داستانهای مذهبی
جمعه 27 فروردین 1395 :: نویسنده : ح و

فدک و حضرت خضر علیه السلام

درکتاب نزهة الکلام به نقل از ابن عباس آمده است: روزی به خانه ابوبکر رفتم عمر بن خطاب و چند نفر دیگر آنجا بودند. ناگاه پیرمردی وارد شد و سلام کرد. جوابش دادیم.

ابوبکر گفت: ای پیرمرد بنشین.

پیرمرد تکیه بر عصا نمود و گفت: من قصد حج دارم و مرا همسایه ای است که به من گفت: تو به حج می روی پس پیغام مرا به خلیفه رسول خدا برسان.

گفت: بگو من زنی ضعیفه ام و مرا پدری بود که یاری ام می داد. پس پدرم وفات یافت و مزرعه ای برای من گذاشت که وجه معاش من و فرزندانم از آن بود. امیر آن شهر مزرعه را از من گرفت و یکی از عمال خود را بر آن گماشت تا درآمد آن را بگیرد و به او برساند و از آن هیچ به من و فرزندانم نمی دهد.

ابوبکر گفت: کراهت باد آن غاصب فاجر را.

عمر گفت: ای خلیفه رسول خدا! کسی را بفرست تا آن ظالم فاجر را به سزای خود برساند.

ابن عباس گوید: پس دیدم که پیرمرد بازگشت و گفت: نعوذ بالله من حقد الله فمن اظلم ممن یظلم بنت رسول الله (ص). (پناه می برم به خدا از دشمنی و عداوت خدا. چه کسی از ظلم کننده بر دختر رسول خدا ظالمتر و فاجرتر است؟) و از آن خانه بیرون رفت.

ابوبکر گفت: او را برگردانید و کسی را دنبال او فرستاد. اما پیرمرد را ندیدند.

ابن عباس گفت: خدمت امیرالمومنین علیه السلام رسیدم. حضرت از این داستان پرسید و سپس فرمود: او خضر پیامبر بود.

منبع:

حدیقه الشیعه ج1 ص326 به نقل از نزهة الکرام ج1 ص232.





نوع مطلب : حضرت زهرا سلام الله علیها، ابوبکر، عمر، حضرت خضر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

تسلیت خضر (ع) به بازماندگان پیامبر (ص)

امام باقر (ع) فرمود: هنگامى كه پیامبر خدا (ص) رحلت كرد، آل محمد (ص) آنچنان اندوهگین شدند كه از شدت ناراحتى درازترین شبها را مى گذراندند. چشمشان به خواب نمى رفت. تا آنجا كه آسمان بالاى سرشان و زمین زیر پایشان را فراموش كردند، زیرا رسول خدا (ص)، خویش و بیگانه را با هم متحد و دوست كرده بود و همه را حامى دین نموده بود.

در این حال، شخصى بر آنها وارد شد كه خودش را نمى دیدند ولى سخنش را مى شنیدند كه به عنوان تسلیت مى گفت: درود و رحمت و بركات خدا بر شما خاندان باد، با وجود خدا و در سایه لطف الهى، هر مصیبتى، قابل تحمل است و هر از دست رفته اى را جبرانى است، هر انسانى مرگ را مى چشد، قطعا خداوند در روز قیامت، پاداش ‍ شما را به طور كامل خواهد داد،... بر خدا توكل كنید و بر او اعتماد نمائید... شما را به خدا مى سپارم و سلام بر شما باد.

شخصى از امام باقر (ع) پرسید: این تسلیت از جانب چه كسى براى آنها آمد؟

امام باقر (ع) فرمود: من الله تبارك و تعالی. (از جانب خداوند متعال).

 

و از ثعلبى روایت شده كه امیرمؤ منان (ع) به حاضران فرمود: صاحب صدا، برادرم خضر (ع) است كه شما را در مورد مصیبت رسول خدا (ص) تسلیت مى گوید.

منبع:

اصول کافی - كحل البصر، ط بیروت، ص 195.





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، حضرت خضر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گفتار پرمحتواى مردى ناشناس كنار خانه على (ع)

روز شهادت حضرت على (ع)، سراسر كوفه یكپارچه عزا شد، به طورى كه یادآور رحلت رسول اكرم (ص) در مدینه بود، دهشت و اضطراب، مردم را فرا گرفت ناگهان دیدند شخصی گریان و شتابان در حالى كه مى گفت: انا لله و انا الیه راجعون به پیش آمد، مردم او را نمى شناختند. (گویا حضرت خضر (ع) بود).

و فریاد مى زد: امروز رشته خلافت نبوت بریده شده، تا به در خانه على (ع) آمد با سوز و گداز پر معنى و حماسه انگیزى، خطاب به على (ع)  چنین گفت: خدایت رحمت كند اى ابوالحسن! تو در گرایش به اسلام، از همه پیشروتر و در یقین استوارتر و ترسناكتر از همه به خدا، بیش از همه رنج كشیدى و از همه بیشتر از رسول خدا (ص) پاسدارى نمودى، امین ترین مردم در میان اصحاب و بافضیلتتر از همه بودى، در سابقه از همه سبقت گیرنده تر و در درجه از همه بلند مقامتر و نزدیكتر از همه به پیامبر (ص) و در خصلتهاى انسانى از همگان به رسول خدا، شبیه تر و در پیشگاه آن حضرت از همه شریفتر و گرامى تر بودی.

خداوند از جانب اسلام و پیامبر (ص) و مسلمین، به تو جزاى نیك دهد، آن هنگام كه اصحاب پیامبر (ص) ناتوان بودند تو توانا بودى، آن هنگام كه آنها در جبهه جنگ، خوارى و زبونى نشان مى دادند تو مرد میدان بودى و آن وقت كه آنها در جبهه جنگ، خوارى و زبونى نشان مى دادند تو مرد میدان بودى و آن وقت كه آنها سستى كردند، تو برپا خاستى، روش رسول خدا (ص) را به طور جدى پى گرفتى، آنگاه كه اصحاب پیامبر (ص) به این سو و آن سو رفتند، تو در جاده راست، استوار ماندى و خلیفه راستین بود، هیچگاه ضعف نشان ندادی...

تو همچون كوه بودى، كوهى ستبر و استوار كه در برابر طوفان نلغزد و چنان بودى كه پیامبر (ص) در شأن تو فرمود: در رفاقت و آنچه دارد، امین ترین مردم است.

و نیز فرمود: از لحاظ بدن، ضعیف و در انجام امر خدا نیرومند مى باشد.

اى كسى كه در پرتو وجودت، راه راست روشن شد و مسائل مشكل، آسان گردید و شعله هاى آتش  فتنه ها  خاموش شد. اسلام نیرو گرفت و فرمان خدا آشكار گردید، اسلام و مؤمنان از بركت وجود تو، استوار و سربلند و بسیار گسترش یافت.

با رفتنت، جانشینانت را در رنج و غمى جانكاه فرو بردى، تو بزرگتر از آن هستى كه سوگ فراقت با گریه جبران گردد، مصیبت فراق تو، در آسمان بسیار بزرگ جلوه كرد و در زمین، انسانها را خورد نمود. انا لله و انا الیه راجعون، ما تسلیم قضاى الهى هستیم، سوگند به خدا، مسلمانان هرگز كسى را از دست ندهند كه مانند تو باشد، تو براى مؤمنان، پناه و سنگر و كوهى سربلند و خلل ناپذیر و بر كافران شراره خشم بودى، خدا تو را به پیامبرش برساند، و ما را در پاداش تو شریك سازد، و بعد از تو گمراه نسازد...

آن مرد ناشناس، همچنان با سوز دل سخن مى گفت و در طول گفتار او، همه مردم حاضر، سراپا گوش بودند و سخن او را مى شنیدند، تا اینكه سخن او تمام شد و سخت گریست، حاضران همه گریستند، سپس او را ندیدید، به جستجویش پرداختند، پیدایش نكردند.

منبع:

اصول کافی - اقتباس از  باب مولد امیرالمؤ منین   حدیث 4،(ص)454و 455 - ج 1.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت خضر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 خرداد 1394 :: نویسنده : ح و

گناه بزرگ

مرحوم راوندى در كتاب خرایج و جرائح خود آورده است:

امام محمّد باقر به همراه فرزندش امام جعفر صادق علیهما السلام جهت انجام مراسم حجّ وارد مكّه مكّرمه شدند.

در مسجدالحرام نزدیك كعبه نشسته بودند، كه شخصى وارد شد و اظهار داشت: سؤ الى دارم ؟

امام باقر علیه السلام فرمود: از فرزندم، جعفر سؤ ال كن.

آن مرد خطاب به حضرت صادق علیه السلام كرد و گفت: سؤالى دارم؟

حضرت فرمود: آنچه مى خواهى سؤال كن.

آن مرد گفت: تكلیف كسى كه گناهى بزرگ مرتكب شده است، چیست؟

حضرت فرمود: آیا در ماه مبارك رمضان از روى عمد و بدون عذر روزه خوارى نموده است؟

گفت: گناهى بزرگ تر انجام داده است.

حضرت فرمود: آیا در ماه مبارك رمضان زنا كرده است؟

آن مرد اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه! گناهى بزرگ تر از آن را مرتكب شده است.

حضرت فرمود: آیا شخص بى گناهى را كشته است؟

گفت : از آن هم بزرگ تر.

پس از آن، صادق آل محمّد علیهم السلام فرمود: چنانچه آن از شیعیان و دوستداران امیرالمؤمنین امام علىّ علیه السلام باشد، باید به زیارت كعبه برود و توبه نماید؛ و سپس قسم یاد كند كه دیگر مرتكب چنان گناهى نشود؛ ولى اگر از مخالفین و معاندین باشد راه پذیرش توبه براى او نیست.

آن مرد گفت : خداوند، شما فرزندان فاطمه زهراء علیها السلام را مورد رحمت خویش قرار دهد، من این چنین جوابى را از رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز شنیده ام.

بعد از آن، از محضر مقدّس آن بزرگواران خداحافظى كرد و رفت.

امام محمّد باقر علیه السلام به فرزندش فرمود: همانا این شخص، حضرت خضر علیه السلام بود، كه خواست تو را به مردم معرّفى نماید.

منبع:

بحارالا نوار: ج 47، ص 21، ح 20.






نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، زنا، ماه مبارک رمضان، حضرت خضر علیه السلام، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مقام حضرت علی علیه السلام نزد حضرت خضر علیه السلام

امیرالمؤمنین علیه السلام روزی در مسجد کوفه بودند؛ تاریکی شب که فراگیر شد، مردی از باب الفیل (در فیل، که یکی از درهای مسجد کوفه است) با جامه ای سفید وارد شد با ورود او، نگهبانان برای حفاظت از حضرت آمدند، حضرت به آنها فرمود: چه می خواهید؟

گفتند: ما دیدیم این مرد به طرف ما آمد، ترسیدیم که شما را ترور کند.

حضرت فرمود: هرگز چنین کاری صورت نمی گیرد، برگردید، خداوند شما را رحمت کند آیا شما می خواهید مرا از دست زمینیان محافظت کنید؟ پس از آسمانیان چه کسی مرا محافظت می کند؟

آن مرد سفید پوش مدتی نزد حضرت ماند و از او می پرسید و به حضرت چنین گفت: ای امیرالمومنین، تو به خاندانت ارزش و زینت و کمال بخشیدی و خود از خلافت هیچ بهره ای نگرفتی، امت محمد صلی الله علیه و آله نیازمند توست و تو احتیاجی به امت نداری.

قوم تو بر تو پیشی گرفت و بر جای تو نشستند و بر خداست که آنها را عذاب کند و همانا تو نسبت به دنیا بی رغبت هستی و در آسمانها و زمین بلند مرتبه و با عظمت هستی و همانا برای تو در آخرت مواقف بسیاری است (مواردی که حضرت در آنجاها می ایستد و جایگاه با عظمتش در پیشگاه خدا برای مردم ارائه می شود) که در آن مواقف چشمان شیعیانت روشن می گردد و همانا تو سید و آقای اوصیاء (جانشینان پیامبران) هستی و برادرت سید و آقای پیامبران است، آن گاه آن شخص نام همه امامان را بر زبان آورد و رفت.

در این حال، امیر المؤمنین علیه السلام متوجه حضرت حسن و حسین علیهما السلام شد و فرمود: او را می شناسید؟
گفتند: نه، او کیست ای امیرالمؤمنین؟

حضرت فرمود: این برادرم خضر است.

منابع:

بحارالانوار، ج 39، ص 132، حدیث 4 ------ مناقب.

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت خضر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 بهمن 1393 :: نویسنده : ح و

تماس فرشته با على (ع)

حمران بن اعین (یكى از شاگردان امام باقر (ع) و امام صادق (ع)) مى گوید: روزى از امام باقر (ع) شنیدم مى فرمود: ان علیا كان محدثا (همانا على (ع)  محدث بود)(محدث بر وزن مقدم یعنى خداوند اخبار آسمانى را به وسیله فرشته یا صدا، به او مى رسانید.)

من نزد دوستانم آمدم و به آنها گفتم خبر عجیبى براى شما آورده ام.

دوستان: آن خبر چیست؟

حمران: از امام باقر(ع)  شنیدم فرمود: على (ع)  محدث بود.

دوستان: تا از آن حضرت نپرسى كه چه كسى اخبار آسمانى را به على (ع) گزارش مى دهد كارى نكرده اى.

حمران مى گوید: به حضور امام باقر (ع) بازگشتم و عرض كردم، سخن شما را براى دوستان نقل نمودم، آنها گفتند اگر نپرسى كه چه كسى اخبار آسمانى را به على (ع) مى گوید، كارى نكرده اى، اكنون آمده ام از شما بپرسم كه چه كسى آن اخبار را به على (ع) گزارش مى دهد؟

امام باقر: یحدثه ملك (فرشته اى با او حدیث مى گوید).

حمران : آیا منظورتان این است كه على (ع)، پیغمبر بود؟

در این هنگام امام باقر (ع) دست خود را این گونه (بالا) نمود (یعنى نه، او پیامبر نبود) سپس فرمود: على (ع) در این مورد مانند همدم سلیمان (آصف بن برخیا) و همدم موسی (خضر) یا مانند ذوالقرنین بود (كه فرشته به آنها نیز حدیث مى گفت) آیا این خبر به شما نرسیده كه پیامبر (ص)  فرمود: و فیكم مثله (و در میان شما نیز مانند ذوالقرنین هست.)

منبع:

اصول کافی - باب ان الائمة (ع) محدثون مفهمون، حدیث 5، ص271، ج 1. در بعضى از روایات آمده: كه على (ع) روزى مقام و اوصاف  ذوالقرنین را براى اصحاب خود ذكر كرد و سپس فرمود: در میان شما نیز مانند او هست. (یعنى خودش) تفسیر على بن ابراهیم ذیل آیات 83 تا1 سوره كهف.






نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، ملائکه و فرشتگان، حضرت موسی علیه السلام، حضرت خضر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 بهمن 1393 :: نویسنده : ح و

گفتگو با حضرت خضر

حارث اعور همدانی می گوید: در نُخَیله، نزدیک کوفه، پیرمردی را با امیرالمؤمنین علی علیه السلام دیدم.

به امام گفتم: این مرد کیست؟

فرمود: برادرم خضر است که نزد من آمده و از باقی مانده عمر دنیا می پرسد. من نیز از مقداری که از عمر دنیا گذشته از او پرسیدم. او به من خبر داد، ولی من از او آگاه ترم.

آن گاه فرمود: برای ما طبقی از خرمای تازه از آسمان آوردند. خضر هسته هایش را دور انداخت، ولی من در دستم جمع کردم.

به امیرالمومنین گفتم: هسته ها را به من ببخش.

امام نیز آنها را به من بخشید و من آنها را کاشتم و محصولی که داد، بهترین رطبی بود که تا آن زمان دیده بودم.

منبع:

  • بحارالانوار، ج 39، ص131، حدیث 3 ------ قصص الانبیاء.

 





نوع مطلب : حضرت خضر علیه السلام، حضرت علی علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 اسفند 1392 :: نویسنده : ح و

حضرت خضر

حضرت خضر یکی از پیامبران معاصر حضرت موسی علیه السلام بود. او همان عالم الهی بود که موسی به دیدارش رفت و در قرآن بدون ذکر نام با عبارتی درخشان ستوده شده است: عبداً من عبادنا اّتیناه رحمة من عندنا و علمنا من لدنا علماً. (او یکی از بندگان ما بود که رحمت خویش را به سویش فرو فرستادیم و از نزد خویش به او علم آموختیم.)

در قرآن کریم درباره‌ی حضرت خضر غیر از توصیف مذکور و داستان همراهی حضرت موسی با او چیز دیگری ذکر نشده است.

از فرمایش امام صادق علیه السلام چنین بر می‌آید که حضرت خضر را خدا به سوی قومش مبعوث فرموده بود و او مردم را به سوی توحید و اقرار به انبیاء و فرستادگان خدا و کتاب‌های او دعوت می‌کرد. از معجزاتش این بود که روی هر زمین خشکی می‌نشست، زمین سبز و خرم می‌گشت و دلیل نامش، خضر(سبز) نیز همین است. نام اصلی حضرت خضر، تالیا بن ملکان بن عامر بن أرفخشید بن سام بن نوح علیه السلام است.

منابع:

تفسیر المیزان،‌ علامه طباطبائی،‌ ج 13

تفسیر نمونه،‌ ج 13





نوع مطلب : حضرت موسی علیه السلام، حضرت خضر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 دی 1392 :: نویسنده : ح و

اعتراف خضر به علم امام علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام و حضرت خضر نزد هم بودند. علی علیه السلام به خضر فرمود: گفتاری حکیمانه بگو.
خضر گفت: فروتنی بی نیازان در برابر نیازمندان به خاطر نزدیکی به خداوند چه زیباست.  
علی علیه السلام فرمود: و زیباتر از آنچه گفتی، اظهار بی نیازی و عزت نفس نیازمندان در برابر بی نیازان است، با اعتماد به خداوند.
خضر گفت: این جمله را باید با طلا نوشت.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 39، ص 133 ------ مناقب

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت خضر علیه السلام، مال و روزی، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات