تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب رأس الجالوت (نام عمومی رهبران یهودیان)
 
داستانهای مذهبی
پنجشنبه 2 مرداد 1393 :: نویسنده : ح و

طی الارض و خبرهای غیبی

ورود به بصره برای پاسخگوئی به سئوالات

محمد بن فضل هاشمی می گوید: هنگامی که حضرت موسی بن جعفر علیه السلام شهادت یافت، وارد مدینه شدم و خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدم و به آن حضرت به عنوان ولی امر سلام کردم و تمام اموالی را که نزدم بود به آن حضرت تقدیم داشتم. سپس از حضرت راجع به نشانه های امامت سؤال کردم تا برای اهل بصره بیان کنم.

حضرت ودایع امامت را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در نزدشان بود، به من نشان دادند و فرمودند: به شیعیان ما در بصره و اطراف آن بگو که من نزد آنها خواهم آمد.

عرض کردم: چه موقع؟

فرمود: سه روز بعد از رسیدن شما به بصره.

من وارد بصره شدم و جریان را برای شیعیان شرح دادم. چون روز سوم شد، حضرت رضا علیه السلام وارد بصره شدند و به منزل حسن بن محمد رفتند. ایشان فرمودند: تمام کسانی که به دیدن محمد بن فضل آمده اند و شیعیان دیگر و همچنین جاثلیق (بزرگ نصرانی ها) و رأس الجالوت (بزرگ یهودیان) را حاضر کن تا هر کس هر سؤالی دارد، بپرسد.

طی الارض و آشنایی به همه زبانهای دنیا

محمد بن حسن همه آنها را جمع کرد و جایگاهی برای حضرت رضا علیه السلام آماده شد. حضرت نشستند و فرمودند: سلام علیکم.

آن جماعت پرسیدند: شما کیستید؟

حضرت فرمود: من علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب و فرزند رسول خدا هستم. امروز صبح، نمازم را با والی مدینه خوانده ام و سپس والی مدینه نامه یکی از دوستانش را برای من خواند و با من در بسیاری از امور مشورت کرد. من راهنماییهایی برای او داشتم و وعده داده ام که همین امروز بعد از عصر نزد او بازگردم و این کار را هم خواهم کرد. ولاحول ولاقوه الابالله.

آن جماعت که همه حیرت زده شده بودند گفتند: یابن رسول الله! ما دیگر دلیلی برای امامت شما نمی­خواهیم. زیرا آمدن از مدینه به بصره و بازگشتن در همان روز به مدینه به هیچ وجه برای یک شخص عادی، مقدور نیست. مگر از طریق طی الارض.

حضرت فرمود: من آمده ام تا هر چه می­خواهید بپرسید.

ابتدا عمرو بن هدّاب گفت: این محمد بن نفس چیزهایی از شما می­گوید که قلب نمی پذیرد. او می­گوید: شما تمام زبانها و لغات را می دانید!

حضرت فرمود: بله، راست می گوید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، رأس الجالوت (نام عمومی رهبران یهودیان)، مناظره، جاثلیق (بزرگ نصرانی ها)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 خرداد 1393 :: نویسنده : ح و

پاسخ به شبهات یهودیان

رأس الجالوت )رئیس یهودیان و از نسل داوود علیه السلام) از ابوبکر سوالاتی کرد ولی او نتوانست پاسخ بگوید. بعد نزد حضرت علی علیه السلام رفت و همین سوالات را از او پرسید.

ابتدا پرسید: اصل اشیاء چیست؟

امام فرمود: آب. زیرا خداوند متعال می‌فرماید: وجعلنا من الماء کل شی حی (سوره انبیاء آیه 30) (و هر چیز را از آب زنده گرداندیم.)

رأس الجالوت پرسید: دو بی‌جان که سخن گفتند، کدامند؟ امام فرمود: آسمان و زمین.

پرسید: دو چیزی که زیاد و کم می‌شوند، ولی مردم کم و زیاد شدنشان را نمی‌بینند، کدام است؟

امام فرمود: شب و روز.

پرسید: آبی که نه از زمین است و نه از آسمان، کدام است؟

امام فرمود: آبی است که حضرت سلیمان برای بلقیس فرستاد؛ و آن عرق اسبانی است که در میدان جاری می‌شود.

پرسید: آن چیست که بدون جان و روح نفس می‌کشد؟

فرمود: صبح است؛ چون قرآن می‌فرماید: والصّبح اذاتنفس (سوره تکویر آیه 18) (قسم به صبح، آن هنگام که نفس می‌کشد.)

پرسید: کدام قبر است که صاحبش را حرکت می‌داد؟

فرمود: آن ماهی که یونس درشکمش بود و در دریا حرکت می‌کرد.

منابع:
بحارالانوار، ج40، ص 224 --------- مناقب.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، رأس الجالوت (نام عمومی رهبران یهودیان)، مناظره، ابوبکر، یهودیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اعتراف رأس الجالوت به علم حضرت علی علیه السلام

یهودیان نزد رأس الجالوت رفتند و گفتند: علی بن ابیطالب شخص دانشمندی است. نزد او برویم و از او سئوالاتی بکنیم.
رأس الجالوت پذیرفت و همراه آنان نزد علی بن ابیطالب رفت. یهودیان گفتند: آمده‌ایم تا از تو سؤال کنیم.
امام علی فرمود: هر چه می‌خواهید بپرسید.
رأس الجالوت گفت: پروردگارت از چه زمان بوده است؟
امام علی در پاسخ فرمود: خداوند بوده است، بدون اینکه پدید آمده باشد یا کسی او را پدید آورده باشد. همیشگی است بدون کمیت و کیفیت زمانی. چیزی پیش از او نبوده. او بدون پیشی، پیش از هر پیش است. پایان و نهایتی ندارد. پایان از او جداست و او پایان هر پایان است.
رأس الجالوت به یهودیان گفت: بیایید برویم که او عالم‌تر از چیزی است که مردم گمان می‌کنند.

توضیح:

1) زمان، خودش مخلوق خداوند متعال است چون در واقع زمان بعد از خلقت زمین و آسمان معنا پیدا كرد و موجودات مجرد مانند ملائكه هیچ‌گاه زمان‌دار نبوده‌اند پس اصلا این سئوال غلط است زیرا امكان ندارد خالق (خداوند متعال) بعد از مخلوقش (زمان) باشد.

2) خداوند مرکب از چیستی و هستی نیست. تمام چیستی او، هستی اوست. او وجود محض است و نیازی به آفرینش ندارد. چگونگی تغییر و تغیر در ذات او نیست، زیرا صفات او عین ذات اوست. کمیت و کیفیت زمانی در او راه ندارد، زیرا او برتر از زمان و مکان است. زمان و مکان از مخلوقات اوست و در ذاتش تاثیری ندارد. پیش از خداوند چیزی نیست چون اول بودنش عین ذاتش است. بر همه چیز مقدم است و پایان و نهایتی ندارد، چون آخر بودن او نیز عین ذات اوست.  

منابع:

  • بحارالانوار، ج 40، ص 182، حدیث63 -------- اصول کافی
  • لغت نامه دهخدا، ج 29، ص 223

 





نوع مطلب : خداوند متعال، حضرت علی علیه السلام، رأس الجالوت (نام عمومی رهبران یهودیان)، مباحث فلسفی و فلاسفه، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :