داستانهای مذهبی
سه شنبه 17 بهمن 1396 :: نویسنده : ح و

ترس و اضطراب همگانی

 

امام صادق علیه السلام: آیه و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین؛(بقره: 155) (و قطعا شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاستی از اموال و جان ها و محصولات می آزماییم و شکیبایان را مژده ده.) را بر مؤمنان پیش از ظهور منطبق کرد و در تفسیر جمله "بشی من الخوف و الجوع" فرمود: آنان را به مقداری ترس از پادشاهان بنی فلان در آخر حکومتشان ... گرفتار می کند.

در حدیث دیگری فرمود: ناچار پیش از ظهور سالی فرا خواهد رسید که مردم در آن گرسنه می شوند و ترس شدیدی از کشته شدن و کاستی در اموال و جان ها و محصولات آنها را فرا می گیرد.

امام باقر علیه السلام: قائم علیه السلام قیام نمی کند مگر در زمانی که ترس شدید و اضطراب و درهم ریختگی و فتنه و بلا مردم را فرا می گیرد.

امام صادق علیه السلام: خداوند در دل شیعیان ما ترس حاکم می کند پس وقتی که قائم ما علیه السلام ظهور کند هر یک از آنان پر جرأت تر از شیر و برنده تر از نیزه می گردد.

امام باقر علیه السلام: ترس از دشمنانمان دل های شیعیان ما را فرا می گیرد.

منابع:

بحارالانوار 52/372حدیث 164.

بحارالانوار 52/2202 حدیث 28.

بحارالانوار 52/370حدیث 161.

بحارالانوار 52/231 حدیث 96 - ص 348 حدیث 99.

بحارالانوار 52/228 - 229 حدیث 93.





نوع مطلب : حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آخر الزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اتفاقات شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

 

شیخ صدوق رحمه الله علیه در کمال الدین و تمام النعمه (باب ۴۳) بدون آن که آن را از کسی شنیده باشد (بلکه در نوشته هایی دیده است) چنین نقل کرده است:

ابوالادیان گوید: مـن خـدمتکار امـام حسن عسـکری علیه السـلام بـودم و نامه هـای او را به شـهرها می بردم. در آن بیمـاری که منجر به فـوت او شـد، نامه هایی نوشت و فرمود: آنها را به مداین برسان. چهارده روز اینجا نخواهی بود و روز پانزدهم وارد سامّرا خواهی شد و از آنجا صدای واویلا می شنوی و مرا در مغتسل می یابی.

ابوالادیان گوید: ای آقای من! چون این امر واقع شود، امام و جانشین شما که خواهد بود؟

فرمود: هر کس پاسخ نامه های مرا از تو مطالبه کرد، همو قائم پس از من خواهد بود.

گفتم: دیگر چه؟

فرمود: کسی که بر من نماز خواند، همو قائم پس از من خواهد بود.

گفتم: دیگر چه؟

فرمود: کسی که خبر دهد در آن همیان چیست، همو قائم پس از من خواهد بود.

هیبت او مانع شد که از او بپرسم، در آن همیان چیست؟

نامه ها را به مـداین بردم و جواب آنها را گرفتم و همانگونه که فرموده بود، روز پانزدهم به سامّرا رسـیدم. به ناگاه صدای واویلا از سرای او شنیدم و او را بر مغتسل یافتم.

برادرش جعفر بن علی (جعفر کذاب) را بر در سرا و شیعیان را بر در خانه اش دیدم که وی را به مرگ برادر تسلیت و بر امامت تبریک می گویند.

با خود گفتم: اگر این امـام است که امـامت باطـل خواهـد بود، زیرا می دانسـتم که او شـراب می نوشـد و قِمار می کنـد و تار می زنـد، پیش رفتم و تبریک و تسلیت گفتم.

او از من چیزی نپرسید، آنگاه عقید بیرون آمد و گفت: ای آقای من! برادرت کفن شده است، برخیز و بر او نماز بگزار!
جعفر بن علی داخل شد و برخی از شیعیان مانند سمان و حسن بن علی (که معتصم او را کشت و به سلمه معروف بود) در اطراف وی بودند.

چـون به سـرا در آمـدیم، حسن بن علی را کفن شـده، بر تـابوت دیـدم و جعفر بن علی پیش رفت تـا بر برادرش نمـاز گزارد. چـون خـواست تکـبیر گویـد، کودکی (امام زمان (عج)) گنـدمگون بـا گیسوانی مجّعـد و دنـدانهای پیوسـته، بیرون آمـد و ردای جعفر بن علی را گرفت و گفت: ای عمو! عقب برو که من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم.

جعفر با چهره ای رنگ پریده و زرد عقب رفت. آن کودك پیش آمد و بر او نماز گزارد. آن حضرت کنار آرامگاه پدرش به خاك سپرده شد.

سپس گفت: ای بصری! جواب نامه هایی را که همراه تو است بیاور و آنها را به او دادم و با خود گفتم: این دو نشانه، باقی می ماند همیان، آنگاه نزد جعفر بن علی رفتم، در حالی که او آه می کشید!

حاجز وشاء به او گفت: ای آقای من! آن کودك کیست تا بر او اقامه حجّت کنیم؟

گفت: به خدا سوگند! هرگز او را ندیده ام و او را نمی شناسم!

ما نشسـته بودیم که گروهی از اهل قم آمدنـد و از حسن بن علی علیهما السـلام پرسـش کردند و فهمیدند که او در گذشـته است و گفتند: به چه کسی تسلیت بگوییم؟

مردم به جعفر بن علی اشاره کردند، آنان بر او سلام کردند و به او تبریک و تسلیت گفتند و پرسیدند: همراه ما نامه ها و اموالی است، بگو نامه ها از کیست و اموال چقدر است؟

جعفر در حالی که جامه های خود را تکان می داد، برخاست و گفت: آیا از ما علم غیب می خواهید؟

راوی گوید: خادم از خانه بیرون آمد و گفت: نامه هـای فلانی و فلانی همراه شـماست و همیانی که درون آن هزار دینار است و نقش ده دینار آن محو شـده است.

آنان نامه ها واموال را به او دادند و گفتند: آن که تو را برای گرفتن اینها فرستاد، همو امام است. جعفر بن علی نزد معتمـد عباسـی رفت و مـاجرای آن کودك را گزارش داد، معتمـد کـارگزاران خود را فرسـتاد و صـقیل جاریه را گرفتنـد و از وی مطالبه آن کودك کردنـد، صـقیل منکر او شـد و مدعی شد که باردار است تا به این وسـیله کودك را از نظر آنان مخفی سازد. وی را به ابن الشوارب قاضی سپردند تا اینکه مرگ ناگهان عبیدالله بن یحیی بن خاقان و شورش صاحب زنج در بصره پیش آمد. از این رو از آن کنیز غافل شدند و او از دست آنها گریخت.

منبع:

کمال الدین و تمام النعمۀ، ج ۲،ص ۴۷۵؛ باب ۴۳،ح ۲۵.

همچنین ر.ك: منتخب الأنوار المضیئۀ، ص ۱۵۷؛ الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۰۱.





نوع مطلب : امام حسن عسکری علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پاسخ دندان شکن امام کاظم علیه السلام به هارون

روزی موسی بن جعفر علیه السلام به دارالاماره (قصر هارون) رفت.

هارون پرسید: اینجا چه جور جایی است؟

امام فرمود: اینجا خانه فاسقین است. سپس این آیه را تلاوت فرمود: سأَصرِف عَنْ ءَایَتیَ الَّذِینَ یَتَکَبرُونَ فی الاَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَ إِن یَرَوْا کلَّ ءَایَةٍ لا یُؤْمِنُوا بهَا وَ إِن یَرَوْا سبِیلَ الرُّشدِ لا یَتَّخِذُوهُ سبِیلاً وَ إِن یَرَوْا سبِیلَ الْغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سبِیلاً ... (اعراف/146) (به‌زودی آنان که در زمین بدون هیچ حقی تکبر ورزیدند، از آیات من روی‌گردان می شوند؛ آنان که هر آیه ای ببینند، ایمان نمی آورند؛ اگر راه رشد را بیابند به آن اعتنا نمی کنند و اگر راه انحراف و ستم را پیدا کنند، آن را می پیمایند.)

هارون گفت: پس اینجا از آنِ چه کسی است؟

امام فرمود: پس از مدتی، برای شیعیان ماست؛ اما برای دیگران مایه بلا و آزمایش بوده و هست.

هارون بلند گفت: چرا صاحبخانه نمی آید آن را تحویل بگیرد.

امام فرمود: این حکومت در حالی غصب شده است که آباد و سر پا بوده و روزی پس گرفته خواهد شد که آباد کردنش ممکن باشد. (روز ظهور قائم آل محمد علیه السلام)

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 138، ح 12 از تفسیر عیاشی.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 آبان 1395 :: نویسنده : ح و

توانمندى و جوان بودن حضرت مهدی (عج)

حكم بن ابى نعیم مى گوید: در مدینه به حضور امام باقر (ع) رفتم و گفتم: من بین حجرالاسود و مقام ابراهیم (كنار كعبه) نذر كرده ام كه اگر با شما ملاقات كنم، از مدینه بیرون نروم مگر اینكه بدانم شما قائم آل محمد (ص) هستید یا قائم نیستید؟

آن حضرت سكوت كرد و چیزى به من نگفت، من سى روز در مدینه ماندم، سپس آن جناب در راهى به من برخورد و فرمود: اى حكم، هنوز اینجا هستی؟

عرض كردم: آرى زیرا نذر كرده ام و شما به من امر و نهى نكردید و به من پاسخ ندادید.

فرمود: فردا صبح زود نزد من بیا.

فرداى آن روز به خانه آن حضرت رفتم و به محضرش شرفیاب شدم.

فرمود: مطلبت را بپرس.

عرض كردم: من بین ركن و مقام نذر كرده ام و روزه و صدقه بر گردن گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كنم، از مدینه بیرون نروم مگر اینكه بدانم آیا شما قائم آل محمد (ص) هستید یا نه. اگر قائم هستید، در خدمت شما بمانم و حامى شما باشم، وگرنه براى كسب معاش، در روى زمین بگردم.

امام باقر (ع): اى حكم! همه ما قائم (قیام كننده) به امر خدا هستیم.

حكم: آیا شما مهدی (هدایت كننده) هستید؟

امام باقر (ع): همه ما مهدى هستیم و به سوى خدا هدایت مى كنیم.

حكم: آیا شما صاحب شمشیر هستید؟

امام باقر (ع): همه ما صاحب شمشیر و وارث شمشیر هستیم.

حكم: آیا شما دشمنان خدا را مى كشید و به دوستان خدا، عزت مى بخشید و بوسیله شما دین خدا در همه جا آشكار مى شود؟

امام باقر (ع): اى حكم چگونه آن كس (آن قائم با این اوصاف) من باشم با اینكه 45 سال از عمرم گذشته است، در صورتى كه صاحب این امر (كه تو مى پرسی) از من به دوران شیرخوارگى نزدیكتر و هنگام سوار شدن، از من چالاكتر است.

(یعنى او همانند جوان نیرومند و زبردست است، چنانكه طبق بعضى از روایات، سیماى آن حضرت هنگام ظهورش همانند سیماى یك جوان چهل ساله نیرومند و پرتوان می باشد و همانند مردان بنى اسرائیل است. (اثباة الهداة ج 7 ص 185))

منبع:

اصول کافی - بابت ان الائمة (ع) قائمون بامر الله، حدیث 1، ص 536 - ج 1.





نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اصحاب اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پاسخ امام صادق (ع) به انتقاد شخصى در مورد لباس

عصر امام صادق (ع) بود، آن حضرت هماهنگ با شرائط زمان، لباس نو مى پوشید. شخصى انتقاد كرد و گفت: خدا كار شما را سامان بخشد، شما فرمودى على (ع) لباس زبر و خشن و پیراهن چهار درهمى مى پوشید و مانند اینها، ولى در شما لباس نو مى بینم؟

امام صادق (ع): همانا امام صادق (ع) آن لباسها را در زمانى مى پوشید كه  بر اثر بسیارى فقراء بدنما و زشت نبود، ولى اگر همان لباس ها را در این زمان مى پوشید، انگشت نما، مى شد، بنابراین بهترین لباس هر زمان، لباس نوع مردم آن زمان است. اما قائم (عج) ما اهلبیت هنگامى كه ظهور كند، همان لباس على (ع) را مى پوشد و مانند روش على (ع) رفتار مى نماید.

منبع:

اصول کافی - باب سیرة الامام فى نفسه ... حدیث 4،ص411 - ج 1.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، امام صادق علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، زهد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 31 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ح و

احترام نام امام زمان (عج)

چرا شیعیان به هنگام ذکر نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، دستان خود را بر روی سر خود گذاشته و از جای بلند می شوند؟ آیا حدیثی در این زمینه وارد شده است؟

پاسخ:

سند برخاستن و دست بر سر گذاشتن، دو روایت زیر است:

1- در روایت معروف دعبل خزاعی (شاعر اهل بیت علیهم السلام)، آمده است که وقتى قصیده مشهوری را خدمت امام على بن موسى الرضا علیه السلام مى خواند، به این بیت رسید:

خروج امام لامحالة خارج             یقوم على اسم اللّه والبرکات

 ترجمه: ظهور امام (عج) قطعی است که ظهورش با نام خداوند و همراه با خیر و برکات است.

امام رضا (علیه السلام) دست بر سر نهاد و به عنوان احترام برخاست و از خداوند متعال، فرج حضرت ولى عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را در خواست نمود. (1)

 

2- از امام صادق علیه السلام سؤال شد که چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم؟

فرمود: براى آن حضرت غیبت طولانى است و این لقب یادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت او است. لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى که به دوستانش دارد به هر کسى که حضرتش را با این لقب یاد کند، نگاه محبت ‏آمیز می کند. از تجلیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى که مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخیزد. پس باید برخیزد و تعجیل در امر فرج مولایش را از خداوند منان مسئلت بنماید. (2)

منابع:

1) امینی نجفی، عبدالحسین احمد، الغدیر، ج 2، ص361، دارالکتب الاسلامیة، تهران؛ قمی، شیخ عباس، منتهى الآمال، باب چهاردهم، فصل ششم، ص1127، چاپخانه احمدی، چاپ نهم، 1377.

2) صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص 640، مؤسسة السیدة المعصومة، 1419 قمری.





نوع مطلب : حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


توصیه امام مهدی علیه السلام به خواندن صحیفه سجادیه

محدث عظیم و سالک وارسته مرحوم مجلسی اول می‌فرماید: در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهده ام بود و به همین دلیل احتیاط می کردم و نمی خواندم.

خدمت شیخ بهائی رحمه الله علیه عرض نمودم، فرمود: نماز قضا بخوان.

اما من با خود می گفتم نماز شب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق می کند. یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان علیه السلام را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود: بخوان!

عرض کردم: یا بن رسول الله، همیشه دستم به شما نمی رسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم.

فرمود: برو از آقا محمد تاج کتاب بگیر!

در خواب گویا او را می شناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و می گریستم که از خواب بیدار شدم.

از ذهنم گذشت که شاید محمد تاج همان شیخ بهائی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد.

نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله صحیفه سجادیه است.

ماجرا را برایش نقل کردم. فرمود: ان شاء الله به چیزی که می خواهی می رسی.

بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیمم بود.

مرا که دید گفت: ملا محمد تقی! من از دست طلبه ها به تنگ آمده ام. کتاب را از من می گیرند و پس نمی دهند. بیا برویم خانه یک سری کتاب به تو بدهم. مرا به خانه اش برد، درِ اتاقی را باز کرد و گفت: هر کتابی را که می خواهی بردار!

کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. صحیفه سجادیه  بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم.

گفت: باز هم بردار!

گفتم: همین بس است.

پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفه سجادیه به مردم و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند.

مرحوم مجلسی دوم می فرماید: مجلسی اول چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانه ای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهره‌مند شوند.

منابع:

امام شناسی، ‌ج 15، ص 49و 50.

بحارالانوار،‌ ج 110‌، ص 51 به بعد.





نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بر هم خوردن مراسم ازدواج مادر امام زمان (عج) با برادر زاده قیصر

پس از آن که حضرت نرجس توسط بشیر بن سلیمان خریداری شد و به محل اقامت او در بغداد آمد، نامه امام هادی علیه السلام را بوسید و به آن تبرک جُست، . بشر که از کار نرجس در شگفت مانده بود از او پرسید که چگونه نامة کسی را می بوسد که نمی شناسد.

این سخن نرجس را بر آن داشت تا خود را معرفی کند و ماجرای بر هم خوردن مراسم ازدواجش را با برادر زاده جدّش قیصر روم بیان کند.

نرجس به بشر فرمود: سیزده ساله بودم که جدّم (قیصر روم) مرا به همسری برادر زاده اش در آورد. به همین منظور جدّم قیصر روم قصر خود را از هر جهت آراست و تزیین کرد، او دستور داد تختی فراهم کردند که از انواع جواهرات ساخته و آراسته شده بود و آن را در قصر خویش بر چهل پایه استوار کردند، صلیب ها اطراف آن را احاطه کرده بود.

پس از آنکه قصر از هر جهت آماده شد جدّم قیصر سیصد نفر از راهبان و قسیسانِ از نسل حواریون، هفتصد نفر از مسئولان بلند پایه و چهار هزار نفر از فرماندهان لشگر و رؤسای قبایل را در قصر خود گِرد آورد. آن گاه فرزند برادر جدم بر تخت نشست، اسقف ها با نظم خاصی، بی حرکت به پا خاستند، انجیل ها را گشودند و آماده اجرای صیغه عقد گردیدند. در این هنگام ناگهان وضع مجلس دگرگون شد، صلیب ها از بالای تخت به زمین افتادند و پایه های تخت شروع به لرزیدن کرد تا آن که تخت به زمین سقوط کرد و برادر زادة جدّم بیهوش به زمین افتاد و جان سپرد، رنگ از صورت کشیش ها پرید، اعضایشان به لرزه افتاد.

رئیس آنها به جدّم گفت: ای فرمانروا! ما را از این کار نحس که نشانه زوال مسیحیت و این مذهب پادشاهانه است، معاف فرما!

منابع:

بحارالانوار، ج 51، ص7، حدیث 12 ---------- غیبه الشیخ.





نوع مطلب : حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مادران معصومین علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 فروردین 1395 :: نویسنده : ح و

نام "امیرالمؤمنین" از مختصات على (ع)

شخصى از امام صادق (ع) پرسید: آیا رواست كه به امام قائم (عج) به عنوان "امیرالمؤمنین" سلام كرد؟

امام صادق (ع): نه روا نیست. خداوند تنها على (ع) را به این اسم، نامید. قبل از على (ع)، كسى به این نام، نامیده نشده و بعد از او هم جز كافر، كسى آن نام را بر خود نبندد.

آن شخص پرسید: قربانت گردم، پس چگونه باید بر قائم (عج) سلام كرد؟

امام صادق (ع): بگویید: "السلام علیك یا بقیة الله" (سلام بر تو اى باقیمانده و عصاره خدا)، سپس آن حضرت، این آیه را خواند: "بقیة الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین" (سوره هود، آیه 86) (اگر با ایمان باشید، باقیمانده از حجتهای خدا براى شما بهتر است.)

منبع:

اصول کافی - سیرة الامام - حدیث 2، ص 411، ج 1.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تفسیر و باطن آیات قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پرچم امام زمان و چند حدیث در باب ظهور

در کتاب کمال الدین از حضرت امیرالمومنین علیه السلام آمده است که بالای منبر چنین فرمود: مردی از فرزندانم در آخر الزمان ظهور می کند که هر گاه پرچم خود را به اهتزاز درآورد، شرق و غرب را روشن سازد دست بر سر بندگان خدا کشد، پس هیچ مؤمنی باقی نماند مگر اینکه دلش از کوهِ آهنین هم محکمتر گردد و خداوند متعال قوت چهل مرد به او بدهد و هیچ میتی نماند مگر آنکه در قبر اثری از خوشحالی ظهور به او برسد که مؤمنین در قبر از هم دیدن کنند و به ظهور قائم یکدیگر را مژده دهند.

**********

و نیز در کمال الدین روایت شده که در پرچم مهدی (عج) است که: بیعت رفعت و برتری از آن خداوند عزوجل است.

**********

در همان کتاب از امیر‌المؤمنین روایت شده که فرمود: ما را پرچمی هست که هر که از آن پیش بگیرد سرکش و هر که از آن عقب بیفتد هلاک شده و هر آنکه از آن پیروی کند به مقصد رسیده است.

**********

و از امام صادق است که فرمود: گویا قائم را می نگرم که بر پشت نجف رسیده چون بر پشت نجف قرار می گیرد بر اسب تیره رنگ ابلقی می نشیند که میان دو چشمش سفیدی باریکی است ... و چون پرچم رسول الله را بگشاید، سیزده هزار و سیزده فرشته از آسمان بر او فرود می آید که همه در انتظار فرمان قائم باشند.

**********

و از ابو حمزه ثمالی منقول است که گفت: حضرت باقر علیه السلام به من فرمود: گویی قائم را می نگرم که در کوفه، پشت نجف آشکار شده و چون بر نجف برآید پرچم رسول‌ الله (ص) را بر افرازد و عمود آن از عمودهای عرش خدای متعال و بقیه اش از نصرت خدای عزوجل می باشد آن را بر کسی فرود نیاورد مگر اینکه خداوند متعال او را نابود سازد.

راوی گوید: عرضه داشتم آیا این پرچم با او هست یا برایش می آورند؟ فرمود بلکه برایش می آورند، جبرئیل آن را می آورد.

**********

و باز در همان کتاب از پیامبر اکرم در حدیث طولانی آمده، برای او پرچمی هست که هر گاه وقت خروجش برسد آن پرچم خود به خود افراشته گردد وخداوند تبارک و تعالی آن را به نطق آورد و او را ندا کند که ای ولی خدا خروج کن و دشمنان خدا را به قتل رسان و برای او دو پرچم هست و دو نشانه و او را شمشیری است در نیام که هر وقت موقع خروجش شود آن شمشیر بیرون آید و خداوند عزوجل او را به نطق آورد. پس آن حضرت را ندا می کند و می گوید: ای ولی خدا خروج کن که برای تو روا نیست که از دشمنان خدا آرام بنشینی.

**********

و در بحارالانوار از ابو بصیر آمده که گفت: حضرت صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که امیر‌المؤمنین با اهل بصره برخورد کرد و پرچم برافراشت، پرچم پیغمبر را گشود. لذا متزلزل شدند و هنوز شعاع خورشید زرد نگردیده بود که فریاد زدند: ای پسر ابوطالب ما را هلاک کردی. در این هنگام آن حضرت دستور داد که اسیران را نکشید و بر زخمیها حمله نکنید و فراریان از جبهه را دنبال ننمایید و هر که اسلحة خود را بر زمین گذارد ایمن است و هر آنکه درب خانه اش را ببندد در امان است.

در جنگ صفین یاران آن حضرت خواهش کردند که آن پرچم را دوباره بگشاید ولی آن جناب نپذیرفت. حسن و حسین علیهماالسلام و عمار یاسر را واسطه قرار دادند آن حضرت به حسین علیه السلام فرمود: فرزندم برای این مردم مدتی تعیین شده که به آن خواهند رسید و این پرچمی است که پس از من کسی جز قائم (عج) آن را نخواهد گشود.

**********

ودر حدیث دیگری از حضرت باقر علیه السلام در وصف پرچم آن حضرت آمده که فرمود: به خدا سوگند آن پرچم از پنبه و کتان و ابریشم و دیبا نیست.

راوی گوید: عرض کردم: پس از چیست؟

فرمود: از برگ درخت بهشت است. پیغمبر (ص) روز بدر آن را برافراشت سپس در هم پیچید و آن را به علی علیه السلام داد. پیوسته نزد آن جناب بود تا روز بصره (جنگ جمل) فرا رسید. پس امیر‌المؤمنین آن را برافراشت و خداوند پیروزی را برایش قرار داد. سپس آن را پیچید و آن پرچم نزد ماست. کسی آن را نمی گشاید تا قائم بپاخیزد. وقتی او قیام کند احدی در مشرق و مغرب باقی نمی ماند مگر اینکه آنرا ببنید و به مسافت یک ماه راه، رُعب پیشاپیش آن و از سمت راست و از سمت چپ پیش می رود.

سپس فرمود: او به خونخواهی پدرانش قیام می کند، خشمگین و اسفناک برای غضب خداوند بر مردمان. پیراهن پیغمبر (ص) را که روز احد پوشیده بود در بر دارد و عمامه سحاب و زره آن جناب را پوشیده و شمشیر ذوالفقار رسول خدا (ص) را نیز با خود دارد آنگاه شمشیر می کشد و تا هشت ماه از کُشته پُشته می سازد.

منابع:

مکیال المکارم، سید محمد تقی موسوی اصفهانی.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جنگ بدر، جنگ جمل، جنگ صفین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 7 اسفند 1394 :: نویسنده : ح و

وجه نامگذاری به منتظر

از امام جواد علیه السلام سئوال شد: چرا حضرت مهدی علیه السلام منتظر نامیده می شود؟

امام علیه السلام فرمود: برای اینکه او مدتی طولانی از نظرها غایب می شود. در آن هنگام، مخلصان، منتظر ظهورش هستند، شکاکان وجودش را انکار می کنند، منکرانش یاد او را مسخره می کنند و بدعت در دین، فراوان می شود. همه آنها که عجله می کنند و منتظرش نمی مانند هلاک می گردند و فقط کسانی که تسلیم هستند، نجات می یابند.

منابع:

بحارالانوار 51 / 30 حدیث 4 ----------- کمال الدین.





نوع مطلب : امام جواد علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 بهمن 1394 :: نویسنده : ح و

بی ارزش شدن خون مردم

پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام قتل و خونریزی در نظر مردم کم اهمیت شمرده می شود. در این باره احادیثی از پیشوایان معصوم می خوانیم:

امام صادق علیه السلام فرمود: مردم صرفا بر اساس ظن و گمان کشته می شوند.

و نیز فرمود: ریختن خون دیگران بی اهمیت و سبک شمرده می شود.

و نیز: قتل و آدم کشی زیاد می شود.

امام باقر علیه السلام فرمود: گروهی از مسلمانان گروه دیگری از مسلمانان را می کشند.

منابع:

بحارالانوار 52/ 257 حدیث 147.

بحارالانوار 52/257 حدیث 147 - ص 192 حدیث 24 و 26.

بحارالانوار 51/70 حدیث 11 - 52/277 حدیث 172.

بحارالانوار 52/257 حدیث 147 ------ کافی.

بحارالانوار 52/1181 - 182 حدیث 4.





نوع مطلب : حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آخر الزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مسلمان شدن مسیحى آگاه، در محضر امام كاظم (ع)

یك نفر مسیحی دانشمند و كنجكاو به محضر امام كاظم (ع) آمد و گفت: سى سال است كه از پروردگارم خواسته ام تا مرا به بهترین دینها و به ممتازترین بندگان خود، هدایت نماید تا آنكه شبى در عالم خواب، شخصى مرا به مردى  به نام مطروان (كه در علیاى دمشق) سكونت داشت، معرفى كرد، نزد او رفتم، پس از گفتگو، گفت: اگر علم اسلام، تورات، انجیل و تمام كتابهاى آسمانى و اخبار را مى خواهى به مدینه برو و در آنجا بپرس  موسى بن جعفر كیست. وقتى به خدمتش رسیدى، بگو كه فلان كسى در علیاى دمشق سلام رسانید و مرا به سوى تو فرستاده است ... هر چه خواهى در نزد او است ...

مرد مسیحى به مدینه مسافرت كرد و سر انجام به محضر امام كاظم (ع) رسید و سرگذشت و خواب خود را بیان كرد و گفت: مطروان كه مرا نزد شما فرستاده، سلام برسانید، آنگاه گفت: اگر اجازه بدهى تكفیر كنم (یعنى تواضع مخصوصى كه در برابر سلاطین مى نمایند و اندكى خم مى شوند و كف دست خود را در میان رانها پنهان مى نمایند، انجام دهم).

امام كاظم: اجازه نشستن مى دهم، ولى اجازه تكفیر نمى دهم.

مرد مسیحى، نشست و كلاه نصرانیت خود را از سر برداشت، آنگاه گفت: آیا اجازه سخن گفتن و سؤ ال كردن به من مى دهی؟

امام كاظم: آرى، تو براى همین كار به اینجا آمده ای.

مرد مسیحى: چرا جواب سلام دوستم (مطروان) را ندادى؟

امام كاظم: جواب رفیقت این است كه خدا هدایتش كند، اما سلام بر او، آن هنگام روا است كه دین ما (اسلام) را بپذیرد.

مرد مسیحى: اكنون اجازه بده من چند سؤال مطرح كنم.

امام كاظم: آنچه مى خواهى بپرس.

مرد مسیحى: موضوع نزول قرآن بر محمد (ص) و هدف از نزول آن چیست؟

امام كاظم: حم(1) وَالْكِتَابِ الْمُبِینِ(2) إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ(3) (حم - سوگند به این كتاب آشكار، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كردیم، ما همواره انذار كننده بودیم. (دخان - 1 تا 3))

مرد مسیحى: تفسیر باطنى این آیه چیست؟

امام كاظم: واژه  حم، محمد (ص) است و این كلمه در كتابى كه بر هود پیامبر نازل شده است، آمده است و از حروفش كاسته شده است. (دو حرف "م" و "د" به جهت تخفیف یا به جهت دیگر، حذف شده است) اما منظور از جمله: "كتاب آشکار" امیرالمؤ منین على (ع)  است و اما منظور از "شب پر برکت" فاطمه (س) است و اما اینكه مى فرماید: فِیهَا یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ(دخان 4) در آن شب هر امرى بر طبق حكمت خدا تنظیم مى گردد. یعنى فاطمه (س) سرچشمه خیر بسیار است و آن خیر، مرد حكیم و مرد حكیم و مرد حكیم است یعنى امام حسن و امام حسین و امام سجاد و امامان دیگرند.

مرد مسیحى: اولین و آخرین نفر این مردان را معرفى كن.

امام كاظم: اوصاف آنها به همدیگر شبیه است و من سومى آنها (امام حسین (ع)) را معرفى مى كنم كه چه كسى  یعنى مهدی آل محمد، از نسل او آشكار مى گردد، اوصاف او در كتابهایى كه بر شما نازل شده است، اگر تحریف و تغییر نداده باشید مذكور است، ولى شما از قدیم آن كتابها را تحریف كرده اید.

مرد مسیحى: آنچه مى گویید راست است و دروغى در كار نیست ...

امام كاظم: اكنون مطلبى را به تو خبر دهم كه آن را جز اندكى از خوانندگان كتابهاى آسمانى ندانند. به من بگو نام مادر مریم چه بود؟ و در چه روز و چه ساعتی (روح عیسی) در رحم مادر دمیده شد.

مرد مسیحى: نمى دانم.

امام كاظم: نام مادر مریم  مرثا  بود، كه در زبان عربی وهیبه مى باشد، اما روزى كه مریم باردار شد، روز جمعه هنگام ظهر بود، همان روزى كه جبرئیل از آسمان فرود آمد و براى مسلمانان عیدى مهمتر از جمعه نیست، خداوند و محمد (ص)، آن روز را ارزشمند خواندند و دستور دادند تا مسلمانان، آن روز را عید خود قرار دهند. اما تولد عیسی (ع) از مریم در روز سه شنبه بود آن هنگام كه چهار ساعت و نیم از روز گذشته بود. سپس فرمود: آن نهرى كه عیسى (ع) در كنار آن، از مریم متولد شد، كدام نهر بود؟

مرد مسیحى: نمى دانم.

امام كاظم: آن نهر فرات بود كه درختهاى انگور و خرما در كنار آن بود، هیچ نهرى از جهت داشتن درخت انگور و خرما، مانند نهر فرات نیست، اما آن روزى كه زبان مریم (س) بسته شد، قیدوس (شاه یهودیان در آن زمان) فرزندان و یارانش را احضار كرد تا از او یارى نمایند، دودمان عمران را بیرون برد، تا بنگرند و آنها آنچه را در كتاب تو (انجیل) و كتاب ما (قرآن) ذكر كرده، بیان كردند آیا آن را فهمیدى؟

مرد مسیحى: آرى همین امروز خوانده ام.

امام كاظم: بنابراین، تا در این مجلس هستى، خداوند تو را هدایت خواهد كرد.

مرد مسیحى: بفرما! نام مادرم در زبان عربى و سریانى چیست؟

امام كاظم: نام مادرت به زبان سریانی عنقالیه است و نام مادر پدرت عنقوره است، اما نام مادرت به زبان عربى، هومیه است و نام پدرت عبدالمسیح مى باشد كه به لغت عربى، عبدالله است، زیرا مسیح (ع) داراى عبد (بنده) نیست.

مرد مسیحى: راست گفتى و به خوبى بیان فرمودى، اكنون بفرما نام جدم چیست؟

امام كاظم: نام جدت (جبرئیل) بود و من در همین مجلس نام او را عبدالرحمن گذاردم.

مرد مسیحى: او مسلمان بود.

امام كاظم: آری و شهید شد، زیرا لشكرى از مردم شام ناگهان به خانه اش ‍ ریختند و او را كشتند.

مرد مسیحى: نام من، قبل از آنكه كنیه ام را بگویم چه بود؟

امام كاظم: نام تو عبد الصلیب بود.

مرد مسیحى: مرا چه مى نامید؟

امام كاظم: من، شما را عبدالله مى نامم.

مرد مسیحى: من هم به خداى بزرگ ایمان آوردم و گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى یكتا و بى همتا نیست و او آنگونه نیست كه مسیحیان تعریف مى كنند، و هیچ گونه شكى به او راه ندارد و گواهى مى دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده خداست كه او را به راستى فرستاد و او حق را بر اهلش آشكار نمود و اهل باطل در گمراهى و انحراف ماندند و او رسول خدا (ص) به سوى همه مردم جهان از سرخ و سیاه بود و همه مردم نسبت به او یكسان بودند، گروهى به راه هدایت رفتند و گروهى در ضلالت و گمراهى ماندند و گواهى مى دهم كه ولى و جانشین او، حكمت او را بیان كرد، و پیامبران قبل از او بیانگر حكمت كامل بودند و در راه اطاعت خدا كوشش نمودند و از هر گونه باطل و پلیدى و اهل باطل، دورى كردند، خداوند نیز آنها را در راه اطاعتش،
یارى فرمود ... سپس آن مسیحى، زنار و صلیب طلایى را كه در گردن داشت برید و شكست و بیرون آورد و به امام كاظم (ع)  عرض كرد: زكات این صلیب طلا را به چه مصرفى برساند؟

امام كاظم: در اینجا برادرى هم كیش تو است و از قبیله  قیس بن ثعلبه است كه مانند تو به اسلام گرویده، با او مواسات و همسایگى كنید (و از زكات به او بده) و من در اداى حق اسلامى شما كوتاهى نمی كنم.

مسیحى: من در محل خود ثروتمند هستم و سیصد اسب نر و ماده و هزار شتر دارم و حق شما در نزد من، بیش از حق من است.

امام كاظم: تو آزاد شده خدا و رسولش هستى و نسب و نژادت به حال خود باقى است.

از آن پس، آن مسیحى، رسما در صف مسلمین قرار گرفت و در راه اسلام، به نیكى انجام وظیفه كرد و با زنى از قبیله بنى فهر، ازدواج نمود و امام كاظم (ع) از اوقاف امام على (ع) پنجاه دینار مهریه همسرش را پرداخت و براى او نوكر گرفت و خانه اى در اختیار او گذارد و او در خدمت امام كاظم (ع) بود، تا آن حضرت را از مدینه به سوى بغداد تبعید كردند آن مسیحى تازه مسلمان 28 شب پس از تبعید امام كاظم (ع) از دنیا رفت.

منبع:

اصول کافی - باب المولد ابى الحسن موسى بن جعفر(ع)، حدیث 4 ص478- ج 1 با تلخیص.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام، امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تفسیر و باطن آیات قرآن، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حدیثى قدسى در تعیین اسامى مبارك ائمه اطهار علیهم السلام

از امام صادق علیه السّلام از پدران بزرگوارش علیهم السّلام نقل است كه‏ پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله گفت: خداوند با عزّت و جلال توسّط جبرئیل به من فرمود: هر كس كه بداند و دریابد كه هیچ خدایى جز من نیست و محمد، بنده و رسول من است و على، ولى و خلیفه و حجّت من است و امامان پاكیزه از فرزندان او حجّتهاى من هستند، او را به موجب رحمت خود داخل بهشت كرده و به مقتضاى عفو و بخششم از آتش دوزخ نجات خواهم داد و همجوارى خود را برایش اختیار كنم و كرامت و نعمتم را براى او لازم و تمام خواهم كرد و از بندگان مخصوص و برگزیده ام قرار دهم و دعایش را اجابت كرده و درخواستش را عطا می كنم و چون سكوت كند من آغاز كلام نمایم و اگر بدى كند باز به او ترحّم می كنم و اگر از نزد من بگریزد او را بسوى خود می خوانم و چون به سوى من باز گردد او را می پذیرم و اگر درب مرا بكوبد برایش بگشایم.

و هر كس به وحدانیّت من گواهى ندهد و یا گواهى به آن دهد ولى به رسالت بنده و رسولم محمد معتقد نباشد، یا آن را قبول كند ولى خلافت على بن أبى طالب را نپذیرد، یا آن را قبول كند ولى امامت امامان پاكیزه از فرزندان على را قبول نكند، این چنین فردى نعمت مرا انكار، و جلالم را كوچك شمرده، و به كتابها و آیات من كافر شده است. و اگر چنین فردى قصد مرا كند در پیش روى او حجاب گذارم و چون از من درخواست كند او را محروم نمایم و اگر مرا بخواند ندایش را نمی شنوم و چون دعا كند او را اجابت نمی كنم و چون به من امید بندد ناامیدش سازم و اینها همه جزاى اعمال اوست كه از من به او می رسد و من كوچكترین ستمى به بندگانم روا نمی دارم.

در این هنگام جابر بن عبد اللَّه انصارى برخاسته و گفت: اى رسول خدا! آن امامان از فرزندان على بن أبى طالب كیستند؟ فرمود: اوّل و دوم: حسن و حسین دو آقاى جوانان بهشتى هستند، على، كه آقاى عابدان در روزگارش مى‏باشد، سپس محمّد بن على، كه شكافنده علم است و تو اى جابر او را درك خواهى كرد، پس سلام مرا به او برسان.

سپس صادق است جعفر بن محمّد، بعد كاظم است موسى بن جعفر، سپس رضا است على ابن موسى، بعد تقى است محمّد بن علی و بعد نقى است على بن محمّد، سپس زكى است حسن بن على، و بعد پسرش مهدى و قائم به حق است، همو كه مهدى امّت من، صاحب زمان، محمّد بن الحسن (صلوات اللَّه علیهم أجمعین) است كه زمین را از عدل و داد پر خواهد كرد، پس از آنكه از بیداد و ستم پر شود.

اى جابر این افراد خلفا و اوصیاء و فرزندان و عترت منند، هر كس از آنان اطاعت كند مرا اطاعت نموده و هر كس به ایشان عصیان ورزد مرا نافرمانى نموده و هر كس همه آنان؛ یا یكى از ایشان را انكار نماید مرا انكار نموده است و خداوند به خاطر وجود ایشان آسمانها را از سقوط حفظ می كند و زمین را از حركت و لغزش نگه می دارد.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 151 تا 153.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، خداوند متعال، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام، امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 آذر 1394 :: نویسنده : ح و

مهدی (عج)، انتقام گیرنده خون حسین (ع)

هنگامى كه امام حسین (ع) با آن وضع جانسوز به شهادت رسید، صداى گریه و ناله فرشتگان بلند شد، و گفتند: اى خدا! با حسین (ع)، برگزیده تو و پسر پیامبر تو این گونه رفتار كنند؟

خداوند سایه و شبح حضرت قائم (عج) را به آنها نشان داد و فرمود:  بِهذا اِنتَقِم لِهذا (با این (قائم (عج)) انتقام خون حسین (ع) را مى گیرم.)

منبع:

اصول کافی - باب ان مستقى العلم من بیت آل محمد (ص)، حدیث 6، ص 465 - ج 1.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حوادث کربلا، حوادث حرکت کربلا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات