داستانهای مذهبی
پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : ح و

برخورد کریمانه امام کاظم علیه السلام

مردی در مدینه با امام موسی کاظم علیه السلام دشمنی می کرد و هر گاه امام را می دید به او و جد بزرگوارش، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، دشنام می‌داد.

روزی جمعی از یاران امام گفتند: اجازه بدهید این فاجر ناسزاگو را به سزای عملش برسانیم.

امام آنان را به شدّت نهی کرد و پرسید: او اکنون کجاست و چه می کند؟

گفتند: بیرون مدینه کشاورزی می کند.

امام بر مرکب خود سوار شد و به مزرعه مرد رفت. هنگامی که وارد مزرعه شد، مرد داد زد: کجا می آیی؟ مزرعه مرا خراب کردی!

امام اعتنایی نفرمود، وقتی نزدیکش رسید، پیاده شد، نشست و با وی احوال‌پرسی کرد، سپس فرمود: چقدر در این مزرعه سرمایه گذاری کرده ای؟

گفت: صددینار.

امام فرمود: امید داری چقدر سود کنی؟

گفت: من علم غیب ندارم.

امام فرمود: گفتم چقدر انتظار سود داری؟

گفت: دویست دینار.

امام کیسه ای محتوی 300 سیصد دینار را به او داد و فرمود: ان شاءالله خدا انتظارت را برآورد.

مرد از جا برخاست و سر و صورت امام را بوسید و گفت: تندخویی های گذشته مرا عفو بفرمائید.

امام لبخندی زد و با وی خداحافظی کرد.

بعدا مرد به مسجد، نزد امام رفت و با احترام و ادب گفت: الله اعلم حیث یجعل رساله؛ (خداوند بهتر از هر کسی می‌داند رسالت خود را نزد چه کسی قرار دهد.)

رفقایش که از این رفتار وی تعجب کرده بودند، دورش حلقه زدند و گفتند: تو که قبلاً جور دیگری حرف می زدی.

او آنان را به تندی از خود طرد کرد و گفت اکنون نظرم همین است.

اینجا بود که امام به اصحابش فرمود: کدام بهتر است؟ راه حل شما یا من که او را با محبت هدایت کردم؟

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 102، ح 7 ازاعلام الوری و ارشاد.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، دوستی و ولایت اهل بیت علیهم السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، انفاق، بذل و بخشش، بردباری و حلم، جود و سخاوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

سبقت عجم در پذیرش و تأیید دین

 ابراهیم، یكى از فرزندان امام كاظم (ع) بود، ولى فرزندی ناخلف بود، و در مورد امامت بعد از پدر، مزاحمت هائى براى حضرت رضا (ع)  ایجاد مى كرد.

على بن اسباط مى گوید: به حضرت (ع) عرض كردم: مردى نزد برادرت ابراهیم رفته (و او را اغفال كرده) و به او گفته: پدرت وفات نكرده است، آیا شما نیز مانند ابراهیم، چنین عقیده اى دارید؟

امام رضا (ع): شگفتا! آیا رسول خدا (ص) می میرد، ولى موسى (پدرم) نمى میرد، سوگند به خدا پدرم وفات كرد، چنانكه رسول خدا (ص) وفات كرد ولى خداوند متعال از آن لحظه رحلت پیامبر (ص) به بعد و زمانهاى بعد از آن، به طور پى گیر این دین را بر عجم زادگان منت مى گذارد، ولى همین توفیق را از بعضى از خویشان پیامبر (ص) به خاطر عدم شایستگیشان باز مى دارد، همواره به عجم زادگان عطا مى كند و از خویشان پیامبر (ص) باز مى دارد، من هزار دینار بدهكارى ابراهیم را - پس از آنكه بر اثر نادارى تصمیم بر طلاق همسران و آزاد نمودن بردگانش گرفته بود - ادا كردم. در عین حال در برابر محبتهاى من، دست از كینه توزى بر نمى دارد  چنانكه شنیده اى برادران یوسف (ع) چه كردند، یوسف چه ستمها و آزارها از برادرانش دید.

منبع:

اصول کافی - باب فى ان الامام یعلم ان الامرقد صار الیه ، حدیث 2، ص 380 ج 1.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، ایرانیان و اسلام، بذل و بخشش، صله رحم، بردباری و حلم، جود و سخاوت، فرزندان ناخلف اهل بیت و انبیاء علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام رضا علیه السلام و حفظ آبروی شیعه خراسانی

یکی از اصحاب حضرت رضا علیه السلام می‌گوید: نزد امام نشسته بودم و عدّه زیادی برای سوالات دینی به حضورش می ‌آمدند.

در این میان مردی بلند قامت و گندمگون وارد شد و به امام عرض کرد: من از دوستداران شما و اجداد شما هستم و از مناسک حج می‌آیم. زاد و توشه‌ام گم شده. کمکی بفرمایید تا من به شهرم در خراسان برسم. در آنجا آن را از جانب شما صدقه می‌دهم، چون احتیاجی به صدقه ندارم.

امام فرمود: فعلا بنشین. سپس رو به مردم کرد و به سخن خود ادامه داد.

پس از پایان مجلس، مردم متفرّق شدند و تنها آن مرد و من و سلیمان جعفری و خیثمه باقی ماندیم.

امام برخاست و داخل منزل رفت. بعد از لحظاتی پشت در آمد، مرد خراسانی را صدا زد، دست مبارک خود را از لای در خارج کرد و فرمود: این دویست دینار را بگیر، کار خود را انجام بده و از برکتش استفاده کن. در ضمن نیازی نیست از طرف من صدقه دهی. اکنون برو تا من تو را نبینم و تو مرا نبینی.

مرد پول را گرفت و تشکر کرد و رفت.

سلیمان گفت: فدایت شوم؛ شما که پول فراوانی به این مرد هدیه دادید. چرا روی خود را از او پوشاندید؟

امام فرمود: تا مبادا ذلت التماس و خواهش را در چهره اش ببینم. مگر نشنیده ای که رسول خدا فرمود: هر کس کار نیکوی خود را پوشیده بدارد، به ثوابی معادل با هفتاد حج دست می‌یابد و هر کس کار زشت خود را آشکار کند، خوار می‌شود، و هر کس زشتی خود را بپوشاند و عمل خلافش را در نهان انجام دهد، بخشیده خواهد شد. (یعنی قابلیت بیشتری برای بخشوده‌شدن دارد.)

منابع:

  • بحارالانوار، ج 49، ص 101، ح 19. از کافی/4/ 23 و 24.

 





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، بذل و بخشش، جود و سخاوت، مهمان نوازی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام کاظم علیه السلام و برخورد کریمانه با غلام

معتب که از یاران حضرت امام موسی کاظم علیه السلام است می‌گوید: روزی با امام در باغ مشغول کار بودیم. ناگهان چشمم به یکی از غلامان امام افتاد که مخفیانه یک بسته خرما را پشت دیوار باغ انداخت و سپس خود به دنبالش رفت. من تعقیبش کردم، در حالی که بسته خرما را در دست داشت دستگیرش کردم و او را نزد امام بردم.

امام به آن غلام فرمود: گرسنه بودی که چنین کردی؟

غلام گفت: نه، مولای من! هوس کردم.

امام فرمود: برو، اشکالی ندارد. خرماها نیز از برای تو باشد.

منابع:

 بحار الانوار، ج 48، ص 115 از کافی.

 





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، بردباری و حلم، جود و سخاوت، نحوه برخورد با زیردستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 16 بهمن 1392 :: نویسنده : ح و

سخاوت و جود امام حسن علیه السلام

طلب کمک فقیر و بخشش حضرت

بخل از صفات مذموم و جود و بخشش از خصال نیک و ممدوح است و امام باید همه صفات و خصال نیک را به بهترین و برترین وجه داراباشد. از جود امام مجتبی علیه السلام نمونه هایی در تاریخ ثبت شده است که یاد آور می شویم :

1- فقیری از حضرت چیزی خواست حضرت درهم پول نقره و 500 دینار پول طلا به او بخشیدند و فرمودند حمال و بارکشی بیاورد که کمکت کند و سپس کلاهی از خود به او دادند و فرمودند این را به عنوان کرایه حمال بپرداز.

2- حضرت به دیدن معاویه رفت معاویه بارنامه هدایائی را به حضرت تقدیم کرد حضرت در هنگام بیرون رفتن دید غلامی کفشش را آماده می کند حضرت برگه آن بار نامه را به او بخشید.


بخشش به مردی که به رسول خدا نافرمانی کرد

3-  مردی به خدمت حضرت آمد و گفت یا بن رسول الله من رسول خدا را نافرمانی نمودم حضرت فرمودند چگونه؟ گفت: پیامبر فرموده هر قومی که زمام امر خویش را به دست زنی بسپارند، رستگار نمی شوند و من زنم را برخود فرمانروا ساخته ام و او از من غلامی خواسته است و من برای او خریده ام اما او فرار کرده است حضرت فرمودند یکی از سه مطلب را بپذیر: یکی اینکه پول یک بنده به تو بدهم گفت همین را پسندیدم و دیگر چیزی نمی خواهم آنگاه حضرت پول یک بنده را به او بخشید.

رد بخشش معاویه

4-  معاویه به مدینه وارد شد و برای دیدارمردم و اشراف نشست و به هر کس که می آمد از 5000 تا 100 هزار درهم صله و جایزه می داد حضرت امام حسن علیه السلام در پایان و بعد از همه وارد شد. معاویه گفت ای حسن دیر آمدی پس شاید خواستی اموال، تمام شود ومرا در نزد قریش به بخل نسبت دهی. بعد گفت ای غلام به حسن بده به اندازه همه اموالی که امروز بخشیده ایم. ای حسن بدان من اینکار را می کنم ومن فرزند هندم امام حسن علیه السلام فرمود من نیازی به این مال ندارم لذا آن را رد می کنم به خودت ومن فرزند فاطمه دختر رسول خدایم.

فقر ظالمترین دشمن انسان

5-  مردی دربرابر امام حسن علیه السلام ایستاد و گفت ای پسر امیر مومنان شما را به حق نعمتهایش که خدا به شما داده، داد مرا از این دشمن ظالم که نه احترام سالمندان را به جا می آورد و نه رحمی بر کودکان دارد بستانید.
حضرت فرمودند: کیست این دشمنت تا دادت را از او بستانم؟ گفت: فقرو نداری حضرت لحظه ای سربه زیرانداختند وسپس سر برداشته به خادمشان گفتند هر چه پول داریم بیاور و او 5000 درهم موجود را آورد حضرت همه را به او دادند و فرمودند تو را به خدا هر گاه این دشمن ظالم به سراغت آمد برای دادخواهی به سوی من بشتاب.

تقسیم اموال

6-  سه بار امام حسن علیه السلام مال خود را میان خود و خدا تقسیم کرد یعنی نیمی را برای خود برداشت و نیمی را در راه خدا انقاق نمود.

ادای جواب تحیت کنیز

7- کنیزی از کنیزان حضرت دسته گلی به او هدیه کرد حضرت فرمودند ترا در راه خدا آزاد کردم. به او گفتند چرا چنین کردی؟ حضرت فرمود خدا درقرآن می فرماید جواب تحیت و درود را بهتر ادا کنید و بهتر از هدیه دسته گل ،آزاد کردن او بود.





نوع مطلب : امام حسن علیه السلام، جود و سخاوت، فقر، معاویه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات