تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام
 
داستانهای مذهبی
شنبه 5 دی 1394 :: نویسنده : ح و

برخورد امام سجاد (ع) با شتر خود

امام سجاد (ع) شترى داشت كه 22 بار با آن شتر، از مدینه به مكه سفر كرد و در این 22 بار مسافرت (كه هر بار رفت و برگشت آن حدود 160 فرسخ و جمعا 3520 فرسخ مى شد) حتى یك بار تازیانه به او نزد.

هنگامى كه امام سجاد (ع) از دنیا رفت، آن شتر با پریشانى كنار قبر آمد و بر دو زانوى خود نشست و گردنش را بر خاك قبر مى مالید و ناله مى كرد...

در نقل دیگر آمده: این شتر سراسیمه از چراگاه آمد و گردن خود را روى قبر نهاد و در خاك غلطید، امام باقر (ع) دستور داد او را به چراگاه خود باز گرداندند.

منبع:

اصول کافی - مولد على بن الحسین، حدیث 2 و 3، ص 467.





نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


لزوم ساده زیستى براى پیشوایان مذهبى

 علا بن زیاد و عاصم بن زیاد، دو برادر بودند و در بصره زندگى مى كردند و از اصحاب و یاران امام على (ع) به شمار مى آمدند، علاء بیمار شد و بسترى گردید، حضرت على (ع) براى عیادت او به خانه او رفت، چشمش ‍ به خانه وسیع علاء افتاد، به او فرمود: این خانه با این وسعت را در این دنیا براى چه مى خواهى؟ با اینكه در آخرت به آن نیازمندتر مى باشی؟

سپس فرمود: مگر اینكه بخواهى با این وسیله به آخرت برسى. در این خانه افرادى را مهمان كنى، وصله رحم نمایى و حقوق لازم خود را ادا كنى كه در این صورت به آخرت، نائل شده ای.

علاء عرض كرد: از برادرم عاصم، پیش تو شكایت مى كنم.

امام على: مگر او چه كرده است؟

علاء: عبائى پوشیده و از دنیا كناره گرفته است. (1)

********

و در اصول كافى آمده: ربیع بن زیاد در مورد برادرش عاصم، نزد على (ع) چنین شكایت كرد: او بر اثر كناره گیرى از دنیا، همسرش را غمگین نموده و فرزندانش را اندوهناك ساخته است.

امام على: عاصم را نزد من بیاورید.

عاصم را به حضور حضرت على (ع) آوردند، حضرت تا او را دید چهره درهم كشید و فرمود: از همسرت خجالت نكشیدى و به فرزندانت رحم ننمودى؟ گمان مى كنى كه خداوند چیزهاى خوب و پاكیزه را براى تو حلال كرده ولى نمى خواهد تو از آنها بهره مند گردى، تو در نزد خدا پست تر از آن هستى كه چنین نسبتى به او بدهى، مگر خداوند نمى فرماید: وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ فِیهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ

خداوند زمین را براى خلائق آفرید كه در آن میوه ها و نخلهاى پرشكوفه است. (سوره مبارکه الرحمن -10 و11)

و مگر خداوند نمى فرماید: مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لاَّ یَبْغِیَانِ فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ.

دو دریا را به گونه ای روان كرد كه با هم برخورد كنند. اما میان آن دو حد فاصلی است كه به هم تجاوز نمی کنند. پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنید؟ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود. (سوره مبارکه الرحمن -19 تا 22)

سوگند به خدا كه بهره گیرى از نعمتهاى خدا با عمل، بهتر از یادآورى نعمتهاى خدا با زبان است، همانا خداوند مى فرماید: و َأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث (و نعمتهاى پروردگارت را بازگو كن. ضحى-11)

عاصم عرض كرد: اى امیر مؤمنان! پس چرا خود شما به خوراك ناگوار و لباس خشن اكتفا كرده اى؟

امام على (ع) در پاسخ او فرمود: ویحك اِنَّ اللّه‏ عَزَّوَجَلَّ فَرَضَ عَلى اَئِمَّةِ الْعَدْلِ اَنْ یُقَدِّروا اَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النّاسِ كَیْلا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقیرِ فَقْرُهُ.

واى بر تو! همانا خداوند بر پیشوایان عدالت واجب كرده كه خود را در لباس و خوراك با افراد ضعیف و فقیر هماهنگ كنند، تا فقر و تنگدستى، فقیر را به هیجان نیاورد كه سر از فرمان خدا برتابد.

عاصم سخن مولایش على (ع) را پذیرفت. عباى خشن را كنار گذاشت و لباس نرم بر تن كرد و بر سر زندگى خود آمد. (2)

منبع:

1) نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 209. در اصول كافى، بجاى علاء، ربیع بن زیاد آمده است.

2) اصول کافی - باب سیرة فى نفسه ... حدیث 3، ص 410 و411 - ج 1.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، ساده زیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 آذر 1394 :: نویسنده : ح و

نمونه اى از خوش اخلاقى پیامبر (ص)

امام صادق (ع) به یكى از شاگردانش به نام بحر سقا فرمود: (حسن الخلق یسر) نیك خلقى، موجب آسانى و آسودگى است.

آنگاه فرمود: مى خواهى سرگذشتى را كه همه مردم مدینه مى دانند، براى تو بیان كنم؟

بحر سقا گفت: آری.

امام: روزى رسول خدا (ص) در مسجد مدینه، نشسته بود، جمعى از اصحاب نیز بودند، كنیزى از مسلمانان مدینه، به حضور آن حضرت آمد و خم شد، بى آنكه سخنى بگوید: پیراهن پیامبر (ص) را گرفت.

پیامبر (ص)  به خاطر آن زن برخاست، ولى كنیز چیزى نگفت، پیامبر (ص) نیز چیزى نفرمود و این موضوع، سه بار تكرار شد، آنگاه كنیز، رشته اى از جامه آن حضرت را برگرفت و از آنجا رفت.

مردم به او گفتند: خدا تو را چنین و چنان كند كه رسول خدا (ص) را سه بار نگهداشتى، ولى سخنى نگفتى، آن حضرت هم چیزى نمى گفت، تو از او چه مى خواستى؟

كنیز گفت: من بیمار در خانه داشتم، اهل خانه فرستادند تا رشته اى از لباس پیامبر (ص) را به عنوان شفا براى بیمارم برگیرم و نزد بیمار بیاورم و چون خواستم رشته را برگیرم، آن حضرت برخاست و مرا دید، من شرم كردم كه رشته را در حالى كه مرا مى بیند بر گیرم و نمى خواستم درباره گرفتن آن رشته، با آن حضرت مشورت نمایم، سرانجام  در بار چهارم توفیق یافتم و رشته را بر گرفتم.

منبع:

اصول کافی - باب حسن الخلق ، حدیث 15،(ص)102، ج 2.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، گرفتن خلعت و لباس از معصوم علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کمک امام جواد علیه السلام به غارت زدگان

احد پسر حدید می گوید: در راه حجّ، راهزنان به کاروان ما حمله کردند. وقتی وارد مدینه شدم، امام جواد علیه السلام را دیدم. امام مرا به منزلش دعوت کرد و من ماجرای راهزنی قافله خود را را برایش بازگو کردم.

امام جواد علیه السلام دستور داد به من جامه ای و مقداری پول دادند. آن گاه به من فرمود: این دینارها را، به اندازه ای که راهزنان از هر کس سرقت کرده اند، در میان همسفرانت تقسیم کن.

من دینارها را تقسیم کردم؛ به هر کس دقیقاً همان اندازه رسید که از دست داده بود، نه کمتر نه بیشتر.

منابع:

بحار الانوار، ج 50، ص 44، ح 13.





نوع مطلب : امام جواد علیه السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، مهمان نوازی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 شهریور 1394 :: نویسنده : ح و

دو سیاست متضاد!

سیاست مولا امیرالمومنین علیه السلام:

تنها با جنگجویان بجنگید. چهار پایان مردم را غصب نكنید، اگر چه مجبور باشید پیاده راه بپیمائید! از آب چشمه ها و چاه ها در آبادانی های مختلف ننوشید، مگر اینكه افراد و اهالی آن مناطق راضی باشند، آن هم از زیادی و باقیماندۀ آب ایشان! مسلمانی را دشنام ندهید. معاهد و هم پیمانی را مورد ستم قرار ندهید، اگر چه آنها از مسلمانان محسوب نمی شوند! تنها طبق قانون و به حق می توانید خون کسی را بریزید. اموال جنگجویان را نمی توانید، تصرف کنید، جز آنچه برای جنگ به همراهشان آورده اند: اسب و سلاح. (1)


سیاست معاویه:

هر کس که همفکر و هم عقیده شما نیست، بکشید. تمام آبادی ها را خراب کنید. اموال را غارت بنمائید، مال و منال هر کس که در اطاعت ما داخل نیست و ثروتی دارد، به زور تصاحب کنید. از آزار مردم خوددارای نکنید. هواخواهان علی را به قتل برسانید، حتی از کودکان و زنان هم دست نکشید!!! (2)

 

اسناد:

1) یعقوبی ج2ص143.

2) شرح النهج ج2ص14-3، یعقوبی ج2ص141.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، معاویه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 مرداد 1394 :: نویسنده : ح و

روش امام باقر (ع) و پاداش عظیم مصافحه

ابوعبیده مى گوید: در سفرى، هم كجاوه امام باقر (ع) بودم، در یك طرف مركب، من بودم و در طرف دیگر مركب، آن حضرت قرار داشت. هنگام سوار شدن، نخست من سوار شدم، بعد آن حضرت سوار مى شد، وقتى هر دو نفر ما در جاى خود قرار گرفتیم، آن حضرت به من سلام كرد و مانند مردى كه دوست خود را دیده، مصافحه مى كرد و احوال پرسى مى نمود و هنگام پیاده شدن، آن حضرت زودتر از من پیاده مى شد، وقتى كه در زمین قرار مى گرفتیم، آن حضرت به من سلام مى كرد و مانند كسى كه دوستش را تازه دیده، احوال پرسى مى نمود.

من به آن حضرت عرض كردم: اى پسر رسول خدا! شما به گونه اى رفتار مى كنى كه هیچ كس از مردم در نزد ما چنین نمى كند، كه اگر یك بار هم آن گونه رفتار كنند، زیاد است؟

امام باقر (ع) فرمود: اما علمت ما فى المصافحة؟ ان المؤمنین یلتقیان، فیصافح احدهما صاحبة، فلا تزال الذنوب تتحات عنهما، كما یتحات الورق عن الشجرة والله ینظر الیهما حتى یفترقا (آیا نمى دانى كه پاداش مصافحه چقدر است؟ همانا مؤمنان با همدیگر ملاقات مى كنند و یكى به دیگرى دست مى دهد، پس همواره گناهان آن دو مى ریزد، چنانكه برگ از درخت مى ریزد، و خداوند به آنها  با نظر رحمت   مى نگرد، تا هنگامى كه از یكدیگر جدا شوند.) (1)

در روایت دیگر آمده: ابو عبیده گفت: امام باقر (ع) هنگام مصافحه، دستم را چنان فشرد، كه فشار سختى در انگشتانم احساس كردم، آنگاه فرمود: هر مسلمانى كه با برادر مسلمانش ملاقات نموده و با او مصافحه كند و انگشتان خود را داخل انگشتان او نماید، گناهان آنها مانند برگ درختان هنگام سرماى شدید زمستان، مى ریزند. (2)

منابع:

1-اصول کافی - باب المصافحة، حدیث 1، ص 179 - ج 2.

2-اصول کافی - باب المصافحة، حدیث 5، ص 180 - ج 2 - نظیر این مطلب در حدیث 7، ص 180 آمده است.

 





نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام دو همسر نمونه و الگو بودند که مانند آنها در زیر این آسمان نیلگون نیامده و نخواهد آمد، زیرا امیرالمؤمنین، صدیق اکبر و وصی خاتم و امام موحدین و بزرگ دین و رهبر مومنین و معصوم از هر گونه خطا و لغزش و اشتباه بود و فاطمه اطهر هم صدیقه کبری و دختر رسول خدا و بانوی زنان عالم بود و طاهر و مطهر از هرگونه پلیدی و معصوم از هر گناه و خطا.

آن دو از یک نور بودند و از یک آبشخوار، که دریای رحمت و لطف رسول خدا است، سیراب می شدند. لذا زندگانی کوتاه آنها سراسر عشق و محبت و صفا و وفا و کرامت و عزت و گذشت و دلدادگی بود و هرگز کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.

فاطمه علیهاسلام چگونه می توانست علی مرتضی را از خود برنجاند، در حالی که به پدر گرامیش از جانب خدای تعالی وحی شده بود که  به فاطمه بگو هرگز از فرمان علی علیه السلام سرپیچی نکند، زیرا من از غضب او غضبناک می شوم.

و علی علیه السلام نیز چگونه می توانست دل فاطمه اطهر را بیازارد، درحالی که رسول خدا به او فرموده بود: ای علی، با همسرت با لطف و مدارا رفتار کن، فاطمه پاره تن من است.

لذا امیرالمومنین می فرمود: به خدا قسم، من هیچگاه فاطمه را خشمگین نکردم و فاطمه هم هیچگاه مرا خشمگین نکرد... هرگاه به او می نگریستم، هر غم و اندوهی که داشتم، برطرف می شد.

 

ولی متاسفانه بعضی از دین فروشان و کینه توزان، در این زمینه دست به جعل و ساختن روایاتی زده اند و از پیش خود مطالبی بافته اند تا ثابت کنند آن دو نیز مثل سایر زن و شوهرها با یکدیگر اختلاف داشته اند و اختلافات آنها را رسول خدا بررسی و حل می کرده است.

زهی کوردلی و نفهمی که با این روایات ساختگی، ندانسته یا دانسته، ساحت قدس رسول خدا را لکه دار می کنند؛ چرا که رسول خدا درباره امیرالمومنین فرموده بود: او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند و درباره فاطمه اش می فرماید: او پاره تن من است، قلب من و روح بین دو پهلوی من است.

اگر محبوب خدا و رسول با پاره تن رسول خدا به کشمکش و نزاع برخیزند، پس وای بر اسلام!

رسول خدا می فرمود: فاطمه فرشته ای به صورت انسان است. هرگاه من مشتاق بوی بهشت می شوم، فاطمه ام را می بویم و از او بوی بهشت را استشمام می کنم.

منابع:

بحار الانوار، ج 43، صفحات 134 و 106.

فاطمة الزهراء رحمانی/11/11.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، عصمت اهل بیت علیهم السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


كودكی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

امام علی علیه السلام درباره كودكی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «خیر البریه طفلا» (در عین حال كه طفل بود اما بهترین مردم بود.) (1)

 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سنین كودكی به جهت ویژگی های خاصی كه داشت از دیگر كودكان متمایز بود.

 

در روایت وارد شده: روزی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در سن خردسالی با كودكان دیگر بازی می كرد هنگام چاشت طعامی آوردند. بچه ها از غذای هم می دزدیدند و می خوردند، ولی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم به غذای هیچ كس دست دراز نمی كرد.

 

عموی بزرگوار حضرت یعنی حضرت ابوطالب می گوید: خیلی از اوقات سخنانی از او می شنیدم كه مرا به تعجب وا می داشت، ما وقت خوردن و آشامیدن نام خدا را بر زبان نمی آوردیم اما از او شنیدم كه موقع خوردن می گفت: بسم الله الاحد، وقتی از غذا خوردن فارغ می شد می گفت: الحمدلله كثیرا.

هرگز از او دروغی نشنیدم و هرگز كارهای غلط رائج در زمان جاهلیت را از وی مشاهده ننمودم، هیچ گاه بی موقع نمی خندید و مشغول كارهای بیهوده و عبث نمی شد. (2)

 

منبع:

1- نهج البلاغه خطبه 105.

2- بحارالانوار ج 15 ص 333.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، راستگویی و دروغگویی، دروغ، ظلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بزرگواری امام علی علیه السلام در میدان نبرد

1- در یکی از جنگ‌ها، حضرت علی علیه السلام با یکی از مشرکان در حال نبرد بود. کافر به امام گفت: ای پسر ابوطالب، شمشیرت را به من ببخش.

علی علیه السلام شمشیرش را به سوی او افکند.

کافر گفت: در شگفتم! در این موقعیت شمشیرت را به من می دهی؟

امام فرمود: تو دست نیاز به سوی من دراز کردی، و رد کردن سائل، از بزرگواری به دور است.

در این هنگام مرد کافر، خودش را به زمین انداخت و گفت: رفتار دینداران چنین است. و پای امام را بوسید و مسلمان شد.

 

2- در جنگ خندق (احزاب) نیز وقتی حضرت علی علیه السلام، عمرو بن عبدود، مبارز تنومند و شجاع عرب را به زمین افکند، عمرو به او گفت: من از تو خواسته ای دارم، بدن من را در میدان نبرد برهنه نکن و لوازم همراهم را با خود نبر.

امام در پاسخ فرمود: این درخواست ناچیزی است.

پس از آن، سپاهیان به امام گفتند: چرا زره عمرو را برنداشتی؟ زیرا در میان عرب نظیر ندارد و بسیار ارزشمند است.

امام فرمود: من حیا کردم که بدن او را در میدان نبرد برهنه رها سازم.

خواهر عمرو وقتی بدن برادرش را دید و متوجه شد که قاتلش او را برهنه نکرده، اندوهگین نشد و گفت: خشنودم که برادرم را شخص بزرگوار و کریمی کشته است.

منابع:

بحارالانوار، ج 41، ص 69 و 73 ------ مناقب.

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، بذل و بخشش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : ح و

برخورد کریمانه امام کاظم علیه السلام

مردی در مدینه با امام موسی کاظم علیه السلام دشمنی می کرد و هر گاه امام را می دید به او و جد بزرگوارش، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، دشنام می‌داد.

روزی جمعی از یاران امام گفتند: اجازه بدهید این فاجر ناسزاگو را به سزای عملش برسانیم.

امام آنان را به شدّت نهی کرد و پرسید: او اکنون کجاست و چه می کند؟

گفتند: بیرون مدینه کشاورزی می کند.

امام بر مرکب خود سوار شد و به مزرعه مرد رفت. هنگامی که وارد مزرعه شد، مرد داد زد: کجا می آیی؟ مزرعه مرا خراب کردی!

امام اعتنایی نفرمود، وقتی نزدیکش رسید، پیاده شد، نشست و با وی احوال‌پرسی کرد، سپس فرمود: چقدر در این مزرعه سرمایه گذاری کرده ای؟

گفت: صددینار.

امام فرمود: امید داری چقدر سود کنی؟

گفت: من علم غیب ندارم.

امام فرمود: گفتم چقدر انتظار سود داری؟

گفت: دویست دینار.

امام کیسه ای محتوی 300 سیصد دینار را به او داد و فرمود: ان شاءالله خدا انتظارت را برآورد.

مرد از جا برخاست و سر و صورت امام را بوسید و گفت: تندخویی های گذشته مرا عفو بفرمائید.

امام لبخندی زد و با وی خداحافظی کرد.

بعدا مرد به مسجد، نزد امام رفت و با احترام و ادب گفت: الله اعلم حیث یجعل رساله؛ (خداوند بهتر از هر کسی می‌داند رسالت خود را نزد چه کسی قرار دهد.)

رفقایش که از این رفتار وی تعجب کرده بودند، دورش حلقه زدند و گفتند: تو که قبلاً جور دیگری حرف می زدی.

او آنان را به تندی از خود طرد کرد و گفت اکنون نظرم همین است.

اینجا بود که امام به اصحابش فرمود: کدام بهتر است؟ راه حل شما یا من که او را با محبت هدایت کردم؟

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 102، ح 7 ازاعلام الوری و ارشاد.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، دوستی و ولایت اهل بیت علیهم السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، انفاق، بذل و بخشش، بردباری و حلم، جود و سخاوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : ح و

پارسایى و ساده زیستى، از وظائف امامان (ع)

معلى بن خنیس، از شاگردان برجسته امام صادق (ع) بود، روزى به امام صادق (ع) عرض كرد: ثروتها و املاك و نعمتهایى كه در اختیار بنى عباس و طاغوتیان است، اگر در اختیار شما بود، ما هم از آن بهره مند مى شدیم و زندگى مرفه و خوشى براى خود فراهم مى نمودیم، و شما نیز در رفاه بودید.

امام صادق فرمود: هیهات ای معلى! چنین نیست كه تو فكر مى كنى، بدان كه سوگند به خدا اگر همه این اموال در اختیار ما بود و زمام امور در دست ما قرار مى گرفت،

(ما كان الا سیاسة اللیل و سیاحة النهار و لبس الخشن و اكل الجشب...)

براى ما جز نگهبانى شب و شب زنده دارى و تلاش روزانه و لباس زبر و خشن و خوراك سخت و بى خورش، چیزى نبود و اكنون كه حكومت در دست ما نیست، از جهت زندگى شخصى، ما در نعمت هستیم...

(یعنى اگر حكومت در دست ما قرار گیرد، مسؤلیت سنگینترى داریم كه ساده زیستى را رعایت كنیم تا به زیردستان فشار وارد نشود.)

منبع:

اصول کافی - باب سیرة الامام فى نفسه ...حدیث 2،(ص)410- ج 1.





نوع مطلب : ائمه علیهم السلام، امام صادق علیه السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، ساده زیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سخنان امام مجتبی علیه السلام پس از شهادت پدر

پس از شهادت حضرت علی علیه السلام، حضرت امام مجتبی علیه السلام به خطبه ایستاد و خدا را ستود و بر او ثنا گفت و بر پیامبر درود فرستاد و سپس گفت: امشب مردی درگذشت که پیشینیان به حقیقت او نرسیده اند و آیندگان هرگز مانند او را نخواهند دید؛ کسی که چون نبرد می کرد جبرئیل در طرف راست و میکائیل (یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است) در طرف چپ او بودند.

به خدا سوگند، در همان شبی وفات یافت که موسی بن عمران در گذشت و عیسی به آسمان برده شد و قرآن، نازل گردید.

بدانید که او زر و سیمی از خود بر جا نگذاشت مگر هفتصد درهم که از مقرری او پس انداز شده بود و می خواست با آن برای خانواده ­اش خادمی بخرد.

منبع:

  • فروغ ولایت، ص 782 781.

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام، حضرت جبرئیل سلام الله علیه، حضرت میکائیل سلام الله علیه، حضرت موسی علیه السلام، حضرت عیسی علیه السلام، مال و روزی، ارث، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، ساده زیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 مرداد 1393 :: نویسنده : ح و

امام رضا علیه السلام در راه سرخس تا مرو

یکی از اجداد ابونصر گفت: هنگامی که حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام به نیشابور آمد، من برای کمک به او نزدش رفتم و وقتی از نیشابور خارج شد، او را تا سرخس بدرقه کردم.

وقتی امام خواست از سرخس به مرو برود، خواستم باز هم در خدمتش باشم که سر مبارک خود را از کجاوه بیرون آورد و فرمود: شما برگردید که به قدر کافی وظیفه خود را انجام داده‌اید. بدرقه پایان و نهایتی ندارد و به این ترتیب از من تشکر فرمود.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 49، ص 126، ح 2.

 





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، بدرقه، حرکت امام رضا علیه السلام به طوس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 تیر 1393 :: نویسنده : ح و

از اخلاق پیامبر(ص)

آنحضرت، نگاه كردن خود را بین اصحاب به طور مساوى تقسیم كرده بود و همه را به طور برابر نگاه مى كرد، هرگز آن حضرت پاهایش را نزد اصحاب دراز نكرد، اگر مردى به آن حضرت دست مى داد، پیامبر(ص) دستش را رها نمى كرد، تا او رها كند، از این رو چون همه، این موضوع را مى دانستند، كسى كه با آن حضرت دست مى داد، زود دستش را مى كشید.

منبع:

اصول کافی - باب التكاتب - باب النوادر، حدیث 1،(ص)671 -ج 2.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از زبان یکی از کنیزان امام سجاد علیه السلام

ابن البطائنی از پدرش نقل می‌کند که گفت: بعد از رحلت علی بن الحسین علیه السلام به یکی از کنیزانش گفتم کارهای مولایت را برایم توصیف کن.

گفت: هرگز در طول روز برایش غذا نبردم و شب‌ها برایش بستر نگستردم.

از اینجا معلوم می‌شود امام سجاد علیه السلام در مدت حضور آن کنیز در منزلش، روزها روزه بوده و شب‌ها را به نماز شب می‌گذرانده است.

منابع:

  • بحارالانوار، ‌ج 46، ص 62، (به نقل از خصال ) و ص 67، حدیث 33 به نقل از علل الشرایع.

 





نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، سیره و روش زندگی اهل بیت علیهم السلام، عبادت اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :