داستانهای مذهبی
سه شنبه 5 آبان 1394 :: نویسنده : ح و

برگرداندن حکم بن عاص و مروان

حكم بن عاص طرد و رانده شده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود و آن حضرت او را از مدینه دور کرده بود و همچنین پسر او، مروان، نیز رانده شده رسول خدا (ص) بود. روایات صحیح و معتبر در نكوهش اولاد عاص، متواتر هستند و پیامبر اکرم (ص) ، اولاد عاص را بارها در مواضع مختلفی لعن کردند. (1)

 همچنین  پیغمبر اكرم (ص) فرمودند: وقتى اولاد عاص به سى نفر مرد رسیدند، مال خدا را دست بدست مى گردانند و بندگان خدا را به بردگى مى گیرند و دین خدا را به نیرنگ مى كشند. (2)

و همچنین فرموده بودند که از مدینه دور شوند. ابوبکر و عمر هم به موافقت رسول الله (ص) بیست و پنج فرسنگ دیگر آن مردود را از مدینه دور کرده بودند. ولی عثمان وقتی به خلافت رسید هر دو را طلبید و دو هزار درهم به جهت خرج راه ایشان فرستاد و ایشان را استقبال کرد و هنگام رسیدن آنها سرور و خوشحالی اظهار نمود و گفت: به رغم کسانی که شما را مطرود ساخته بودند من شما را استرجاع نمودم. همچنین مروان را صاحب رأی و تدبیر و وزیر خود گردانید و در تعظیم و احترام او ذره ای کم نگذاشت.

او را در میان قبر مقدس پیامبر اکرم (ص) جای داد و در روز اول صد هزار دینار از غنیمت افریقا به او اعطا نمود و روز دیگر صد هزار دینار به حکم بن عاص داد.

روزی که حكم بن عاص گام در مدینه نهاد پیراهنی کهنه و پاره و تکه تکه بر تن داشت و کارش راندن بزها بود، مردم که نخست این همه فلاکت را در حال او و همراهانش نگریسته بودند پس از لحظه ای چند که او وارد خانه ‏خلیفه شد و بیرون آمد، دیدند که پیراهنی از خز بر تن دارد و عبای اشراف را در بر تن كرده است. (3)

حکم بن عاص کیست ؟

برای شناخت حکم بن عاص و عداوت و دشمنی وی با پیامبر اکرم (ص) گوشه ای از خیانت های او را در اینجا بیان می کنیم:

حَكَم، کارش اخته گری بود و گوسفندان را اخته می کرد. (4) در مکه در همسایگی پیامبر اكرم (ص) می زیست و از همان ها بود که کار را بر پیامبر (ص) سخت کرده بودند. به گفته ابن هشام در سیره ‏خود به خاطر آزارهای فراوانی که به پیامبر اكرم ص می رساند همانند ابولهب شمرده می شد. (5)

طبرانی آورده است که حکم بن عاص نزد پیامبر (ص) می نشست و وقتی ایشان سخن می گفتند او با حرکات چشمش به توهین می پرداخت. پیامبر اكرم (ص) او را دید و گفت: به همین گونه بمان و پس از آن همیشه چشمش پرش داشت تا مُرد.

و در گزارش مالک بن دینار: پیامبر اكرم (ص) به حَکَم بن عاص ‏بگذشت و حَکَم شروع کرد به مسخره کردن پیامبر (ص) با حرکات انگشتش. پس پیامبر او را دید و گفت: خدایا او را به لرزش و ارتعاش دچار کن، پس در همان جا دچار لرزش و ارتعاش گردید. و حلبی می افزاید: و ابتلایش به این بیماری پس از آن بود که یک ماه بیهوش افتاده بود. (6)

اسناد:

1) الصواعق لابن حجر ص 179 ط المحمدیة وص 108 ط المیمنیة، تطهیر الجنان لابن حجر ص 63 ملحقا بالصواعق ط المحمدیة وص 144 بهامش الصواعق ط المیمنیة، مقتل الحسین للخوارزمی ج 1 / 172، الدر المنثور للسیوطی ج 4 / 191 وج 6 / 41. سیر أعلام النبلاء ج 2 / 80. أسد الغابة ج 2 / 34. السیرة الحلبیة ج 1 / 317 السیرة الدحلانیة بهامش الحلبیة ج 1 / 225 226. الغدیر للامینی ج 8 /245. شیخ المضیرة أبو هریرة ص 160.

2) متسدرک حاکم 4/480. ذهبی نیز به صحت آن در تلخیص المستدرک اعتراف کرده است.

3) تاریخ یعقوبی 2/41.

4) حیاة الحیوان الدمیری 1/194.

5) سیره ابن هشام 2/25.

6) الاصابة 1/345 و 346. السیرة الحلبیة 1/337. الفائق زمخشری 2/305. این روایت را از طریق حافظانی همچون طبرانی، بیهقی و حاکم نقل کرده اند.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، عثمان، مروان حکم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 16 بهمن 1392 :: نویسنده : ح و

بردباری امام حسن علیه السلام

اعتراف مروان به حلم امام

از میان فضائل امام حسن علیه السلام حلم و شکیبایی او بسیار برجسته و چشمگیر بود؛ آن‌چنان که مروان حکم، دشمن سرسخت اهل بیت علیهم السلام، را به اعتراف وا داشت. او که در تشییع جناره امام شرکت کرده بود، در پاسخ به اعتراض کسانی که می‌گفتند تو تا دیروز خون به دلش می‌کردی و اینک جنازه اش را تشییع می‌کنی، گفت: جسد کسی را تشییع می کنم که تمامی کوه‌ها در برابر سنگینی حلم او سبک می‌نمودند.

چند نمونه از شکیبایی امام:

بخشش مرد شامی
روزی یکی از اهالی شام با دیدن امام شروع به فحاشی کرد. امام هیچ نگفت و وقتی سخنان مرد به پایان رسید، با لبخند به او سلام کرد و فرمود: به گمانم غریبی و مرا با کس دیگری اشتباه گرفته‌ای. هر خواسته ای داری بگو. اگر از ما چیزی بخواهی به تو می‌بخشیم، اگر راهنمایی بخواهی، راهنمایی‌ات می‌کنیم، اگر گرسنه‌ای سیرت می‌کینم، اگر لباس نداری، لباست می‌دهیم، اگر نیازمندی، بی نیازت می‌کنیم، اگر جایی برای سکونت نداری، پذیرایت می‌شویم. بهتر است تا هنگام بازگشت به شهر و دیارت مهمان ما باشی.
مرد شامی در برابر صبر و گذشت امام متحول شد و گریه کنان گفت: گواهی می‌دهم که تو جانشین خدا در روی زمین هستی، و خدا بهتر می‌داند پیامبری را در کدام خاندان قرار دهد. ای حسن! تو و پدرت پیش از این منفورترین مردم نزد من بودید و اکنون محبوب‌ترین هستید.
آن گاه میهمان امام شد و به محبت آنان دل بست.

طلب استغفار برای دشمنان
مردی به امام حسن علیه السلام گفت فلانی پشت سر شما بد می گوید.
امام فرمود: مرا به زحمت انداختی زیرا اکنون تصمیم گرفتم برای خودم و او استغفار کنم.

پاسخ به دشنام مروان
روزی مروان بن حکم امام حسن علیه السلام را دشنام داد. امام فرمود: قسم به خدا من نمی توانم از زشتی های تو چیزی را بزدایم. حال اگر آنچه گفتی راست باشد، خدا به دلیل راستگویی‌ات به تو جزای خیر بدهد و اگر دروغگویی، خدا به تو جزای شر دهد، چرا که انتقام او، به مراتب، از انتقام من شدیدتر است.





نوع مطلب : امام حسن علیه السلام، بردباری و حلم، تشییع جنازه، مروان حکم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic