داستانهای مذهبی
چهارشنبه 1 مهر 1394 :: نویسنده : ح و

فضیلت روز عرفه

امیر مؤمنان علی (ع) درباره راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات، خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن‌قدر تضرع کند تا لایق ورود به حرم شود. (1)

امام سجاد (ع) در حدیثی فرمود: عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجیان در منا حضور دارند، خدای سبحان به فرشتگان مباهات می‌ کند و می فرماید: اینان بندگان من هستند که از راه‌های دور و نزدیک با مشکلات بسیار به اینجا آمده و بسیاری از لذت‌ها را بر خود حرام کرده و بر شن‌های بیابان‌های عرفات و منا خوابیده اند و این‌گونه با چهره‌های غبارآلود، در پیشگاه من اظهار ناتوانی و خواری می کنند. اینک به شما اجازه دادم تا آنان را ببینید. آنگاه فرشتگان حق به اذن خداوند بر دل‌ها و اسرار نهان آنها آگاه می‌شوند. (2)

از امام صادق(ع) سؤال شد: عرفات را چرا عرفات نامیده اند؟

حضرت فرمود: جبرئیل، حضرت ابراهیم را روز عرفه به این مکان آورد، چون ظهر فرا رسید، جبرئیل گفت: ای ابراهیم! به گناه خود اعتراف کن و مناسکت را بیاموز!

چون جبرئیل گفت اعتراف کن! این سرزمین عرفات نامیده شد. (3) (البته با توجه به روایات معتبر، انبیاء علیهم السلام، معصوم هستند و منظور از این گناه شاید ترک اولی و یا ... باشد.)

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه، بندگان خود را از آتش جهنم آزاد نمی کند. (4)

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: در میان گناهان، گناهانی است که جز در عرفات بخشیده نمی‌شود. (5)

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: هنگامی که مردم در عرفات وقوف می‌کنند و حاجت‌های خود را با گریه و زاری درخواست می کنند، خداوند نزد فرشتگان به این مردم افتخار می کند و به فرشتگان خطاب می کند: آیا نمی بینید که بندگان من از راه‌های دور و غبارآلود به سوی من آمده اند و مالشان را در راه من خرج کرده اند و بدن‌ها را خسته کرده اند؟ به عزت و جلالم سوگند! گناهکارانشان را به نیکوکارانشان می بخشم و آنها را از گناه پاک می کنم، مانند روزی که از مادر متولد شده اند. (6)

آنگاه که در عرفات وقوف کنى، چنانچه گناهانت به تعداد شن‌های شنزار یا ستارگان آسمان یا قطره های باران باشد، خداوند آنها را خواهد بخشید. (7)

نقل است از رسول خدا (ص) پرسیدند: چه کسی از اهل عرفات، گناهش از همه بزرگتر است؟ حضرت فرمود: کسی که عرفات را درک کرده باشد و گمان کند خداوند او را نیامرزیده است. (8)

امام سجاد(ع) در روز عرفه صدای نیازمندی را شنید که گدایی می‌کرد. به او فرمود: وای بر تو! آیا در مثل چنین روزی از غیر خدا درخواست می کنى، درحالی‌که در این روز برای بچه هایی که در شکم مادران هستند، امید سعادت و خوشبختی می رود. (9)

امام باقر(ع) فرمود: هیچ‌کس (چه نیکوکار و چه بدکار) در عرفات وقوف نمی کند، مگر اینکه خداوند دعایش را مستجاب می کند. (10)

 

منابع:

(1) اصول کافى، ج 4، ص 224.

(2) همان، ج 96، ص 259.

(3) همان، ج 74، ص 402.

(4) جبل الرحمة، جدای از کوه‌های اطراف خود، در سرزمین عرفات قرار دارد. رسول اکرم(ص) برتخته سنگی از این کوه ایستاد و خطبه معروف عرفات را ایراد کرد. همچنین، سالار شهیدان امام حسین(ع) دعای بلند روز عرفه را در دامنه این کوه خواند

(5) مفاتیح الجنان، اعمال روز عرفه

(6) آیت‌الله جوادی آملى، صهبای حج، ص 415

(7) کافى، ج 4، ص 316؛ علل الشرایع، ج 2، ص 436

(8) سنن الکبرى، ج 5، ص 192.

(9) جعفریات، ج 114، ص 415.

(10) تنبیه الغافلین، ص 489.

 





نوع مطلب : خداوند متعال، ائمه علیهم السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، ملائکه و فرشتگان، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گفت و گوی امام حسین علیه السلام با فرزدق درباره مردم کوفه

از فرزدق شاعر روایت شده است که در سال 60 هجری به همراه مادرم برای به جا آوردن حج به مکه می رفتم، پس همچنان که مهار شتر او را به دست داشتم و وارد مکه شدم، حسین بن علی علیه السلام را دیدم که با شمشیر و اسلحه و شتر از شهر بیرون می رود. پس نزد او رفتم و سلام کردم و عرض کردم: خداوند آرزویت را روا سازد. پدرم و مادرم به فدایت، ای فرزند رسول خدا، چه چیز تو را واداشته است که با شتاب از انجام حج دست کشیده ای؟

فرمود: اگر شتاب نمی کردم گرفتار می شدم. بعد فرمود: تو کیستی؟

گفتم: مردی از عرب. و به خدا سوگند بیش از این از من نپرسید.

آن گاه فرمود: از مردمی که از نزدشان می آیی برایم بگو (مردم عراق)که نظرشان درباره یاری ما چیست؟

گفتم: از مرد آگاهی پرسیدی. من خوب آنان را می شناسم. دل‌های مردم با شماست و شمشیرهایشان با دشمنانتان. قضای الهی از آسمان فرود آید و آنچه خدا بخواهد، بشود.

فرمود: راست گفتی. کار به دست خداست. پس اگر قضا و خواست خدا به آنچه ما می خواهیم و خشنودیم فرود آید، خدا را بر نعمت‌هایش سپاس می گوییم و او خود نیروی شکرگزاری اش را عنایت می کند؛ و اگر به دلخواه ما نشد، باز هم کسی که نیتش حق باشد و پرهیزگاری پیشه کند، از خواسته خود دور نشود.

من گفتم: آری چنین است! خداوند تو را به آنچه دوست داری برساند و از آنچه بیم آن داری دور کند.

سپس سوالات فقهی خود را درباره نذر و مناسک حج از او کردم و پاسخم را داد. آن گاه خداحافظی کرد و رفت.

منابع:

ارشاد مفید، ج 2، ص 68.





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حوادث حرکت کربلا، اصحاب اهل بیت علیهم السلام، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خبر امام رضا (ع) از حوادث آینده و تحقق آن

یكى از اصحاب حضرت رضا (ع) مى گوید: در آن سالى كه هارون به مكه رفت، حضرت رضا (ع) نیز به قصد حج از مدینه خارج شد، در مسیر راه در جانب چپ جاده، به كوهى رسید، كه نام آن كوه فارع بود، حضرت رضا (ع) فرمود: بنا كننده ساختمان در این كوه و ویران كننده آن كشته مى شود و قطعه قطعه مى گردد.

ما نفهمیدیم كه منظور حضرت رضا (ع) چیست. هنگامى كه حضرت رضا (ع) از آنجا به سوى مكه رفت، كاروان هارون به آنجا رسید، و در آنجا بار انداخت. جعفر برمكی (شخصیت برجسته دربار هارون) كه در آن كاروان بود، بالاى كوه رفت و دستور داد در آنجا ساختمانى بنا كنند.

سپس كاروان به سوى مكه رهسپار شدند، پس از مراسم حج هنگام مراجعت، وقتى كه كاروان هارون به پاى كوه  فارع رسیدند، جعفر برمكى بالاى آن كوه رفت و دید طبق دستور قبلى، ساختمان ساخته شده است، دستور داد آن را ویران نمودند.

هنگامى كه كاروان هارون به بغداد بازگشت. بر اثر خشم هارون بر برمكیان، زندگى برمكیان تارومار شد، عده اى از آنها كشته و عده اى دربدر شدند. جعفر برمكى كشته شد و بدنش را قطعه قطعه نمودند.

منبع:

باب مولد ابى الحسن الرضا(ع) ، حدیث 5، ص 488 ج1.





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 خرداد 1394 :: نویسنده : ح و

گناه بزرگ

مرحوم راوندى در كتاب خرایج و جرائح خود آورده است:

امام محمّد باقر به همراه فرزندش امام جعفر صادق علیهما السلام جهت انجام مراسم حجّ وارد مكّه مكّرمه شدند.

در مسجدالحرام نزدیك كعبه نشسته بودند، كه شخصى وارد شد و اظهار داشت: سؤ الى دارم ؟

امام باقر علیه السلام فرمود: از فرزندم، جعفر سؤ ال كن.

آن مرد خطاب به حضرت صادق علیه السلام كرد و گفت: سؤالى دارم؟

حضرت فرمود: آنچه مى خواهى سؤال كن.

آن مرد گفت: تكلیف كسى كه گناهى بزرگ مرتكب شده است، چیست؟

حضرت فرمود: آیا در ماه مبارك رمضان از روى عمد و بدون عذر روزه خوارى نموده است؟

گفت: گناهى بزرگ تر انجام داده است.

حضرت فرمود: آیا در ماه مبارك رمضان زنا كرده است؟

آن مرد اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه! گناهى بزرگ تر از آن را مرتكب شده است.

حضرت فرمود: آیا شخص بى گناهى را كشته است؟

گفت : از آن هم بزرگ تر.

پس از آن، صادق آل محمّد علیهم السلام فرمود: چنانچه آن از شیعیان و دوستداران امیرالمؤمنین امام علىّ علیه السلام باشد، باید به زیارت كعبه برود و توبه نماید؛ و سپس قسم یاد كند كه دیگر مرتكب چنان گناهى نشود؛ ولى اگر از مخالفین و معاندین باشد راه پذیرش توبه براى او نیست.

آن مرد گفت : خداوند، شما فرزندان فاطمه زهراء علیها السلام را مورد رحمت خویش قرار دهد، من این چنین جوابى را از رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز شنیده ام.

بعد از آن، از محضر مقدّس آن بزرگواران خداحافظى كرد و رفت.

امام محمّد باقر علیه السلام به فرزندش فرمود: همانا این شخص، حضرت خضر علیه السلام بود، كه خواست تو را به مردم معرّفى نماید.

منبع:

بحارالا نوار: ج 47، ص 21، ح 20.






نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، زنا، ماه مبارک رمضان، حضرت خضر علیه السلام، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 خرداد 1394 :: نویسنده : ح و

جهل عثمان به احكام صید

1- احمد بن حنبل و غیر او با اسناد صحیح نقل کرده اند که عبدالله بن حارث بن نوفل گفت: عثمان به سوی مکه آمد. من در قدید به پیشواز او رفتم و مردم کبکی را شکار کرده بودند و ما آن را با نمک و آب پختیم و به عثمان و یارانش (که در حال احرام بودند) پیشکش کردیم.

عثمان گفت: این شکاری است که نه خود آن را شکار کرده ایم و نه دستور به شکار آن داده ایم. گروهی که در جامه احرام نبوده اند آن را شکار کرده و برای خوراک ما آورده اند و اشکالی در خوردن آن نیست! (1)

2- در روایتی دیگر ابن جریر می نویسد: عثمان به حج رفت و مولا علی علیه السلام نیز با او به حج رفت. کسی که خود در حال احرام ‏نبود حیوانی شکار کرده و گوشت آن را برای عثمان آورد. وی از آن خورد ولی مولا علی علیه السلام از آن نخورد.

عثمان گفت: به خدا نه ما خود شکار کردیم و نه پیشنهاد و دستور شکار را دادیم. مولا علی علیه السلام این آیه را تلاوت كردند: صید بیابان تا زمانى كه مُحرِم هستید بر شما حرام است‏. (مائده/96)

گویا عثمان هیچ آگاهی از روایات و آیات نداشته است. زیرا همانطور که مولا علی علیه السلام بیان فرمودند آیه قران صراحتاً صید را برای محرم حرام دانسته است. و گذشته از آن روایات بسیاری نیز در این رابطه از نبی اکرم صلی الله علیه و اله در کتب اهل سنت وجود دارد. از جمله اینکه:

صعب پسر جثامه می گوید: من در ابواء باودان بودم که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بر من بگذشت و گوشت گورخری برای او هدیه بردم. ایشان آن را رد کردند. وقتی از چهره من متوجه شدند که ناراحت شده ام. فرمودند: رد کردن این، برای بودنش از سوی تو نیست ولی ما درحال احرام هستیم.

و در عبارتی دیگر: گوشت گورخری برای پیامبر آوردند و اوآن را رد کرد و گفت ما در حال احرام هستیم و شکار نمی خوریم. (2)


اسناد:

(1) مسند أحمد 1/104 و 100, کتاب الام شافعی 7/157, سنن ابو داود 1/291, سنن بیهقی 5/194, تفسیر الطبری 7/46 و 45, المحلی ابن حزم 8/ 254, کنزالعمال 3/53, الغدیر ج 8 / 186.

(2) صحیح مسلم 1/449, مسند احمد 4/37, سنن دارمی 2/39, سنن ابن ماجه 2/262, سنن نسائی 5/184, سنن بیهقی 5/192, احکام القران جصاص 2/586, تفسیر طبری 7/48, تیسیر الوصول 1/272 و ...

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، حج، عثمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام کاظم علیه السلام و زنده کردن حیوان مرده

علی بن ابی حمزه می‌گوید: روزی به همراه امام موسی کاظم علیه السلام از مدینه به سمت صحرا خارج شدیم. در راه به مردی از مغرب برخوردیم که در کنار الاغ مرده ای می‌گریست.

امام به او فرمود: چه شده؟

گفت: با دوستانم عازم حج بودیم که ناگهان الاغ من مُرد و آنان رفتند و من نومید و تنها ماندم.

امام فرمود: شاید نمرده باشد.

گفت: دلت به حال من نمی سوزد که مرا دست انداخته ای!

امام فرمود: من دعای خوبی می‌دانم.

مرد گفت: غم و غصه من کم نیست که تو هم مرا مسخره کنی؟!

امام نزدیک مرکب مرد رفت و کلامی زیر لب زمزمه کرد که من نفهمیدم چه بود. سپس با چوبی که آنجا افتاده بود ضربه ای به الاغ زد و او را هی نمود.

ناگهان الاغ صحیح و سالم سر پا ایستاد.

امام فرمود: آیا مسخره کردنی در کار بود؟! اکنون برو به همسفرهایت برس.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 7، ح 95، از خرائج.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، مستجاب الدعوه بودن اهل بیت علیهم السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سفارش امام جواد علیه السلام به طواف برای حضرت زهرا علیهاسلام

موسی بن قاسم می‌گوید: به امام جواد علیه السلام گفتم: من تصمیم داشتم از طرف شما و پدرتان طواف کنم اما شنیده‌ ام که کسی نباید از طرف اوصیاء طواف کند.

امام جواد علیه السلام فرمود: نه، هر چه می‌خواهی طواف کن، مانعی ندارد.

پس از سه سال دوباره به امام جواد علیه السلام عرض کردم: من برای شما و پدرتان زیاد طواف می‌کردم، ولی بعد تصمیم گرفتم برای همه معصومین طواف کنم. بنابراین یک روز برای پیامبر خدا طواف می‌کردم، روز بعد برای علی علیه السلام، روز سوم برای امام حسن، روز چهارم برای امام حسین، روز پنجم برای امام سجاد، روز ششم برای امام باقر و روز هفتم برای امام صادق، روز هشتم برای جدّت امام هفتم، روز نهم برای پدر شما امام رضا علیه السلام و روز دهم برای شما. گاهی نیز از طرف مادرتان حضرت فاطمه سلام الله علیها طواف می کنم.

امام جواد علیه السلام فرمود: برای مادرمان، فاطمه، زیاد طواف کن، که این برترین کاری است که می ‌توانی انجام دهی.

سوگند به خدا، تو با ولایت اینان، دینی را پذیرا گشته ‌ای که خداوند جز آن، دینی از بندگانش نمی‌ پذیرد.

منابع:

بحارالانوار، ج 50، ص 101، ح 15.





نوع مطلب : خداوند متعال، ائمه علیهم السلام، پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


عزیمت امام حسین علیه السلام از مکه به سوی کوفه

امام حسین علیه السلام پس از چهار ماه و 10 روز اقامت در کنار خانه خدا یعنی از سوم شعبان تا هشتم ذیحجه سال 60 هجری، قصد عزیمت به کوفه فرمود. در این مدت گروهی از مردم حجاز و بصره نزدش گرد آمده و به خاندان و دوستانش پیوستند.

هنگامی که امام علیه السلام اراده فرمود که از مکه به سوی عراق رهسپار شود، طواف کرد و میان صفا و مروه را سعی نمود و از احرام خود بیرون آمده و احرام حج را به عمره مبدل ساخت؛ زیرا نمی توانست حج را تمام کند و این از آن جهت بود که بیم داشت ایادی یزید او را دستگیر کرده و به نزد وی ببرند. و یا به قتل برسانند.

بنابراین امام علیه السلام همزمان با قیام مسلم در کوفه که روز سه شنبه 8 ذیحجه(روز ترویه) سال 60 هجری بود با خاندان و فرزندان خود و با شیعیانی که به او پیوسته بودند از مکه خارج شد. و این در حالی بود که هنوز خبر شهادت مسلم به او نرسیده بود؛ زیرا مسلم یک روز بعد از خروج امام علیه السلام از مکه به شهادت رسید.

منابع:

  • ارشاد مفید، ج 2، ص 67.

 





نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، حوادث حرکت کربلا، حج، یزید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


استفاده ابوحنیفه از حکم امام صادق علیه السلام

معاویه بن عمار می گوید:
خواهر مفضل بن غیاث از دنیا رفت. او وصیّت کرده بود بخشی از اموالش را سه قسمت کنند. یک سومش را در راه خدا، یک سوم دیگر را به مساکین بدهند و یک سوم باقیمانده اش را برایش حج واجب به جا آورند ولی مقدار پولی که معین کرده بود، به اندازه وصیتش نبود.
نزد ابن ابی لیلی و ابن بشرمه و ابوحنیفه رفتیم. همگی گفتند که این پول باید سه قسمت شود. به مکه رفتیم، از حضرت صادق علیه السلام سؤال کردیم و گفتیم این زن حج واجبش را به جا نیاورده و اکنون مالی را که برای این کار کنار گذاشته به این سه کار نمی رسد.
امام فرمود: برای عمل به وصیت آن زن باید از حج شروع کنید زیرا یکی از واجبات خداوند است. پس از حج هر چه از پولش باقی ماند، دو قسمت کنید و در راه خدا و مساکین بدهید.
من نزد ابو حنیفه رفتم و پاسخ امام را به او گفتم. او چیزی نگفت و رفت. وقتی نزد یاران و شاگردان ابوحنیفه رفتم، به من گفتند: ابوحنیفه درباره وصیت آن زن گفته است که اول باید از طرف آن زن حج انجام داد، زیرا حج واجب بوده است.
به آنها گفتم: به خدا سوگند، این پاسخ ابوحنیفه نیست. او چیز دیگری گفته است.
ولی آنها همگی گفتند: او به تازگی به ما چنین گفته.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، حج، اهل سنت و تحریف دین، ابوحنیفه، وصیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 21 دی 1392 :: نویسنده : ح و

فتوای غلط ابو حنیفه

به امام صادق علیه السلام گفتند مردی از ابوحنیفه پرسید: کسی که یک بار حج واجب را به جا آورده، بهتر است دوباره به حج برود یا با پولش بنده‌ای آزاد کند؟
ابو حنیفه پاسخ داد: نه، دیگر به حج نرود. آزاد کردن یک بنده ثوابش بیشتر است.
امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا سوگند ابو حنیفه دروغ گفته و گناهکار است. ثواب حج از آزادکردن ده بنده هم بیشتر است. وای بر ابو حنیفه با این نظریات! در کدام آزادسازی بنده، طواف خانه‌ی خدا، سعی صفا و مروه، وقوف در عرفه، تراشیدن سر و رمی جمرات وجود دارد؟ اگر حرف ابو حنیفه صحیح باشد که آزادکردن بنده بهتر از حج است، مردم دیگر به حج نمی‌روند و اگر مردم به حج نروند، حاکم مسلمین باید آنها را مجبور به حج کند؛ چه مردم بخواهند چه نخواهند. خانه‌ی خدا تنها برای حج بنا نهاده شده است.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، اهل سنت و تحریف دین، ابوحنیفه، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات