داستانهای مذهبی

احتجاج سلمان فارسی علیه السّلام پس از وفات پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در نكوهش امّت در عهدشكنى از حضرت امیر علیه السّلام‏

از امام صادق علیه السّلام به واسطه پدران گرامش نقل شده كه سلمان فارسى سه روز پس از دفن پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله خطبه اى بدین شرح ایراد نمود:

اى مردم! كلامى از من گوش كرده سپس در باره اش اندیشه كنید، بدانید كه اطّلاعات بسیارى در فضائل على بن ابى طالب دارم، كه اگر قصد نقل تمام آنها را داشته باشم گروهى از شما مرا دیوانه انگاشته و گروهى خونم را مباح سازید.

بدانید كه شما را تقدیراتى است كه پیش آمدهاى گوناگونى در پى آن می آید و این را بدانید كه نزد على بن ابى طالب علیه السّلام است علم منایا (مقدّرات) و علم بلایا (گرفتاریهایى كه متوجّه مردم می شود) و میراث وصایا (ثمره سفارشات پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله) و فصل خطاب و اصل و ریشه انساب (نسبهاى مردم)، همان گونه كه هارون بن عمران‏ از موسى شنید او نیز از پیامبر شنید كه فرمود: «تو وصى من در خانواده و جانشین و خلیفه در امّتم هستى و نسبت تو به من همچون نسبت هارون است به موسى»، ولى افسوس كه شما امّت شیوه قوم بنى اسرائیل را پیش گرفته و آگاهانه راه خطا را پیمودید. به خدا سوگند كه قدم به قدم مانند بنى اسرائیل همان خطاها را مرتكب خواهید شد!

به خدایى كه جان سلمان در دست اوست سوگند، اگر علی را پیشوا و والى خود ساخته بودید، هر آینه بركت و نعمت از آسمان و زمین اطراف شماها را فرا می گرفت، تا آنجا كه پرندگان آسمان دعوت شما را اجابت می كردند و ماهیهاى دریا خواسته شما را می پذیرفتند و دیگر هیچ دوست و بنده خدایى فقیر نشده و هیچ سهم از فرائض الهى از بین نمی رفت و هیچ دو نفرى در حكم خدا اختلاف نمی كردند. ولى افسوس كه شما مخالفت نموده و مسند خلافت را به فرد دیگرى سپردید، پس در انتظار گرفتارى و بلا باشید و دست از خوشبختى بشوئید، من حقیقت امر را براى تك تك شما روشن ساختم، پس بدانید از امروز به بعد رشته محبّت و دوستى میان من و شما بریده شد.

دست از دامن آل محمّد صلّى اللَّه علیه و آله بر ندارید، زیرا تنها ایشان راهنماى به سوى بهشت و در روز قیامت خوانندگان به آن خواهند بود.

بر شما باد به فرمانبرى امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه السّلام، كه به خدا سوگند كه ما به دفعات در حضور پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله تحت عنوان ولایت و امارت بر او سلام نمودیم و پیوسته رسول خدا با تأكید، ما را بدان كار وامى‏داشت، حال مردم را چه شده با علم به فضائلش بر او حسد می برند؟! عاقبت حسادت قابیل بر هابیل كشتن او بود، یا مانند قوم بنى اسرائیل كارشان به كفر و ارتداد كشیده، شما را چه شده؟! اى مردم، واى بر شما، ما را با أبو فلان و فلان چه كار؟! آیا به جهل افتاده یا خود را به نادانى می زنید؟ یا حسد ورزیده یا خود را به حسادت زده اید؟ به خدا سوگند كه شما مرتدّ و كافر شده و با شمشیر به جان هم خواهید افتاد تا آنجا كه با شهادت دروغ ناجی هاى خود را محكوم به مرگ نموده و كافران را تبرئه و آزاد كنید، بدانید كه من حرف خود را زدم و تسلیم پیامبرم شدم و از مولاى خود و تمام امّت؛ على بن ابى طالب علیه السّلام پیروى نمودم، همو كه سیّد و سرور اوصیاء و پیشواى پیشانى سفیدان و رهبر راستگویان و شهیدان و صالحان است.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 252 تا 254.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، سلمان سلام الله علیه، اصحاب اهل بیت علیهم السلام، ابوبکر، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


احتجاج سلمان فارسی بر عمر بن خطّاب، در پاسخ به نامه اى كه به او نگاشت‏ وقتى كه او پس از حذیفة بن یمان از طرف عمر والى مدائن شده بود

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ از سلمان غلام رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به عمر بن خطّاب:

امّا بعد؛ اى عمر نامه تو به دستم رسید، نامه اى كه در آن مرا مورد سرزنش و توبیخ خود ساخته و در آن گفته بودى كه من تو را به امارت مدائن بدان خاطر مبعوث نمودم و بلكه امر نمودى به اینكه دنباله شیوه و روش حذیفه را بگیرى و از روزگار امارت و سیره و روش او موشكافى كرده و ما را از جمیع افعال او خواه قبیح و خواه حَسَن، عالم و واقف گردانى. ولى اى عمر! خداوند عزّوجلّ مرا از این عمل باز داشته، آنجا كه فرموده: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ «1»، اى عمر من هرگز در پى اطاعت تو، در امر حذیفه نیفتاده و مخالفت امر خداوند را نكنم. و امّا اینكه گفتى كه من زنبیل بافى را شغل خود ساخته و مدام نان جو تناول می كنم، این دو كار عملى نیست كه فرد مؤمن كسى را بر آن سرزنش و توبیخ نماید. و به خدا سوگند اى عمر كه زنبیل بافى و خوردن نان جو از بی نیازى از بهترین خوردنى و نوشیدنى و غصب حقّ مؤمن و ادّعاى باطل در نزد خداوند عزّوجلّ با فضیلت تر و محبوب‏تر و به تقوا نزدیكتر می باشد و من خود دیدم كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله هر گاه نان جو می یافت آن را تناول فرموده و ضمن اظهار فرح و شادى از آن آزرده نبود.

و امّا اینكه اشاره به عطا و احسان من نموده بودى، این را بدان كه من آن عمل را براى روز فقر و نادارى و نیازم به آن پیش فرستادم و به خدا سوگند اى عمر مرا اصلا نظر به خوبى مطاعم و مشارب من نیست و باك از نیك و بد آن ندارم زیرا غذایى كه از حلق به گلو رود و سدّ رمق گشته و نیروى بندگى حضرت حقّ به هم رسد همان كافى و بسنده است؛ خواه آن آرد گندم و مغز گوسفند باشد و خواه جو بی مغز.

و امّا اینكه گفتى: تو با این اعمالت موجب ضعف سلطنت خداوند و سستى آن شدى، من نفس خود را خوار نمودم تا اهل مدائن مرا أمیر ندانند بلكه مرا مثل پل فرا گرفته و بر بالاى آن تردّد نمایند، و هر گونه بار و ثقل كه دارند بر من حمل فرمایند، گویا زعم تو آن است كه این گونه اعمال موجب وهن و ذلّت حضرت الوهیّت و سبب خفّت سلطانیّت ربّ العزّة است.

پس بدان كه تذلّل در طاعت و بندگى خداوند نزد من محبوب‏تر است از تعزّز در معصیت او. و تو خود می دانى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله پیوسته با مردم الفت داشته و بدیشان نزدیك می شد و مردم نیز به نبوّت و سلطانیّت او چنان نزدیك می شدند كه گویى حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله یكى از آن مردمان است. و غذاى آن حضرت غذاى درشت و غلیظ بود و لباس خشن و پلاس می پوشید و همه مردمان در نزد او اعمّ از قرشى و هاشمى و عربى و سفید و سیاه همه و همه در دین مساوى و برابر بودند. و من شهادت می دهم كه خود شنیدم كه آن حضرت می فرمود: «هر كه پس از من ولایت هفت نفر از مسلمانان را بر عهده گیرد و راه عدل پیشه نسازد خدا را چنان ملاقات كند كه از او غضبان باشد»، بنا بر این امیدوارم از حضرت حقّ كه از امارت مدائن سالم بیرون آیم، با اینكه ذكر نمودى كه من نفس خود را ذلیل و قدر خود را پایمال و پست گردانیدم، پس چگونه است اى عمر حال‏ كسى كه ولایت و سرپرستى امّت را پس از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بر عهده گرفته، كه من خود از حضرت حقّ شنیدم كه مى‏فرمود: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ «1». اى عمر بدان كه من عهده دار ولایت اهل مدائن نشدم مگر اینكه به همان شیوه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله اقامه حدود الهى را از روى ارشاد و دلیل نمایم و به طریق آن حضرت در میان ایشان رفتار نمایم.

و این را بدان كه اگر خداوند تبارك و تعالى خیر و خوبى این امّت یا اراده ارشاد و هدایت این طائفه را داشته باشد بی شكّ اعلم و افضل این جماعت را والى ایشان گرداند و اگر این امّت از حضرت حقّ ترسان بوده و تابع رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و عالم به حقّ می بودند هرگز تو را أمیر المؤمنین نام نمی نهادند!! فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِی هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا «2» و به طولانى شدن عفو و بخشش الهى مغرور مشو زیرا كه عقوبت خداوند نیز در زمان خود خواهد رسید.

و بدان كه عواقب عمل ناحقّ و ستم و كردار ناپسند و ظلم تو در دنیا و آخرت به تو خواهد رسید و در آینده از كردار ما تقدّم و ما تأخّر خود بازپرسى شوى، و الحمد للَّه وحده.

منبع:

احتجاج، ج‏1، ص: 275.

 





نوع مطلب : سلمان سلام الله علیه، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تصریح پیامبر اکرم بر جانشینی امام علی علیه السلام

1- سلمان فارسی می گوید:

روزی به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتیم: جانشین پس از شما کیست؟

فرمود: ای سلمان، ابوذر و مقداد و ابوایوب را نزد من بیاور.

من آنها را حاضر کردم و ام سلمه همسر پیامبر نیز پشت در حضور داشت.

رسول خدا به ما فرمود: آنچه را که می گویم بشنوید و بفهمید و گواهی دهید. علی بن ابی طالب وصّی و وارث و ادا کننده قرض‌ها و وفا کننده به عهدهای من است. او جدا کننده میان حق و باطل و سرور مسلمانان است. امام باتقوایان و پیشوای مومنان است و روز قیامت پرچم خداوند جهانیان را به دوش می کشد.

2- سلمان در حدیث دیگری می گوید:

روزی به رسول خدا گفتم: هر پیامبری وصی و جانشینی دارد. وصی شما کیست؟

پیامبر سکوت کرد و چیزی نگفت. پس از چندی مرا دید و فرمود: می دانی وصی موسی که بود؟

گفتم: آری، یوشع بن نون.

فرمود: چرا یوشع وصی موسی بود؟

گفتم: زیرا در آن روزگار، یوشع از همه عالم‌تر بود.

پیامبر فرمود: علی بن ابیطالب وصی و رازدار من و بهترین کسی است که من پس از خویش باقی می گذارم. او به وعده هایم جامه عمل می‌پوشاند و قرض‌هایم را می‌پردازد.

منابع:

بحارالانوار، ج 38، ص 11، شماره 16 ------ کشف الغمه.

بحارالانوار، ج 36، ص 264، حدیث 85 ------ کشف الیقین. 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، سلمان سلام الله علیه، مقداد سلام الله علیه، ابوذر سلام الله علیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 دی 1393 :: نویسنده : ح و

علی علیه السلام مایه آرامش زمین

حضرت علی علیه السلام سوار بر استر (مرکب سواری) پیامبر خدا صلی الله علیه وآله از جمعی گذشت و سلمان در میان آنها بود.

سلمان با دیدن حضرت علی علیه السلام به جمع حاضر گفت: آیا برنمی خیزید دامن او را بگیرید و از او بپرسید؟ سوگند به خدائی که دانه را شکافت و جاندار را آفرید جز او هیچکس سِرّ و راز پیامبرتان را برای شما بازگو نخواهد کرد. همانا او عالم زمین و ستون آن است و آرامش زمین به اوست. اگر او را از دست دهید علم را از دست داده اید و مردم را نمی شناسید.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 40، ص 42، حدیث 78 -------- امالی مفید.





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، سلمان سلام الله علیه، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 4 مهر 1393 :: نویسنده : ح و

سلمان فارسی

سلمان فارسی از صحابه مشهور پیامبر و از شخصیت های بسیار بزرگ اسلام به شمار می‌رود. وی دهقان­ زاده­ ای ایرانی از ناحیه جی در اصفهان یا به روایت دیگر از نواحی رامهرز خوزستان بود. نام اصلی او روزبه بود. در کودکی به آیین مسیحیت گرائید و چون از کشیشان شنیده بود که ظهور پیامبر جدید نزدیک است، خانه را ترک گفت و به سفر پرداخت. مدتی در شام و موصل اقامت جست تا آن که در سرزمین‌های عربی به اسارت قبیله بنی کلب در آمد و مردی از بنی قریظه او را خرید و به یثرب برد.

سلمان در این شهر از ظهور پیامبر آگاه شد و چون نشانه ‌ای که کشیشان گفته بودند، با پیامبر اسلام منطبق بود اسلام آورد. پیامبر اکرم او را از صاحبش خرید و آزادش کرد. از آن زمان، سلمان ملازم رسول خدا گشت و نزد او جایگاهی خاص یافت.

در جنگ خندق، به پیشنهاد سلمان خندقی در اطراف مدینه کندند. بدین ترتیب سپاه ده هزار نفری مشرکان نتوانست آسیبی به مسلمانان برساند.

طبق روایتی مشهور، پیامبر، سلمان را از اهل بیت خود شمرده است. (پیامبر فرمود: سلمان منا اهل بیت.)

پس از رحلت پیامبر، سلمان از معدود کسانی بود که از راه حق منحرف نشد و در شمار معتقدان به امامت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام قرار گرفت. او نزد امیرالمؤمنین نیز منزلتی بسیار والا داشت. در خلافت عمر بن خطاب به حکومت مدائن منصوب شد.

سلمان هیچ‌گاه از حقوق بیت المال برای خود چیزی برنداشت و همه آنرا صدقه می‌ داد و برای امرار معاش زنبیل می ‌بافت.

فضائل سلمان فراوان و روایات در شأن او بسیار است. شیخ طوسی در کتاب امالی خود از منصور بن رومی روایت می‌ کند: روزی به امام صادق گفتم: ای مولای من، سخن سلمان فارسی را فراوان از شما می‌ شنوم. سبب چیست؟

فرمود: مگو سلمان فارسی. بگو سلمان محمدی. سبب آن که او را زیاد یاد می‌ کنم این است که او به سه خصلت بزرگ آراسته بود: اول آن که خواسته مولایش امیرالمؤمنین را بر خواسته خود مقدم می‌داشت؛ دیگر اینکه فقرا را دوست می ‌داشت و آنان را بر ثروتمندان ترجیح می ‌داد و سوم اینکه به علم و علما محبت داشت.

سلمان، گذشته از مقام بزرگی که نزد شیعیان دارد، نزد اهل سنت نیز دارای منزلت والایی است. وی در سال 35 یا 36 هجری در مدائن وفات یافت و اکنون قبرش در همان جا قرار دارد.

منابع:

برگرفته از لغت‌نامه دهخدا.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، سلمان سلام الله علیه، عمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

لقمه های پیامبر در دهان حسنین علیهماالسلام

سلمان فارسی نقل کرده است که: روزی نزد پیامبر خدا رفتم. حسن و حسین نزد او مشغول غذا خوردن بودند. پیامبر گاهی لقمه دهان حسن می گذاشت و گاهی دهان حسین. چون از غذا فارغ شدند، پیامبر خدا حسن را بر شانه گرفت و حسین را در دامان خود نشاند. آن گاه فرمود: سلمان، آنها را دوست داری؟

گفتم: یا رسول الله، چگونه آنها را دوست نداشته باشم در حالی که می‌دانم نزد شما چه جایگاهی دارند.

پیامبر خدا فرمود: کسی که آنان را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و کسی که مرا دوست بدارد، خداوند را دوست داشته است.

آن گاه دست خود را بر کتف حسین نهاد و فرمود: او امام و فرزند امام است و نه تن از نسل او امامانی نیکوکار و امین و معصومند و نهمین آنها قائم است.

منابع:

بحار الانوار، ج 36، ص 304، حدیث 143.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، دشمنی اهل بیت علیهم السلام، دوستی و ولایت اهل بیت علیهم السلام، سلمان سلام الله علیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

نماز بر فاطمه علیهاسلام

فاطمه علیهاسلام به امیرالمؤمنین علی علیه السلام وصیت فرموده بود که: راضی نیستم کسانی که به من ظلم کرده‏اند، در نماز بر من حاضر شوند.

در روایت است که روزی اصبغ بن نباته از امام علی پرسید: چرا فاطمه علیهاسلام را شب دفن کردید؟

فرمود: او از عده‏ ای غضبناک بود و خوش نداشت در مراسم تجهیزش حضور داشته باشند.

نمازگزاران بر فاطمه علیهاسلام

امیرالمؤمنین علی علیه السلام افراد حاضر در نماز بر فاطمه علیهاسلام را چنین بر شمرده است: ابوذر، سلمان، مقداد، عمار، حذیفه، عبدالله بن مسعود و خودم که امام آنها هستم.

در بعضی از روایات، نام عباس، عموی رسول خدا، و فرزندش، فضل و عقیل و بریده و زبیر و امام حسن و امام حسین نیز در فهرست نمازگزاران آمده است.

در روایتی آمده است که امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از نماز بر جسد فاطمه علیهاسلام، دو رکعت دیگر هم نماز خواند. بعضی می‏گویند شاید این دو رکعت را برای آرام گرفتن قلب شریفش خوانده باشد؛ چرا که در آیه 45 سوره بقره چنین آمده است: واستعینوا بالصبر و الصلوه  (از صبر و نماز کمک بگیرید.).

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، صفحات 183 و 210 و 215.

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، سلمان سلام الله علیه، مقداد سلام الله علیه، ابوذر سلام الله علیه، عمار بن یاسر، حذیفه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 تیر 1393 :: نویسنده : ح و

ابو حمزه ثمالی

ابو حمزه ثمالی یکی از اصحاب خاص حضرت امام سجاد علیه السلام بود و با او انس خاصی داشت. دعای شریف امام که طولانی‌ترین دعای سحر ماه رمضان است، از طریق او روایت شده و به همین علت دعای ابوحمزه ثمالی نام‌گذاری شده است.

او کتاب تفسیر القرآن را نوشته و رساله الحقوق امام سجاد علیه السلام را نیز روایت کرده است.

جمیع بزرگان علمای رجال، او را مورد اعتماد و ثقه دانسته اند.

**************

چند روایت درباره‌ی عظمت مقام ابوحمزه:

امام صادق علیه السلام فرمود: ابو حمزه در زمان خودش مانند سلمان در زمان خودش بود.

امام رضا علیه السلام فرموده اند: ابو حمزه ثمالی در زمان خودش مانند لقمان در زمان خودش بوده است.

روزی حضرت صادق علیه السلام به او فرمود: من هر گاه تو را می ببینم، احساس آرامش می کنم.

ابوبصیر نقل می کند که: روزی نزد حضرت صادق علیه السلام رفتم. امام فرمود: ابو حمزه ثمالی در چه حالی است؟
گفتم: وقتی از نزد او می‌آمدم بیمار بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، شیعه، اصحاب اهل بیت علیهم السلام، سلمان سلام الله علیه، حضرت لقمان علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 تیر 1393 :: نویسنده : ح و

انفاق فاطمه علیها سلام به صیاد

عربی از طایفه بنی سلیم به بیابان رفت و سوسماری را صید کرد آنرا در آستین گذاشت و به نزد رسول خدا آمد (او که مسلمان نبود وقتی نزدیک رسول خدا رسید) صدا زد: یا محمد یا محمد! رسول خدا هم در جوابش فرمود: یا محمد یا محمد! آن مرد گفت: (نعوذبالله) تو ساحر و دروغگوئی، آسمان بر کسی سایه نیفکنده که دروغگوتر از تو باشد تو گمان کرده ای که این جهان را خدائی است و تو از جانب او مبعوث شده ای؟ قسم به لات و عزی اگر طایفه من، مرا فرد عجولی نمی خواندند با یک ضربه شمشیر تو را می کشتم.

در این هنگام عمر (که مردی ترسو بود و در جنگها فرار می کرد)، موقعیت را غنیمت شمرد و پرید تا او را بگیرد.

رسول خدا فرمود: بنشین ای عمر، بردباری به نبوت بسیار نزدیک است سپس روی مبارک به آن مرد عرب کرد و فرمود ای برادر بنی سلیمی آیا این رسم مردان عرب است؟ که یا باید این چنین بما حمله کنی و در مجلس ما با این کلام درشت مواجه شوی؟ ای مرد بیابان نشین به خدائی که مرا به حق به رسالت مبعوث فرمود هر کسی به من ضرری برساند فردای قیامت به آتشی که شعله اش زبانه می کشد گرفتار گردد ای مرد عرب به خدا قسم اهل آسمانهای هفتگانه مرا احمد صادق می نامند ای مرد اسلام بیاور تا از آتش جهنم به سلامت باشی و در نفع و ضرر با ما همراه شوی و برای ما برادر گردی.

آن مرد عرب که هنوز کلمات شیرین رسول خدا در او اثر تامی نکرده بود به غضب آمد و گفت قسم به لات و عزی من ایمان نمی آورم مگر این سوسمار ایمان بیاورد و یک مرتبه سوسمار را از آستین بیرون آورد.

سوسمار که به زمین واقع شده بود شروع کرد به فرار کردن که رسول خدا صدا زد ای سوسمار جلو بیا همه اصحاب ایستاده اند و این منظره عجیب را نگاه می کنند، سوسمار جلو آمد. رسول خدا فرمود: ای سوسمار من کیستم؟ همه شنیدند که سوسمار به قدرت خداوند با زبان فصیح و تیز صدا کرد: تو محمد بن عبدالله پسر عبدالمطلب پسر هاشم پسر عبد منافی.

رسول خدا پرسید: ای سوسمار تو چه کسی را عبادت میکنی؟

سوسمار گفت: آن خدایی را که دانه را می شکافد و موجودات را خلق کرده است. هم او که ابراهیم را خلیل و دوست خود خواند و تو را ای محمد برای دوستی خود برگزید.

این جریان آن چنان مرد اعرابی را به تعجب و حیرت انداخته بود که شروع کرد به افشاء اشعاری درباره رسول خدا به این مضمون که ای رسول خدا تو دروغگو نیستی بلکه تو صادق و هدایتگری و برای ما دینی براساس حق آورده ای، برای من دلیل واضح و آشکاری آوردی و من به صدق گفتار تو اعتراف دارم ... سپس دست در دست رسول خدا گذاشت و گفت اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله.

سپس رسول خدا به اصحاب رو کردند و فرمودند: به این مرد اعرابی سوره هایی از قرآن بیاموزید. چند سوره ای از قرآن به او آموختند، بعد رسول خدا فرمود: ای اعرابی آیا مالی هم داری؟

گفت: به خدا ما بنی سلیم چهار هزار نفریم که از من فقیرتر در بین آنها نیست.

رسول خدا به اصحاب فرمود: کیست ناقه ای به این بدهد تا من ضمانت کنم برای او ناقه ای از بهشت را؟

سعد بن عباده گفت: پدر و مادرم فدایت باد من ناقه ای ده ماهه دارم آنرا به این مرد می دهم. رسول خدا وصف آن ناقه بهشتی را برای سعد بیان کرد.

سپس رسول خدا رو به اصحاب کرده فرموده کیست عمامه ای به این مرد بدهد تا من ضمانت کنم برای او تاج تقوی را؟

امیرالمومنین علیه السلام عرضه داشت پدر و مادرم فدایت باد، تاج تقوی چیست؟ رسول خدا صفت آن تاج را بیان کرد، امیرالمؤمنین دست برد و عمامه از سر خود برداشت و بر سر آن مرد گذاشت.

و باز رسول خدا فرمود: کیست توشه ای به این مرد بدهد تا من ضمانت کنم برای او توشه تقوی را؟

سلمان فارسی بلند شد و عرضه داشت زاد تقوی چیست؟ فدای تو باد پدر و مادرم.

رسول خدا فرمود: ای سلمان روزی که دیگر آخرین روز عمر توست خدای تعالی به تو تلقین می کند که بگو لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله اگر این شهادت را گفتی، مرا ملاقات خواهی کرد و من نیز تو را ملاقات می کنم و اگر نگفتی دیگر ملاقاتی برای تو نیست.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت زهرا سلام الله علیها، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، سلمان سلام الله علیه، معجزات اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 بهمن 1392 :: نویسنده : ح و

اشتیاق بهشت به امام علی علیه السلام

انس بن مالک می گوید: روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: بهشت مشتاق به چهار نفر از امت من است. ولی من نتوانستم از پیامبر بپرسم که آنان چه کسانی هستند.
نزد ابوبکر رفتم و خبر را گفتم و به او پیشنهاد دادم که از پیامبر بپرسد آنان چه کسانی هستند. اما ابوبکر پاسخ داد: من می ترسم از آنها نباشم، آن‌گاه افراد قبیله‌ام (بنوتمیم) مرا سرزنش کنند.
نزد عمر رفتم و خبر را گفتم. او هم گفت: می ترسم از آنها نباشم، آنگاه افراد قبیله ام ( بنوعدی ) مرا سرزش کنند.
نزد عثمان رفتم و ماجرا را تعریف کردم. او هم گفت: می ترسم از آنها نباشم و بنی امیه سرزنشم کنند.

آن‌گاه نزد علی علیه السلام رفتم و به او خبر دادم. او گفت: به خدا سوگند، از پیامبر می‌پرسم. اگر من هم از آن چهار نفر بودم، خداوند عزیز و بزرگ را سپاس می گویم و اگر از آنها نبودم از خداوند می خواهم که مرا از آنان قرار دهد و آنان را دوست بدارم.
آن‌گاه نزد رسول خدا رفت. من هم همراه او بودم. هنگامی که به حضور پیامبر رسیدیم، دحیه کلبی آنجا بود.
دحیه با دیدن علی علیه السلام، برخاست و بر او سلام کرد.
پیامبر به علی فرمود: او را شناختی؟
علی علیه السلام گفت: دحیه کلبی بود.
پیامبر فرمود: او جبرئیل بود.
حضرت علی گفت: پدر و مادرم به فدایت ای رسول خدا. انس به من خبر داد که شما گفته ‌اید بهشت مشتاق چهار نفر از امتم است. آنها چه کسانی هستند؟
رسول خدا با دست به حضرت علی علیه السلام اشاره کرد و سه مرتبه فرمود: به خدا سوگند، تو نخستین آنها هستی.
حضرت علی علیه السلام پرسید: سه نفر دیگر چه کسانی هستند؟
پیامبر فرمود: مقداد و سلمان و ابوذر.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 40، ص 11، حدیث 26 -------- کشف الیقین

 





نوع مطلب : حضرت علی علیه السلام، ابوبکر، عمر، عثمان، سلمان سلام الله علیه، مقداد سلام الله علیه، ابوذر سلام الله علیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic