تبلیغات
داستانهای مذهبی - مطالب هارون الرشید
 
داستانهای مذهبی

پنهان کردن دستگیری امام کاظم علیه السلام

وقتی هارون متوجه جایگاه حساس امام موسی کاظم (ع) در جامعه اسلامی شد، برای دستگیری او و کنترل امور، شخصاً به میدان آمد. او پس از انجام حج به مدینه آمد و برای صحنه سازی و مقدّس نمایی کنار قبر رسول خدا (ص) رفت و گفت: ای پیامبر! من بابت کاری که انجام خواهم داد، از شما معذرت می‌خواهم. تصمیم گرفته ام موسی بن جعفر را زندانی کنم چرا که میان امت تو تفرقه انداخته و می خواهد خون به پا کند!!

سپس دستور داد امام را دستگیر کنند و دو محمل سرپوشیده به راه اندازند؛ یکی به سوی بصره و دیگری به سمت کوفه برود تا مردم متوجه نشوند امام به کجا منتقل می‌شود.

و به این ترتیب، حبس و شکنجه و تبعیدهای مکرر امام هفتم آغاز شد و سرانجام با شهادت مظلومانه او به پایان رسید.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 232، ح 38 از غیبت شیخ طوسی.

منتهی الامال باب نهم فصل 5.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پاسخ دندان شکن امام کاظم علیه السلام به هارون

روزی موسی بن جعفر علیه السلام به دارالاماره (قصر هارون) رفت.

هارون پرسید: اینجا چه جور جایی است؟

امام فرمود: اینجا خانه فاسقین است. سپس این آیه را تلاوت فرمود: سأَصرِف عَنْ ءَایَتیَ الَّذِینَ یَتَکَبرُونَ فی الاَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَ إِن یَرَوْا کلَّ ءَایَةٍ لا یُؤْمِنُوا بهَا وَ إِن یَرَوْا سبِیلَ الرُّشدِ لا یَتَّخِذُوهُ سبِیلاً وَ إِن یَرَوْا سبِیلَ الْغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سبِیلاً ... (اعراف/146) (به‌زودی آنان که در زمین بدون هیچ حقی تکبر ورزیدند، از آیات من روی‌گردان می شوند؛ آنان که هر آیه ای ببینند، ایمان نمی آورند؛ اگر راه رشد را بیابند به آن اعتنا نمی کنند و اگر راه انحراف و ستم را پیدا کنند، آن را می پیمایند.)

هارون گفت: پس اینجا از آنِ چه کسی است؟

امام فرمود: پس از مدتی، برای شیعیان ماست؛ اما برای دیگران مایه بلا و آزمایش بوده و هست.

هارون بلند گفت: چرا صاحبخانه نمی آید آن را تحویل بگیرد.

امام فرمود: این حکومت در حالی غصب شده است که آباد و سر پا بوده و روزی پس گرفته خواهد شد که آباد کردنش ممکن باشد. (روز ظهور قائم آل محمد علیه السلام)

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 138، ح 12 از تفسیر عیاشی.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مطالبه فدك از مهدى عباسى توسط امام كاظم (ع)

 مهدى عباسى سومین طاغوت عباسى، براى سرپوش گذاشتن بر جنایات خود، روزى اعلام كرد، مى خواهم مظالم عباد و حقوقى كه مردم برگردن من دارند، به صاحبانشان بپردازم، امام كاظم (ع) این اعلام را شنید، براى استرداد فدك (كه مال فاطمه (س) و سپس فرزندان فاطمه (س) بود)، نزد مهدى عباسى آمد، اینك به گفتگوى آنها توجه كنید:

امام كاظم: چرا آنچه را كه به زور از ما گرفته شده، به ما بر نمى گردانی؟

مهدى عباسی: موضوع چیست؟

امام كاظم: خداوند متعال هنگامى كه فدك (1) و حومه آن را  كه در دست یهودیان بود، براى پیامبرانش فتح نمود، بر آن اسب و شتر رانده نشد (یعنى بدون جنگ در اختیار مسلمانان افتاد)، خداوند این آیه  26 اسراء  را بر پیامبرش نازل كرد: و آت ذاالقربى حقه (و حق نزدیكان را بپرداز).

پیامبر (ص) ندانست كه منظور از نزدیكان چه كسانى هستند، از جبرئیل پرسید، جبرئیل هم از خدا پرسید، خداوند  توسط جبرئیل به پیامبر (ص) وحى كرد، فدك را به فاطمه (س) بده، پیامبر (ص) فاطمه (س) را طلبید و به او فرمود: اى فاطمه! خداوند به من امر كرده تا فدك را به تو بدهم.

فاطمه (س) عرض كرد: اى رسول خدا! من هم از شما و از خدا پذیرفتم، تا زمانى كه پیامبر (ص) زنده بود، وكیل هاى پیامبر (ص) در سرزمین فدك  مشغول كار  بودند پس از رحلت پیامبر (ص) هنگامى كه ابوبكر، زمام حكومت را بدست گرفت، وكلاى فاطمه (س) را از سرزمین فدك بیرون كردند. فاطمه (س) به عنوان اعتراض نزد ابوبكر رفت و فرمود: فدك را به من باز گردان!

ابوبكر گفت: شخص سیاه یا سرخ پوستی (هر كه باشد) نزد من بیاور، تا گواهى دهند.

فاطمه (س)، امیرمؤمنان على (ع) و ام ایمن را نزد ابوبكر برد و آنها به نفع فاطمه (س) گواهى دادند، ابوبكر تصدیق كرد و سندى نوشت كه فدك از آن فاطمه است و كسى او را از فدك باز ندارد.

فاطمه (س) از نزد ابوبكر خارج شد و نامه سند و رد فدك را همراه داشت، در راه به عمر برخورد كرد، عمر گفت: اى دختر محمد (ص) همراه تو چیست؟

فاطمه (س) فرمود: نامه اى است كه پسر ابوقحاقه (ابوبكر) برایم نوشته است.

عمر گفت: آن را به من نشان بده.

فاطمه (س) دستخط  آن را به او نشان داد.

عمر، آن نامه را از دست فاطمه (س) گرفت و خواند، سپس روى آن آب دهان انداخت و آن را پاك كرد و پاره نمود و به فاطمه (س) گفت: این فدك را پدرت با راندن اسب و شتر نگرفته است تا تو بخواهى ریسمان بر گردن ما بگذاری (یعنى پدرت براى بدست آوردن آن جنگ نكرده و زحمت نكشیده، تا زحمت پدر را به رخ ما بكشى و ما را محكوم كنی.)

مهدى عباسى: اى ابوالحسن (امام كاظم) حدود فدك را براى ما مشخص كن، تا آن را به تو باز گردانم.

امام كاظم: حد اول آن،  كوه احد  است و حد دوم آن  عریش ‍ مصر  است، حد سوم آن  سیف البحر (حدود شام و سوریه) است و حد چهارمش دومة الجندل (بین شام و عراق) است. (به عبارت دیگر زمام حكومت همه جهان اسلام باید در دست ما باشد.)

مهدى عباسى: همه اینها جزء فدك است؟

امام كاظم: آرى همه اینها جزء فدك است و همه اینها از سرزمین هایى است كه رسول خدا (ص)، اسب و شتر بر آن نرانده است. (بلكه بودن جنگ در اختیار مسلمانان قرار گرفته است. (2)

مهدى عباسى: این همه، مقدار زیادی است، باید در این باره اندیشید. (3)

 

منابع:

1- فدك؛ سرزمین مزروعى حاصل خیزى بود كه در نزدیكى خیبر در 140 كیلومترى مدینه قرار داشت و نقطه اتكا و پشتوانه اقتصادى یهودیان حجاز بود و بخشى از خیبر به شمار مى آمد كه در سال هفتم هجرت، پس از فتح خیبر، در اختیار پیامبر اسلام (ص)  قرار گرفت.

2- باید توجه داشت كه مطابق آیه 6 و 7 سوره حشر، سرزمینهایى كه پیامبر (ص) بدون جنگ و رنج، از كفار گرفته، به نام  فییء خوانده مى شود و اختیار آن با شخص پیامبر (ص) است و او مى تواند، آن را در اختیار كسى كه به حق جانشین او است قرار دهد.

3- باب الفیى و الانفال ...حدیث 5، ص543 - ج 1 - مطابق بعضى از روایات، امام كاظم (ع)  نظیر همین مناظره را با هارون (پنجمین خلیفه عباسی) نمود، هارون گفت  همه را جزء فدك ساختى، پس براى ما چیزى باقى نماند؟
امام كاظم فرمود: من كه در آغاز گفتم، اگر حدود فدك را مشخص كنم در اختیار من نخواهى گذاشت.

در همین هنگام هارون تصمیم كشتن آن حضرت را گرفت  مناقب آل ابیطالب ج 4، ص321.





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، هارون الرشید، ابوبکر، عمر، خشونت عمر، فدک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 مهر 1394 :: نویسنده : ح و

تصریح امام رضا (ع) به امامت خود

صفوان بن یحیى مى گوید: پس از شهادت امام كاظم علیه السلام، حضرت رضا (ع) درباره امامت خود صریحا سخن گفت. ما از آشكار شدن این امر، بر جان حضرت ترسیدیم كه مبادا هارون به او آسیب برساند.

شخصى به امام رضا (ع) عرض كرد: شما امر بسیار مهمى را آشكار نمودید و ما ترس آن داریم كه از ناحیه این طاغوت (هارون) به شما گزندى برسد.

امام رضا (ع) فرمود: او (هارون) هرچه مى خواهد تلاش كند، ولى بر من راهى ندارد.

منبع:

باب مولد ابى الحسن الرضا (ع)، حدیث 2، ص 487.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ناکامی هارون در پنهان کردن شهادت امام کاظم علیه السلام

پس از آنکه سِندی بنِ شاهِک به دستور هارون الرشید امام موسی کاظم علیه السلام را با خرمای زهرآلود مسموم ساخت، پیکر نیمه جان امام را از زندان به منزلی مجلل و مناسب منتقل کرد. سپس هشتاد نفر از بزرگان شهر را دعوت نمود و کنار بستر امام برد و گفت: بنگرید که او در چه جای خوبی زندگی می کند. پس اینکه مردم می پندارند او در زندان و تحت فشار است، سخن صحیحی نیست. خلیفه هیچ نظر بدی نسبت به او ندارد و منتظر خوب شدن حال وی است تا با هم به مذاکره بنشینند. موسی کاظم فعلاً دوره نقاهت را در این فضای مناسب می گذراند.

امام در حالی که بزرگان به سیمای آرام او می نگریستند، لب باز کرد و فرمود: وضعیت فعلی مرا می بینید، ولی بدانید که مرا با 9 خرمای زهرآلود، مسموم ساخته اند و فردا پیکرم بر اثر زهر، کبود می شود و روز بعد، از دنیا خواهم رفت.

امام با این افشاگری، همه این ظاهرسازی ها را به هم ریخت؛ و سندی بن شاهک از شرم و ترس، مثل چوب خشک می لرزید.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 212، ح 10 بنقل از عیون و امالی.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خبر امام رضا (ع) از حوادث آینده و تحقق آن

یكى از اصحاب حضرت رضا (ع) مى گوید: در آن سالى كه هارون به مكه رفت، حضرت رضا (ع) نیز به قصد حج از مدینه خارج شد، در مسیر راه در جانب چپ جاده، به كوهى رسید، كه نام آن كوه فارع بود، حضرت رضا (ع) فرمود: بنا كننده ساختمان در این كوه و ویران كننده آن كشته مى شود و قطعه قطعه مى گردد.

ما نفهمیدیم كه منظور حضرت رضا (ع) چیست. هنگامى كه حضرت رضا (ع) از آنجا به سوى مكه رفت، كاروان هارون به آنجا رسید، و در آنجا بار انداخت. جعفر برمكی (شخصیت برجسته دربار هارون) كه در آن كاروان بود، بالاى كوه رفت و دستور داد در آنجا ساختمانى بنا كنند.

سپس كاروان به سوى مكه رهسپار شدند، پس از مراسم حج هنگام مراجعت، وقتى كه كاروان هارون به پاى كوه  فارع رسیدند، جعفر برمكى بالاى آن كوه رفت و دید طبق دستور قبلى، ساختمان ساخته شده است، دستور داد آن را ویران نمودند.

هنگامى كه كاروان هارون به بغداد بازگشت. بر اثر خشم هارون بر برمكیان، زندگى برمكیان تارومار شد، عده اى از آنها كشته و عده اى دربدر شدند. جعفر برمكى كشته شد و بدنش را قطعه قطعه نمودند.

منبع:

باب مولد ابى الحسن الرضا(ع) ، حدیث 5، ص 488 ج1.





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پاسخ روشنگرانه امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید

روزی هارون از امام کاظم علیه السلام پرسید: چرا به شیعیانت نمی‌گویی به تو "پسر رسول خدا" نگویند؟ شماها پسران علی علیه السلام هستید، و فرزند به پدرش نسبت داده می‌شود نه به مادرش.

امام فرمود: جواب این سوال را نخواه.

هارون گفت: حتماً باید جواب بدهی.

امام فرمود: در امان هستم؟

هارون گفت: آری.

امام شروع به تلاوت قرآن نمود: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و وهبنا له اسحاق و یعقوب کلا هدینا و نوحا هدینا من قبل و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف وموسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی والیاس کل من الصالحین. (سوره انعام: آیه 84-85)

ترجمه:و به او (ابراهیم) اسحاق و یعقوب را عطا کردیم و هدایت نمودیم، و نیز نوح را قبل از آنان به راه نجات هدایت کردیم، همچنین فرزندانش، داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را، و این چنین پاداش نیکوکاران را می دهیم و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را، که همگی از صالحان بودند.

سپس امام پرسید: پدر عیسی کیست؟

هارون گفت: عیسی پدر ندارد؛ او معجزه الهی است.

امام فرمود: پس در این آیه، عیسی از جانب مادر، فرزند نوح و ابراهیم معرفی شده. ما هم از طرف مادرمان فاطمه زهرا سلام الله علیها فرزند پیامبر هستیم.

هارون گفت: احسنت! بیشتر بگو.

امام فرمود: در ماجرای مباهله با مسیحیان نجران، خدا دستور داد پیامبر با پسران، زنان و کسانی که مثل جان او هستند، برای نفرین حاضر شود. و همه می دانند که پیامبر، فاطمه و علی و حسن و حسین را همراه خود برد. معلوم می‌شود حسن و حسین به تایید خدا و رسولش فرزندان پیامبرند. (چون در آنجا، طبق آیه قرآن قرار می شود، فرزندان و زنان و خودشان را دعوت کنند و طبق عملکرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، فرزندان بر حسنین علیهماالسلام و زنان بر حضرت زهرا سلام الله علیها و خودشان هم بر حضرت علی علیه السلام، منطبق می گردد.)

هارون گفت: یک سوال دیگر، چرا می گویی از اموال پیامبر، چیزی از فدک به عباس که عموی او بود، به ارث نمی رسد و تمام فدک فقط باید به فاطمه زهرا می رسیده؟(هارون مثل تمام خلفای بنی عباس از نسل عباس است، یعنی مقداری از فدک مال من که از نسل عباس هستم، می باشد).

امام فرمود: پیامبر برای بستگانش که می‌توانستند از مکه به مدینه هجرت کنند و نکردند و همچنان در بین مشرکان مکه باقی ماندند، حقی برای ارث تعیین نکرد (پس ارثی به عباس نمی رسد). عباس هم در جنگ با رسول خدا در جمع مشرکان حاضر بود و اسیر شد و از دادن فدیه برای آزادی خود خودداری کرد و گفت هیچ مالی ندارم. ولی جبرئیل به پیامبر خبر داد او اموالش را نزد همسرش ام الفضل مخفی کرده؛ و عباس اینجا بود که به حقانیت پیامبر و ارتباطش با عالم غیب پی برد و ایمان آورد.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 122.

 





نوع مطلب : پنج تن آل عبا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، جواب دندان شکن، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، مناظره، بنی عباس، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ناکامی هارون در اقرار گیری از امام کاظم علیه السلام

امام کاظم علیه السلام در مدّتی که در زندان بود، تلاش هارون برای کشتن او عقیم می ماند و موقعیت اجتماعی اش روز به روز بالاتر می رفت.

هارون در نقشه ای جدید تصمیم گرفت با اقرارگیری از امام (به بهانه آزادسازی) مجرمیّت او را ثابت کند و طرح ترور را راحت تر اجرا نماید. برای همین، روزی به یحیی خالد برمکی گفت: به زندان برو و با محبّت تمام به موسی کاظم بگو پسر عمویت (هارون) قبلا قسم خورده که تا به جرم خودت اعتراف نکنی و از او درخواست عفو ننمایی، آزادت نکند. این اقرار و طلب بخشش برای تو ضرری نخواهد داشت. جمله کوتاهی بگو و خود را آزاد ساز!

یحیی همین سخنان را به امام عرض کرد و امام در جوابش فرمود: شهادت من نزدیک است و بیش از یک هفته زنده نخواهم بود. به هارون بگو پیکر من تا روز جمعه پیش تو می آید و به زودی فردا که در پیشگاه عدل الهی سر پا نگه داشته شدی، خواهی دانست که ظالم و گنهکار کیست و مظلوم کیست. والسلام.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 230، ح 37 از مناقب و غیب شیخ طوسی.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 23 اسفند 1393 :: نویسنده : ح و

ثواب زیارت حضرت رضا علیه السلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: به زودی پاره تن من در خراسان مدفون خواهد شد. هر غمزده ای او را زیارت کند، خداوند اندوه و سختی او را برطرف می ‌کند و هر گناهکاری به زیارتش برود، خداوند گناهانش را می ‌آمرزد.

و نیز خود حضرت رضا علیه السلام فرمود: هر کس مرا در این شهر غریب زیارت کند، من در سه جا در روز قیامت نزد او خواهم آمد و او را از ترس رهائی می ‌بخشم: وقتی نامه‌ های اعمال را به دستش می‌ دهند؛ هنگام عبور از صراط؛ و هنگامی که اعمال را در ترازوی اعمال قرار می‌ دهند.

اباصلت هروی می‌گوید: روزی حضرت رضا علیه السلام وارد مقبره هارون شد و با دست مبارکش خطی در کنار قبر هارون کشید و فرمود:  اینجا تربت من است و من در اینجا مدفون خواهم شد. خداوند اینجا را به زودی محل رفت و آمد شیعیان و دوستداران من قرار می دهد. به خدا قسم هرکس از شیعیان و دوستدارانم مرا زیارت کند یا به من سلام دهد، خداوند بخشش و رحمت خود را بر او واجب می کند و این به دلیل شفاعت ما اهل بیت است.

و نیز حضرت امام محمد جواد علیه السلام فرمود: هر کس قبر پدرم را در طوس زیارت کند، خداوند گناه آینده و گذشته اش را می آمرزد و در روز قیامت، در مقابل منبر رسول خدا برای او منبری می گذارند و او همچنان روی آن منبر است تا حساب مردم تمام شود و به هیچ وجه سختی حساب را نمی‌ چشد.

و نیز فرمود: هر کس به زیارت پدرم برود و در راه، از باران یا سرما و گرما آزار ببیند، خداوند بدنش را بر آتش جهنم حرام می فرماید.

و در روایت دیگری فرمود: در بین دو کوه طوس زمینی است که از بهشت برداشته شده. هر کس در آن داخل شود، در روز قیامت از آتش در امان است.

منابع:

بحارالانوار، ج 49، ص 33 و 34، ح 10و 12 و 13.

از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 257- 259.

امالی صدوق، ص 119 121.

بحارالانوار، ج 49، ص 36، ح 20 و 22.

بحارالانوار، ج 49، ص 37، ح 24.

از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 256.

 





نوع مطلب : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، امام رضا علیه السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


زمینه چینى برادر زاده امام كاظم علیه السلام براى كشتن آن حضرت

على بن جعفر (برادر امام كاظم) مى گوید: براى عمره ماه رجب در مكه بودیم كه محمد بن اسماعیل بن امام صادق (برادر زاده امام كاظم) نزد من آمد و گفت: عمو جان تصمیم دارم به بغداد مسافرت كنم، دوست دارم با عمویم موسى بن جعفر علیه السلام خداحافظى كنم، دلم مى خواهد تو نیز همراه من باشی.

من با او به حضور امام كاظم رفتیم، دیدم امام كاظم علیه السلام پارچه رنگ كرده اى به گردنش بسته بود، و پائین آستانه در نشست، و من خم شدم و سرش را بوسیدم و عرض كردم: برادر زاده، محمد بن اسماعیل  مى خواهد به مسافرت برود، اینك آمده تا با شما خداحافظى كند.

فرمود: بگو بیاید، من او را كه در كنار ایستاده بود، صدا زدم، نزدیك آمد و سر حضرت را بوسید و گفت: قربانت مرا سفارشى كن و به من پند و موعظه بفرما.

امام كاظم علیه السلام   به محمد بن اسماعیل فرمود: اوصیك ان تتقى الله فى دمی. (به تو سفارش مى كنم كه درباره خون من، از خدا بترسى  و باعث ریختن خون من نگردی).

محمد گفت: هر كس درباره تو بدى كند، به خودش مى رسد، سپس براى بدخواه امام علیه السلام نفرین كرد.

بار دیگر محمد، سر عمویش امام كاظم علیه السلام را بوسید و گفت مرا موعظه كن.

امام بار دیگر فرمود: تو را سفارش مى كنم كه درباره خون من از خدا بترسی.

او باز همان سخن را تكرار كرد، و براى بار سوم، سر امام را بوسید و گفت: اى عمو! مرا موعظه كن.

امام كاظم براى سومین بار به او فرمود: تو را درباره خون خودم سفارش ‍ مى كنم كه از خدا بترسی.

محمد بن اسماعیل، باز بر بدخواه امام نفرین كرد.

على بن جعفر مى گوید: در این هنگام برادرم امام كاظم علیه السلام به من فرمود: اینجا باش، من ایستادم، حضرت به اندرون رفت و مرا صدا زد، نزدش ‍ رفتم، كیسه اى كه محتوى صد دینار بود به من داد و گفت: این پول را به پسر برادرت محمد بده، تا كمك خرجش در صفر باشد، دو كیسه دیگر نیز داد و فرمود: همه را به او بده .
عرض كردم: اگر طبق آنچه فرمودى، از او مى ترسى، پس چرا او را بر ضد خود كمك مى كنی؟

فرمود: هر گاه من صله رحم كنم، ولى او قطع رحم نماید، خدا رشته عمرش را قطع مى كند، سپس سه هزار درهم دیگر كه در همیانى بود داد و فرمود: به او بده.

على بن جعفر مى گوید: من نزد محمد بن اسماعیل رفتم، كیسه اول صد دینار را دادم، بسیار خوشحال شد و براى عمویش امام كاظم علیه السلام دعا كرد، كیسه دوم و سوم را دادم، به گونه اى خوشحال شد كه گمان كردم دیگر به بغداد نمى رود، باز سیصد درهم به او دادم.

ولى در عین حال او به بغداد نزد هارون رفت و گفت: گمان نمى كردم در روى زمین دو خلیفه باشد، تا اینكه دیدم مردم به عمویم، موسى بن جعفر (ع)  به عنوان خلافت، سلام مى كنند و به این ترتیب سخن چینى كرد و هارون را بر ضد امام كاظم علیه السلام برانگیخت.

هارون صد هزار درهم براى او فرستاد، ولى خداوند او را به بیمارى ذبحه (درد شدید گلو شبیه دیفترى) گرفتار كرد، كه نتوانست به یك درهمش بنگرد و آن را به مصرفش برساند، به این ترتیب مرد.

منبع:

باب مولد الحسن موسى بن جعفر(ع )، حدیث 8، ص 485 - ج 1






نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، صله رحم، بذل و بخشش، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام کاظم علیه السلام و نجات از زندان هارون

فضل بن ربیع، حاجب مخصوص هارون الرشید، می گوید: مسرور، مأمور مخصوص هارون، در نیمه های شب، بدون اجازه وارد خانه من شد و گفت: هارون تو را احضار کرده است.

ترسیدم، وقتی نزد هارون رفتم دیدم در بستر خود نشسته است. مرا که دید گفت: ترسیده‌ای؟

گفتم: آری.

گفت: سریع به زندان برو و موسی بن جعفر را آزاد کن و مبلغ سی هزار درهم به همراه پنج خلعت گرانبها و سه مرکب راهوار به او عطا کن و پیام مرا برسان که اختیار با شماست؛ می‌خواهید نزد ما باشید، می‌خواهید به هر شهری که مورد نظرتان است، بروید.

من که سابقه دشمنی سرسختانه او را با موسی بن جعفر می‌دانستم با تعجب گفتم: آیا به راستی دستور آزادی او را می‌دهید؟

هارون گفت: آری.

من از ترس پشیمانی بعدی او و مشکل شدن کار خودم سه بار این سوال را تکرار کردم.

هارون گفت: وای بر تو! آیا می خواهی پیمان‌شکنی کنم!؟

گفتم: کدام پیمان؟!

گفت: هم اکنون خواب وحشتناکی دیدم، مأمور هولناک الهی روی سینه ام نشسته بود و گلوی مرا به سختی می‌فشرد و فریاد می زد: چرا موسی بن جعفر را ظالمانه به زندان افکنده ‌ای!؟  من با او پیمان بستم که رهایم سازد تا من امام را رها کنم و او را اکرام نمایم.

او از من پیمان الهی گرفت و رهایم کرد. اینک آنچه را گفتم زود انجام بده.

وقتی به زندان آمدم، امام به نماز مشغول بود. صبر کردم تا نمازش تمام شد و پیام هارون را رساندم.

امام با قاطعیت فرمود: من احتیاجی به خلعت و مرکب و پولی که آلوده به حقوق امّت است ندارم.

امام را قسم دادم که اموال را برنگرداند و این ظالم طاغی را عصبانی نسازد.

آن‌گاه به امام گفتم: به خاطر این مژده آزادی، که برایتان آوردم، بگویید رمز این عمل هارون چه بود.

امام فرمود: شب چهارشنبه بود که رسول خدا را در خواب دیدم. پیامبر سه بار فرمود: ای موسی! تو مظلومانه به زندان افتاده ای. سپس آیه 111 سوره انبیا را قرائت فرمود: و ان ادری لعله فتنه لکم و متاع الی حین (این امتحان الهی و فرصتی محدود برای دشمنان است.) آن‌گاه فرمود: فردا و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیر و روز آخر، وقت افطار، 12 رکعت نماز بخوان، در هر رکعت یک حمد و 12 بار سوره توحید، و پس از آنکه رکعت چهارم تمام شد، در سجده بگو "یا سابق الغوث یا سامع کل صوت یا محیی العظام و هی رمیم بعد الموت اسالک بسمک العظیم الاعظم ان تصلی علی محمد عبدک و رسولک و علی اهل بیته الطبین الطاهرین و ان تعجل لی الفرج مما انا فیه.)

امام کاظم علیه السلام فرمود: آنچه دیدی نتیجه اجرای دستور پیامبر بود.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 213، ح 14، بنقل از عیون.






نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، دعاهای اهل بیت علیهم السلام، مستجاب الدعوه بودن اهل بیت علیهم السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام کاظم علیه السلام و تشریح مرزهای سیاسی فدک

روزی هارون الرشید به موسی بن جعفر علیه السلام گفت: فدک را پس بگیرید تا بنی عباس به اهل بیت رسول خدا بدهکاری ظاهری هم نداشته باشد.

امام فرمود: من فدک را تمام و کمال پس می‌گیرم، نه ناقص و نیم ‌بند.

هارون گفت: بسیار خوب. مرزهای فدک را بیان کنید تا بگویم تحویل دهند.

امام فرمود: اگر مرزهای آن را مشخص کنم، تحویل نخواهی داد.

هارون گفت: قسم به جدت رسول خدا، فدک را تمام و کمال واگذار می ‌کنم.

امام مرزهای فدک را مرزهای جهان اسلام معرفی کرد و فرمود: مرز اول، سرزمین عدن است. (شهری بر لبه خلیج عدن که در کناره دریای عمان و پائین بحر احمر واقع است). مرز دوم فدک سمرقند است. (شهری که در منطقه آسیای میانه (ازبکستان فعلی) قرار دارد.) مرز سوم فدک آفریقاست و مرز چهارم فدک "سیف البحر".( در کنار دریا و منطقه ارمینیه واقع در بالای حاشیه شمالی ایران)

هارون گفت: تو که چیزی برای ما باقی نگذاشتی! پس تو بیا جای من بنشین!

امام فرمود: من که گفته بودم اگر حدود فدک را مشخص کنم، پس نخواهی داد!

پس از این گفتگو بود که هارون فهمید امام همچنان در اندیشه نجات جهان اسلام از زیر سیطره خلافت غاصبانه است و در صورت امکان همان شیوه سیاسی مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها و پدرش را در پیش می ‌گیرد. به همین جهت او را به شهادت رساند.

منابع:

بحار الانوار، ج 144، ح 20 از مناقب ـ المجد.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، شهادت معصومین علیهم السلام، فدک، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 6 شهریور 1393 :: نویسنده : ح و

اخبار امام رضا (ع) از آینده

شخصى به نام مسافر مى گوید: هنگامى كه هارون بن مسیب تصمیم گرفت با محمد بن جعفر بجنگد، امام رضا (ع) به من فرمود: نزد مسیب برو و بگو: فردا براى جنگ، بیرون نرو، كه اگر بیرون رفتى شكست مى خورى و یارانت كشته مى شوند، اگر پرسید: از كجا مى دانى بگو در خواب دیده ام.

مسافر مى گوید: نزد مسیب رفتم و موضوع را به او گفتم، گفت : از كجا مى دانى؟

گفتم: در خواب دیده ام.

مسیب گفت: خواب دیدن كسى كه با ماتحت نشسته مى خوابد، اعتبار ندارد.

او آن روز به جنگ رفت و شكست خورد و یارانش كشته شدند.

************

نیز مسافر مى گوید: در سرزمین منى همراه امام رضا (ع) بودم، یحیى بن خالد برمكى (وزیر هارون) در حالى كه سرش را پوشیده بود تا گرد و غبار به او نرسد، از جلو ما رد شد، حضرت رضا (ع) تا او را دید، فرمود:
 مساكین لا یدرون ما یحل بهم فى هذه السنة. این بیچاره ها نمى دانند كه در همین سال چه بر سرشان مى آید؟ از گرد و غبار، خود را مى پوشانند ولى نمى دانند كه به زودى به خاك سیاه مى نشینند
سپس فرمود: و عجبتر از این، اینكه من و هارون این چنین (و دو انگشتش را بهم چسبانید) نزدیك هم قرار مى گیریم.

همانگونه كه حضرت فرموده بود، همان سال ، هارون بر  برمكیان   غضب كرد، و سران آنها كشته شدند و به خاك سیاه نشستند.

مسافر مى گوید: سوگند به خدا، سخن دوم حضرت رضا (ع) را در مورد نزدیك شدن با هارون نفهمیدم، تا آن وقت كه جنازه امام رضا (ع) را كنار قبر هارون به خاك سپردند.

منبع:

اصول کافی - باب مولد ابى الحسن الرضا(ع) ، حدیث 9 و 10، ص 491 - ج 1.





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام کاظم علیه السلام و شکستن ابهت هارون در حج

مقدمه

هارون الرشید همچون سایر خلفای غاصب برای تحمیق مردم به ظاهرسازی و مراعات آداب دینی در برابر چشم مردم اهتمام فراوان داشت. از این رو گاهی با طمطراق و جلال در مراسم حج شرکت می‌کرد تا در خلال آن به دهها هدف سیاسی، اجتماعی، اطلاعاتی خود دست یابد. ولی از طرفی چون حضور در بین مردم احتمال خطر و ترور را در پی داشت غالباً محافظان بسیاری او را همراهی می‌کردند. در یکی از این سفرها امام کاظم علیه السلام با چهره ای ناشناخته در آنجا حضور داشتند.

پاسخ امام به نگهبان هارون

فضل بن ربیع (نگهبان مخصوص هارون) می‌گوید: در حالی که اطراف خانه خدا را مأمورین محاصره کرده بودند و کسی را اجازه طواف نمی دادند، هارون با شکوه ظاهری تمام وارد مطاف (حد فاصل بین کعبه و مقام ابراهیم) در گرداگرد کعبه شد تا طواف خود را آغاز کند. در این هنگام عربی ناشناس پیش از وی درون مطاف شده و شروع به طواف کرد. مأمور مخصوص جلوی او را گرفت. مرد عرب با جرأت و رشادت تمام وی را کنار زد و گفت: خداوند این مکان را برای همه یکسان قرار داده و در قرآن فرموده است: سواء العاکف فیه و الباد (مقیم و مسافر همه و همه در این جا مساویند).

هارون برای اینکه قضیه بیخ پیدا نکند و کار بدتر نشود، به مأمور مخصوص اشاره کرد و گفت: کاری به او نداشته باشید. بگذارید طوافش را بکند.

آن عرب زودتر از هارون حجرالاسود را استلام کرد و پشت مقام ابراهیم به نماز ایستاد. به ناچار هارون پس از وی استلام حجر کرد و پشت مقام، پشت سر آن عرب به نماز ایستاد. ولی خشمگین شده بود. هارون پس از نماز، آن عرب را احضار کرد.

نگهبان ویژه پیش آن مرد عرب آمد و گفت: بیا که خلیفه با تو کار دارد.

آن مرد گفت: من با او کاری ندارم، اگر او کاری دارد بیاید.

هارون از جای برخاست و نزد آن مرد آمد و با قیافه حق به جانب گفت: اجازه هست بنشینم؟

او گفت: این جا خانه من نیست. خانه خداست که برای بند گانش مقرّر فرمود. می خواهی بنشین، نمی خواهی برو.

هارون نشست و با تندی گفت: آیا کسی مثل تو باید برای پادشاهان دردسر ایجاد کند؟ از تو مطلبی می پرسم که اگر از جواب عاجز بمانی مجازاتت می کنم.

او گفت: برای آموختن می پرسی یا برای امتحان کردن؟!

هارون گفت: برای آموختن.

او گفت: بسیار خوب. همان گونه که شاگرد در برابر استاد می نشیند مودب بنشین و سؤال کن.

هارون پرسید: آنچه بر تو واجب است چیست؟

او گفت: واجب اقسامی دارد، کدام را می پرسی؟ آنکه یکی است یا آنکه پنج تا؟ یا آنکه هفت تا؟ یا آنکه سی و چهار تا؟ یا آنکه نود و چهار تا؟ یا آنکه صد و پنجاه و سه است بر هفده تا؟ یا آن یکی از دوازده تا؟ یا آن یکی از چهل تا؟ یا آن پنج تا از دویست تا؟ یا آنکه در همه عمر یکی است؟ یا آن یکی به یکی؟

هارون کاملاً گیج شد ولی برای آنکه خود را نبازد خندید و گفت: من از واجب الهی که بر عهده توست می پرسم و تو حساب می شمری؟!



ادامه مطلب


نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، تفسیر و باطن آیات قرآن، عقل و علم اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام کاظم علیه السلام و رهاندن صالح بن واقد از زندان

صالح بن واقد طبری گوید:

روزی امام هفتم علیه السلام به من فرمود: طاغوت زمان، هارون الرشید، تو را دستگیر می کند و راجع به من سؤال می کند و به زندان می افکند. بگو او را نمی‌شناسم. آن‌گاه پس از مدتی به اذن خداوند نجات می‌یابی. همین طور شد. مرا در طبرستان دستگیر کردند و نزد هارون بردند. هارون در بازجویی گفت: بگو موسی بن جعفر چه می کند. به من گزارش داده اند که نزد توست.

گفتم: مرا با موسی بن جعفر چه‌کار؟ تو بهتر او را می شناسی و مکانش را می‌دانی. هارون دستور داد زندانی‌ام کنند. یک شب در بین زندانیان نشسته بودم که دیدم ناگهان امام وارد شد و فرمود: برخیز و همراه من بیا. همراه امام بیرون رفتم. در میان راه، امام فرمود: قدرت واقعی، قدرت الهی ماست که از روی کرامت خداوندی به ما عطا شده است.

 گفتم: من از دست این طاغوت ستمگر کجا پناه ببرم؟

 فرمود: به شهر خود برو که دیگر به تو دسترسی پیدا نمی‌کند. من نیز به شهر خود آمدم و دیگر کسی کاری به من نداشت.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 66، ح 87 از خرائج.





نوع مطلب : امام موسی کاظم علیه السلام، معجزات اهل بیت علیهم السلام، هارون الرشید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :