داستانهای مذهبی
یکشنبه 21 تیر 1394 :: نویسنده : ح و

ملاقات حسن بن نضر با امام زمان (عج)

حسن بن نضر و ابوصِدام و جماعتى، بعد از وفات امام حسن عسكرى (ع) درباره وكلاى آن حضرت و چگونگى مصرف وجوهى كه در نزد آنها بود گفتگو مى كردند.

حسن بن نضر عازم حج بود و وصیت خود را به  احمد بن یعلی نمود، از جمله مقدارى پول وصیت كرد كه به ناحیه مقدس فرستاده شود و به احمد وصیت نمود كه آن پول را به هیچ كسى جز به شخص صاحب الزمان (ع)، پس از آنكه او را كاملا شناخت ندهد.

حسن بن نضر در مسیر خود به مكه به بغداد رفت، در آنجا خانه اى اجاره كرد و در آنجا فرود آمد، یكى از وكلاى امام حسن عسكرى (ع) نزد او آمد و مقدارى لباس و پول نزد او گذاشت تا به ناحیه مقدسه برسد.

سپس وكیل دیگرى آمد و او نیز مقدارى پول و لباس در نزد حسن بن نضر گذاشت، سپس احمد بن اسحاق  وكیل امام حسن (ع) در قم به آن خانه آمد و هر چه نزدش بود به آنجا آورد.

حسن بن نضر مى گوید: اجناس و پول زیاد در اطاق جمع شد، من در فكر بودم كه آنها را چه كنم؟ ناگاه از ناحیه مقدسه امام زمان (ع) نامه اى به من رسید كه: در فلان ساعت آنچه نزدت هست بیاور.

من هم آنچه بود برداشتم و رهسپار سامره شدم، در مسیر راه دزدى راهزن را كه 60 نفر همراهش بود دیدم، ولى خداوند مرا از گزند او حفظ كرد تا به سامره رسیدم، در آنجا نامه اى به من رسید آنچه دارى بیاور، من هم آنچه را داشتم در میان سبدى نهادم و به خانه امام رفتم، در راهرو خانه، غلام سیاه پوستى را دیدم ایستاده، به من گفت: حسن بن نضر تو هستى؟

گفتم: آری.

گفت: وارد شو.

وارد خانه شدم، به اطاقى رفتم و سبد را در گوشه آن اطاق، خالى كردم... ناگاه دیدم در پشت پرده اى كه در آنجا آویخته بود، شخصى مرا صدا زد و گفت: اى حسن بن نضر، براى منتى كه خدا بر تو نهاد كه امام خود را شناختى و حقش را به او رساندی شكر كن و شك و تردید به خود راه نده، چرا كه شیطان دوست دارد كه تو شك كنى، آنگاه آن حضرت دو لباس به من داد و فرمود: اینها را بگیر و با خود داشته باش كه به آنها نیاز پیدا مى كنی.

حسن بن نضر آنها را گرفت و به وطن خود بازگشت و در ماه رمضان همان سال از دنیا رفت و با همان دو لباس، او را كفن كردند.

منبع:

اصول کافی - باب مولد الصاحب علیه السلام ، حدیث 4، ص 517 و 518 - ج 1.





نوع مطلب : حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، مصرف اموال، نشانه های امام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 فروردین 1393 :: نویسنده : ح و

اختصاصات تولد امامان

وجود مقدّس ائمه علیهم السلام صفات ویژه­ای دارند که در روایات مفصلاً بیان شده و ما در این بخش فقط به اختصاصات تولد آن بزرگواران اشاره­ای می­کنیم.

از اختصاصات تولّد ائمه اطهار علیهم السلام این است که وقتی خداوند بخواهد امامی را خلق کند، قطره آبی از زیر عرش را بر سبزی یا میوه­ای در روی زمین قرار می­دهد و آن را امام قبلی (پدرش) تناول می­کند؛ سپس نطفه امام از آن آب تشکیل می گردد و چون چهل روز در شکم مادر، درنگ کرد، صداها را می شنود... و خداوند برای او ستونی از نور قرار می­دهد که با آن اعمال بندگان را می­بیند و بر بازوی راستش نوشته می­شود "و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا لامبدل لکلماته و هو السمیع العلیم" (سوره مبارکه انعام/115) (ترجمه: و سخن پروردگارت به راستى و داد سرانجام گرفته است و هیچ تغییر دهنده ‏اى براى كلمات او نیست و او شنواى داناست)

و چون بر روی زمین واقع شود، دست خود را روی زمین گذاشته و سر به آسمان برمی­دارد و با گذاشتن دست بر روی زمین همه علومی که خداوند از آسمان به زمین فرستاده اخذ می­کند و با بلند کردن سر به آسمان، ندای منادی الهی را که از باطن عرش او را به اسم می­خواند، می­شنود و جوابش را می­گوید... و هیچیک از امامان متولّد نمی شوند مگر ختنه کرده و طاهر و مطهر...

منابع:

بحار الانوار، ج 25، ص 36 تا 47.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، نشانه های امام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 فروردین 1393 :: نویسنده : ح و

امام باقر علیه السلام و شناخت شیعیان

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: عده ای نزد پدرم امام باقر علیه السلام رفتند و پرسیدند: وظیفه‌ی شیعه در برابر امام چیست؟

امام باقر علیه السلام فرمود: شما شیعیان وظایف زیادی در برابر امام دارید. هر گاه نزد او رفتید، او را احترام کنید و بزرگ بشمارید و هر چه فرمود اطاعت کنید. بر امام نیز واجب است که شما را هدایت فرماید. همه‌ی امامان نشانه‌ی مشترکی دارند و آن این است که به دلیل جلال و هیبتشان، هیچ‌کس نمی‌تواند در چشم آنان خیره شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز چنین بوده است.

پرسیدند: آیا امام، شیعیان خود را می‌شناسد؟

فرمود: بله. در همان نگاه اول.

پرسیدند: آیا ما شیعه شما هسیتم؟

امام فرمود: بله. همه شما شیعه من هستید.

گفتند: علامت آن را برای ما بگویید.

امام فرمود: آیا می‌خواهید نام خودتان و پدرانتان و قبایلتان را بگویم؟

گفتند: بله.

امام یک‌ به ‌یک نام آنان، پدران و قبایلشان را ذکر کرد. سپس فرمود: آیا می‌خواهید بگویم سؤال بعدی‌تان چیست؟ می‌خواهید تفسیر این آیه را بپرسید: ...کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء (24)توتی اکلها کل حین باذن ربها... (سوره ابراهیم آیات 24 و 25) (ترجمه: آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده، سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ریشه‏اش استوار و شاخه‏اش در آسمان است (24) میوه‏اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‏ دهد و خدا مثلها را براى مردم مى‏زند شاید كه آنان پند گیرند (۲۵))

گفتند: بله.

فرمود: درختی که ریشه‌اش ثابت و شاخه‌هایش در آسمان است، ما ائمه معصومین هستیم. ماییم که از علم خود، هر چه بخواهیم به هر کس از شیعیان خود عطا می کنیم. سپس فرمود: آیا قانع شدید یا بیشتر بگویم؟

گفتند: ما به کمتر از اینها نیز قانع بودیم.

منابع:

بحار الانوار، ج 46، ص 244، حدیث 32.





نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، تفسیر و باطن آیات قرآن، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، شیعه، نشانه های امام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic