تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب وصیت
 
داستانهای مذهبی

امام علی علیه السلام و تعیین میزان وصیت متوفى

شخصی پیش از مرگش وصیت کرد جزئى از مالش را مصرف کنند ولی معین نکرد که منظورش دقیقاً چه اندازه است. پس از مرگ او، میان وارثان اختلاف شد و براى قضاوت به حضور امیرالمؤمنین علی علیه السلام رسیدند.

علی علیه السلام فرمود: یک ‌هفتم اموال شخص مرده را براى وصیت او مصرف کنید. آن‌گاه این آیه را خواند: لها سبعة ابواب لکل باب منهم جزء مقسوم ــ سوره حجر،آیه 44، (براى دوزخ هفت در است و براى هر درى، جزئی (دسته‌اى) معین گردیده است.)

توضیح: چون در این آیه آمده است که جهنم هفت در دارد و به هر در، یک جزء مشخص می رسد. قرآن ناطق (حضرت علی علیه السلام) جزء را یک هفتم در نظر گرفته اند. البته دقیقا اگر متوسط ورودی های این 7 در، را بگیریم، یک هفتم می شود ولی این فهم و تأویل کار ما نیست و بلکه کار قرآن ناطق است.

منابع:

  • بحارالانوار، ج40، ص265، حدیث34 ------- مناقب، ارشاد.

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، تفسیر و باطن آیات قرآن، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، وصیت، ارث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام علی علیه السلام و رفع ابهام در وصیت نامه

شخصی هنگام مرگ وصیت کرد که هر یک از غلامانش را که از قدیم جزو اموالش بوده‌اند، آزاد کنند. پس از مرگش، وصی او ندانست منظورش کدام‌یک از غلامانش است. از حضرت على علیه السلام سؤال کرد. امام فرمود: هر غلامی را که شش ماه جزو اموال او بوده، آزاد کنید.

آن گاه آیه 39 سوره یس را تلاوت کرد: والقمر قدرناه منازل حتى عاد کالعرجون القدیم. (گردش ماه را در جایگاه ها معین کردیم تا مانند شاخه خرمای زرد و لاغر به منزل اول باز گردد.)

توضیح: در این آیه کلمه قدیم آمده است و شاخه خرما وقتى قدیم مى‌شود و شبیه هلال ماه مى‌گردد که شش ماه از جدا کردن خرما از آن گذشته باشد و امام از این که پس از شش ماه به شاخه خرما قدیم مى‌گویند نتیجه گرفته که غلام قدیمى کسی است که شش ماه در بندگى شخص متوفی مانده باشد.

منابع:

  • بحارالانوار، ج40، ص 265، حدیث 34 ------- مناقب، ارشاد

 





نوع مطلب : قرآن، حضرت علی علیه السلام، وصیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


استفاده ابوحنیفه از حکم امام صادق علیه السلام

معاویه بن عمار می گوید:
خواهر مفضل بن غیاث از دنیا رفت. او وصیّت کرده بود بخشی از اموالش را سه قسمت کنند. یک سومش را در راه خدا، یک سوم دیگر را به مساکین بدهند و یک سوم باقیمانده اش را برایش حج واجب به جا آورند ولی مقدار پولی که معین کرده بود، به اندازه وصیتش نبود.
نزد ابن ابی لیلی و ابن بشرمه و ابوحنیفه رفتیم. همگی گفتند که این پول باید سه قسمت شود. به مکه رفتیم، از حضرت صادق علیه السلام سؤال کردیم و گفتیم این زن حج واجبش را به جا نیاورده و اکنون مالی را که برای این کار کنار گذاشته به این سه کار نمی رسد.
امام فرمود: برای عمل به وصیت آن زن باید از حج شروع کنید زیرا یکی از واجبات خداوند است. پس از حج هر چه از پولش باقی ماند، دو قسمت کنید و در راه خدا و مساکین بدهید.
من نزد ابو حنیفه رفتم و پاسخ امام را به او گفتم. او چیزی نگفت و رفت. وقتی نزد یاران و شاگردان ابوحنیفه رفتم، به من گفتند: ابوحنیفه درباره وصیت آن زن گفته است که اول باید از طرف آن زن حج انجام داد، زیرا حج واجب بوده است.
به آنها گفتم: به خدا سوگند، این پاسخ ابوحنیفه نیست. او چیز دیگری گفته است.
ولی آنها همگی گفتند: او به تازگی به ما چنین گفته.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، حج، اهل سنت و تحریف دین، ابوحنیفه، وصیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :