خبر كشته شدن محمّد بن ابوبکر كه به معاویه و یارانش رسید، خیلى شادمانى و خوشحالى كردند و خبر كشته شدن محمّد و شادمانى معاویه را كه به على علیه السّلام رساندند، فرمود: به همان اندازه كه آنها شادى می كنند، ما اندوهگینیم و از آغاز جنگ تا كنون، من درباره هیچ كس به این اندازه ناله و اندوه نداشته ام. او دست پرورده من بود و من او را فرزند خود می شمردم و این همه حزن و اندوه بی جهت نیست. ... این قربانى را در راه خدا می دهیم. (2)

در نجوم الزاهره آمده است كه سر محمد را بریدند و نزد معاویة بن ابى سفیان در دمشق فرستادند و آن سر را در آنجا گرداندند و در اسلام، این اولین سرى است كه در همه جا گردانده اند! (3)

اسناد:

(1) تاریخ طبری ج6 ص58 حوادث سال 38، الکامل ابن اثیر ج3 ص154 حوادث سال 38، تاریخ ابن کثیر ج7 ص313 حوادث سال38، الاستیعاب ج2 ص235، تهذیب التهذیب ج9 ص81.

(2) مروج الذهب ج2 ص39، تاریخ ابن کثیر ج7 ص314 حوادث سال38.

(3) النجوم الزاهرة ج1 ص110.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، عمروعاص، معاویه، عایشه، عثمان، محمد بن ابی بکر (برادر عایشه)، اصحاب اهل بیت علیهم السلام، مسلمانان، ظلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


رسول خدا: دشمن عمّار (طلحه و زبیر) دشمن خداست!

قبل از برخورد لشکر طلحه و زبیر با لشکر مولا علی علیه السلام، اسب سواری نزد زبیر آمد و گفت: امیر! این لشکر علی است که به سوی شما می شتابد و عمار نیز در میان آن لشکریان بود، او را دیدم و با وی گفتگو نمودم!

زبیر گفت: اشتباه می کنی؛ نباید عمار در میان لشکر علی علیه السلام باشد. ولی اسب سوار بر حرف خود اصرار ورزید که عمار را دیده است. زبیر که اصرار و پافشاری او را دید، به یک تن از نزدیکان خود دستور داد، تا میان لشکر علی برود، و جریان را از نزدیک بررسی و تحقیق کند.

جون بن قتاده می گوید: او رفت و طولی نکشید که برگشت و گفت: زبیر! به خدا سوگند آنچه او می گفت راست بوده است، من نیز عمار را در میان لشکر علی دیدم. در اینجا بود که حقیقت برای زبیر روشن گردید و بدون اختیار فریاد برآورد که: ای وای کمرم شکست، دماغ ما بر خاک مالیده شد. و چنان لرزه بر اندامش افتاد که سلاح بر تنش تکان می خورد.

جون می گوید: من که این منظره را با چشم خود دیدم. گواینکه از خواب غفلت بیدارگشتم، با خود گفتم: وای بر من که می خواستم در رکاب این مرد بجنگم و در راه وی کشته شوم. در صورتی که او خود را منحرف و راه خویش را باطل می داند و حتماً دراین باره مطلبی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیده است که این چنین برخود می لرزد.(1)

آری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حق عمّار فرموده بودند: "عمار با حق است و حق با وى، عمار با حق مى‏گردد هر جا كه بگردد، و قاتل عمار در آتش است"(2)

و فرمودند: "چون مردم اختلاف پیدا كردند پسر سمیه (عمار) با حق است."(3)

و همچنین بیان داشتند: "قریش را چه با عمار! او آنها را به بهشت می خواند و آنها وى را به دوزخ، قاتل و به یغما برنده جامه و اسلحه او در آتش خواهد بود"(4)

و فرمودند: "هر كه با عمار دشمنى ورزد خدا با او دشمنى خواهد ورزید و هر كه به عمار كینه بورزد خدا با او كینه خواهد ورزید و هر كه عمار را نابِخرَد بشمارد خدا او را نابخرد خواهد شمرد و هركه عمار را دشنام دهد خدا او را دشنام خواهد داد و هر كه عمار را تحقیر نماید خدا او را حقیر خواهد شمرد و هر كه عمار را لعنت نماید خدا او را لعنت خواهد نمود و هر كه بر عمار عیب گیرد خدا او را عیب خواهد گرفت."(5)

اسناد:

(1) طبری ج5 ص250.

(2) الطبقات الکبری ج3 ص187.

(3) المعجم الکبیر ج10 ص95 ح10071، دلائل النبوة بیهقی ج6 ص422، المستدرک علی الصحیحین ج3 ص442.

(4) سیرة ابن هشام ج2 ص115، العقد الفرید ج2 ص289، شرح ابن أبی الحدید ج3 ص274، تاریخ ابن کثیر ج7 ص268.

(5) مسند أحمد ج4ص89، مستدرك الحاكم ج3ص390و391، تاریخ الخطیب ج1ص152، الاستیعاب ج2ص435، أُسد الغابة ج4ص45، طرح التثریب ج1ص88، تاریخ ابن كثیر ج7ص311، الإصابة ج2ص512، كنز العمّال ج6ص185 و ج7ص71- 75.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، عمار بن یاسر، طلحه، زبیر، عایشه، جنگ جمل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


رهبران اصلی جنگ جمل علیه سپاه امام علی علیه السلام

فرمانداران فراری عثمان در مکه دور هم گرد آمده بودند و عبدالله بن عمر و برادرش عبیدالله و نیز مروان بن حکم و فرزندان عثمان و غلامان او و گروهی از چهره های سرشناس بنی امیه به آنان پیوسته بودند. با این همه، ندای دعوت آنان توده مردم را برای قیام بر ضد امام علی علیه السلام تحریک نمی کرد.

از این جهت ناچار بودند در کنار نیروهای عادی، که با ریخت و پاش فرمانداران بر کنار شده عثمان و بنی امیّه دورشان جمع شده بودند، تکیه گاه معنوی نیز داشته باشند و از این راه، عواطف دینی اعرابی را که در طول مسیر زندگی می کردند، تحریک کنند.

به همین دلیل، از عایشه و حفصه دو تن از همسران پیامبر دعوت کردند رهبری معنوی این گروه را به عهده بگیرند و با آنان به سوی بصره حرکت کنند. اعلامیه رسمی شورشیان علیه علی علیه السلام چنین بود: آگاه باشید که ام المؤمنین (عایشه) و طلحه و زبیر عازم بصره هستند. هر کس می خواهد اسلام را عزیز گرداند، با کسانی که خون مسلمانان را حلال شمرده اند، نبرد کند و انتقام خون عثمان را بگیرد، با این گروه حرکت کند. هر کس مَرکَب و هزینه سفر ندارد، این مرکب او و این هزینه سفرش!

طراحان این جنگ، برای سوء استفاده بیشتر از عواطف دینی مردم، به سراغ حفصه (دختر عمر)، همسر دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله، نیز رفتند.

او گفت: من تابع عایشه هستم. اکنون که او آماده مسافرت است من نیز آمادگی خودم را اعلام می‌کنم. اما در آخرین لحظه، برادرش عبدالله او را از مسافرت بازداشت و حفصه به عایشه پیام فرستاد که برادرم مرا از همراهی با شما بازداشت.

منابع:

فروغ ولایت، ص 400 402.

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، جنگ جمل، طلحه، حفصه، عایشه، زبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سخنان امام علی علیه السلام با مردم بصره پس از جنگ جمل

حضرت علی علیه السلام پس از پیروزی در جنگ جمل، در جمع مردم بصره چنین فرمود: شما سپاهیان آن زن (عایشه) و پیروان آن شتر بودید. وقتی صدا کرد، پاسخش دادید و وقتی پی شد فرار کردید. اخلاقتان پست و فرومایه است و پیمان شما بهانه ‌جویی، دینتان نفاق و دورنگی و آب شما شور است. هر کس که در شهر شما اقامت گزیند در دام گناهان گرفتار شود و هر کس که از شما دوری گزیند، رحمت حق را دریابد. همگی غرق شده‌اید و فقط گنبد مسجدتان همچون سینه کشتی بر روی آب نمایان است. سرزمین شما به آب نزدیک است و از آسمان دور. سبک مغزید و افکار سفیهانه دارید. شما (به سبب سستی اراده) هدفی برای صیادان، لقمه ‌ای چرب برای مفت خوران و شکاری برای درندگان هستید.

منابع:

فروغ ولایت، ص 459.

نهج البلاغه، خطبه 130 و خطبه 514.

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، عایشه، جنگ جمل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 فروردین 1394 :: نویسنده : ح و

بدعت در نماز مسافر

آیه 101 از سوره نساء ، دلالت دارد كه در زمان خوف مسافر، باید نماز چهار ركعتى را دو ركعت بخواند. روایات فراوانی نیز به صورت متواتر در کتب شیعه و سنی نقل شده اند که همگی بیان می كنند مطلقاً باید چهار ركعتیها را در مسافرت ، دو ركعت خواند. اجماع امت اسلام نیز چنین است و جز عثمان و عایشه كه به تواتر رسیده است كه نماز چهار ركعتى را در سفر تمام مى خواندند! مخالفى پیدا نشده است. (1(

 

مسلم از چند طریق از زهرى از عروه از عایشه روایت مى كند كه وقتى نماز واجب شد، دو ركعت بود. نماز سفر به همین گونه ماند و نماز حضر كامل شد.

زهرى مى گوید به عروه گفتم : پس چرا عایشه در سفر تمام مى خواند.

عروه گفت : او اجتهاد مى كند چنانكه عثمان نیز اجتهاد نمود. (2)


اسناد:
(1) صحیح البخاری ج 2 / 154، صحیح مسلم ج 2 / 260 وفى طبع العامرة ج 2 / 146، مسند أحمد ج 2 / 148 ط 1، سنن البیهقى ج 3 / 126، الموطأ ج 1 / 282 سنن النسائی ج 3 / 120. الغدیر ج 8 / 98.

(2) صحیح مسلم در اول کتاب صلاة المسافرین ج1/258 و ج 2 / 143 ط العامرة.

 





نوع مطلب : نماز، عثمان، عایشه، اهل سنت و تحریف دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تیرباران کردن جسد امام حسن علیه السلام به دستور عایشه

امام مجتبى علیه السّلام قبل از شهادتش، بنى هاشم را از فتنه اى كه خوف داشت بخاطر دفن وى در كنار قبر پیغمبر صلّى اللّه علیه وآله به وسیله بنى امیه برپا شود، بیم داد. به همین جهت به برادرش ‍ سیدالشّهداء وصیت نمود كه اگر دید باد مخالف مى وزد، جلو شرّ را بگیرد و حضرتش را در قبرستان بقیع نزدیك جدّه اش فاطمه بنت اسد دفن كند و نگذارد قطره خونى در این راه ریخته شود.

پس از آنكه امام مجتبى علیه السّلام وفات یافت، هاشمیان خواستند او را پهلوى جدّش پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه وآله دفن نمایند، ولى یكباره بنى امیه قیام كردند و مسلّح و مجهز شده، آماده جنگ شدند. در رأس آنها مروان حكم و سعیدبن عاص و عایشه قرار داشتند.

در كتاب مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانى مروانى در شرح حال امام حسن علیه السّلام از على بن طاهر بن زید روایت مى كند كه وقتى خواستند امام حسن علیه السّلام را دفن كنند، عایشه سوار قاطرى شد و از بنى امیه و مروان حكم و سایر طرفداران ایشان كمك گرفت و مردم را بر علیه امام حسن علیه السلام می شوراند. عایشه گفت: به خدا سوگند تا مو در سر من هست، نمی گذارم حسن علیه السلام را در اینجا (کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و اله و اتاق حضرت زهرا سلام الله علیها) دفن کنید. و جنازه آن حضرت را تیرباران کردند. تا آنکه هفتاد تیر از جنازه آن حضرت بیرون کشیدند.(1) در آنجا بود كه ابن عباس گفت: روزى قاطر سوار و روزى شتر سوار است! یعنی روزی سوار بر شتر می شود و به جنگ با مولا علی علیه السلام می رود و روزی بر قاطر سوار می شود و با جنازه حسن بن علی علیه السلام مقابله و جنگ می کند.

مسعودى مى نویسد: آن روز عایشه سوار قاطر سفید وسیاهى بود.

شاعر در همین خصوص مى گوید:

        تجملت تبغلت و لو عشت تفیلت       لك التسع من الثمن و فى الكل تصرفت

یعنى: اى عایشه! روزى سوار شتر شدى، روز دیگرى هم قاطر سوارى كردى، اگر بمانى، سوار فیل هم خواهى شد! تو از یک هشتم ارث خانه پیغمبر، یك نهم مى برى، ولى همه را تصرف كردى. (یعنی با اینکه تنها مالک بخشی از خانه پیامبراکرم صلی الله علیه و اله هستی ولی در همه آن تصرف کردی و مانع دفن امام حسن علیه السلام در آن خانه شدی.)

اسناد:

(1) منع عایشه از دفن کردن امام حسن علیه السلام: الطبقات 8/175، مختصر تاریخ دمشق، ابن عساکر ترجمة الامام الحسن علیه السلام، و انساب الاشراف، ترجمة الامام الحسن 3/61، مقاتل الطالبین 74. عایشه سوار قاطر شد و با بنی هاشم مبارزه کرد تا جسد امام حسن علیه السلام دفن نشود: مجمع البحرین، الطریحی1/572، شرح اصول کافی، المازندرانی 6/167، الایضاح، ابن شاذان 262، تاریخ الیعقوبی 2/225 ...

 

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، عایشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


فرمایش امیرالمومنین علیه السلام با جسد طلحه

نقل شده است كه آن حضرت (حضرت علی علیه السلام) بر طلحه عبور كرده و فرمود: این همان كسى است كه بیعت مرا شكست، و فتنه و فساد را میان ملّت برانگیخت، و علیه من امّت را شورانید، و مردم را به كشتن من و اهل بیت من خواند!. سپس او را نشانده و گفت: اى طلحة بن عبیداللَّه من آنچه را كه خداوند وعده ‏ام فرموده بود دریافتم، آیا تو نیز وعده‏ هاى خدایت را درست و راست یافتى؟! سپس دستور داد تا او را بخوابانند، و از او دور شد.

یكى از یاران آن حضرت عرض كرد: اى أمیرالمؤمنین چگونه با جسد طلحه سخن گفتى؟

فرمود: بخدا سوگند كه سخن مرا شنید همان طور كه كشتگان كافر اهل بدر چون به چاه ریخته شدند سخن رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله را در آن روز شنیدند!!.

و آن حضرت همین عمل را با كعب بن سور قاضى كه در میان كشتگان بود تكرار كرده و فرمود: این همان كسى است كه قرآن را از گردن خود آویخته بر ما شورش نمود، و به خیال خود از مادر مؤمنین (عایشه) حمایت و طرفدارى نموده و مردم را به قرآن فرا مى ‏خواند حال اینكه خود به حقایق آن جاهل و غافل بود.

ثمّ استفتح وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ «1»

این آدم از خدا مسألت نمود كه مرا بكشد و خدا او را كشت!.

منبع:

احتجاج-، ج‏1، ص: 351.


 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، طلحه، عایشه، جنگ جمل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 17 دی 1393 :: نویسنده : ح و

سخنان عمار به عایشه بعد از جنگ جمل

واقدى نقل كرده كه: عمّار پس از پایان جنگ بر عائشه وارد شده و گفت:

شمشیر زدن فرزندان خود را در راه حقّ چگونه دیدى؟

عائشه گفت: آیا به این بصیرت، پس از پیروزى و غالب شدن رسیدى؟

عمّار گفت: بینش و بصیرت من بالاتر از اینها است، بخدا اگر شما پیروز شده و ما را تا نخلستانهاى شهر یمن «هجر» عقب مى ‏راندید هر آینه از روى یقین، خود را بر حقّ و شما را بر باطل مى ‏دانستیم!

عائشه گفت: این خیالى است كه تو مى ‏كنى! اى عمّار از خدا بترس، مگر دین خود را بخاطر خشنودى علىّ بن ابى طالب از دست داده ‏اى؟!

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 352 الی 353.


 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، عمار بن یاسر، جنگ جمل، عایشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سوء ظن عایشه به پیامبر اکرم و تعقیب های شبانه

عایشه می گوید شبی که نوبت من بود تا رسول خدا صلی الله علیه و اله در خانه من باشد. عبا را از دوش خود برداشت و به گوشه ای گذاشت. کفش هایش را در آورد و کنار بستر نزدیک پایش نهاد. آنگاه گوشه جامه خود را روی خود کشید و دراز شد و زمانی به همین حال باقی ماند به اندازه ای که گمان برد من به خواب رفته ام. پس از جای خود برخاست و آهسته و آرام عبای خود را برداشت. و بی صدا کفش هایش را پوشید و سپس در را باز کرد و بیرون شد و آرام و بی صدا آن را پیش کرد.

من بی تأمل از جای برخاستم و لباسم را پوشیدم. روسری خود را به سر کرده عبا را بر آن کشیدم و شتابان از خانه بیرون آمده به تعقیبش پرداختم و پی او را تا گورستان بقیع گرفتم!

رسول خدا صلی الله علیه و اله در آنجا بایستاد و توققش به طول انجامید آنگاه دیدم که سه نوبت دست ها را به آسمان بلند کرد.

پس از آن برگشت، من هم بازگشتم. او شتاب کرد، من هم شتاب نمودم. به سرعت قدم هایش بیفزود، من نیز چنان کردم. در آخر بدوید، من هم بدویدم. و سرانجام جلوتر از او به خانه وارد شدم و فقط این اندازه وقت داشتم که خود را به رختخواب افکنده دراز شدم که وارد شد.

من که در آن حال به تندی نفس می زدم، رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: عایشه! چرا اینطور تند نفس می زنی!

- چیزی نیست ای رسول خدا!

- خودت خواهی گفت, یا خدای دانای به اسرار مرا بیاگاهاند؟

- پدر و مادرم بفدایت، موضوع چنین و چنان است.

- پس آن سیاهی که پیش روی خود می دیدم تو بودی؟!

- آری

- چنین گمان بردی که خداوند و پیامبرش بر تو ستم روا می دارند. (1)

****************

عایشه می­ گوید: شبی رسول خدا از نزد من خارج شد، غیرت و حسادتم بجوش آمد و سخت منقلب و ناراحت شدم. چون آن حضرت باز آمد و حال مرا دید علت را دریافت و فرمود: عایشه! تو را چه می شود، باز هم حسادت کرده ناراحت شدی؟

گفتم: آخر چرا همچون منی، بر چون توئی حسادت نورزد!

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: باز هم که گرفتار شیطانت شده­ای !(2)

این در حالیست که روایات ما می فرمایند که: إِنَّ الْحَسَدَ لَیَأْكُلُ الْإِیمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَب (بحارالانوار 70/238)

یعنی: حسادت ایمان را می­خورد همانطور که آتش هیزم را می­خورد.

با توجه به این روایت آیا می­توان گفت که عائشه ایمان داشته است؟

****************

عایشه گفته است: چون پاسی از شب گذشت، رسول خدا برخاست و بیرون شد. گمان بردم که پیش یکی از همسرانش می رود. پس برخاستم و آهسته و آرام به تعقیبش پرداختم تا به گورستان رسید. آنجا بایستاد و خطاب به مومنانی که به خواب ابدی فرورفته بودند گفت: درود بر شما گروه مومنان باد!

ناگهان برگشت و مرا در پی خود دید و فرمود: وای بر او (عایشه) اگر از دستش می آمد چه ها که می کرد. (3)

اسناد:

(1) مسند احمد 6/221 به روایت قیس بن مخرمه بن المطلب.

(2) مسند احمد 6/115 به روایت عروه بن زبیر.

(3) مسند احمد 6/76 و 111 بنا به روایت قاسم. و همچنین مسند طیالسی حدیث 1429.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، عایشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 28 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

بدعت در نماز مسافر

آیه 101 از سوره نساء، دلالت دارد كه در زمان خوف، مسافر باید نماز چهار ركعتى را دو ركعت بخواند. روایات فراوانی نیز به صورت متواتر در کتب شیعه و سنی نقل شده اند که همگی بیان می كنند مطلقاً باید چهار ركعتی ها را در مسافرت، دو ركعت خواند. اجماع امت اسلام نیز چنین است و جز عثمان و عایشه كه به تواتر رسیده است كه نماز چهار ركعتى را در سفر تمام مى خواندند! مخالفى پیدا نشده است.(1)

این نخستین موضوعى بود كه مردم به عثمان اعتراض كردند، و مورخان آن را از حوادث سال 29 هجرى شمرده اند.(2) و روایات بسیارى هم بر آن دلالت دارد.

از جمله بخارى و مسلم در صحیح خود از عبداللّه عمر روایت مى كنند كه پیغمبر صلّى اللّه علیه وآله در منى دو ركعت خواند. ابوبكر و عمر هم دو ركعت خواندند، عثمان نیز در اوایل خلافتش، دو ركعت مى خواند، ولى بعدها چهار ركعت خواند و دستور داد که همگان نیز چهار رکعت بخوانند!...(3)

نیز بخارى ومسلم از عبدالرحمن بن یزید روایت مى كنند كه گفت: عثمان بن عفّان در منى با ما نماز را چهار ركعت خواند. وقتى موضوع را به عبداللّه مسعود خبر دادند گفت: انّا للّه و انّا الیه راجعون!  سپس گفت: من با پیغمبر صلّى اللّه علیه وآله در منى دو ركعت خواندم و با ابوبكر نیز دو ركعت خواندم و با عمر هم در منى دو ركعت خواندم. كاش! از این چهار ركعت هم حظّى مى بردم!(4)

اسناد:
(1) صحیح البخاری ج 2 / 154، صحیح مسلم ج 2 / 260 وفى طبع العامرة ج 2 / 146، مسند أحمد ج 2/ 148 ط 1، سنن البیهقى ج 3 / 126، الموطأ ج 1 / 282 سنن النسائی ج 3 / 120. الغدیر ج 8 / 98.

(2) كامل ابن الاثیر ج 3 / 49 و  تاریخ الطبری ج 3 / 322 , الغدیر ج 8 / 101، الكامل فی التاریخ ج 3 / 51.

(3) صحیح البخاری ج 2 / 154، مسند أحمد ج 2 / 148، صحیح مسلم ج 1 / 260 وفى طبع العامرة ج 2 / 146، سنن البیهقى ج 3 / 126، الغدیر ج 8 / 98.

(4) صحیح البخاری ج 2 / 154، الغدیر ج 8 / 99، مسند أحمد ج 1، صحیح مسلم ج 1 / 261 وفى طبع العامرة ج 2 / 146.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، اهل سنت و تحریف دین، ابوبکر، عمر، عثمان، عایشه، عبدالله مسعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 24 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

روابط دوستانه میان عایشه و معاویه

معاویه همان کسی بود که برادر عایشه (محمد بن ابی بکر) را کشت و به بدترین صورت او را مُثله و بدنش را پاره پاره کرد. ولی با این همه، منافع دنیوی مشترک، دشمنان را گردهم می آورد و اضداد را با هم متحد می سازد. و به همین دلیل، معاویه خود را به او نزدیک ساخت. و او نیز به معاویه نزدیک شد. و پیوسته معاویه برای او هدایا و بخششهایی می فرستاد و پولهای فراوانی به او می داد.

تاریخ نویسان می گویند: هنگامی که معاویه به مدینه آمد، نزد عایشه رفت تا با او دیداری داشته باشد. چون نشست، عایشه به او گفت: ای معاویه! از کجا اطمینان یافتی که من کسی را در خانه پنهان نکرده ام تا تو را به انتقام خون برادرم محمد بن ابی بکر بکشد؟

معاویه گفت: من به خانه ای آمده ام که مردم به آن پناه می آورند و جای امنی است.

عایشه گفت: از خدا نترسیدی که حجر بن عدی و یارانش را کشتی؟

گفت: کسی آنها را کشت که به زیان آنها گواهی داد. (1)

ابونعیم اصفهانی نویسنده مشهور حلیة الاولیاء ج2ص48 از عبدالرحمن بن قاسم نقل می کند که یک بار معاویه هدایایی مختلف برای عایشه فرستاد که در جمله آن ها لباس و پول و اشیاء قیمتی قرار داشت.

و نیز گفته اند که معاویه، هدایا و لباسها و چیزهایی برای او می فرستاد که در صندوق خویش می نهاد. و تنها یک بار برای او یکصد هزار فرستاد. (2)

یکبار دیگر نیز هنگامی که او در مکه بود. گردنبندی برای او فرستاد که یکصد هزار ارزش داشت.

و همچنین معاویه همه قرضهای عایشه را که هجده هزار دینار بود، پرداخت و همه چیزهایی را که به مردم می بخشید، برایش تامین کرد. (3)

اسناد:

(1) تاریخ ابن کثیر 8/55 – ابن عبدالبر در الاستیعاب 1/331

(2) تاریخ ابن کثیر 8/136-137 – مستدرک حاکم 4/13 – حلیة الاولیاء 2/47 – سیر اعلام النبلاء 2/131

(3) تاریخ ابن کثیر 8/136 – سیراعلام 2/131 بدهکاری را تا دوازده هزار درهم برآورد کرده است.

 





نوع مطلب : عایشه، معاویه، محمد بن ابی بکر (برادر عایشه)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 27 تیر 1393 :: نویسنده : ح و

ابوبکر و توقیف فدک

هر مسلمانی می‌داند فرزند از پدرش ارث می‌برد.

فاطمه علیهاسلام می‌فرمود:

فدک را پدرم به من بخشیده است  و ابوبکر می‌گفت: شاهد بیاور.

آیا فاطمه علیهاسلام یگانه دختر رسول خدا نبود؟

آیا فدک که ملک رسول خدا بود، به فاطمه به ارث نمی‌رسید؟

اما ابوبکر حدیثی به رسول خدا نسبت داد که هیچ کس نشنیده بود. او می‌گفت پیامبر فرموده انبیاء از خود ارث ‌نمی‌گذارند.

ما فقط یک سئوال می کنیم که چرا ابوبکر خانه های رسول خدا را که زنهایشان در آن سکونت داشتند از آنها پس نگرفت؟!

آیا آن خانه ها به عنوان ارث بود که خودش می گوید انبیاء ارث نمی گذارند؟! آیا آن خانه ها را رسول خدا به آنها نبخشیده بود؟ پس چرا از آنها شاهد و بینه مطالبه نکرد؟

نه هیچکدام از اینها نیست که بلکه تنها داعیه ابوبکر این بود که دست امیرالمومنین را از فدک و اموال دنیا کوتاه کند تا مردم از دور آن حضرت متفرق گردند و این جریان در تاریخ سابقه دارد مثلا آن طوری که در کتاب قیم و ارزشمند قادتنا تألیف مرحوم آیه الله میلانی آمده است همین سئوال از ابوحنیفه شده است.

متن روایت: فضال بن حسن به ابوحنیفه برخورد کرد و او در جمع کثیری مشغول تدریس فقه بود، فضال گفت به خدا قسم من نخواهم رفت مگر ابوحنیفه را خجالت دهم، رفیقش گفت ابوحنیفه استدلالش خیلی قوی است! فضال گفت ساکت باش مگر حجتی دیده­ای که بر حجت فرد مومن برتری پیدا کند؟

این را گفت و نزدیک ابوحنیفه شد سلام کرد و گفت من برادری دارم می گوید بهترین مردان بعد از رسول خدا امیرالمومنین علی بن ابیطالب است من گفتم:  نه، ابوبکر و عمراند.

شما در این مورد چه می گوئید؟ ابوحنیفه سرش را پائین انداخت و پس از لحظاتی سربلند کرد و گفت کافی است.

برای شرافت و فخر ابوبکر و عمر همین که کنار رسول خدا خوابیده اند و قبر آنها در روضه رسول خداست.

فضال گفت: بله من این سخن را به او گفته­ام ولی او می گوید اگر جایگاه قبر آن ها مال رسول الله بود که آنها ظلم کرده اند به رسول خدا و حق رسول خدا را غصب کرده اند و اگر مال خودشان بود و رسول خدا به آنها

ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت زهرا سلام الله علیها، فدک، ارث، مناظره، اصحاب اهل بیت علیهم السلام، ابوبکر، عمر، عایشه، ابوحنیفه، حفصه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 تیر 1393 :: نویسنده : ح و

اتهام عایشه به خداوند تبارک و تعالی

هنگامی که آیه: از همسران خویش هر کدام را که می خواهی از خود دور کن و هر کدام را که خواهی بپذیر و نگه دار و بر تو گناهی نیست تا از آنها که بر کنارشان داشته ای دیگر بارش بخود بخوانی (احزاب/50 و 51) نازل شد، عایشه روی به رسول خدا صلی الله علیه و اله کرد و گفت: ما أری ربک الا یسارع فی هواک. یعنی: می بینم که خدا هم در بر آوردن خواسته های دلت روی موافق نشان می دهد !!(1)

و این توهین و تهمتی است بسیار بزرگ توسط عایشه به خداوند تبارک و تعالی که در حقیقت نشان دهنده آن است که عایشه حتی الله جل جلاله را قبول نداشته است. زیرا خداوند عادل و حکیم است و هرگز کار لهو و بیهوده و بدون حکمت انجام نمی دهد.

 

اسناد: (این اسناد از کتب اهل سنت است و باز هم عایشه را بیش از اندازه قبول دارند!!!!!)

(1) طبقات ابن سعد 7/154-156, مسند احمد 6/134 و 261, سنن بخاری 4/164, الاستیعاب 2/782, الاصابة 4/362 و784, السنن الکبری النسائی 3/359.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، تفسیر و باطن آیات قرآن، عایشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :