داستانهای مذهبی
پنجشنبه 1 اسفند 1392 :: نویسنده : ح و

ام البنین در ماتم عباس علیه السلام

نقل شده است که ام البنین، مادر عباس علیه السلام، در ماتم او و برادرانش به بقیع می رفت و در ماتم آنان چنان ندبه و گریه می کرد که هر که از آن جا می گذشت، به گریه می‌افتاد، حتی روزی مروان بن حکم که دشمن خاندان نبوت بود، هنگام گذشتن از آنجا گریه کرد.

از ام البنین در سوگ حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر پسرانش اشعاری به این مضمون نقل شده است: به من خبر دادند که سر فرزندم مجروح و دستش قطع شد. وای بر فرزندم که بر سرش عمود وارد شد. اگر شمشیر در دست داشتی هرگز کسی به تو نزدیک نمی‌شد.

دیگر مرا ام البنین صدا نزنید، زیرا مرا به یاد آن شیران بیشه می‌اندازید. من فرزندانی داشتم که مردم مرا مادر آنان می خواندند (ام البنین یعنی مادر پسران). امروز دیگر مرا فرزندی نیست؛ چهار فرزندم همانند عقاب‌های تیزپرواز بودند و تمام آنها شربت شهادت را نوشیدند.

منابع:

  • منتهی الامال ج 1، ص 709.

 





نوع مطلب : حضرت اباالفضل علیه السلام، حضرت ام البنین سلام الله علیها، بقیع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام خدمت خوانندگان محترم
در صورت تمایل جهت دریافت ایمیل مذهبی روزانه،
آدرس ایمیل خود را به آدرس زیر ارسال کنید:
hesamvahidi@gmail.com

داستانهای مذهبی این وبلاگ در شبکه های اجتماعی زیر هم ارسال می گردد:

کانال تلگرام:
https://telegram.me/dastanhayemazhabi

اینستاگرام:
http://instagram.com/dastanhaye_mazhabi

مدیر وبلاگ : ح و
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات